گوچی، نام تجاری انحصاری

هر نام تجاری ای باید نسبت به گرایش های متغیر [جامعه] حساس باشد، ولی وقتی که شما یک نام تجاری مد هستید، بیشتر آسیب‌پذیر خواهید بود. گوچی، که در سال ۱۹۲۰ توسط گوچیو گوچی (Guccio Gucci) پایه‌گذاری شد، در اصل یک شرکت سازنده ی زین اسب بود.

با گذشت سال ها به سمت یک نام تجملی گسترده‌تر گرایش یافت و در دهه ی شصت مورد توجه ثروتمندان نوظهور بین‌المللی قرار گرفت. به ویژه کیف دستی های گوچی با دسته ی بامبو، به صورت یک آرایه ی لازم برای آن طبقه درآمد.

بحران در گوچی

با این حال، در دهه ی هشتاد، گوچی داشت کم‌کم قدیمی و خسته کننده می شد. به علاوه، در آن دوران خانواده ی ایتالیایی صاحب مزون گوجی، در یک سری رسوایی ها و جنگ های خانوادگی و دعوا و مرافعه های جنجالی و حتی یک مورد اتهام به قتل درگیر شده بودند.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

گرچه تمام این ها، مقاله ها و نوشته های منفی زیادی در پی داشت، ولی مشکل واقعی از نقطه نظر برندینگ این بود که شرکت بیش از حد تنوع و گوناگونی پیدا کره بود. نام تجاری ای که یک زمان انحصاری شمرده می شد، در دهه ی نود امتیاز و لیسانس بیش از ۲۲۰۰۰ کالای گوناگون را دراختیار داشت. نام گوچی آن‌قدر پراکنده و ضعیف شده بود که معنای اولیه ی خود را از دست داده بود.

تحولی دوباره در گوچی

درعین حال، سال ۱۹۹۰، همان سالی بود که تام فورد (Tom Ford) طراح مد تگزاسی‌الاصل، به عنوان طراح پوشاک زنانه، به شرکت پیوست. چهار سال بعد، دومینیکو د سول (Dominico De Sole) مدیر اجرایی گروه گوچی شد. این دو انتصاب، سبب احیای نام تجاری گوچی در دهه ی نود میلادی بود.

موسس برند گوچی gucci

موسس برند گوچی gucci

تام فورد با طراحی لباس های بدن‌نماتر که با کفش های خیلی پاشنه بلند پوشیده می شدند و همین‌طور با تغییر فروشگاه های تیره و تاریک و از مدافتاده ی گوچی به محیط هایی پرنور و باز و مدرن با دکورهایی از جنس فلز کرم، ایماژ و انگاره ی گوچی را به کلی دگرگون کرد.

هم‌زمان د سول با محدود ساختن پخش و منحصر ساختن آن به بوتیک های گوچی و فروشگاه های طبقاتی خیلی خاص و برگزیده، دوباره ویژگی انحصاری بودن را به نام تجاری گوچی، برگرداند.

این مقاله را حتما بخوانید: کلینکس، اولین نام تجاری دستمال کاغذی

این دو به همراه هم، تمرکز نام تجاری را به کالاهی چرمی اولیه بازگرداندند و از طریق کمپین های تبلیغاتی برانگیزاننده، نام تجاری گوچی را دوباره پرنفوذ ساختند.

به دلیل تمرکز و انحصار احیا شده ی گوچی، امروز ارزش نام تجاری آن، سر به میلیاردها می زند و گروه گوچی تا جایی بالا رفته است که یکی از بزرگترین شرکت های لوکس و تجملی در جهان محسوب می شود.

لوگو گوچی

لوگو گوچی

لوگو و هویت بصری گوچی

بی شک طراحی لوگو گوچی یکی از آشناترین نمادهای بصری در صنعت مد و لباس است. این لوگو شامل یک مونوگرام متشکل از دو حرف G تنیده شده در هم با الهام از نام موسس این نام تجاری یعنی گوچیو گوچی طراحی شده است و تایپوگرافی سریف آن قدرت و اعتبار این برند را چند برابر نموده است.

با نگاهی عمیق تر به نمادهای استفاده شده در برندهای جهانی صنعت مد و لباس، بکارگیری سبک مونوگرام در طراحی و ایجاد تقارن در آن روش مرسوم بحساب می آید.

اما آنچه گوچی را کمی متمایز تر کرده و ارتباط احساسی قویتری با مخاطبین ایجاد می کند قطعا ریبون های سبز و قرمز این برند ایتالیایی است.

این دو رنگ مکمل در کنار هم، تمایزی جاساز شده را در محصولات این شرکت ایجاد کرده است به گونه ای که حتی در صورت نبود لوگو و لوگوتایپ این شرکت از فاصله ای دور محصولات این برند قابل شناسایی است و این یعنی سرمایه ای گرانبها.

 

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

رمز موفقیت گوچی

پخش محدود: گوچی هم مثل رولکس و هارلی دیویدسون، به‌منظور افزایش ارزش، پخش و توزیع کالاهایش را محدود ساخته است.

نفوذ: گوچی توانست از طریق بازسازی فروشگاه‌هایش، طراحی لباس های سکسی‌تر و تجملی‌تر و فریبنده‌تر و کمپین های برانگیزاننده ی تبلیغاتی، نفوذ خود در دنیای مد را دوباره به دست آورد.

تمرکز: گستره ی رو به افزایش کالاهای گوچکی در قدیم، امروز ساده و محدود شده است تا بتواند به نام تجاری‌اش یک نقطه ی تمرکز جدید بدهد.

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.gucci.com

سال تاسیس: ۹۲۰

کشور سازنده: ایتالیا

نکته‌ها:

۱- گوچی یکی از مطرح‌ترین ارایه ی دهندگان کالاهای تجملی شخصی است.

۲- در سال ۲۰۰۳، گوچی ۵/۱ میلیارد یورو درآمد داشت.

۳- شرکت تمام کالاهایش را در ایتالیا تهیه و تولید می کند.

 

برگرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری انتشارات سیته

با انواع لوگو و تصویر برند آشنا شوید

پیش از آنکه به بررسی انواع لوگو و آرم بپردازیم شاید بهتر باشد به تاریخ ایده های بصری برندهای بزرگ نگاهی بیندازیم و آن ها را در سه دسته بندی اصلی بررسی کنیم.

همانطور که می دانید طراحی و انتخاب لوگو و تصویر مناسب برند؛ یکی از مهم ترین مراحل پیشبرد یک نام تجاری است. البته باید به این نکته توجه داشت که ایده تصویری یک برند لزوما همان طراحی لوگو و آرم آن برند نمی باشد. برای مثال می توان به پر فروش ترین سیگار تاریخ جهان یعنی مارلبرو اشاره نمود. تصویری که به این برند پیوندخورده است لوگو آن نیست بلکه مجموعه ای از تصاویر مردان قوی و تنومند کابوی است تا بتوانند جوهره اصلی مارلبرو که یک سیگار مردانه است به مخاطبین منتقل کنند.

ایده های بصری غیر مرتبط

چشم بند پیراهن های هت وی، تونی ببره از برند غلات کلاگ، لک لک برند ولاسیک و پری دریایی استارباکس

چشم بند، ببر، لک لک و پری دریایی عناصری بودند که بدون هیچ ربطی به برند، به آن افزوده شدند. نمادهای بصری بی ربط در کوتاه مدت مؤثر عمل می کنند.

تنها به یک دلیل نیازی نیست که میان نماد تصویری و برند، ارتباط منطقی وجود داشته باشد. این که هیچ محدودیتی وجود ندارد. شما می توانید تکان دهنده ترین و غیرطبیعی ترین تصویری که میتوانید را پیدا و استفاده کنید.

با این حال، در درازمدت به دلیل بی ربط بودن ایده بصری و برند، این ایده اثربخشی خود را از دست میدهد؛ مگر این که برنامه ی تبلیغاتی بلندمدت و مستمری برای آن در نظر گرفته شود.

مانند پیراهن های هت وی که زمانی سهم قابل توجهی از بازار داشتند، اما نه این روزها که رالف لورن برند برتر بازار پیراهن های مردانه است.

 

این مقاله را حتما بخوانید : این قوانین مهم را در طراحی لوگو رعایت نمایید

ایده های بصری مرتبط

چند نمونه: اردک برند افلک، مارمولک گایکو و چوگان باز رالف لورن.

اما صبر کنید. آیا چوگان باز رالف لورن به همان بی ربطی چشم بند هت وی نیست؟

نه دقیقا. هر کسی می تواند یک چشمش را از دست بدهد، اما تنها افراد ثروتمند می توانند چوگان بازی کنند. چشم بند نمادی تکان دهنده تر است و شاید توجه بیشتری را نسبت به چوگان باز به خود جلب کند، اما چوگان باز مفهوم «س طح بالا» را منتقل می کند و این همان جایگاهی است که برند رالف لورن مایل است به دست بیاورد.

این تفاوت میان نماد مرتبط و غیرمرتبط است. نماد مرتبط عملکرد بهتری در انتقال مفهوم برند دارد، به ویژه اگر این نماد با یک گفته ی قدرتمند، تقویت شود؛ کاری که رالف لورن از آن غافل مانده است.

ایده های بصری جاساز شده

تا کنون بیشتر ایده ها، تصویرهایی بودند که به برنامه های بازاریابی اضافه شده بودند تا اثربخشی این برنامه ها را افزایش بدهند. آخرین و چشمگیرترین دستاورد، معرفی ایده هایی است که در ساختار محصول یا خدمت ارائه شده جاسازی شده باشد. مانند آبنبات های سوراخ دار نعنایی لایف سیورز و یا کفی قرمز رنگ کفش های کریستیان لوبونتین و …

انواع لوگو و آرم را بشناسیم

در این قسمت مقاله می خواهیم به یک شناخت کلی برای طراحی لوگو دست پیدا کنیم. قبل از هرچیزی مهم است شما از دید کدام سمت به لوگو نگاه کنید. اینکه طراح باشید یا کارفرما. برهمین اساس یک دسته بندی انجام  می دهیم

  1. اگر کارفرما باشید: باید با انواع سبک های طراحی لوگو آشنایی داشته باشید تا بتوانید یک طرح لوگو مناسب کسب وکارتان انتخاب کنید که بسیار نزدیک به اهداف کسب و کارف نام برند و شعار تبلیغاتی شما باشد.
  2. اگر به عنوان طراح باشید: شما باید بتوانید انواع سبک های موجود برای طراحی لوگو را بشناسید. این به شما کمک می کند بتوانید به کارفرما اطلاعات دقیق تری بدهید تا کارفرما با مشاوره با شما طرح مدنظر را انتخاب کند و در نهایت یک طرح حرفه ای تحویل دهید.

لوگو مونوگرام

بسیاری از شرکت ها به جای ابداع یک نماد قابل تشخیص، راه آسان تر را انتخاب می کنند و حروف ابتدای واژه ها (مونوگرام) را به کار می گیرند. مونوگرام در واقع شامل حرف اول یا چند حرف اول نام برند و یا کسب وکار می باشد که به شیوه هنری و خلاق طراحی می شود. اساس این لوگو در سادگی آن می باشد. مانند لوگو مک دونالد

برند رولکس (Rolex)

برند رولکس (Rolex)

لوگو پیکتوگرام

لوگو های با سبک تصویری بر پایه یک تصویر گرافیکی طراحی می شوند. در واقع علائم تصویری، آیکون ها یا پیکتوگرام ها همگی بر اساس تصویر طراحی می شوند. این سبک لوگو در مفهوم سازی و زیباسازی لوگو بهترین انتخاب برای کارفرما می باشند. اساس طراحی این سبک لوگو اشکال، ارم ها،طرح ها و رنگ های مختلف می باشد. همچنین استفاده از نماد حیوانات در این دسته بندی قرار می گیرد. تاج در لوگو رولکس نوعی پیکتوگرام محسوب می شود

تایپوگرافی

ساختار نوشتاری یک برند را که خصوصیاتی همچون سادگی، تمایز و خوانش بالا باید در آن رعایت شده باشد را تایپوگرافی و یا لوگوتایپ می گویند. برخی برندها به علت کوتاهی بیش از حد نام یاختار نوشتاری برندشان را نیز به عنوان نماد برند در نظر می گیرند. مانند نام تجاری زیراکس

لوگو مسکات

این لوگو در واقع نشان دهنده یک شخصیت کارتنی می باشد. شخصیتی که قرار است کسب و کار شما را به رخ  بکشد و با مخاطبین ارتباط برقرار کند. این لوگو بسیار مناسب کسب و کارهایی است که به دنبال ایجاد فضایی سالم برای خانواده و کودکان هستند. سبک این لوگو اساسا کارتونی و رنگارنگ می باشد. لوگوهایی مانند برند افلک و لکلک ولاسیک نمونه ای از این نوع سبک لوگو ها هستند.

لوگو امبلم 

اساس طراحی آین نوع سبک لوگو از یک نوشته با فونت خاص درون یک شکل و آیکون می باشد. این سبک لوگو یک شمای فانتزی به لوگو می بخشد. لوگوهای امبلم اصولا از در چشم مخاطبین بسیار می آیند. مانند لوگو استارباکس

 

خلاصه آنچه خواندیم

در این مقاله به شرح مفصل تری از انواع سبک های طراحی لوگو و آرم پرداختیم. اکنون شما پس از خواندن این مقاله چه در قالب یک طراح باشید یا یک کارفرما دید بهتری به لوگوها پیدا کرده اید. و با استفاده از انواع سبک طراحی لوگو که معرفی شد؛ می توانید انتخاب مناسبی برای طراحی لوگو کسب وکار مد نظر پیدا کنید. هرگز فراموش نکنید لوگو یکی از مهم ترین و اصلی ترین قسمت های یک برند و تجارت می باشد که در طراحی آن باید زمان و وقت ویژه ای صرف کرد. تا به یک طرح منحصر به فرد برسید. بهتر است سبک لوگو خودتان را با کمک شرکت متخصص این حوزه انتخاب نمایید.

بی‌ام‌و (BMW)، نام تجاری متمایز

bmw نام تجاری ای که با موقعیت اجتماعی پیوند دارد، این برند فقط محصولاتش را متمایز نساخته، بلکه مشتریان را هم مشخص و متمایز کرده است. بی‌ام‌و (bmw)یک «نام تجاری شرکتی» است. به عبارت دیگر نام شرکت و نام تجاری آن یکی و همسان است.

برخلاف دیگر سازندگان خودرو – مثل فورد یا فولکس واگن یا تویوتا بی‌ام‌و، پولی برای ساختن نام های تجاری زیرمجموعه صرف نمی کند. بی‌ام‌و، اتومبیلی هم رده ی موندئو (Mondeo) یا فولکس قورباغه ای یا لکسوس (Lexux) ندارد. فقط بی‌ام‌و دارد و این دست کم امکان بالقوه، بیشتری است برای اینکه خریداران متمایز شوند.

درباره برند bmw

شرکت از سال ۱۹۲۳، کارش را به ساخت موتورسیکلت و کامیون تغییر داد و از ۱۹۲۸ ساخت اتومبیل را شروع کرد. در هرصورت تکیه روی کارآیی موتور، هموراه با همان تاکید قبلی، باقی ماند. این موضوع حتی در اسم‌گذاری جدی و صریح بی‌ام‌و مشخص است. این حروف مخفف بی‌ریچ موتورن ورک (Bayerisch Motoren Works) (کارخانه ی موتورسازی باواریا) است.

البته بی‌ام‌و، یک نام تجاری تجملی و گزیده‌گرا است. هرکسی نمی تواند بی‌ام‌و بخرد به شهادت اصل مدیریت نام تجاری‌اش: «نهایت در رانندگی» برای کسانی جذاب است که هیچ چیز درجه ی دومی را قبول ندارند. البته «نهایت»، یک عبارت توصیفی است، نه چیزی که بشود آن را به‌طور قانونی مورد آزمایش قرار داد؛ ولی طنین یک ادعای جسورانه را دارد که این در رابطه با برندینگ، مهم‌ترین چیز است.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

خطر آبکی شدن برند

چالشی که پیش روی هر نام تجاری شرکتی قرار دارد، این است که برای خود یک هویت هماهنگ حفظ کند. چون هر جهت‌گیری جدیدی با ریسک آبکی شدن جوهره آن نام تجاری همراه است. در مورد بی‌ام‌و، چنین نشده است، چون شرکت، قاطعانه تمرکزش را روی یک مشخصه حفظ کرده است: کارایی موتور. تخصص اولیه ی شرکت، زمانی که در سال ۱۹۱۶ در مونیخ آغاز به کار کرد، ساخت موتور هواپیما بود.  اگر نام های تجاری واقعا بتوانند به انسان ها در متمایز ساختن خودشان کمک کنند، هیچ کدام از نام های تجاری این کار را بهتر از بی‌ام‌و، انجام نداده اند.

شعار تبلیغاتی BMW

شعار تبلیغاتی BMW

 بی ام و، مالک واژه راندن

از آن جا که یک عنصر تصویری تأثیر بیشتری دارد تا گفتار، منطقی است که فرض کنیم نخستین تصمیم یک مدیر بازاریابی باید انتخاب آن عنصر تصویری باشد. اما این طور نیست.این تناقضی است که بسیاری از افراد دنیای بازاریابی را درگیر خود می کند. ایک چکش بصری در ساخت برند تأثیر بسیاری دارد، اما خود این چکش، هدف برنامه ی بازاریابی نیست.

هدفی که برند را از ناکجا، به پرفروش ترین برند خودروی لوکس دنیا تبدیل کرد. اما چه چیزی مفهوم راندن را به ذهن مشتری منتقل کرد؟ ایده بصری بی ام و چه بود؟ این ایده بصری شامل یک زنجیره ای طولانی از آگهی های بازرگانی تلویزیونی بود و افرادی خوشحال را نشان میداد که در جاده های پیچ در پیچ، به راندن بی ام و سرگرم بودند.

این مقاله را حتما بخوانید: تیفانی، پر افتخارترین برند جواهرآلات جهان

شعار «نهایت یک خودرو» یک ایده کلامی بود. اما این ایده بصری بود که مفهوم نهایت یک خودرو  را به ذهن ها فرو می کرد.بدون ایده بصری، این ایده ی کلامی در یک سانحه ی جاده ای نابود میشد. البته «راندن» دهه هاست که مفهوم همیشگی تبلیغات شرکت های خودروسازی بوده؛ مانند کمپین درازمدت «ما هیجان می آفرینیم» شرکت «پونتیاک»، بدون هیچ گونه ایده بصری.

کمپین «نهایت یک خودرو» در سال ۱۹۷۵ کار خود را شروع کرد. در سال ۱۹۹۳، بی ام و به پرفروش ترین برند خودروی لوکس اروپایی در آمریکا تبدیل شد.

چرا واژه های تصویری ماندگارند!

ال ریس در کتاب چکش بصری به این موضوع می پردازد که هر برندی باید مالک واژه ای قابل تصویر در ذهن باشد. در این راستا ایده کلامی برند را به میخ و ایده تصویری برند را به چکش تشبیه می کند. هر چقدر چکش هماهنگ با میخ باشد این میخ قدرتمند تر به ذهن مخاطبان وارد می شود و ماندگار تر است.

مهمترین ابزار شما یک چکش بصری است که وقتی ایده تان را به ذهن مخاطب میخ کردید، دیگر زاید به نظر می رسد.خوب، این طورها هم نیست. سه قانون اصلی تبلیغات عبارت اند از: ۱) تکرار، ۲) تکرار و ۳) تکرار. ب

دین ترتیب، شما نه تنها برای سالها، بلکه تا دهه ها به این چکش نیاز دارید و این نیاز نه تنها در تبلیغات احساس می شود، بلکه در هرچه با وب سایت و کارت ویزیت و گزارشهای سالانه ی خود انجام میدهید نیز حضور دارد.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

بسیاری از شعارهای بازاریابی نیز دقیقا به همین دلیل ضعیف از آب درمی آیند. شاید آنها مزیت مهمی را بیان کنند، اما تا وقتی با یک چکش بصری تقویت نشوند، اساسا بی فایده خواهند بود. فردی که می خواهد اتومبیلی بخرد، به دنبال چیست؟ مطمئنا در کنار بسیاری موارد، این ویژگی ها را نیز در نظر می گیرد: قابلیت اطمینان، میزان مناسب مصرف سوخت، ظاهر دوست داشتنی، طراحی داخلی زیبا، گازخور خوب و اندازه ی مناسب. 

نخستین اشتباهی که یک شرکت خودروسازی ممکن است مرتکب آن شود، تبلیغ این ویژگی هاست. شاید بگوید منطقی است و مشتری به دنبال همین ویژگی هاست ، اما اشتباه بزرگی است وقتی همه چیز را با هم تبلیغ می کنید، چیزی در خاطر مخاطب نمی ماند. مهم ترین ویژگی برند را برای تبلیغ انتخاب کنید. ویژگی که با یک چکش بصری تقویت شده باشد.

تاریخچه لوگو بی ام و (bmw)

درباره لوگو بی ام و

جالبه بدونید که شرکت bmw در ابتدا موتور و ملخ هواپیمای نظامی طراحی می کرده و از این رو برخی از سایت ها و منابع مفاهیمی همچون ملخ هواپیما و آسمان را به این لوگو نسبت می دهند اما شرکت قویا این موضوع را رد می کند. طراحی لوگو bmw بر مبنای دو رنگ اصلی ایالت باواریا زادگاه این برند یعنی آبی و سفید تشکیل شده است. البته نا گفته نماند که مفاهیمی همچون جهانی بودن از شکل دایره ای و پویایی برند از فرم چرخشی این لوگو می توان استنباط نمود.

رمز موفقیت

ایجاد تمایز: یک اتومبیل بی‌ام‌و، صاحبش را متمایز می سازد و نشان دهنده ی این است که صاحبش به احتمال زیاد، ثروتمند، جسور، دوستدار هیجان و رقابت و تندرو است و می خواهد «نهایت» را تجربه کند.

تمرکز: بااینکه بی‌ام‌و هم گه‌گاه دچار اشتباه عجیب حرکت به‌سوی بازارهای بالاتر یا پایین‌تر شده است؛ ولی درنهایت توانسته است تمرکز فشرده ای را که برای هر نام تجاری شرکتی لازم است، حفظ کند.

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.bmw.com

سال تاسیس: ۱۹۱۶

کشور سازنده: آلمان

نکته‌ها:

۱- گروه بی‌ام‌و در حال حاضر ۲۳ کارخانه ی تولید و مونتاژ در هفت کشور دارد.

۲- گروه بی‌ام‌و در سال ۲۰۰۴، به قضاوت نشریه ی ویرتز شافت‌وش Writschaftswosche و گروه مشاورین برنامه‌ریزی ای‌.تی کیرنی (A.T.Kearney)، جایزه ی بهترین نوآوری را کسب نمود.

۳- در سال ۲۰۰۲، گروه بی‌ام‌و، اولین شرکت اروپایی بود که موفق شد جایزه ی (Outstanding Corporate Innovator) (OCI) در ایالات متحده ی امریکا را کسب کند.

بر گرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری نوشته مت هیگ. انتشارات سیته

روش ­های ساخت شعار تبلیغاتی

انتخاب و ساخت شعار تبلیغاتی و تجاری همپای انتخاب نام­ های تجاری اداری بسیار حائز اهمیت است. هر برند باید مالک یک شعار برند یا یک شعار تبلیغاتی خاص باشد که آن را در ذهن مخاطب جا بیندازد. ساخت شعار برای برند در واقع یک مهارت و تخصص است و اصول و ترفند­هایی دارد. در این مقاله تصمیم داریم ترفند­هایی کاربردی را با شما درمیان بگذاریم که شما به کار بستن آن­ها بتوانید در زمانی کوتاه یک یا چند شعار تبلیغاتی و تجاری قدرتمند بسازید. چند نمونه از برند­های ایرانی که با شعار تبلیغاتی همراه هستند در اینجا برای شما مثال می­زنیم.

هیمالیا: بر قله زیبایی­ها

سایپا: همپای مهربان ایرانیان

ایران خودرو­ها : راه تو را می خواند

هیچ کدام از ترفند­هایی که باعث قدرتمندی یک شعار تبلیغاتی می­شوند در این نمونه­ ها به کار گرفته نشده است. در ادامه مقاله ترفند­های ساخت شعار تجاری قدرتمند آشنا می شویم. با ما همراه باشید.

ترفند نخست: سراغ ویژگی خاص برندتان بروید

برخی برندها ویژگی های خاص خود را دارند که آن­ها را در میان رقیبانشان خاص و متمایز می­کند. این برند­ها باید در ساخت شعار تجاری و یا شعار تبلیغاتی روی همین ویژگی منحصر به فرد­شان تمرکز کنند. با یک مثال موضوع را شرح می­دهیم. برند خودروسازی ولوو نمونه خوبی از یک برند با ویژگی­های منحصر به فرد بوده است. خودرو­های ساخت به جای ظاهر زیبا و با کلاسی که بسیاری برند­های خودرو داشتند دارای ایمنی فوق العاده و مثال زدنی بودند.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

این شرکت خودرو سازی سوئدی، تلاش فراوانی برای ارتقا ایمنی خودرو­های شخصی انجام داد و با این که طراحی ظاهری چندان دلچسب نداشت اما خریدن این اتومبیل چیزی مثل بیمه عمر بود. ولوو توانسته بود ایمنی را به خوبی به عنوان شعار تبلیغاتی خود در ذهن مشتری­ها جا بیندازد و به همین دلیل سال­های سال توانست لقب پرفروش ترین خودروی وارداتی ایالات متحده را از آن خود کند. ولوو روی موضوعی تمرکز کرد که تقریبا برای تمام اتومبیل سواران و علی الخصوص کسانی که فرزند دارند بسیار مهم است : ایمنی اعضای خانواده

منظور از ویژگی منحصر به فرد برند چیزی است که رقبا نتونند ادعایش را بکنند. یعنی برند و محصولتان دارای ویژگی باشد که اثبات آن برای شما کار سختی نباشد ولی رقبا نتوانند یا برایشان سخت باشد که آن ادعا را بکنند. به طور مثال در ادامه مقاله شعار تجاری چند برند مشهور جهان که روی ویژگی منحصر به فرد و غیر قابل رقابتشان تاکید دارد توجه کنید:

شعار تبلیغاتی BMW

شعار تبلیغاتی BMW

بی ام و : نهایت رانندگی

با کیفیت عالی و کلاس خاصی که این برند دارد اثبات این ادعا که با ماشین­هایش نهایت لذت و حس رانندگی را می توان به دست آورد برایش کار سختی نیست. بسیاری از رقبایش هم به سختی می­توانند خودشان را با این برند نام دار مقایسه کنند. همین موضوع  باعث شده است این کمپانی اتومبیل سازی سال­های سال روی این شعار تبلیغاتی تمرکز کند و یکی از پرفروش ترین و پرسودترین خودروسازی­های دنیا باشد.

کوکاکولا : یک چیز واقعی

کوکاکولا چون اولین شرکتی بوده که توانست این نوشیدنی را از محتویات برگ کوکا و دانه­های کولا استخراج کند می تواند لقب واقعی بودن را به خود اختصاص دهد. یعنی ما بقی کولا­ها تقلیدی هستند و این ادعای درستی است که رقبا نمی توانند انکارش کنند.

ترفند دوم: تصویر سازی کنید

شعار تبلیغاتی قدرتمند است که خاطره انگیز باشد. خاطره یعنی چه؟ یعنی هر چیزی که در ذهن ما ماندگار شده است و به خوبی در ذهن ما حک شده باشد. پس این تصاویر هستند که در خاطر ما خاطره می­سازند و خاطره انگیز هستند. پس نتیجه می گیریم اگر قصد دارید یک شعار تبلیغاتی قدرتمند و خاطره انگیز بسازید نقش واژه ­های تصویری را فراموش نکنید.

واژه‌های تصویری یعنی واژه‌­هایی که ماندگار می­شوند. اگر به طراحی لوگو برندهایی که از تصویری قابل ادراک استفاده کرده اند مانند شرکت اپل دقت نمایید به این نکته می رسیم که هر ایده تصویری قابل تشخیص برای مخاطب ذهن مشتریان را جادو می کند و شاید می توان با قطعیت گفت تصویری بودن کلام ماندگاری آن را تضمین می کند.

از شعار تبلیغاتی آی پاد تا اچ پی

یک نمونه شعار تجاری با تصویر سازی عالی شعار تبلیغاتی است که اپل برای محصول آی پاد از آن استفاده می کرد هزار آهنگ در جیب شما.

اپل با این شعار تبلیغاتی خودش را به صدر لیست فروشندگان پخش کننده­های جیبی آهنگ رسانید چرا که این شعار به شدت تصویری، مملوس و قدرتمند است.

واژه هزار که در این جا معنی فراوان می­دهد و ترکیب واژگانی جیب شما هر دو تصاویر قدرتمند را در ذهن ما ایجاد می­کنند.

ترفند سوم: از تجانس آوایی و قافیه بهره بگیرید

در مغر ما بیش از ۱۰۰ میلیارد سلول مغزی وجود دارد که با هم در ارتباط هستند. تحقیقات نشان می­دهد ترکیب­ ها و جملاتی که قافیه دارد یا دارای تجانس آوایی هستند می­ توانند در سلول­های مغزی ما مسیرهایی را ایجاد کنند. دقیقا مانند سیم کشی­ های درون یک دستگاه الکترونیکی.

همین ویژگی باعث می­شود این ترکیب­ها و جملات بسیار بهتر در خاطرمان بمانند. برای نمونه اگر دقت کنید می­بینید بسیاری از ضرب المثل­های ماندگار ایرانی قافیه دار هستند :

شتر دیدی ندیدی

آستین نو بخور پلو

بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد

جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت نبود.

شعار تجاری برند لکسوس

هدف از ساخت شعار تجاری ماندگاری آن در ذهن مشتری می باشد. بنابراین استفاده از قافیه و تجانس آوایی یکی از ترفند­های مهم ساخت شعار تجاری است.برند­ های معروف بین المللی از این ترفند بسیار استفاده می­کنند. یکی از معروفترین برند­هایی که از این ترفند استفاده کرده است شعار کمپانی خودروسازی لکسوس است که دسامبر­های خاطره انگیز می­باشد.

شرکت پست آمریکا

یک شرکت پستی در آمریکا شعار آن این است که اگر جا شود حمل هم می­شود!. شعار این برند منظورش این است که شرکت پستی ما جعبه­های متفاوتی دارد که اگر وسایل شما در آن جعبه­ها جای بگیرد هزینه بسیار مناسبی را خواهید پرداخت. این شرکت به خوبی توانسته است این جمله را در شعاری دارای قافیه و خوش آوا و به یاد ماندنی خلاصه کند.

ترفند چهارم: قدرت تکرار را فراموش نکنید

استفاده از ترفند تکرار یکی از قدرتمندترین روش­های ساخت شعار تجاری یا شعار تبلیغاتی است که در منابع انگلیسی به آن REPETITION می­گویند. ساختن شعار­هایی که دارای تجانس آوایی باشند کمی سخت است و ساختن شعار­های دارای قافیه احتمالا سخت تر می­باشد. اما ساختن شعار تجاری با ترفند تکرار بسیار راحت تر است.

این مقاله را حتما بخوانید: هر آنچه که باید در انتخاب نام برند بدانید!!

این ترفند یعنی یک واژه قدرتمند را در شعار تبلیغاتی تکرار کنیم. استفاده از ترفند تکرار در ساخت شعار تجاری با وجود قدرتمند بودن ساده است فقط باید دقت کرد که شعارتان بی ربط نباشد و تکرار را روی یک وازه  قدرتمند قرار دهید که پیام خاصی را به مخاطب می­دهد.

در زیر نمونه ای از شعارتجاری برند­های معروف جهان که از ترفند تکرار در شعار استفاده می­کند را مثال می زنیم:

  • شعار تجاری برند مواد شوینده اکسی‌کلین: Don’t clean it, OxiClean it
  • شعار تجاری شرکت pfizer بزرگ‌ترین شرکت داروسازی جهان: Life is our life’s work
  • شعار تجاری برند تولید شیر Mayfield: The milk lovers milk
  • شعار تجاری برند تولید پیتزای papa johns: Better ingredience, Better pizza!

حالا چند برند ایرانی را مثال می­زنیم که از ترفند تکرار استفاده کرده است:

برند خودکار بیک: فقط بیک مثل بیک می­نویسد.

برند صا ایران: هر روز بهتر از دیروز.

شعار شوفاژ دیواری گلدیران: از ماست که گرماست.

شعار برند مواد شوینده تاژ: همیشه کیفیت، همیشه تاژ

ترفند پنجم: با تناقض شعار خاص بسازید!

استفاده از تناقص ترفند دیگری در ساخت شعار تجاری است. ترفند تناقص یعنی استفاده از واژه یا جمله ای در شعار تجاری که مخاطب انتظار آن را ندارد. و یک جور حالت معکوس به حساب می­آید. مانند بسیاری از ضرب المثل­های ایرانی

آش نخورده و دهان سوخته

فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه

اشک تمساح

شعار تبلیغاتی نایکی

شعار تبلیغاتی نایکی

شعار تجاری برند مشهور نایکی: فقط انجامش بده

نایکی حدود ۳۰ سال است که از این شعار استفاده می­کند. این برند از ترفند هوشمندانه تناقض در این شعار تجاری استفاده کرده است. از قدیم به ما گفته اند که اول فکر کن و سپس انجام بده اما این شعار تجاری تناقضی با این اصل است.

ترفند ششم: در شعارهایتان از ایهام استفاده کنید

ترفند دیگر در ساخت شعار تجاری قدرتمند استفاده از کلید ایهام است. ایهام یعنی وجود واژه ای در شعار تبلیغاتی که همزمان دو معنی را القا می­کند. در منابع انگلیسی به این ترفند DOUBLE-ENTENDRE می­گویند. شعار تجاری برند جواهر دییرز که الماس عرضه می­کند و قبل تر به آن اشاره کردیم مثال خوبی است:

الماس ابدی است!

در این شعار واژه الماس علاوه بر معنی واقعی اش استعاره از عشق هم می­باشد.

بزرگترین کتاب فروشی روی زمین

آمازون بزرگترین رود کره زمین است. و نام تجاری این برند هم آمازون است. پس این شعار هم به نام این شرکت و هم به محل جغرافیایی که نام این برند را از آن گرفته شده؛ اشاره کرده است.

برند ایرانی چسب رازی هم تا حدودی از ترفند ایهام برای ساخت شعار تجاری استفاده کرده است: همه راضی از چسب رازی

دو نکته پایانی:

  1. از شعر­های نخ نما پرهیز کنید

  2. شعار قدرتمند­تان را عوض نکنید!

آنچه خواندیم

پس از انتخاب نام برند و رنگ برند به قسمت انتخاب شعار تبلیغاتی برای برند می­رسیم. در این مقاله با آوردن مثال­های متعدد ترفند­های انتخاب شعار تبلیغاتی را ذکر کردیم. انتخاب یک شعار مناسب یکی دیگر از مواردی است که باید برای برندتان توجه کنید و با هوشمندی به شعار تبلیغاتی و تجاری قدرتمند برسید.

خلاصه آنچه خوانده ایم

در این مقاله ما در رابطه با تاثیر انتخاب رنگ و چگونگی انتخاب رنگ برند به تفضیل شرح دادیم. متوجه شدیم به عنوان یک برند و نام تجاری اگر بخواهید یک ارتباط عاطفی قوی در مشتریانتان ایجاد کنید انتخاب یک رنگ بسیار مناسب می­تواند کمک بسیار شایانی بکند. همچنین علم روانشناسی رنگ­ها این امر را به خوبی ثابت کرده است که شنیدن برخی عبارات تداعی کننده چگونه هیجان و رنگی در ذهن­ها می­شود و همین باعث می­شود که نام یک برند و تجارت متمایز شود. برای انتخاب نام برند و تجارت استفاده از رنگ­های اصلی را توصیه کردیم. و همچنین تاثیر فرهنگ و تاریخ در نام برند را بیان کردیم.که یا توجه به این گزینه انتخاب رنگ­های خنثی یا فرعی نیز بسیار کارساز است.

در نهایت نتیجه می­گیریم انتخاب یک رنگ مناسب برای برندتان باعث می­شود تا پیشرفت بسیار زیادی در جلب مشتری و متمایز بودن برندتان در ذهن عموم شود.

 

 

 

 

چرا محصول جدید، نام جدید می خواهد!

وقتی کالایی کاملا جدید پدیدار می شود، قلاب کردن یک نام مشهور به آن تقریبا همیشه اشتباه است. دلیل این امر روشن است. یک نام مشهور به این دلیل مشهور است که نماینده و یادآورنده ی مسئله ای است که در ذهن مشتری جایگاهی دارد. یک نام واقعا مشهور، روی بالاترین پله ی نردبانی قرار گرفته است که چهارچوبی مشخص دارد. اگر قرار است کالای جدید ساخت برند جدید موفق باشد، به نردبانی جدید نیاز دارد. نردبانی تازه، اسمی تازه. به همین سادگی

اما فشارهای همگام شدن با نام مشهور بسیار زیاد است. «نام مشهور، پذیرفته شده است، مشتریان و خریداران احتمالی ما و شرکت را میشناسند و اگر نام ما را روی کالای جدید ببینند، احتمال پذیرش آن کالا بسیار بیشتر میشود.»

اما چنین منطقی کاملا اشتباه است.

تجربه تلخ زیراکس

زیراکس تقریبا یک میلیارد دلار برای یک شرکت کامپیوتری سودآور هزینه کرد که اسم کاملا مناسبی مانند سیستم های داده های علمی (Scientific Data Systems) داشت. بعد چه کرد؟ البته نام شرکت را از سیستم های داده های علمی به سیستم های داده های زیراکس (Xerox Data Systems) تغییر داد. چرا؟ آشکارا به این دلیل که زیراکس نامی بهتر و شناخته شده تر بود. نه تنها شناخته شده تر، بلکه زیراکس نوعی بازاریابی پر ابهت و رمزآلود دارد.

زیراکس

این تبلیغ کامپیوتر زیراکس، مشکل را مشخص می کند، اما راه حلی نشان نمی دهد. زیراکس در طول چندین سال، چند میلیارد دلار در بخش کامپیوترش از دست داد تا این که سرانجام مدیران دست از آن شستند و تلاش های جایگاه سازی خود را به شرکت کپی اسناد و اوراق معطوف کردند. هر چیزی که کپی نمی کنند، بهتر است از این جا برود.

قانون الاکلنگ

وقتی به ذهن خریدار نگاه می کنید، می توانید ببینید کجا اشتباه کرده اید؛ و این همان قانون الاکلنگ است. یک نام نمیتواند نماینده ی دو کالای کاملا متمایز باشد. وقتی یکی از این کالاها بالا می رود، دیگری پایین می آید.

زیراکس به معنای ماشین کپی است، نه کامپیوتر (اگر از منشیتان بخواهید برایتان یک نسخه زیراکس بگیرد، اگر در عوض یک حلقه ی نوار مغناطیسی دریافت کنید، از کوره در میروید). حتی زیراکس هم این را می داند. عنوان یکی از تبلیغات کامپیوتری آنها می گوید: «خنده دار است.تو شبیه ماشین زیراکس نیستی.» و خط بعدی ماشین زیراکسی که نمی تواند کپی بگیرد.»

این مقاله را حتما بخوانید: جوهره برند در برندسازی چیست ؟

برای موفق بودن، زیراکس باید کاری می کرد که زیراکس مفهوم کامپیوتر داشته باشد. آیا چنین کاری برای شرکتی که جایگاه دستگاه کپی را دارد، امکان پذیر است؟ شرکتی که ۹۰ درصد از حجمش را دستگاههای کپی تشکیل میدهند.

زیراکس چیزی بیشتر از نام است. زیراکس یک جایگاه است. زیراکس هم مانند کلینکس، هرتز و کادیلاک نمایانگر جایگاهی از ارزشی طولانی مدت است.

وقتی کسی بخواهد جایگاهتان را بگیرد، به اندازه ی کافی بد است؛ اما اگر این جایگاه را خودتان از خودتان بگیرید، دیگر فاجعه است.

مصداق الاکلنگ در برندهای هاینز و ولاسیک

هاینز و قانون الاکلنگ

هاینز و قانون الاکلنگ

هاینز (Heinz) چیست؟ پیش از این به معنای خیارشور. کلمه خیارشور متعلق به هاینز بود و بیشترین سهم را داشت. سپس این شرکت کاری کرد که هاینز معنای سس کچاپ را پیدا کند و بسیار هم موفق شد. هاینز اکنون برند درجه ی یک در کچاپ  است.

و اما چه به سر سمت دیگر الاکلنگ امد؟ هاینز سرگروهی خیارشور را به ولاسیک (Vlasic) واگذار کرد.

این مقاله را حتما بخوانید: قبل از انتخاب نام برای برند، حتما این مقاله را بخوانید.!

هاینز (Heinz) شرکتی بزرگتر با اسمی بهتر نسبت به ولاسیک (Valsic) و گربر (Gerber) است. اما ولاسیک در زمینه ی خیارشور و گربر در زمینه ی غذای بچه، فروش بیشتری از هاینز دارد. شرکتی بزرگ با سابقه ای فراوان، معمولا نمی تواند با شرکتهای کوچکتری که موقعیتی مشخص دارند، به خوبی رقابت کند. اندازه مهم نیست، اما جایگاه سازی مهم است.

روش تک جایگاهی پراکتر اند گمبل

برای روشن کردن مزایای نام های جداگانه به جای استفاده از نام خود شرکت می توان شیوه های به کار گرفته شده توسط پراکتر اند گمبل و کلگیت – پالمولیو را با هم مقایسه نمود.

روی بسیاری از محصولات کلگیت – پالمولیو میتوانید اسم شرکت را ببینید. برخی از آنها عبارت اند از: خمیردندان کلگیت، خمیر ریش فوری کلگیت، ضدعفونی کننده ی دهان کلگیت ۱۰۰، مسواک کلگیت و پودر دندان کلگیت. همچنین مایع شوینده ی پالمولیو، اصلاح فوری پالمولیو، خمیر ریش پالمولیو و صابون پالمولیو.

پراکتر اند گمبل

نمونه ای از روش تک جایگاهی پراکتر اند گمبل

اما در مورد محصولات پراکتر اند گمبل، اصلا اسم شرکت را در کنار نام محصول نمی بینید.پراکتر اند گمبل هر کالایی را با دقت تمام جایگاه سازی کرده است، بهگونه ای که جایگاهی منحصر به فرد در ذهن داشته باشد. برای مثال تاید(Tide) لباسها را «سفید» می کند، چیر (Cheer) لباسها را «سفیدتر از سفید» می کند و بولد (Bold) آنها را «براق» می سازد. پراکتر اند گمبل با تعداد کالاهای کمتر (۵۱ کالا در برابر ۶۵ کالای کلگیت – پالمولیو)، میزان تجارتش دو برابر و میزان سوددهی اش سه برابر بیشتر از کلگیت – پالمولیو است.

گرچه این روزها در خیابان مدیسون مد شده که تبلیغات پراکتر اند گمبل را ناچیز بشمارند، اما جالب است به این نکته اشاره کنیم که پراکتر اند گمبل درآمد سالیانه اش از تمامی ۶ هزار آژانس تبلیغاتی آمریکا بیشتر است.

لورآل، اولین تولیدکننده رنگ مو و شامپوی غیرصابونی

نام تجاری مثل لورآل، که امروز بیشتر به گسترش و افزایش سرمایه ی موجودش می پردازد، در اصل در قالب یک نام تجاری انقلابی شروع به کار کرد. این نام تجاری توسط یک نفر به وجود آمد، او آقای اوژن شوئلر (Eugene Schueller) یک مهندس شیمی با استعداد مقیم پاریس بود. وی در سال ۱۹۰۷ اولین رنگ موی شیمیایی را ابداع نمود.

در سال ۱۹۰۸ با تکیه بر این ابداع، فعالیت تجاری خود را با نام شرکت فرانسوی رنگ موی بی‌ضرر (French Company for inoffensive Hair Dyes) پایه‌گذاری کرد. (سال بعد نام شرکت به لورآل تغییر یافت.)

دو مرحله مهم در زندگی یک برند

نام های تجاری موفق از دو مرحله می گذرند: مرحله ی نوآوری و ابداع و مرحله ی تثبیت و استحکام. یک نام تجاری برای رسیدن به پیشگامی، ابتدا به نوآوری و در مرحله ی بعدی به تثبیت و استحکام نیاز دارد. تقریبا غیرممکن است که یک نام تجاری بتواند تنها با تکیه بر تبلیغات، در یک رسته ی کاری پیشگام شود. نام تجاری باید چیز جدیدی به دنیا ارایه کند؛ چیزی که آن‌قدر قابل توجه باشد که اطلاع‌رسانی، روابط عمومی و توصیه ی کلامی به‌دنبال بیاورد.

برای مثال تیغ های خودتراش ژیلت یا کفی لاستیکی کفش های مخصوص دویدن نایکی را درنظر بگیرید. این نوآوری ها بازار را متحول ساختند و سکوی پرش مناسبی برای نام تجاری‌شان آماده کردند و سپس در مرحله ی بعدی به کمک تبلیغات، دستاوردهای خود را تثبیت کرده و استحکام بخشیده اند.

 بدون نورآوری، چیزی برای تثبیت و استحکام وجود نخواهد داشت.

لورآل در مسیر رشد

ابتدا، شرکت، تک نفره هدایت می شد. اوژن برای درست کردن رنگ مو از خیر خواب شبانه گذشته بود و روزها هم برای فروش محصولات خود به آرایشگاه های پاریس سر می زد. کم‌کم مرحله ی تثبیت شروع شده بود.

این مقاله را حتما بخوانید: کلینکس، اولین نام تجاری دستمال کاغذی

در سال ۱۹۰۹، اوژن موفق شد از یک شرکت حسابداری، وام مختصری بگیرد که با آن توانست هم یک آپارتمان بزرگ‌تر اجاره کند و هم اولین کارمند شرکت را استخدام نماید. او هم‌چنین در یک مجله ی مخصوص آرایشگاه ها، به نام لاکوافور دوپای (LaCoiffure de Paris)، برای محصول خودش شروع به تبلیغات کرد.

اوژن، موسس لورآل

اوژن، موسس لورآل

ایجاد نام های تجاری جدید، الگوی موفق لورآل

در سال ۱۹۳۴ این برند آن قدر بزرگ شده بود که توانست شرکت فرانسوی مونسارون (Monsaron) را بخرد. این موقیت برای اوژن عرصه ی بسیار مناسبی را فراهم کرد تا بتواند دومین نوآوری بزرگ لورآل – اولین شامپوی بدون صابون – را ارایه کند. با این حال او به جای اینکه این کالای جدید را شامپول لورآل بنامد، به آن یک نام تجاری جدیدب خشید: دوپ (Dop).

در سال های بعد خرید شرکت های موجود و به وجود آوردن نام های تجاری جدید در رسته های متفاوت کالا، الگوی کار این برند شد. در دهه ی شصت میلادی، لورآل، شرکت های لانکوم (Lancome) و گارنیه (Garnier) را خرید و شرکت عطر گی لاروش (Guy Laroche Perfumes را به‌وجود آورد. امروزه اکثر نام های تجاری معتبر در صنعت عطرسازی از جمله رالف لارن (Ralph Lauren)، لانکوم و جورجیو آرمانی (Giorgio Armani) به لورآل تعلق دارد. لورآل هم چنین پیشگام بازار مواد آرایشی است و در کنار نام تجاری خود، صاحب نام تجاری می بلین (Maybelline) هم می باشد.

برندهای لورآل

زیربرندهای شرکت لورآل

رقابت برندهای داخلی لورآل با یکدیگر

نکته ی جالب دیگر درمورد لورآل این است که از خورده شدن توسط خودش نمی ترسد. از آنجایی که این شرکت، نام های تجاری بسیاری در بازارهای یکسان یا مشابه دارد، خطر اینکه هرکدام از آن ها فروش دیگری را تحت‌الشعاع قرار دهد یا به اصطلاح توسط دیگری خورده شود، بسیار زیاد است. این برند آن‌قدر برند بزرگی شده است که بزرگترین رقیب خودش است.

این مقاله را حتما بخوانید: با مفهوم SWOT در برندسازی آشنا شوید!!

ولی اوئن جونز می گوید که از روی قصد سعی داشته است که بین تیم های بازاریابی خودش، رقابت و تنش به وجود بیاورد. او در همین رابطه به مجله ی بیزنس و یک می گوید: «من دقیقا می خواستم فضایی سنگین و پرتنش ایجاد کنم.» او به همین منظور یک دفتر مرکزی هم در نیویورک تاسیس می کند؛ یک «قدرت رقیب» که از مقر اصلی شرکت در پاریس مجزاست.

این اقدامات جلوی هرگونه «احساس رضایت از خود» را، حتی در جاهایی که لورآل حاکم مطلق بازار است، می گیرد. بیش از یک دهه است که لورآل نسبت به دیگر رقبایش در مقامی بالاتر قرار دارد. ولی اوئن جونز می گوید که هیچ وقت «راضی نیست» و هیچ‌گاه متقاعد نشده است که شرکتش برنده ی نبرد بازار است. چنین رقابت درونی ای بدون شک، محیطی بسیار خلاق می آفریند.

هویت ملی متفاوت در برندهای متفاوت

رمز موفقیت این برند در جداسازی هویت هر کدام از نام های تجاری‌اش است. مثلا نام تجاری می بلین با اینکه به یک شرکت فرانسوی تعلق دارد ولی مصرف کنندگان خود را دختران جوان و آلامد نیویورکی نشان می دهد. لورآل با داشتن هویت های جداگانه ی متنوع، درون یک شرکت جهانی توانسته است به حق، خود را به عنوان «سازمان ملل زیبایی» بشناساند.

لیندسی اوئن جونز (Lindsay OwenJones) مدیرعامل بریتانیایی لورآل می گوید: «ما آگاهانه تلاش کرده‌ایم که در ریشه های فرهنگی نام های تجاری‌مان، تنوع به وجود بیاوریم.» برای مثال هنگامی که لورآل در سال ۱۹۹۶، شرکت می بلین را به مبلغ ۷۵۸ میلیون دلار خرید، آگاهانه بر اصلیت امریکایی آن تاکید ورزید و زیرمجموعه های جدیدی مثل می بلین میامی چیل (Maybelline Miami Chill) را ارایه داد و در تبلیغات تلویزیونی، به عنوان پس زمینه از منهتن نیویورک استفاده کرد.

این استراتژی کارساز بود. فروش می بلین تا سال ۲۰۰۳ دوبرابر شد و امروزه نسبت به قبل از زمان واگذاری به لورآل، در خارج از امریکا هم نام تجاری بسیار بزرگتری است.

لورآل این موضوع را ثابت کرده است که هویت ملی بخشیدن به نام های تجاری زیرمجموعه‌اش، موفقیت بین‌المللی آن ها را محدود نکرده است. درواقع با اضافه کردن کاراکتر و شخصیت به این زیرمجموعه ها، کارآیی این استراتژی بیشتر هم شده است.

برای اینکه شما شایستگی آن را دارید

جایگاه لورآل تنها ارائه ی محصولاتی با مصارف روزمره ی زیبایی نیست؛ بلکه جایگاهی دارد به عنوان ارایه کننده ی محصولاتی که درخور و شایسته ی مصرف کننده است. این مهم به خوبی در فرم و شکل طراحی لوگو نوشتاری این برند مشهود است و جایگاه ویژه محصولات این برند را نشان می دهد.

لوگو لورآل

تاریخچه لوگو لورآل

شعار تبلیغاتی لورآل: «برای اینکه شما شایستگی آن را دارید.» که در آگهی های تلویزیونی از زبان بسیاری از اشخاص مشهور چون بن افلک (Ben Affleck) و جنیفر انیستون (Jennifer Anistone) شنیده شده است، به‌خوبی هویت نام تجاری را آشکار می سازد.

این مقاله را حتما بخوانید: هویت بصری برند چیست و با مهمترین اقلام آن آشنا شوید!!

این شعار مثل خود شرکت، جهانی بودن را با ویژگی های شخصی می آمیزد. مخاطبان این شعار، هم خریداران تک و هم بازارهای عمده هستند؛ چرا که واقعا نمی توان آن دو را از هم جدا کرد. درواقع «فردیت» کلمه ای است که تمام استراتژی لورآل در آن خلاصه می شود. لورآل به این شیوه توانسته است بهترین های هر دو بازار را از آن خود کند.

لورآل دربرابر این وسوسه که تمامی نام های تجاری خود را زیر پرچم لورآل به شکل یک مجموعه ی مشابه ارایه دهد، مقاومت کرده است و توانسته است به هرکدام به‌طور جداگانه قدرت ببخشد.

رسته های اصلی این برند

لورآل برای اطمینان از اینکه نام های تجاری متنوع‌اش در سایه ی یکدیگر کم‌رنگ و محو نشوند، نه‌تنها روی هویت ملی هرکدام تاکید خاص دارد، بلکه موقعیت خودش را هم پایین آورده و الان تنها بر پنج رسته ی کاری تمرکز دارد: محصولات مراقبت از مو، رنگ مو، لوازم آرایش، عطر و محصولات نگهداری از پوست.

برای اینکه شما شایستگی آن را دارید

جایگاه لورآل تنها ارائه ی محصولاتی با مصارف روزمره ی زیبایی نیست؛ بلکه جایگاهی دارد به عنوان ارایه کننده ی محصولاتی که درخور و شایسته ی مصرف کننده است. شعار تبلیغاتی لورآل: «برای اینکه شما شایستگی آن را دارید.» که در آگهی های تلویزیونی از زبان بسیاری از اشخاص مشهور چون بن افلک (Ben Affleck) و جنیفر انیستون (Jennifer Anistone) شنیده شده است، به‌خوبی هویت نام تجاری را آشکار می سازد.

این شعار مثل خود شرکت، جهانی بودن را با ویژگی های شخصی می آمیزد. مخاطبان این شعار، هم خریداران تک و هم بازارهای عمده هستند؛ چرا که واقعا نمی توان آن دو را از هم جدا کرد. درواقع «فردیت» کلمه ای است که تمام استراتژی لورآل در آن خلاصه می شود. لورآل به این شیوه توانسته است بهترین های هر دو بازار را از آن خود کند.

لورآل دربرابر این وسوسه که تمامی نام های تجاری خود را زیر پرچم لورآل به شکل یک مجموعه ی مشابه ارایه دهد، مقاومت کرده است و توانسته است به هرکدام به‌طور جداگانه قدرت ببخشد.

 

رمز موفقیت

نوآوری: نام های تجاری بزرگ با نوآوری به‌وجود می آیند نه با تبلیغات؛ تبلیغات در مرحله ی دوم قرار دارد.

فردیت: لورآل برای جذب بازارهای متفاوت از نام های متفاوت بهره می گیرد. این نام با دیگر نام های تجاری جهانی که یک تک شمایل «خداگونه» از خود به جهان می نمایانند، متفاوت است. لورآل نیاز ندارد که جهانش را تنها به شکل خودش بیافریند.

شخصیت: بااینکه این برند برای بازارهای متفاوت، نام های تجاری متفاوت دارد، از بزرگ‌نمایی و اغراق در شخصیت منفرد هر کدام از آن ها نمی ترسد. درحالی که به‌طور معمول، نام های تجاری دیگر با گسترش خود، هویت شخصی خویش را پایین می آورند.

تثبیت و استحکام: لورآل فقط به منظور ارایه ی نام های تجاری جدید، آن ها را نمی سازد، بلکه با درنظر گرفتن بازار اختصاصی برای هر کدام، نام تجاری جدید ارایه می دهد یا روی آن ها، بیشتر سرمایه‌گذاری می کند.

ملیت: بسیاری از نام های تجاری از ترس شکست در بازارهای خارجی، روی هویت ملی خود تکیه ی چندانی نمی کنند. لورآل برخلاف آن ها، برای بزرگ جلوه دادن هویت ملی یا محلی هرکدام از نام های تجاری‌اش تلاش می کند؛ تا جایی که در کنار نام تجاری، نام محل مربوط به آن را هم ذکر می کند. مثلا می بلین نیویورک یا لورآل پاریس.

 

خلاصه پرونده

سایت اینترنتی: www.loreal.com

سال تاسیس: ۱۹۰۷

کشور سازنده: فرانسه

نکته ها:

۱- لورآل، نام تجاری پیشگام جهان در صنعت لوازم آرایشی است.

۲- لورآل هر سال بیش از ۳۰۰۰ فرمول جدید در محصولاتش ارایه می دهد.

۳- ۳/۳ درصد فروش سالیانه ی لورآل از لوازم آرایش و نگهداری از پوست به دست می آید.

۴- در هر ثانیه ۸۵ محصول لورال به فروش می رسد.

ژیلت، اولین نام تجاری اصلاح سریع

بوستون، ایالات متحده ی امریکا، سال ۱۸۹۵، یک کارگر اسکله ی چهل ساله، ایده ای دارد برای ساخت یک خودتراش جدید که ایمن باشد. نام این مرد کینگ [به معنی شاه] کمپ ژیلت (King Camp Gillette) است. ولی نامش تنها مشکل او نیست. او مجبور است قبل از اینکه بتواند کالایش را توسط مردم مورد آزمایش قرار دهد، سرمایه ای داشته باشد و برای تهیه ی پول سرمایه ی تاسیس شرکت خودتراش ژیلت، به تمام بانک ها و دفاتر سرمایه‌گذاری شهرش مراجعه کند.

ژیلت و شروعی نا امیدکننده

تهیه ی پول زمان زیادی می برد؛ زیرا در آن زمان صاحبان سرمایه مثل امروز حاضر نبودند برای پروژه های امتحان نشده  سرمایه‌گذاری کنند. در حقیقت زمانی که شرکت کینگ کمپ موفق شد تولید خودتراش و تیغ را آغاز کند او به سن ۴۸ سالگی رسیده بود. حتی وقتی که تولید آغاز شده بود، کمپ به‌سختی توانست سرمایه‌گذاران عصبی و ناامیدش را آرام کند. شرکت خودتراش ژیلت، در اولین سال تاسیس، در مجموع ۵۱ عدد خودتراش و ۱۶۸ عدد تیغ فروخت؛ امید بستن به موفقیت جهانی در عرصه ی این تجارت بیهوده به نظر می رسید.

سازنده ژیلت

سازنده ژیلت

وجه تمایزی که ورق را برگرداند!

بعد در سال ۱۹۰۴ همه چیز تغییر کرد. فروش بالا رفت و این خبر بین مردم پخش شد که خودتراش جدید ایمن است و صورت را نمی برد؛ در پی آن یکی از بزرگترین پدیده های نشر خبر از طریق دهان به دهان به دست آمد و درنتیجه، نمودار تقاضا برای خودتراش، به بالای جدول رسید. سال بعد از آن، ژیلت بیش از یک چهارم میلیون (۲۵۰ هزار) خودتراش و حتی بیشتر از این تعداد، تیغ فروخت. شرکت ژیلت یک دفتر در لندن افتتاح کرد و یک کارخانه برای تولید بازار اروپا در پاریس تاسیس نمود.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

حتی در دوران بازاریابی و مارکتینگ «ویروسی» [از جهت سرعت پخش]، پرش فروش از ۵۱ واحد به ۲۵۰۰۰۰ در طول دو سال، اعجاب آور است.

ژیلت،‌خودتراشی همه روزه

درک علت چنین رشد غیرعادی ای، چندان دشوار نیست. ژیلت پدیده ای به نام ریش تراشیدن را اختراع نکرد، بلکه یک کالای کاملا جدید ارایه کرد و بازار را متحول ساخت؛ کالایی که همه ی آقایان می توانند هرروزه از آن استفاده کنند و این یعنی یک پیشرفت قطعی و مشخص در محصولی که در گذشته وجود داشته است. بولد بودن طراحی لوگو برند ژیلت مفهوم مردانگی و همچنین ایتالیک بودن لوگوتایپ این برند مفهوم سرعت را نمایان کرده است.

لوگو ژیلت

لوگو ژیلت

فروش هم‌چنان به رشد صعودی ادامه داد. در ۱۹۱۵، شرکت سالیانه هفت میلیون خودتراش می فروخت. در ۱۹۱۷ بیش از سه میلیون نفر از افراد ارتش امریکا از خودتراش های ژیلت استفاده می کردند.

در همین زمان، کینگ کمپ که چنین شانسی را باور نمی کرد، تصمیم گرفت که کمی استراحت کند. پس به غرب و به ایالت کالیفرنیا رفت و بقیه ی عمر خود را به عنوان تئوریسین اجتماعی در آنجا سپری کرد. او در سال ۱۹۳۲ درگذشت.

حتما بخوانید : هویت حسی برند چیست و چه عواملی در موفقیت آن اثرگذار است؟

بهترین توسعه خطوط ضمیمه برند از دید نظریه پردازان اقتصادی

در طول قرن بیستم، ژیلت آن‌چنان گسترش یافت که به یک نام تجاری برتر جهانی تبدیل شد. در سال ۱۹۵۳، شرکت، کف ریش‌تراشی را عرضه کرد. (که از نظر برخی از نظریه‌پردازان اقتصادی، بهترین گسترش خطی یک نام تجاری، شناخته شده است؛ چرا که به همراه کالای اصلی استفاده می شود.) ژیلت نام های تجاری دیگری هم از جمله ی دئودرانت رایت گارد (Right Gard) را ارایه کرد. همین‌طور محصولات کاملا جدید دیگری مثل: ترک دو (Trac II) (یک خودتراش با تیغ دو لبه که در سال ۱۹۷۱ به بازار آمد.)، سیستم تراش سنسور (Sensor Shaving System) (1990) و خودتراش سه تیغه ی مچ تری (Mach3) (1988) که تا امروز هم‌چنان پرفروش‌ترین باقی مانده است.

محصولات ژیلت

برخی محصولات ژیلت

 

رمز موفقیت

تستسترون: هربار که آقایان، مخاطب تبلیغات ژیلت هستند، شرکت بر ارزش های مردانه ی نام تجاری‌اش تاکید می کند. تیغ های ژیلت فقط ویژه ی مردان نیست؛ بلکه نماد مردانگی است. مردان آگهی های ژیلت، قهرمانان، پدرها و شوهرهایی هستند که رو به دوربین، با پس‌زمینه ای از موسیقی راک ملایم، لبخندهای خشن ولی جذاب! می زنند. «بهترین برای یک مرد» شعار تبلیغاتی‌ای است که کیفیت و مردانه بودن کالایش را در چهار کلمه خلاصه می کند.

این مقاله را حتما بخوانید: تیفانی، پر افتخارترین برند جواهرآلات جهان

نوآوری: «محصول خوب نتیجه ی تحقیق و بازاریابی است و محصول عالی نتیجه ی تحقیق و پیشرفت و بهینه‌سازی». این گفته را آلفرد زاین (Alfred Zeien) مدیرعال سابق ژیلت می گوید؛ و حتما می داند که چه می گوید، چون شرکت او در تولید محصولات کاملا جدید، با موفقیت عمل کرده است. محصولاتی که هم نوآور و هم بسیار محبوب و پرطرفدارند؛ از اولین خودتراش کینگ کمپ گرفته تا مک تری.

برخی زیر برندها

ژیلت تعداد زیادی از شرکت های دیگر را هم خرید. از جمله: براون (Braun)، لورآل بی (Oral B)، واترمن (Waterman) و قلم های پارکر (Parker) و نیز در سال ۱۹۹۶ با شرکت دوراسل (Duracell) یک قرارداد بزرگ مشارکت، منعقد نمود.

امروز ژیلت در میان ده نام تجاری با ارزش دنیا قرار دارد و هنوز محبوب‌ترین محصولات ریش‌تراشی را عرضه می کند.

زیر برندهای ژیلت

برخی زیر برندهای ژیلت

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.gillette.com

سال تاسیس: ۱۹۰۱

کشور سازند: ایالات متحده ی امریکا

نکته ها:

۱- ژیلت براساس این باور شکل گرفته است که: «همیشه راه بهتری برای ریش تراشیدن هست و ما آن را پیدا خواهیم کرد.»

۲- در سال ۱۹۰۴ ژیلت اولین حق امتیاز خودتراش در امریکا را کسب کرد و فروش شرکت تا مرز نود هزار خودتراش و دوازده میلیون تیغ بالا رفت.

۳- ژیلت در ۱۹۱۵، اولین خودتراش مخصوص بانوان را با نام می لیدی دکولته (Milady Decolletee) ارایه کرد.

کلینکس، اولین نام تجاری دستمال کاغذی

اولین برندهاانام های تجاری تغییر می کند، متحول می شوند و به شکل های جدید درمی‌آیند. محصولات آن ها هم همین‌طور.به‌طور معمول خود شرکت ها، یا از روی هوس یا در نتیجه ی یک تحقیق بازاریابی گسترده، این تغییرات را به وجود می آورند. با این حال گاهی اوقات این تغییر به شکل طبیعی و خود به خود اتفاق می افتد. کالا همانی که بود باقی می ماند ولی شیوه ی استفاده از آن به گونه ای می شود که دور از انتظار شرکت بوده است. مثلا کلینکس را درنظر بگیرید:

دستمال های کاغذی کلینکس در سال های ۱۹۲۰ به عنوان پاک کننده ی آرایش به بازار عرضه شد که نسبت به حوله های پارچه ای که خانم ها در گذشته از آن استفاده می کردند، ارزان‌تر بود. ستارگان سینما مثل جین هارلو (Jean Harlow) و دیگر اشخاص مشهور، این نام تجاری و شیوه ی استفاده از آن را جا انداختند و شرکت یک فروشنده ی بزرگ شد.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

کلینکس، دستمالی دورانداختنی

در اواخر دهه ی بیست، شرکت کیمبرلی کلارک (Kimberly Clark) (شرکت صاحب کلینکس)، برای یافتن دلیل محبوبیت این کالا، به تحقیقات گسترده ای دست زد. شرکت، نامه های فراوانی از مشتریانش دریافت کرد که می گفتند دستمال های کاغذی را در دوران سرماخوردگی مصرف می کنند. توصیف قبلی دستمال ها این بود: «پاک کننده ی بهداشتی کلد کرم.» سپس این توصیف به «دستمال دستی که می توانید دور بیاندازید.» تغییر یافت.

کلینکس

تغییر کاربری از دستمال پاک کننده آرایش به دستمال های دورانداختنی سرماخوردگی

شاید مردم به خودی خود این شیوه ی استفاده از دستمال کاغذی را ابداع کرده بودند؛ ولی کلینکس اولین نام تجاری ای بود که روی آن سرمایه‌گذاری کرد.

کلینکس، به عنوان اولین در این رسته، بازار را قبضه کرد. درنتیجه، کلینکس به همان اندازه که نام تجاری بود، به نام ژنریک این محصول هم تبدیل شد. هم‌اکنون مردم بیش از ۱۸۰ کشور جهان این نام را می شناسند.

حتما بخوانید : هویت حسی برند چیست و چه عواملی در موفقیت آن اثرگذار است؟

نوآوری و خلاقیت

کلینکس که در دهه ی بیست ابداع کننده دستمال های پاک کننده ی صورت بود، در دهه ی سی به سازنده ی «دستمال دست دورانداختنی» تبدیل شد، و هم‌چنان به نوآوری ادامه داد. کلینکس اولین نام تجاری ای بود که جعبه های پرفوراژ شده [سوراخ سوراخ شده برای استفاده ی آسان‌تر]، جعبه های عمودی، دستمال های جیبی، دستمال های رنگی، دستمال های با طرح های چاپی، حوله های کاغذی، دستمال های مخصوص آقایان، دستمال های پاک کننده ی شیشه ی عینک، دستمال های نوجوانان، دستمال های مخصوص «کیف خانم ها»، دستمال های معطر، دستمال های سه لایه، دستمال های دسته ای و دستمال های مسافرتی را ابداع نمود.

این نوآوری ها تا قرن بیست و یکم با معرفی کلینکس همراه با لوسیون، دستمال نعنایی و دستمال اولترا – سافت [بسیار لطیف] ادامه یافت.

تمام این نوآوری ها به این نام تجاری بزرگ کمک کرد تا در جایگاه خود، یعنی یکی از معدود نام های تجاری میلیارد دلاری جهانی، باقی بماند. همچنین فرم و شکل طراحی لوگو نوشتاری این برند نیز هماهنگ با مخاطبین هدف، ساختاری دوستانه، عام پسند و منعطف را نشان می دهد.

تاریخچه لوگو کلینکس

تاریخچه تغییرات لوگو کلینکس

رمز موفقیت

درک نیاز مصرف کننده: از اولین باری که این برند به «دستمال دست دورانداختنی» تغییر ماهیت داد، هموراه نسبت به نیاز مشتریانش آگاه و گوش به زنگ بوده است. کیمبرلی کلارک، شرکت مادر کلینکس اعتقاد دارد که «درک نیاز مصرف کننده» چیزی است که آن ها را از شرکت های مشابه مثل هاگیز (Huggies)، متمایز می سازد.

تغییرات جدید: محصولات کلینکس تقریبا بدون وقفه در طول هشت دهه ی گذشته دگرگون و بازآفرینی شده اند. این تغییرات بدون گسترش بی‌مورد به رسانه های جدید، حیات تازه ای به نام تجاری موجود، بخشیده است؛ درنتیجه هنوز همه ی مردم نام این برند را تنها با دستمال های کاغذی پیوند می دهند.

حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی آشنا شوید

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.kleenex.com

سال تاسیس: ۱۹۲۴

کشور سازنده: ایالات متحده ی امریکا

نکته ها:

۱- در دهه ی بیست بسیاری از هنرپیشگان سینما، کلینکس را به عنوان عامل شفافیت پوست صورت‌شان معرفی کردند.

۲- در ۱۹۵۷ دستمال کاغذی کلینکس، یک آلبوم خواننده ی محبوب آن دوران، پری کومو (Perry Como) را تبلیغ کرد که نتیجه  آن فروش ۳۳۰۰۰۰ کپی آلبوم بود.

۳- در بیش از ۱۵۰ کشور جهان، خانواده ها با این نام تجاری آشنا هستند.

برگرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری – انتشارات سیته

فورد، اولین برند مردم گرا در تولید اتومبیل

اتومبیل فورد مدل تی (T) با شعار تبلیغاتی «مشتری می تواند هر رنگی درخواست کند، به شرط اینکه سیاه باشد» قابل توجه‌ترین خودرو در تاریخ صنعت اتومبیل‌سازی است. وقتی در سال ۱۹۰۸، مدل تی یا «تین لیزی» (Tin Lizzie) به تولید رسد، اگرچه اولین اتومبیل ساخته شده در دنیا یا سریع‌ترین و یا زیباترین نبود، اما انقلابی‌ترین آن ها بود.

فورد اولین، در تولید انبوه اتومبیل

هنری فورد با تولید این خودرو توانست به آرزویش یعنی «ساخت خودروی موتوری برای توده ی مردم» دست یابد. برخلاف آنچه که قبل از این مدنظر خودروسازان دیگر بود، فورد تمرکز خودرا نه بر کارآییی خودرو، بلکه بر محبوبیت آن قرار داده بود. قبل از مدل تی، اتومبیل بازیچه های گران‌قیمتی برای افراد خیلی ثروتمند محسوب می شدند. آنچه که فورد توانست با مدل تی تحقق بخشد، (البته بعد از نوزده مدل تجربی قبلی، از ای (A) تا اس (S)) این بود که اتومبیل را به وسیله ای برای استفاده ی عموم مردم تغییر دهد.

فورد مدل تی (T)

فورد مدل تی (T)

این انقلاب بر پایه ی اقتصاد رادیکال بنا شده بود. فورد متوجه شده بود که می تواند به جای بالا بردن قیمت کالا و به تبع آن افزایش سود ناخالص، با پایین آوردن قیمت و سود ناخالص ولی افزایش حجم فروش، پول بیشتری به دست آورد. زمانی که سرانجام در سال ۱۹۷۲ تولید مدل تی متوقف شد، بیش از پانزده میلیون دستگاه از آن فروش رفته بود و در هر ۲۴ ثانیه، یک خودروی فورد ساخته می شد.

درحقیقت عصر اتومبیل و دوران تولید انبوه، از راه رسیده بود. همه چیز بر پایه ی اقتصاد تولید انبوه می گشت. حتی محدودیت در رنگ خودروها، نتیجه خواست فورد برای سرعت بخشیدن به خط تولید بود. او فهمیده بود که در مورد کالایی آن‌قدر اصیل و انقلابی مثل اتومبیل، عرضه، تقاضا را بالا می برد.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

در سال ها و دهه های بعد از مدل تی، فورد هم چنان اصول پوپولیستی‌اش [مردم‌گرایی] را در طراحی و تولید انواع اتومبیل، وانت یا کامیون، دنبال می کرد. فورد به نام تجاری مردم تبدیل شد و به خواسته های مردم پاسخ داد. مثلا زمانی که برای اولین بار در سال های ۱۹۳۰، تصادفات جاده ای به صورت مساله ای مهم درآمد، فورد اولین تولید کننده ی خودرو بود که برای محصولاتش، شیشه های ایمنی کار گذاشت.

لوگو فورد

طراحی لوگو این شرکت از امضای کهنه خالق خود، یعنی هنری فورد استفاده کرده است. این امضای دیرینه به شرکت مشروعیت، اعتبار و دوام می بخشد. هر شرکت دیگری هم که قدمتش به اندازه فورد باشد باید چنین کاری انجام دهد. سیر تحول لوگوتایپ شرکت را می توانید در تصویر مشاهده بفرمایید.

 

حتما بخوانید : هویت حسی برند چیست و چه عواملی در موفقیت آن اثرگذار است؟

 

لوگو فورد

تاریخچه لوگو فورد

فورد ماستنگ

این توجه به طراحی بدنه در دهه ی شصت با ورود اتومبیل فورد ماستنگ (Mustang)، دومین خودروی قابل توجه درتاریخ شرکت، به اوج خود رسید. ماستنگ نشانه ی توجه به طراحی اتومبیل های اسپرت گران‌قیمت برای نسل جوان بود. طراحی جذاب و موتور خوش ساخت ماستنگ درواقع نقطه ی مقابل خط مشی قبلی فورد بود: یک سمبل موقعیت اجتماعی که تقریبا هرکسی قادر به خرید آن بود، که به فروش میلیونی ماستنگ ختم شد. از آن زمان به بعد فورد با ارایه ی مدل هایی مثل کورتینا (Cortina)، موندیو (Mondeo)، اسکورت (Escort)، فیستا (Fiesta)، اکسپلورر (Explorer)، توروس (Tourus) و بسیاری دیگر، بازار را قبضه کرده است.

فورد ماستنگ (Mustang)

فورد ماستنگ (Mustang)

کیفیت محصولات

بااینکه امروزه خودروسازان دیگر هم مدل های مشابه ای با قیمت یکسان ارایه می دهند، از محبوبیت فورد کاسته نشده است. این موضوع فقط به این دلیل نیست که فورد اولین سازنده ای بود که این رسته های اتومبیل (خودروهای اسپرت، وانت های کاری و غیره) را محبوبیت بخشید؛ بلکه تاکید روی کیفیت محصولات هم تاثیر زیادی داشت. تاکید روی کیفیت بالای کالا در ترکیب با حجم انبوه تولید و قیمت ارزان، جایگاه فعلی فورد را به عنوان نام تجاری ای که همیشه در جاده ها و خیابان حاضر است، تثبیت می کند.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

رمز موفقیت

تولید انبوه: فرمول اولیه ی خودروسازان، فروش پایین و سود ناخالص بالا بود. فورد با برعکس کردن این فرمول، صنعت خودروسازان را برای همیشه تغیر داد.

پوپولیسم [مردمگرایی]: از مدل تی گرفت تا ماستنگ و موندیو (Mondeo)، هدف فورد همیشه دراختیار گرفتن بزرگترین بازار فروش بوده است.

روحیه ی پیشگاهی: فورد مخترع اتومبیل نبود ولی گونه های متفاوتی را ابداع کرد که برخی از آن ها پیشگام رسته های جدید بودند. مثل ماستنگ، کورتینا (Cortina) و ترانزیت (Transit).

کیفیت: فورد به عنوان سردمدار شاخص ایمنی در ساخت خودرو، طراحی موتور و استفاده از مواد اولیه ی مرغوب، بر کیفیت کالاهایش مهر تایید می زند. اتومبیل های فورد، اغلب در نشریات صنعت خودرو، عنوان «اتومبیل سال» را از آن خود کرده اند

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.Ford.com

سال تاسیس: ۱۹۰۳

کشور سازنده: ایالات متحده ی امریکا

نکته ها:

۱- فورد از درون یک کارخانه ی سازنده ی واگن های مسقف، با ۲۸۰۰۰ دلار سرمایه که توسط دوازده سرمایه‌گذار تامین شده بود، پا به عرصه گذاشت.

۲- در ۱۹۱۴ کارخانه ی فورد حقوق کارکنان خود را دوبرابر کرد و به مبلغ پنج دلار در روز رسانید و شیفت کاری آن ها را از نه به هشت ساعت تقلیل داد و استاندارد بالایی برای شرایط کار به وجود آورد.

۳- مالکوم ایکس (MalcomX)، یک مونتاژکار در کارخانه ی فورد بود.

برگرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری انتشارات سیته

معرفی برند رولکس، نام تجاری برتر

سال ۱۹۱۴، تا قبل از اینکه ترور آرشیدوک فردیناند (Archiduke Ferdinand) جهان را با بحران خونینی درگیر سازد، هانس ویلسدورف (Hans Wilsdorf) باوارایی، به رخدادهای جهان توجه چندانی نداشت. او به تازگی شرکت ساعت‌سازی‌اش به نام رولکس را در ۱۹۰۸، در لندن تاسیس کرده بود و تصمیم داشت برای امتحان دقت کالاهایش، آن‌ها را به رصدخانه‌ای در کشور سوییس بفرستد.

این تصمیم‌گیری ارزشمندی بود؛ چرا که شرکت رولکس، اولین اعتبارنامه‌ی دقت برای یک ساعت مچی را دریافت کرد؛ آن هم در مناسب‌ترین زمان. ساعت‌های مچی دقیق، بسیار مورد نیاز سربازان جنگ جهانی اول بود. چون استفاده از آن‌ها در سنگر، بسیار آسان‌تر و راحت‌تر از ساعت‌های جیبی بود.

ویلسدورف متوجه شد که امتیاز کلیدی نام تجاری‌اش، دقت است و هرجا که می‌توانست به تبلیغ این امتیاز می‌پرداخت.

معروفیت آغازین

مرسدس گلایتز (Mercedes Gleitz)، اولین زنی بود که با شنا کانال انگلیس را پیمود. زمانی که او تصمیم خود را برای این کار اعلام کرد، (۱۹۲۶) ویلسدورف، جدیدترین مدل ساعت‌هایش، «رولکس اویستر» (Oyster) را به او هدیه کرد تا بتواند رکورد زمانی خود را بسنجد. این کار، اطلاع‌رسانی با ارزشی را برای این نام تجاری رو به رشد، فراهم کرد.

برند رولکس

تصویری از مرسدس گلایتز اولین زنی که با شنا کانال انگلیس را پیمود و از ساعت رولکس اویتر برای رکورد زمانی خود استفاده نمود

 

نوآوری و خلاقیت

اگر یکی از کلیدهای موفقیت نام تجاری رولکس، دقت باشد؛ کلید دیگر آن نوآوری است. در سال ۱۹۳۱، رولکس، امتیاز مکانیزم ساعت‌هایی را به دست آورد که به کوک کردن نیاز نداشتند. یعنی اینکه دیگر به پیچ کوچک ویژه‌ی کوک کردن در کناره‌ی ساعت‌ها نیازی نبود. رولکس در ۱۹۴۵ اولین ساعت مجهز به نمایشگر تقویم را ارایه کرد و نوآوری‌های بعدی شامل اولین ساعت غواصی و اولین ساعت دوزمانه بود.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

با درنظر گرفتن چنین نوآوری و پیشرفت هایی، به سادگی می‌توان دریافت که چرا تاریخچه‌ی رولکس، با تاریخچه‌ی ساعت‌های مچی، یکی محسوب می‌شود. داورانی از میان شخصیت‌های مهم صنعت ساعت‌سازی، به ساعت «اویستر» رولکس، «ساعت قرن» لقب دادند.

هویت بصری خاص

ساختار هویت بصری رولکس نیز، قدرت و پیشرو بودن را به رخ می کشد. شعار تبلیغاتی این برند “تاجی برای هر موفقیت” کاملا در طراحی لوگو آن مشهود است. لوگویی شکل گرفته از یک تاج متمایز و جذاب همراه با نوشتاری قدرتمند و باثبات که بر جایگاه بالای اجتماعی این برند مهر تایید می زند.

 

استراتژی بازاریابی رولکس

عامل موفقیت نام تجاری رولکس، فقط ترکیب کیفیت و نوآوری نبود؛ بازاریابی هم در این میان نقش عمده‌ای داشت. برای نام تجاری‌ای که می‌خواهد واقعا مورد اشتیاق مردم قرار گیرد، باید همیشه تقاضا بالاتر از عرضه باقی بماند.

در سرتاسر دنیا، خرده‌فروشانی هستند که ساعت‌های رولکس می‌فروشند؛ ولی شرکت در طول سال ها، تعداد آن را بسیار محدود کرده است. رولکس برخلاف بسیاری از شرکت‌هایی که می‌خواهند شبکه‌ی توزیع‌شان را وسیع و وسیع‌تر کنند، عمل می‌کند. در نتیجه، در بسیاری از خرده‌فروشی‌های ساعت، نمی‌توانید رولکس بخرید. بنابراین تقاضا برای آن، بسیار بالا رفته و موقعیت سمبلیک نام تجاری‌اش، تقویت شده است.

برند رولکس

مردم ساعت رولکس را برای دقتش به دست نمی‌بندند؛ برای آن‌ها رولکس وسیله‌ای برای ابراز وجود و نشان دادن بزرگی حساب بانکی‌شان است. رولکس حکم ماشین پورشه‌ای را دارد که به مچ دست می‌بندند و نشانگر کیفیتی مشابه است.

این مقاله را حتما بخوانید: تیفانی، پر افتخارترین برند جواهرآلات جهان

خرید ساعت رولکس، یک سرمایه‌گذاری است. دوام و مطلوبیت آن نزد مردم، به شما اطمینان می‌دهد که فروش رولکس دست دوم، از هر ساعت دست دوم دیگری در دنیا، آسان‌تر است. جالب است که نام تجاری‌ای که می‌تواند گذر زمان را با دقت صدم ثانیه بسنجد، خودش هویتی بی‌زمان و پایدار دارد.

و به دلیل ارتباط نزدیکش با تاریخچه‌ی ساعت‌های مچی، می‌تواند تا هر زمان باقی بماند؛ مگراینکه زمانی برسد که دیگر نخواهیم با نگاه کردن به مچ دستمان از وقت مطلع شویم.

خلاصه پرونده رولکس

سایت اینترنتی: www.rolex.com

سال تاسیس: ۱۹۰۸

کشور سازنده: انگلیس

نکته ها:

۱- نام رولکس به این دلیل انتخاب شده است که تلفظ آن در تمام زبان‌های اروپایی آسان است و کوچکی کلمه‌ی آن برای نوشتن روی صفحه‌ی ساعت مچی مناسب است.

۲- در ۱۹۴۵ مدل «اویستر دیت جاست» (Oyster Date Just) اولین ساعتی که به‌طور اتوماتیک کار می‌کرد، ابداع شد.

۳- بسیاری از کالاهای شرکت رولکس، به دلیل حفظ و کنترل کیفیت، هنوز با دست ساخته می‌شود.