قبل از اینکه به لوگو سریال پایتخت بپردازیم لازم میدانیم مطالبی را عنوان کنیم. سریال پایتخت را می‌توان یکی از پرمخاطب‌ترین و موفق‌ترین سریال‌های طنز تلویزیون ایران دانست که در قالب ۶ فصل از شبکه‌های مختلف صداوسیما پخش شده است. این مجموعه در کنار طنز موقعیت‌محور و روایت ساده‌ی زندگی یک خانواده ایرانی، همواره بر انتقال مفاهیم اخلاقی و انسانی تأکید داشته است؛ مفاهیمی مانند صبر در برابر سختی‌های زندگی، قدر دانستن لحظه‌ها، ازخودگذشتگی، احترام به والدین، تعصب و پایبندی به خانواده، ارادت به امام هشتم(ع) و توجه به مبانی دینی. همین ترکیب هوشمندانه از طنز و معنا باعث شده پایتخت به اثری ماندگار، باورپذیر و اثرگذار در ذهن مخاطب تبدیل شود.

با این حال، از فصل پنجم به بعد، رویکرد محتوایی سریال دستخوش تغییراتی محسوس شد؛ به‌گونه‌ای که القای مفاهیم متعالی انسانی و اخلاقی، جای خود را به برخی رفتارهای ناپسند و نشانه‌ها و نمادهایی داد که با فضای اولیه‌ی سریال هم‌خوانی نداشت. این تغییر رویکرد نه‌تنها در روایت و شخصیت‌پردازی، بلکه در هویت بصری اثر نیز قابل مشاهده است. به‌طور مشخص، تغییر محسوس در طراحی لوگوی سریال در فصل‌های پنجم و ششم، نشانه‌ای از همین دگرگونی محتوایی و مفهومی است؛ موضوعی که در ادامه به بررسی و تحلیل آن خواهیم پرداخت.

پیام های غیر اخلاقی سریال پایتخت ۵ و۶

در فصل‌های پنجم و ششم سریال پایتخت، بخش قابل توجهی از مخاطبان و منتقدان به تغییر لحن و محتوای اثر واکنش نشان دادند. از نگاه این گروه، برخی سکانس‌ها حاوی شوخی‌ها و رفتارهایی بود که با چارچوب‌های اخلاقی و فضای خانوادگی فصل‌های ابتدایی هم‌خوانی نداشت؛ از جمله شوخی‌های نامناسب با شخصیت «پنج‌علی» به‌عنوان پدر سالخورده‌ی خانواده، کاهش سطح احترام فرزندان نسبت به والدین و بزرگ‌ترها، و افزایش مشاجره‌ها و تنش‌های کلامی میان شخصیت‌ها.

علاوه بر این، برخی مخاطبان به نحوه‌ی پرداخت بعضی مفاهیم دینی نیز انتقاد وارد کردند و معتقد بودند که در بخش‌هایی از روایت، نام‌ها و فرائض مذهبی به شکلی مطرح شده که می‌تواند برای بخشی از جامعه حساسیت‌برانگیز یا قابل‌تأمل باشد. تکرار برخی واژگان خاص در فصل ششم و همچنین استفاده از ژست‌ها یا نشانه‌هایی در فصل پنجم که از سوی عده‌ای به‌عنوان نمادهای خاص تفسیر شده‌اند، باعث شکل‌گیری برداشت‌ها و گمانه‌زنی‌هایی در میان مخاطبان شد.

مجموع این تغییرات محتوایی و نشانه‌های بصری، برای برخی بینندگان این پرسش را ایجاد کرد که آیا سریال نسبت به مسیر ارزشی و مفهومی فصل‌های ابتدایی خود فاصله گرفته است یا خیر. این دیدگاه‌ها، فارغ از درستی یا نادرستی‌شان، نشان می‌دهد که پایتخت در فصل‌های پایانی بیش از گذشته در معرض نقد، تفسیر و تحلیل‌های متفاوت قرار گرفته و بخشی از اعتماد و هم‌ذات‌پنداری اولیه‌ی مخاطبان را با چالش مواجه کرده است.

پیام های مخفی و غیر اخلاقی سریال پایتخت

پیام های مخفی و غیر اخلاقی سریال پایتخت ۵ 

بررسی لوگو سریال پایتخت فصل ۱ تا ۴

در فصل‌های اول تا چهارم سریال پایتخت، مفاهیم امیدبخش و انگیزشی از همان لحظات ابتدایی و در تیتراژ آغازین به‌روشنی به مخاطب منتقل می‌شود. استفاده از تصاویری همچون طبیعت بکر، آسمان، طلوع خورشید و مناظر زیبای شمال کشور، فضایی سرشار از آرامش، زندگی و امید را خلق می‌کند؛ فضایی که کاملاً با حال‌وهوای روایت سریال هم‌راستاست.

در کنار این تصاویر، لوگوتایپ سریال با فرمی بانمک، صمیمی و شوخ‌طبعانه طراحی شده است؛ لوگویی غیررسمی و طنزآمیز که به‌خوبی با شخصیت‌های داستان و لحن روایت هم‌خوانی دارد. در این چهار فصل، هماهنگی عمیق و هدفمندی میان لوگو، تیتراژ ابتدایی و جریان داستان دیده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که مخاطب در طول تماشای سریال، احساساتی مانند امید، شادی، انگیزه، تلاش و همدلی را به‌طور پیوسته تجربه می‌کند. این انسجام بصری و مفهومی، نقش مهمی در محبوبیت و ماندگاری پایتخت در ذهن مخاطبان داشته است.

لوگو سریال پایتخت فصل ۱

لوگوتایپ فصل ۱ سریال پایتخت با پس زمینه ای از گستره آسمان

 

لوگو فصل ۲ سریال پایتخت

لوگوتایپ فصل ۲ سریال پایتخت با پس زمینه ای از طلوع خورشید

لوگو فصل۳ سریال پایتخت

لوگوتایپ فصل۳ سریال پایتخت با پس زمینه ای از مناظر زیبای طبیعت

لوگو فصل۴ سریال پایتخت

لوگوتایپ فصل۴ سریال پایتخت با پس زمینه ای از طبیعت سرسبز و زیبا

در هر چهار فصل ابتدایی این سریال، تیتراژ آغازین با نماهایی باز و از زاویه‌ای بالا، چشم‌اندازهای دل‌نشین طبیعت را به تصویر می‌کشد؛ تصاویری که با وسعت و آرامش خود، از همان ابتدا حس مثبتی را به مخاطب القا کرده و او را برای همراهی با فضای داستان آماده می‌کند.

لوگوتایپ سریال پایتخت فصل ۵و۶

در فصل پنجم سریال پایتخت، به‌طور ناگهانی تغییرات عمیق و معناداری در ساختار هویتی این مجموعه تلویزیونی مشاهده می‌شود. سریال با تیتراژی متفاوت و تأمل‌برانگیز آغاز می‌گردد؛ جایی که زاویه دید دوربین از زیر ریل قطار انتخاب شده و در ادامه، عبور ناگهانی قطار از بالای دوربین، فضایی تیره، سنگین و تا حدی هراس‌آور را برای مخاطب ایجاد می‌کند؛ فضایی که به‌وضوح با حس‌وحال امیدبخش و آرام فصل‌های ابتدایی فاصله دارد.

این مقاله را نیز بخوانید: پیام های مرموز در طراحی لوگو لیگ باشگاه های آسیا ۲۰۲۴

لوگوی سریال پایتخت در فصل‌های پنجم و ششم نیز دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. طراحی جدید لوگو، با فرم و چینش خاص خود، کلمه‌ای مرموز و پنهان را (بدی: evil) از چپ به راست القا می‌کند و برای متخصصان حوزه گرافیک و تبلیغات، تداعی‌کننده مفاهیم پنهان و معناهای نهفته در طراحی است.

لوگوتایپ فصل ۵ سریال پایتخت

لوگوتایپ فصل ۵ سریال پایتخت با پس زمینه ای از محیطی تاریک و خوارکننده

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، در فصل‌های پنجم و ششم سریال پایتخت، مفاهیم و پیام‌های غیر اخلاقی و برخلاف ارزش‌های انسانی به شکل بارز و مکرر مشاهده می‌شوند. انحطاط محتوایی فصل ششم آن‌چنان آشکار است که طی چند سال اخیر، مجوز پخش این فصل در شبکه‌های سیما صادر نشده است.

درمورد توانمندی پیام های زیر آستانه ای در تبلیغات و پدیدهٔ ادراک زیرآستانه‌ای، ادعاهای بسیاری شنیده شده که شاید شناخته‌شده‌ترین آنها در سال ۱۹۵۷ ازسوی جیمز ویکاری یک فروشندهٔ پژوهشگر مطرح گردیده است.

او مدعی شد که در طول یک دورهٔ شش هفته‌ای به ۴۵۶۹۹ مشتری در سینمایی واقع در فورت لینیوجرسی در میان فیلم پیکنیک دو پیام تبلیغاتی نشان داده شده بود: «گرسنه‌اید؟ پاپ‌کُرن بخورید» و «کوکاکولا بنوشید» که به گفتهٔ او در هر ۵ ثانیه یکبار به مدت سه‌هزارم ثانیه این پیام‌ها (با استفاده از لوگو کوکاکولا) نمایش داده شده بودند.

زمان آن پیام های زیر آستانه انچنان کوتاه بودند که آنها هرگز آگاهانه ازسوی کسی دریافت نمی‌شدند، اما ویکاری ادعا کرد که در طول این دوره ۶ هفته‌ای باهمهٔ‌آنکه مشتریان از پیام‌ها ناآگاه بودند، فروش پاپ‌کُرن، ۵۷٫۸% و فروش کوکاکولا، ۱۸٫۱% افزایش یافتند.ویکاری اصطلاح «آگهی زیرآستانه‌ای» را برای نخستین‌بار به‌کار برد و آنگاه شرکت تبلیغاتی فرافکنی زیرآستانه‌ای را براساس آن آزمایش شش هفته‌ای بنیان نهاد.

به‌هر روی او هرگز شرح تفصیلی از بررسی‌هایش منتشر نساخت و هیچ گواه مستقلی نیز در پشتیبانی ادعاهایش ارائه نشد. سرانجام در سال ۱۹۶۲،‌ او اقرار نمود که پژوهش نخست، ساختگی بوده و چیزی جز بستری به‌جهت بازاریابی نبوده است.

شواهد نیز این اقرارها را تأیید نمودند. گرچه پیش از اعترافات ویکاری، ادعاهای او در کتاب راغبان پنهان اثر وینس پکارد ترویج شدند و جنجالی عمومی را در مورد تئوری توطئه دولتها و جریانات برای استفاده از این شیوه درجهت منافع خود، برپا نمودند. پرداختن به تبلیغات زیرآستانه‌ای در سال ۱۹۵۸ متعاقب این امر در بریتانیا و استرالیا و شبکه‌های رادیو-تلویزیونی امریکا ممنوع گردید.

در همان سال ویکاری آزمایشی را در تلویزیون کانادا ترتیب داد که در آن پیام «هم اکنون تلفن بزنید» را صدها بار بصورت سریع از نظر بینندگان می‌گذراند که البته هیچ نتیجه قابل توجهی را در افزودن تلفن‌های زده شده، دربر نداشت.

ادعاهای دیگر درمورد تأثیر شگفت‌آور ادراک زیرآستانه‌ای در سال ۱۹۷۳ توسط ویلسون برایان کی در کتاب‌هایش از جمله «اغوای زیرآستانه‌ای» و «بهره‌کشی جنسی رسانه‌ها» مطرح شد. کی در آن کتب ادعا نموده بود که برای اغوای مصرف کنندگان، گاهی از نمادها یا واژه‌های جنسی زیر آستانه استفاده می‌شود.

 به باور او، باهمه‌اینکه واژه‌های جاسازی شده، آگاهانه دریافت نمی‌گردند ولی ناآگاهانه درک شده و باعث فراخوانی برانگیختگی جنسی شده که فراورده را برای خریداران، جذاب‌تر می‌نمایند. اگر چه ادعاهای کی بسیار شناخته شده هستند، ولی هیچ مدرک مستقلی در پشتیبانی ادعای تأثیر چنین استفاده‌هایی یا حتی وجود داشتن آنها موجود نیست.

پیام های زیرآستانه ای در تبلیغات

پیام غیر اخلاقی پنهان در کارتون شیر شاه – شرکت دیزنی

Rectangle 1 copy 14 03

به هر روی، نگرانی همگانی بسنده بود تا انجمن صنفی ارتباطات امریکا (اف‌سی‌سی) در سال ۱۹۷۴ دست بکار شود و بیانیه‌ای صادر نماید که خط‌مشی آن براین پایه باشد که تبلیغات زیرآستانه‌ای «منافی منافع عمومی جامعه» بوده و «به‌قصد فریب مردم می‌باشد».

همزمان در پژوهشی که توسط سازمان ملل صورت گرفت، چنین نتیجه‌گیری شد که «مفاهیم فرهنگی ناشی از تلقینات فکری زیرآستانه‌ای تهدیداتی عمده برای حقوق بشر در سراسر جهان محسوب می‌شوند».

در سال ۱۹۷۸ شبکهٔ تلویزیونی KAKE-TV شهر ویچیتا در ایالت کانزاس امریکا از پلیس مجوز ویژه‌ای دریافت داشت تا پیامی زیرآستانه‌ای را در گزارشی از قتل‌های زنجیره‌ای آن ایالت در کوششی برای به دام انداختن قاتل آن‌ها بگنجاند.

پیام زیرآستانه‌ای شامل جمله «همین حالا به پلیس زنگ بزن» و همچنین نمایی از یک عینک بود. عینک نیز ازاین‌رو گنجانده شده بود که در زمان قتل قربانی، عینکی روی کمد او قرار گرفته بود و پلیس چنان می‌انگاشت که دیدن این عینک شاید حس ترحم قاتل را برانگیزد. این تلاش نافرجام بود و پلیس نیز موردی از افزایش تماس‌ها بعد از برنامه گزارش ننمود.

در سال ۱۹۸۵ در نوادا دو مرد جوان با نام‌های جیمز ونس و ریموند بلکنپ ضمن پیمانی با یکدیگر برآن‌شدند تا همزمان خودکشی کنند. به‌هنگام شلیک گلوله، بلکنپ دردم جان باخت ولی ونس علیرغم ‌آنکه سخت آسیب دید زنده ماند.

خانوادهٔ قربانیان بر آن باور بودند که گروه هوی متال انگلیسی،جوداس پریست در این ماجرا مقصر اصلی‌است. پس در سال ۱۹۹۰، دادخواستی بر این ادعا فراهم آوردند که آلبوم سال ۱۹۷۸ جوداس پریست کلاس منقوش دربردارندهٔ پیام‌های نهانی، شامل عبارت «انجامش بده» در لابلای آهنگ «بدست تو بهتره، بهتر از من»، و پیام‌های مختلف نهانی برگردان‌شده بوده که انگیزهٔ اقدام قربانیان بوده است.

پرونده از سوی قاضی به‌دلیل نبود شواهد کافی از جاسازی پیام‌های زیرآستانه‌ای در آهنگ‌ها، مختومه اعلام شد[۱۳] و قاضی پرونده نیز چنین اظهارداشت: «پژوهش علمی ارائه شده ثابت نمی‌کند محرک‌های زیرآستانه‌ای، حتی اگر ادراک هم شوند، دستمایهٔ شکل‌گیری و سرعت‌بخشی اقدامی به این بزرگی شوند. عوامل دیگری جدای محرک‌های زیرآستانه‌ای توجیه کنندهٔ رفتار درگذشتگان بوده اند.» اعضاء گروه جوداس پریست نیز گفتند که اگر می‌خواستند فرمان‌های زیرآستانه‌ای را در آهنگهایشان بگنجانند که موجب مرگ هواخواهانشان شود که این امر برخلاف اصل تولید می‌بود و آنها ترجیح می‌دهند فرمان «صفحه‌های بیشتری از ما بخرید» را بجای آن درون آهنگ‌هایشان وارد سازند.

پیام غیر اخلاقی پنهان در یکی دیگر از کارتونهای شرکت دیزنی

پیامهای زیرآستانه ای در تبلیغات

پیام غیر اخلاقی زیر آستانه در عکس صفحه اول سایت فیس بوک

پیامهای زیرآستانه ای در تبلیغات

در کمپین تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ آمریکا، در یک فعالیت تبلیغاتی تلویزیونی برای نامزد جمهوریخواه، جورج بوش واژهٔ دیوانسالاران (BUREAUCRATS) (و گاهی بخشی از آن) در پشت‌زمینه تصویر نمایش داده می‌شد که در یک فریم آن فقط بخش انتهایی واژه یعنی RATS به‌معنی موش‌ها در کادر دیده می‌شد.انجمن صنفی ارتباطات امریکا (اف‌سی‌سی) مسأله را بررسی نمود،[۱۹] ولی برای این پرونده هرگز کیفرخواستی صادر نشد.

اثر گذاری پیام های زیر آستانه ای

باور توانایی دریافت زیرآستانه‌ای و دگرگون‌سازی اندیشه و کردار مردم با این ابزار، دستاویزی برای بسیاری از شرکت‌ها برای آگهی از راه به‌کارگیری آن شده است. اگرچه تا کنون هیچ گواهی به نشان اینکه گوش فرادهی یا دیدن پیاپی این پیام‌ها روشی کارساز است پیدا نشده است. آنچه پژوهشگران روانشناس برآن به اجماع عمومی رسیده‌اند این است که پیام‌های زیرآستانه‌ای پیامدی قوی و دیرپا بر رفتار ایجاد نمی‌کنند.

پژوهش‌های آزمایشگاهی نیز اثری ضعیف در پس آثار زودگذر کوچک برروی فکر را آشکار کردند. مثلاً پیش‌آماده‌سازی افراد تشنه شنیدن یک واژهٔ زیرآستانه‌ای می‌تواند در دورهٔ کوتاهی، یک آگهی مربوط به یک نوشابه را مجاب کننده‌تر جلوه دهد.

 ولی ارزش شواهد، نشان می‌دهد که افراد باید به ادراک محرک آگاه باشند پیش از اینکه حرکتی را پدید آورده یا واکنش‌های همیشگی‌شان به این محرک‌ها را تغییر دهند. بنابراین هر چند که ادراک زیرآستانه‌ای ممکن است باعث شود که ما حدس‌های درستی در مورد وی‍ژگی‌های محرک بزنیم، ولی نمی‌تواند یک انسان را به سمت مشخصی سوق دهد یا عمیقاً در بهبود عملکرد یک فرد مؤثر باشد.