کلینکس، اولین نام تجاری دستمال کاغذی

اولین برندهاانام های تجاری تغییر می کند، متحول می شوند و به شکل های جدید درمی‌آیند. محصولات آن ها هم همین‌طور.به‌طور معمول خود شرکت ها، یا از روی هوس یا در نتیجه ی یک تحقیق بازاریابی گسترده، این تغییرات را به وجود می آورند. با این حال گاهی اوقات این تغییر به شکل طبیعی و خود به خود اتفاق می افتد. کالا همانی که بود باقی می ماند ولی شیوه ی استفاده از آن به گونه ای می شود که دور از انتظار شرکت بوده است. مثلا کلینکس را درنظر بگیرید:

دستمال های کاغذی کلینکس در سال های ۱۹۲۰ به عنوان پاک کننده ی آرایش به بازار عرضه شد که نسبت به حوله های پارچه ای که خانم ها در گذشته از آن استفاده می کردند، ارزان‌تر بود. ستارگان سینما مثل جین هارلو (Jean Harlow) و دیگر اشخاص مشهور، این نام تجاری و شیوه ی استفاده از آن را جا انداختند و شرکت یک فروشنده ی بزرگ شد.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

کلینکس، دستمالی دورانداختنی

در اواخر دهه ی بیست، شرکت کیمبرلی کلارک (Kimberly Clark) (شرکت صاحب کلینکس)، برای یافتن دلیل محبوبیت این کالا، به تحقیقات گسترده ای دست زد. شرکت، نامه های فراوانی از مشتریانش دریافت کرد که می گفتند دستمال های کاغذی را در دوران سرماخوردگی مصرف می کنند. توصیف قبلی دستمال ها این بود: «پاک کننده ی بهداشتی کلد کرم.» سپس این توصیف به «دستمال دستی که می توانید دور بیاندازید.» تغییر یافت.

کلینکس

تغییر کاربری از دستمال پاک کننده آرایش به دستمال های دورانداختنی سرماخوردگی

شاید مردم به خودی خود این شیوه ی استفاده از دستمال کاغذی را ابداع کرده بودند؛ ولی کلینکس اولین نام تجاری ای بود که روی آن سرمایه‌گذاری کرد.

کلینکس، به عنوان اولین در این رسته، بازار را قبضه کرد. درنتیجه، کلینکس به همان اندازه که نام تجاری بود، به نام ژنریک این محصول هم تبدیل شد. هم‌اکنون مردم بیش از ۱۸۰ کشور جهان این نام را می شناسند.

حتما بخوانید : هویت حسی برند چیست و چه عواملی در موفقیت آن اثرگذار است؟

نوآوری و خلاقیت

کلینکس که در دهه ی بیست ابداع کننده دستمال های پاک کننده ی صورت بود، در دهه ی سی به سازنده ی «دستمال دست دورانداختنی» تبدیل شد، و هم‌چنان به نوآوری ادامه داد. کلینکس اولین نام تجاری ای بود که جعبه های پرفوراژ شده [سوراخ سوراخ شده برای استفاده ی آسان‌تر]، جعبه های عمودی، دستمال های جیبی، دستمال های رنگی، دستمال های با طرح های چاپی، حوله های کاغذی، دستمال های مخصوص آقایان، دستمال های پاک کننده ی شیشه ی عینک، دستمال های نوجوانان، دستمال های مخصوص «کیف خانم ها»، دستمال های معطر، دستمال های سه لایه، دستمال های دسته ای و دستمال های مسافرتی را ابداع نمود.

این نوآوری ها تا قرن بیست و یکم با معرفی کلینکس همراه با لوسیون، دستمال نعنایی و دستمال اولترا – سافت [بسیار لطیف] ادامه یافت.

تمام این نوآوری ها به این نام تجاری بزرگ کمک کرد تا در جایگاه خود، یعنی یکی از معدود نام های تجاری میلیارد دلاری جهانی، باقی بماند. همچنین فرم و شکل طراحی لوگو نوشتاری این برند نیز هماهنگ با مخاطبین هدف، ساختاری دوستانه، عام پسند و منعطف را نشان می دهد.

تاریخچه لوگو کلینکس

تاریخچه تغییرات لوگو کلینکس

رمز موفقیت

درک نیاز مصرف کننده: از اولین باری که این برند به «دستمال دست دورانداختنی» تغییر ماهیت داد، هموراه نسبت به نیاز مشتریانش آگاه و گوش به زنگ بوده است. کیمبرلی کلارک، شرکت مادر کلینکس اعتقاد دارد که «درک نیاز مصرف کننده» چیزی است که آن ها را از شرکت های مشابه مثل هاگیز (Huggies)، متمایز می سازد.

تغییرات جدید: محصولات کلینکس تقریبا بدون وقفه در طول هشت دهه ی گذشته دگرگون و بازآفرینی شده اند. این تغییرات بدون گسترش بی‌مورد به رسانه های جدید، حیات تازه ای به نام تجاری موجود، بخشیده است؛ درنتیجه هنوز همه ی مردم نام این برند را تنها با دستمال های کاغذی پیوند می دهند.

حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی آشنا شوید

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.kleenex.com

سال تاسیس: ۱۹۲۴

کشور سازنده: ایالات متحده ی امریکا

نکته ها:

۱- در دهه ی بیست بسیاری از هنرپیشگان سینما، کلینکس را به عنوان عامل شفافیت پوست صورت‌شان معرفی کردند.

۲- در ۱۹۵۷ دستمال کاغذی کلینکس، یک آلبوم خواننده ی محبوب آن دوران، پری کومو (Perry Como) را تبلیغ کرد که نتیجه  آن فروش ۳۳۰۰۰۰ کپی آلبوم بود.

۳- در بیش از ۱۵۰ کشور جهان، خانواده ها با این نام تجاری آشنا هستند.

برگرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری – انتشارات سیته

فورد، اولین برند مردم گرا در تولید اتومبیل

اتومبیل فورد مدل تی (T) با شعار تبلیغاتی «مشتری می تواند هر رنگی درخواست کند، به شرط اینکه سیاه باشد» قابل توجه‌ترین خودرو در تاریخ صنعت اتومبیل‌سازی است. وقتی در سال ۱۹۰۸، مدل تی یا «تین لیزی» (Tin Lizzie) به تولید رسد، اگرچه اولین اتومبیل ساخته شده در دنیا یا سریع‌ترین و یا زیباترین نبود، اما انقلابی‌ترین آن ها بود.

فورد اولین، در تولید انبوه اتومبیل

هنری فورد با تولید این خودرو توانست به آرزویش یعنی «ساخت خودروی موتوری برای توده ی مردم» دست یابد. برخلاف آنچه که قبل از این مدنظر خودروسازان دیگر بود، فورد تمرکز خودرا نه بر کارآییی خودرو، بلکه بر محبوبیت آن قرار داده بود. قبل از مدل تی، اتومبیل بازیچه های گران‌قیمتی برای افراد خیلی ثروتمند محسوب می شدند. آنچه که فورد توانست با مدل تی تحقق بخشد، (البته بعد از نوزده مدل تجربی قبلی، از ای (A) تا اس (S)) این بود که اتومبیل را به وسیله ای برای استفاده ی عموم مردم تغییر دهد.

فورد مدل تی (T)

فورد مدل تی (T)

این انقلاب بر پایه ی اقتصاد رادیکال بنا شده بود. فورد متوجه شده بود که می تواند به جای بالا بردن قیمت کالا و به تبع آن افزایش سود ناخالص، با پایین آوردن قیمت و سود ناخالص ولی افزایش حجم فروش، پول بیشتری به دست آورد. زمانی که سرانجام در سال ۱۹۷۲ تولید مدل تی متوقف شد، بیش از پانزده میلیون دستگاه از آن فروش رفته بود و در هر ۲۴ ثانیه، یک خودروی فورد ساخته می شد.

درحقیقت عصر اتومبیل و دوران تولید انبوه، از راه رسیده بود. همه چیز بر پایه ی اقتصاد تولید انبوه می گشت. حتی محدودیت در رنگ خودروها، نتیجه خواست فورد برای سرعت بخشیدن به خط تولید بود. او فهمیده بود که در مورد کالایی آن‌قدر اصیل و انقلابی مثل اتومبیل، عرضه، تقاضا را بالا می برد.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

در سال ها و دهه های بعد از مدل تی، فورد هم چنان اصول پوپولیستی‌اش [مردم‌گرایی] را در طراحی و تولید انواع اتومبیل، وانت یا کامیون، دنبال می کرد. فورد به نام تجاری مردم تبدیل شد و به خواسته های مردم پاسخ داد. مثلا زمانی که برای اولین بار در سال های ۱۹۳۰، تصادفات جاده ای به صورت مساله ای مهم درآمد، فورد اولین تولید کننده ی خودرو بود که برای محصولاتش، شیشه های ایمنی کار گذاشت.

لوگو فورد

طراحی لوگو این شرکت از امضای کهنه خالق خود، یعنی هنری فورد استفاده کرده است. این امضای دیرینه به شرکت مشروعیت، اعتبار و دوام می بخشد. هر شرکت دیگری هم که قدمتش به اندازه فورد باشد باید چنین کاری انجام دهد. سیر تحول لوگوتایپ شرکت را می توانید در تصویر مشاهده بفرمایید.

 

حتما بخوانید : هویت حسی برند چیست و چه عواملی در موفقیت آن اثرگذار است؟

 

لوگو فورد

تاریخچه لوگو فورد

فورد ماستنگ

این توجه به طراحی بدنه در دهه ی شصت با ورود اتومبیل فورد ماستنگ (Mustang)، دومین خودروی قابل توجه درتاریخ شرکت، به اوج خود رسید. ماستنگ نشانه ی توجه به طراحی اتومبیل های اسپرت گران‌قیمت برای نسل جوان بود. طراحی جذاب و موتور خوش ساخت ماستنگ درواقع نقطه ی مقابل خط مشی قبلی فورد بود: یک سمبل موقعیت اجتماعی که تقریبا هرکسی قادر به خرید آن بود، که به فروش میلیونی ماستنگ ختم شد. از آن زمان به بعد فورد با ارایه ی مدل هایی مثل کورتینا (Cortina)، موندیو (Mondeo)، اسکورت (Escort)، فیستا (Fiesta)، اکسپلورر (Explorer)، توروس (Tourus) و بسیاری دیگر، بازار را قبضه کرده است.

فورد ماستنگ (Mustang)

فورد ماستنگ (Mustang)

کیفیت محصولات

بااینکه امروزه خودروسازان دیگر هم مدل های مشابه ای با قیمت یکسان ارایه می دهند، از محبوبیت فورد کاسته نشده است. این موضوع فقط به این دلیل نیست که فورد اولین سازنده ای بود که این رسته های اتومبیل (خودروهای اسپرت، وانت های کاری و غیره) را محبوبیت بخشید؛ بلکه تاکید روی کیفیت محصولات هم تاثیر زیادی داشت. تاکید روی کیفیت بالای کالا در ترکیب با حجم انبوه تولید و قیمت ارزان، جایگاه فعلی فورد را به عنوان نام تجاری ای که همیشه در جاده ها و خیابان حاضر است، تثبیت می کند.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

رمز موفقیت

تولید انبوه: فرمول اولیه ی خودروسازان، فروش پایین و سود ناخالص بالا بود. فورد با برعکس کردن این فرمول، صنعت خودروسازان را برای همیشه تغیر داد.

پوپولیسم [مردمگرایی]: از مدل تی گرفت تا ماستنگ و موندیو (Mondeo)، هدف فورد همیشه دراختیار گرفتن بزرگترین بازار فروش بوده است.

روحیه ی پیشگاهی: فورد مخترع اتومبیل نبود ولی گونه های متفاوتی را ابداع کرد که برخی از آن ها پیشگام رسته های جدید بودند. مثل ماستنگ، کورتینا (Cortina) و ترانزیت (Transit).

کیفیت: فورد به عنوان سردمدار شاخص ایمنی در ساخت خودرو، طراحی موتور و استفاده از مواد اولیه ی مرغوب، بر کیفیت کالاهایش مهر تایید می زند. اتومبیل های فورد، اغلب در نشریات صنعت خودرو، عنوان «اتومبیل سال» را از آن خود کرده اند

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.Ford.com

سال تاسیس: ۱۹۰۳

کشور سازنده: ایالات متحده ی امریکا

نکته ها:

۱- فورد از درون یک کارخانه ی سازنده ی واگن های مسقف، با ۲۸۰۰۰ دلار سرمایه که توسط دوازده سرمایه‌گذار تامین شده بود، پا به عرصه گذاشت.

۲- در ۱۹۱۴ کارخانه ی فورد حقوق کارکنان خود را دوبرابر کرد و به مبلغ پنج دلار در روز رسانید و شیفت کاری آن ها را از نه به هشت ساعت تقلیل داد و استاندارد بالایی برای شرایط کار به وجود آورد.

۳- مالکوم ایکس (MalcomX)، یک مونتاژکار در کارخانه ی فورد بود.

برگرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری انتشارات سیته

معرفی برند رولکس، نام تجاری برتر

سال ۱۹۱۴، تا قبل از اینکه ترور آرشیدوک فردیناند (Archiduke Ferdinand) جهان را با بحران خونینی درگیر سازد، هانس ویلسدورف (Hans Wilsdorf) باوارایی، به رخدادهای جهان توجه چندانی نداشت. او به تازگی شرکت ساعت‌سازی‌اش به نام رولکس را در ۱۹۰۸، در لندن تاسیس کرده بود و تصمیم داشت برای امتحان دقت کالاهایش، آن‌ها را به رصدخانه‌ای در کشور سوییس بفرستد.

این تصمیم‌گیری ارزشمندی بود؛ چرا که شرکت رولکس، اولین اعتبارنامه‌ی دقت برای یک ساعت مچی را دریافت کرد؛ آن هم در مناسب‌ترین زمان. ساعت‌های مچی دقیق، بسیار مورد نیاز سربازان جنگ جهانی اول بود. چون استفاده از آن‌ها در سنگر، بسیار آسان‌تر و راحت‌تر از ساعت‌های جیبی بود.

ویلسدورف متوجه شد که امتیاز کلیدی نام تجاری‌اش، دقت است و هرجا که می‌توانست به تبلیغ این امتیاز می‌پرداخت.

معروفیت آغازین

مرسدس گلایتز (Mercedes Gleitz)، اولین زنی بود که با شنا کانال انگلیس را پیمود. زمانی که او تصمیم خود را برای این کار اعلام کرد، (۱۹۲۶) ویلسدورف، جدیدترین مدل ساعت‌هایش، «رولکس اویستر» (Oyster) را به او هدیه کرد تا بتواند رکورد زمانی خود را بسنجد. این کار، اطلاع‌رسانی با ارزشی را برای این نام تجاری رو به رشد، فراهم کرد.

برند رولکس

تصویری از مرسدس گلایتز اولین زنی که با شنا کانال انگلیس را پیمود و از ساعت رولکس اویتر برای رکورد زمانی خود استفاده نمود

 

نوآوری و خلاقیت

اگر یکی از کلیدهای موفقیت نام تجاری رولکس، دقت باشد؛ کلید دیگر آن نوآوری است. در سال ۱۹۳۱، رولکس، امتیاز مکانیزم ساعت‌هایی را به دست آورد که به کوک کردن نیاز نداشتند. یعنی اینکه دیگر به پیچ کوچک ویژه‌ی کوک کردن در کناره‌ی ساعت‌ها نیازی نبود. رولکس در ۱۹۴۵ اولین ساعت مجهز به نمایشگر تقویم را ارایه کرد و نوآوری‌های بعدی شامل اولین ساعت غواصی و اولین ساعت دوزمانه بود.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

با درنظر گرفتن چنین نوآوری و پیشرفت هایی، به سادگی می‌توان دریافت که چرا تاریخچه‌ی رولکس، با تاریخچه‌ی ساعت‌های مچی، یکی محسوب می‌شود. داورانی از میان شخصیت‌های مهم صنعت ساعت‌سازی، به ساعت «اویستر» رولکس، «ساعت قرن» لقب دادند.

هویت بصری خاص

ساختار هویت بصری رولکس نیز، قدرت و پیشرو بودن را به رخ می کشد. شعار تبلیغاتی این برند “تاجی برای هر موفقیت” کاملا در طراحی لوگو آن مشهود است. لوگویی شکل گرفته از یک تاج متمایز و جذاب همراه با نوشتاری قدرتمند و باثبات که بر جایگاه بالای اجتماعی این برند مهر تایید می زند.

 

استراتژی بازاریابی رولکس

عامل موفقیت نام تجاری رولکس، فقط ترکیب کیفیت و نوآوری نبود؛ بازاریابی هم در این میان نقش عمده‌ای داشت. برای نام تجاری‌ای که می‌خواهد واقعا مورد اشتیاق مردم قرار گیرد، باید همیشه تقاضا بالاتر از عرضه باقی بماند.

در سرتاسر دنیا، خرده‌فروشانی هستند که ساعت‌های رولکس می‌فروشند؛ ولی شرکت در طول سال ها، تعداد آن را بسیار محدود کرده است. رولکس برخلاف بسیاری از شرکت‌هایی که می‌خواهند شبکه‌ی توزیع‌شان را وسیع و وسیع‌تر کنند، عمل می‌کند. در نتیجه، در بسیاری از خرده‌فروشی‌های ساعت، نمی‌توانید رولکس بخرید. بنابراین تقاضا برای آن، بسیار بالا رفته و موقعیت سمبلیک نام تجاری‌اش، تقویت شده است.

برند رولکس

مردم ساعت رولکس را برای دقتش به دست نمی‌بندند؛ برای آن‌ها رولکس وسیله‌ای برای ابراز وجود و نشان دادن بزرگی حساب بانکی‌شان است. رولکس حکم ماشین پورشه‌ای را دارد که به مچ دست می‌بندند و نشانگر کیفیتی مشابه است.

این مقاله را حتما بخوانید: تیفانی، پر افتخارترین برند جواهرآلات جهان

خرید ساعت رولکس، یک سرمایه‌گذاری است. دوام و مطلوبیت آن نزد مردم، به شما اطمینان می‌دهد که فروش رولکس دست دوم، از هر ساعت دست دوم دیگری در دنیا، آسان‌تر است. جالب است که نام تجاری‌ای که می‌تواند گذر زمان را با دقت صدم ثانیه بسنجد، خودش هویتی بی‌زمان و پایدار دارد.

و به دلیل ارتباط نزدیکش با تاریخچه‌ی ساعت‌های مچی، می‌تواند تا هر زمان باقی بماند؛ مگراینکه زمانی برسد که دیگر نخواهیم با نگاه کردن به مچ دستمان از وقت مطلع شویم.

خلاصه پرونده رولکس

سایت اینترنتی: www.rolex.com

سال تاسیس: ۱۹۰۸

کشور سازنده: انگلیس

نکته ها:

۱- نام رولکس به این دلیل انتخاب شده است که تلفظ آن در تمام زبان‌های اروپایی آسان است و کوچکی کلمه‌ی آن برای نوشتن روی صفحه‌ی ساعت مچی مناسب است.

۲- در ۱۹۴۵ مدل «اویستر دیت جاست» (Oyster Date Just) اولین ساعتی که به‌طور اتوماتیک کار می‌کرد، ابداع شد.

۳- بسیاری از کالاهای شرکت رولکس، به دلیل حفظ و کنترل کیفیت، هنوز با دست ساخته می‌شود.

همه چیز درباره نام تجاری تیفانی، معتبرترین برند جواهرآلات جهان

تیفانی اند کو (Tiffany & Co)عرضه کننده‌ی نیویورکی کالاهای تجملی و لوکس، یکی از خاص‌ترین نام‌های تجاری دنیاست. برای اینکه بدانیم چگونه نام تجاری تیفانی به چنین اسطوره‌ای تبدیل شد، باید به چندین نکته‌ی مهم پیرامون آن، دقت کنیم.

نیویورک زادگاه این برند

 محل استقرار تیفانی اند کو، از آغاز کارش در سال ۱۸۳۷، شهر نیویورک بوده است. بااینکه امروز بیش از صد فروشگاه و بوتیک تیفانی اند کو در سراسر جهان وجود دارد، ولی هنوز به شدت با زادگاه اصلی‌اش نیویورک پیوند دارد.

هویت بصری متمایز

جعبه‌ی آبی رنگ  این برند، یک طراحی کلاسیک است. رنگ آبی ویژه‌یتیفانی و طراحی لوگو اسم ساده و جذاب این برند، توسط موسسان این شرکت، چارلز تیفانی (Charles Tiffany) و جان یانگ (John Young) در همان اولین سال تاسیس، معرفی شد. رنگ آبی تیره، رنگ لوکسی است؛ زیرا در ایتالیای دوران رنسانس، پیدا کردن و تهیه‌ی آن از همه‌ی رنگ‌های دیگر سخت‌تر و گران‌تر بود (به همین دلیل از آن برای ترسیم مریم مقدس (س) استفاده می‌شد.) تیفانی هرگز از رنگ دیگری به عنوان علامت مشخصه‌اش استفاده نکرد.

فیلم صبحانه در تیفانی

نام تجاری تیفانی، در این فیلم محصول ۱۹۶۱، با هنرنمایی ادری هپبورن در نقش «هالی گولایتلی» (Holly Golightly)، شخصیتی که عاشق پرسه زدن در راهروهای این فروشگاه بود، جاودانه شد.

تیفانی اند کو (Tiffany & Co)

تصویری از پوستر فیلم صبحانه در تیفانی

جواهرات

 در سال ۱۸۷۸، موسس این برند یکی از بزرگ‌ترین و مرغوب‌ترین الماس‌های متمازد زرد رنگ جهان را با وزن بیش از ۲۸۷ قیراط به دست آورد که در معادن الماس کیمبرلی (Kimberley) در افریقای جنوبی کشف شده بود. «الماس تیفانی» زینت‌بخش آدری هیپبورن در عکس‌های تبلیغاتی فیلم صبحانه در تیفانی بود که امروز می‌توان در طبقه‌ی اول فروشگاه این برند خیابان پنجم نیویورک، آن را مشاهده کرد.

در سال ۱۸۸۷ این برند حتی موفق شد جواهرات تاج سلطنتی فرانسه را نیز بخرد. تیفانی، نمونه‌های متعددی از الماس و جواهرات دیگر هم می‌فروشد و با جواهرسازان برجسته‌ی دنیا از قبیل ژان اشلوم برگر (Jean Schlumberger) کار می‌کند.

حتما بخوانید : هویت حسی برند چیست و چه عواملی در موفقیت آن اثرگذار است؟

شخصیت های مشهور

شاید ادری هیپبورن، سمبولیک‌ترین چهره‌ای است که با این نام تجاری پیوند خورده است؛ ولی تیفانی با بسیاری از شخصیت‌های برجسته مرتبط است. در سال ۱۸۶۱، آبراهام لینکلن، برای مراسم تحلیف ریاست جمهوری‌اش، ساخت یک جام را به شرکت، سفارش داد و در طول دوران ریاست جمهوری‌اش، برای همسرش یک‌سری زینت‌آلات از مرواریدهای ریز، ساخت  این برند خرید. شرکت هم‌چنین با طراحان برجسته‌ی مد مثل پالوما پیکاسا (Paloma Picasso) و کوکو شانل (Coc Chanel) همکاری کرده است.

محصولات نقره

زمان زیادی است که نام  این برند با نقره‌آلات هم پیوند خورده است. حتی برای سربازان جنگ‌های داخلی امریکا، شمشیر می‌ساخت. طرح‌های نقره‌ی چارلز تیفانی مورد توجه «نمایشگاه جهانی پاریس» (Exposition Universalle) در سال ۱۸۶۷، قرار گرفت که برایش «جایزه‌ی مریت» (Merit) را به ارمغان آورد. تیفانی اولین شرکت امریکایی‌ای بود که به چنین افتخاری دست یافت.

تیفانی اند کو (Tiffany & Co)

محصولات طلا

 این برند در طلا هم سابقه‌ی درخشانی دارد و در سال ۱۹۳۰، جام طلایی امریکا، معتبرترین جایزه‌ی مسابقات قایقرانی را طراحی کرد.

درکنار این ارتباطات که چارلز تیفانی و جانشینان متعددش، آن‌ها را با موفقیت در اذهان مردم تقویت کرده اند، نام تجاری تیفانی هم‌چنین توانسته است با گسترش محصولات برای طیف‌های گوناگون اجتماع، به موفقیت دست یابد.

حتما بخوانید : با جوهره برند آشنا شوید!!

در دسترس با وجود جایگاه لوکس

تردیدی نیست که از این شرکت یک نام تجاری تجملی است؛ ولی هرکسی می‌تواند به یک فروشگاه تیفانی قدم بگذارد. گرچه قیمت بیشتر کالاها از توان مالی بسیاری از مردم خارج است، ولی همیشه نمونه‌های ارزان‌تری هم هست که هرکسی می‌تواند آن‌ها را بخرد. آن‌ها هم در همان جعبه‌های وسوسه‌انگیز آبی رنگ با روبان ابریشمین عرضه می‌شود.

حتی کالاهای ارزان‌تر هم همان نشان عیار کیفیت و توجه به جزییات را دارند که در زینت آلات جواهرنشان تیفانی به کار می‌رود. تمام این‌ها برای این است جایگاه به اصطلاح بالای (های کلاس) (High Class) نام تجاری، به خاطر چند کالای ارزان‌تر، مخدوش نشود. درواقع اگر به بسیاری از نام‌های تجاری تجملی دقیق شوید، می‌بینید که آن‌ها هم بخش عمده‌ای از درآمدشان را از فروش کالاهای ارزان‌تر به دست می‌آورند. مثلا مردم یک لوسیون پس از اصلاح (Aftershave) گوچی می‌خرند که برای‌شان جواز ورودی است به محدوده‌ی نام تجاری‌ای که شاید هرگز نتوانند کالای اصلی‌اش را بخرند.

نوآوری عامل مهمی برای موفقیت

نوآوری، فاکتور دیگری در موفقیت این برند است. تقریبا همه‌ی نام‌های تجاری ذکر شده در این کتاب نوآورند و تیفانی هم از این قاعده جدا نیست.  این برند زمانی که در ۱۸۳۷ در نیویورک آغاز به کار کرد، قیمت اجناسش مقطوع بود. در آن زمان این سیاست آنقدر منحصر به فرد که در صفحه‌ی اول بسیاری از روزنامه‌ها منعکس شد.

در ۱۸۴۵، کتاب آبی تیفانی (Tiffany & Co)، اولین کاتالوگ خرده‌فروشی در امریکا بود. نوآوری دیگری که خبرساز شد، این بود که در سال ۱۸۸۵ از  این برند خواسته شد، که «نشان ویژه‌ی آمریکا» (عقاب علامت امریکا) را دوباره طراحی کند و این طراحی مجدد، هنوز روی همه‌ی اسکناس‌های یک دلاری امریکا دیده می‌شود.

اکنون، گرچه  این برند به دلیل کالاهای ساخت طراحان بزرگ و لوازم فرعی‌اش، یک پیشاهنگ محسوب می‌شود، ولی نام تجاری آن نشانه‌ی ثبات و استحکام است.  این برند جایگاه خود را به‌خوبی می‌شناسد و درحالی که به گسترش و رشد و توسعه ادامه می‌دهد، هویت خود را نیز تقویت می‌کند. پس از افتتاح موفقیت‌آمیز بوتیک‌های تیفانی در توکیو و لندن، امروز در شهرهای مهم و بزرگ جهان، هم فروشگاه دارد.

نام تجاری تیفانی به همان قدرت و برجستگی رنگ آبی جعبه‌هایش باقی مانده است و خطر محو شدن، تهدیدش نمی‌کند.

رمز موفقیت

هویت بصری: مدت‌ها قبل از اینکه عبارت «نابغه‌ی برندینگ» در جهان اقتصاد، مفهوم داشته باشد، موسس این برند نابغه‌ی برندینگ بود. تصمیم سال ۱۸۳۷ او، برای اینکه نام تجاری‌اش را به یک رنگ محدود کند، آنچه که امروز به آبی تیفانی شهرت دارد هنوز هم مورد تحسین کارشناسان برندینگ است.

نوآوری: قیمت‌های مقطوع و کاتالوگ‌های خرده‌فروشی تیفانی، شیوه‌ی خرید مردم را تغییر داد.

تجمل: نام تجاری تیفانی امروز هم به مفهوم تجمل دلالت دارد، همان‌گونه که در قرن نوزدهم داشت. این مفهوم با همکاری برخی از برجسته‌ترین متخصصان جواهر و طراحان آرایه‌های تیفانی در دنیا، به دست آمده است.

میتولوژی (اسطورهشناسی): مانند بهترین نام‌های تجاری، تیفانی میتولوژی غنی‌ای دارد. ارتباط آن با آبراهام لینکلن، جنگ‌های داخلی امریکا، جام امریکا، ادری هپبورن و شخص چارلز تیفانی کمک کرده است که نام تجاری آن پایدار بماند. این پایداری فراتر از اعتبار مجموعه‌ای از کالاهای خوب طراحی شده است.