یکی از پیام رسان های محبوب ایرانی که بر اساس آمار سازمان فناوری اطلاعات، بیش از ۳۰ میلیون کاربر دارد پیام رسان ایتا است که با قابلیت های متنوعی بخشی از نیاز کاربران را هموار نموده است. با این وجود لوگو ایتا و هویت بصری آن نسبت به دیگر پیام رسان ها دارای نقایص جدی آکادمیک و برندسازی است که در ادامه به بررسی آن می پردازیم.

لوگو ایتا، چه سبکی از لوگو است؟

پیام رسان ایتا در طراحی لوگو حرفه ای خود از سبک مونوگرام استفاده نموده است. مونوگرام به نوعی از لوگو گفته می شود که در آن برای طراحی از حروف اول نام تجاری بهره می برند. از آنجایی که نام تجاری ایتا (eitaa) با حرف e لاتین شروع می شود یک فرم خاصی از این حرف انگلیسی را به عنوان آرم ایتا در نظر گرفته اند.

معایب لوگو پیام رسان ایتا

از آنجایی که این پیام رسان از پر استفاده ترین برنامه های کاربردی در ایران است انتظار می رفت موسسین این برند از هویتی قدرتمندتر و اثرگذارتر بهره ببرند اما باید قبول کرد که هویت بصری برند ایتا دارای نقایصی جدی است و در شرایطی که رقبایی هوشمند در این عرصه فعالیت می کنند، حفظ این هویت بصری می تواند در آینده ای نه چندان دور این پیام رسان را دچار چالش هایی جدی نماید. در ذیل به برخی از معایب هویتی برند ایتا پرداخته ایم:

معایب لوگو پیام رسان ایتا

پیچیدگی لوگو (Complexity)

با اینکه این برند از سبک مونوگرام برای طراحی آرم استفاده نموده اما شکلی که انتخاب کرده است برای یک برند مدرن و تکنولوژیک بسیار پیچیده و غیر قابل فهم در ادراک اولیه برای مخاطب است.

فرم سنتی لوگو (Traditional form)

ایتا یک پلتفرم دیجیتالی با امکاناتی مدرن است چرا از المان های سنتی ایرانی در شکل آیکون استفاده کرده است؟ لوگو ایتا این پیام را منتقل می کند که این برند کاملا لخت و غیر چابک است که نمی تواند خود را با دنیا مدرن وفق دهد.

لوگو غیر مرتبط با حوزه فعالیت (unrelated)

به نمادهای بصری تلگرام، واتساپ و دیگر پیام رسان های بزرگ دنیا دقت کنید از المان هایی در آیکون خود استفاده نموده اند که مرتبط با حوزه فعالیتشان باشد. اما ایتا در طراحی لوگو خود قرار است چه مفهوم کلامی را به مخاطب منتقل نماید؟ به نظر ما هیچ!

رنگ نامناسب لوگو ایتا (Inappropriate color)

یک قانون در برندسازی است که می گوید اگر پیشتاز هستید از رنگ ذاتی حوزه فعالیت استفاده نمایید. مثلا رنگ ذاتی حوزه کشاورزی قطعا سبز است و رنگ ذاتی حوزه تکنولوژی بدون شک طیف آبی است و این فرصت را ایتا به راحتی از دست داده است.

عدم رعایت تناسب لوگو (Disproportionality)

رعایت تناسب شکل ها نسبت به هم و هماهنگی آن ها با اشکال هندسی جذابیت بصری لوگو را چند برابر می کند و به یادسپاری آن را برای مخاطب افزایش می دهد. موضوعی که لوگو پیام رسان ایتا از آن بی بهره است!

دانلود لوگو ایتا

برای دانلود لوگو پیام رسان ایتا می توانید بر روی لینک زیر کلیک کرده و فایل زیپ را دانلود نمایید. لوگو png ایتا در چهار فرم مختلف و همچنین لوگو eps وکتور ایتا نیز در فایل موجود است.

 

 

قبل از اینکه به لوگو سریال پایتخت بپردازیم لازم میدانیم مطالبی را عنوان کنیم. سریال پایتخت را می‌توان یکی از پرمخاطب‌ترین و موفق‌ترین سریال‌های طنز تلویزیون ایران دانست که در قالب ۶ فصل از شبکه‌های مختلف صداوسیما پخش شده است. این مجموعه در کنار طنز موقعیت‌محور و روایت ساده‌ی زندگی یک خانواده ایرانی، همواره بر انتقال مفاهیم اخلاقی و انسانی تأکید داشته است؛ مفاهیمی مانند صبر در برابر سختی‌های زندگی، قدر دانستن لحظه‌ها، ازخودگذشتگی، احترام به والدین، تعصب و پایبندی به خانواده، ارادت به امام هشتم(ع) و توجه به مبانی دینی. همین ترکیب هوشمندانه از طنز و معنا باعث شده پایتخت به اثری ماندگار، باورپذیر و اثرگذار در ذهن مخاطب تبدیل شود.

با این حال، از فصل پنجم به بعد، رویکرد محتوایی سریال دستخوش تغییراتی محسوس شد؛ به‌گونه‌ای که القای مفاهیم متعالی انسانی و اخلاقی، جای خود را به برخی رفتارهای ناپسند و نشانه‌ها و نمادهایی داد که با فضای اولیه‌ی سریال هم‌خوانی نداشت. این تغییر رویکرد نه‌تنها در روایت و شخصیت‌پردازی، بلکه در هویت بصری اثر نیز قابل مشاهده است. به‌طور مشخص، تغییر محسوس در طراحی لوگوی سریال در فصل‌های پنجم و ششم، نشانه‌ای از همین دگرگونی محتوایی و مفهومی است؛ موضوعی که در ادامه به بررسی و تحلیل آن خواهیم پرداخت.

پیام های غیر اخلاقی سریال پایتخت ۵ و۶

در فصل‌های پنجم و ششم سریال پایتخت، بخش قابل توجهی از مخاطبان و منتقدان به تغییر لحن و محتوای اثر واکنش نشان دادند. از نگاه این گروه، برخی سکانس‌ها حاوی شوخی‌ها و رفتارهایی بود که با چارچوب‌های اخلاقی و فضای خانوادگی فصل‌های ابتدایی هم‌خوانی نداشت؛ از جمله شوخی‌های نامناسب با شخصیت «پنج‌علی» به‌عنوان پدر سالخورده‌ی خانواده، کاهش سطح احترام فرزندان نسبت به والدین و بزرگ‌ترها، و افزایش مشاجره‌ها و تنش‌های کلامی میان شخصیت‌ها.

علاوه بر این، برخی مخاطبان به نحوه‌ی پرداخت بعضی مفاهیم دینی نیز انتقاد وارد کردند و معتقد بودند که در بخش‌هایی از روایت، نام‌ها و فرائض مذهبی به شکلی مطرح شده که می‌تواند برای بخشی از جامعه حساسیت‌برانگیز یا قابل‌تأمل باشد. تکرار برخی واژگان خاص در فصل ششم و همچنین استفاده از ژست‌ها یا نشانه‌هایی در فصل پنجم که از سوی عده‌ای به‌عنوان نمادهای خاص تفسیر شده‌اند، باعث شکل‌گیری برداشت‌ها و گمانه‌زنی‌هایی در میان مخاطبان شد.

مجموع این تغییرات محتوایی و نشانه‌های بصری، برای برخی بینندگان این پرسش را ایجاد کرد که آیا سریال نسبت به مسیر ارزشی و مفهومی فصل‌های ابتدایی خود فاصله گرفته است یا خیر. این دیدگاه‌ها، فارغ از درستی یا نادرستی‌شان، نشان می‌دهد که پایتخت در فصل‌های پایانی بیش از گذشته در معرض نقد، تفسیر و تحلیل‌های متفاوت قرار گرفته و بخشی از اعتماد و هم‌ذات‌پنداری اولیه‌ی مخاطبان را با چالش مواجه کرده است.

پیام های مخفی و غیر اخلاقی سریال پایتخت

پیام های مخفی و غیر اخلاقی سریال پایتخت ۵ 

بررسی لوگو سریال پایتخت فصل ۱ تا ۴

در فصل‌های اول تا چهارم سریال پایتخت، مفاهیم امیدبخش و انگیزشی از همان لحظات ابتدایی و در تیتراژ آغازین به‌روشنی به مخاطب منتقل می‌شود. استفاده از تصاویری همچون طبیعت بکر، آسمان، طلوع خورشید و مناظر زیبای شمال کشور، فضایی سرشار از آرامش، زندگی و امید را خلق می‌کند؛ فضایی که کاملاً با حال‌وهوای روایت سریال هم‌راستاست.

در کنار این تصاویر، لوگوتایپ سریال با فرمی بانمک، صمیمی و شوخ‌طبعانه طراحی شده است؛ لوگویی غیررسمی و طنزآمیز که به‌خوبی با شخصیت‌های داستان و لحن روایت هم‌خوانی دارد. در این چهار فصل، هماهنگی عمیق و هدفمندی میان لوگو، تیتراژ ابتدایی و جریان داستان دیده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که مخاطب در طول تماشای سریال، احساساتی مانند امید، شادی، انگیزه، تلاش و همدلی را به‌طور پیوسته تجربه می‌کند. این انسجام بصری و مفهومی، نقش مهمی در محبوبیت و ماندگاری پایتخت در ذهن مخاطبان داشته است.

لوگو سریال پایتخت فصل ۱

لوگوتایپ فصل ۱ سریال پایتخت با پس زمینه ای از گستره آسمان

 

لوگو فصل ۲ سریال پایتخت

لوگوتایپ فصل ۲ سریال پایتخت با پس زمینه ای از طلوع خورشید

لوگو فصل۳ سریال پایتخت

لوگوتایپ فصل۳ سریال پایتخت با پس زمینه ای از مناظر زیبای طبیعت

لوگو فصل۴ سریال پایتخت

لوگوتایپ فصل۴ سریال پایتخت با پس زمینه ای از طبیعت سرسبز و زیبا

در هر چهار فصل ابتدایی این سریال، تیتراژ آغازین با نماهایی باز و از زاویه‌ای بالا، چشم‌اندازهای دل‌نشین طبیعت را به تصویر می‌کشد؛ تصاویری که با وسعت و آرامش خود، از همان ابتدا حس مثبتی را به مخاطب القا کرده و او را برای همراهی با فضای داستان آماده می‌کند.

لوگوتایپ سریال پایتخت فصل ۵و۶

در فصل پنجم سریال پایتخت، به‌طور ناگهانی تغییرات عمیق و معناداری در ساختار هویتی این مجموعه تلویزیونی مشاهده می‌شود. سریال با تیتراژی متفاوت و تأمل‌برانگیز آغاز می‌گردد؛ جایی که زاویه دید دوربین از زیر ریل قطار انتخاب شده و در ادامه، عبور ناگهانی قطار از بالای دوربین، فضایی تیره، سنگین و تا حدی هراس‌آور را برای مخاطب ایجاد می‌کند؛ فضایی که به‌وضوح با حس‌وحال امیدبخش و آرام فصل‌های ابتدایی فاصله دارد.

این مقاله را نیز بخوانید: پیام های مرموز در طراحی لوگو لیگ باشگاه های آسیا ۲۰۲۴

لوگوی سریال پایتخت در فصل‌های پنجم و ششم نیز دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. طراحی جدید لوگو، با فرم و چینش خاص خود، کلمه‌ای مرموز و پنهان را (بدی: evil) از چپ به راست القا می‌کند و برای متخصصان حوزه گرافیک و تبلیغات، تداعی‌کننده مفاهیم پنهان و معناهای نهفته در طراحی است.

لوگوتایپ فصل ۵ سریال پایتخت

لوگوتایپ فصل ۵ سریال پایتخت با پس زمینه ای از محیطی تاریک و خوارکننده

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، در فصل‌های پنجم و ششم سریال پایتخت، مفاهیم و پیام‌های غیر اخلاقی و برخلاف ارزش‌های انسانی به شکل بارز و مکرر مشاهده می‌شوند. انحطاط محتوایی فصل ششم آن‌چنان آشکار است که طی چند سال اخیر، مجوز پخش این فصل در شبکه‌های سیما صادر نشده است.

یکی از سبک های ساخت تصویر برند، لوگو شخصیت کارتونی ستارگان و بنیانگذاران نام های تجاری است. در دنیایی زندگی می کنیم که در فتح ستارگان است. رسانه ها هم مجذوب زندگی افراد ثروتمند و مشهور شده اند. موفق تریـن مجله آمریکا یک مجله ی خبری یا یک مجله ورزشـی یا اقتصادی نیسـت. مجله ای است که درباره ستارگان و افراد مشهور صحیت می‌کند با نام مردم، که بیشترین میزان تبلیغات را هم نسبت به دیگر مجله ها دریافت می کند.

چرا از بنیانگذاران در ساخت لوگو شخصیت استفاده می کنند؟

رسانه را سرزنش نکنید. این مخاطبان هستند که باید سرزنش شوند، زیرا چنین مجله هایی می خرند. به همین دلیل است که ما توسط ستارگان تسخیر شده ایم. حتی سرمایه داران کسب و کار نیز از این جریان سهم می برند. تعجب آور است که که تعداد زیادی از مدیران عامل شرکت های بزرگ سعی دارند به اندازه ی شرکت های خود معروف شوند؛ افرادی مانند مایکل دِل از برند دِل، هوارد شولتز از استارباکس، استیو بالمر از مایکروسافت، ریچارد برانسون از ویرجین، لری الیسون از اوراکل، جف ایملت از جنرال الکتریک، مارک زاکربرگ از فیسبوک و …

اغلب به مشـتریان می گوییم که اگر می خواهید شرکت معروفی داشته باشید، باید مدیر عامل خود را نیز به شهرت برسانید. بنیانگذار یک شرکت از این روند پرستش ستارگان به دو طریق سود می برد: 1) همه می خواهند «مدیر عامل» یک شرکت را بشناسـند و 2) همه فرض را بر این می گذارند که محصولات و خدمات آن شرکت به نوعی ارزش های «بنیانگذار» آن را بازتاب می دهند. وقتی هر دوی این ها (هم مدیر عامل و هم بنیانگذار) باشید، همان گونه که استیو جابز چنین بود، از روبط عمومی مضاعفی سود می برید.

همین امر بتعث شده برخی شرکت ها برای موفقیت برند و هویت سازی آن از روش طراحی لوگو اختصاصی شخصیت کارتونی بنیانگذار آن شرکت استفاده نمایند. گاه از تصاویر موسسان و گاه از امضای آنها.

امضای هنری فورد، بخش مهمی از لوگو شرکت فورد

ستایش ستارگان جریان نسبتاً جدیدی است، اما ستایش مؤسسان شرکت ها نه. هنری فورد شرکت فورد را بیش از یک قرن پیش تأسیس کرد و هنوز هم شرکت از امضای او به عنوان نشان تجاری خود استفاده می کند. چرا یک شرکت مدرن که هدف بازاریابی اش او ایجاد شهرت و خوشنامی برای آخرین ابداعات فناوری خودروسازی است، از امضای کهنه ی خالق خود، یعنی هنری فورد به جای نشان تجاری اش استفاده می کند؟ آیا این باعث نمی شود که شرکت عقب افتاده جلوه کند؟

شاید، اما این امضای دیرینه به شرکت مشروعیت، اعتبار و دوام می بخشد هر شرکت دیگری هم که قدمتش به اندازه ی فورد باشد باید چنین کاری انجام دهد.

امضای هنری فورد، بخش مهمی از لوگو شرکت فورد

امضای جان هنکاک، نماد بصری شرکت بیمه بوستون

مفهوم مشروعیت در صنایعی اهمیت ویژه دارد که محصولات «ناملموس» می فروشند. پس از خرید بیمه ی عمر چه در دست دارید؟ ممکن است در سال هزاران دلار صرف این کار کنید و در نهایت چیزی جز چند ورق کاغذ دردستان شما نباشد. مشروعیت و پایداری مالی یک شرکت بیمه جنبه ی مهمی از خرید شما را تشکیل می دهد.به همین دلیل بود که در سال 1862 بنیانگذاران شرکت بیمه بوستون، نام یکی از 56 امضا کننده ی بیانیه ی اعلام استقلال آمریکا را وام گرفتند.

امضای جان هنکاک، نماد بصری شرکت بیمه بوستون

این روزها، خدمات مالی جان هنکاک که توسط یک شرکت کانادایی اداره می شود، یکی از شرکت های اصلی بیمه ی آمریکایی است. در میان 56 نفر امضاء کننده، جان هنکاک یکی از معروف ترین هست و در تصویر می توانید ببینید چرا امضای بزرگ و گوتیک جان هنکاک (که بیش از 12 سانتی متر عرض دارد) باعث شده 55 امضای دیگر کوچک به نظر برسند.فکرش را بکنید! ایده بصری روی بیانیه ی اعلام استقلال.

لوگو کارتونی موسس پیتزای پاپا جانز

درباره ی نام پیتزا جان اشنَتِر چه می گویید؟ خوشبختانه آقای اشنَتِر نام متفاوتی را انتخاب کرده است. او نام زنجیره ی پیتزا فروشی خود را پاپا جانز گذاشته تا با زنجیره های همچون پیتزا هات، دومینوز و لیتل سـیزِرز به رقابت بپردازد. که البته کار خود را به خوبی انجام داده است.

در بازار آمریکا، فروش سالانه به ازای هر شعبه ی پاپا جانز، از دیگر زنجیره های صنعت پیترافروشی بیشتر بوده است. پاپا جانز در مقایسه با این رقبا، به لطف ایده کلامی خود که برای دهه ها آن را به کار گرفته است، در سطحی بالاتر قرار دارد.«محتویات بهتر، پیتزای بهتر»

 

اما ایده بصری پاپا جانز در تلویزیون راز اصلی موفقیت این برند است. با نامی مانند پاپا جانز انتظار می رفت در تبلیغاتش از لوگو شخصیت پیرمردی را با قیافه ی ایتالیایی و سبیل چخماقی و موی خاکستری ببینیم. اما جان اشنَتِر، دانشجوی جوانی بود با صورت اصلاح شده ی تمیز و اشتیاقی کودکانه برای معرفی برندش. خود «پاپا جان» ایده بصری است. او با آنچه انتظار می رود، فرق دارد. این همان چیزی است که شوک تصویری ایجاد می کند و بر ایده کلامی  «محتویات بهتر، پیتزای بهتر…پیتزای پاپا جان» فرود می آید.

چهره پل نیومین، ایده تصویری ماندگار

بنیانگذار دیگری که پس از مرگش در سال 2008 هم ماندگار شد، پل نیومین، مؤسـس تولیدی مواد غذایی و آشامیدنی نیومنزاون [یعنی متعلقات نیومن] بود، از سال 1982 این تولیدی بیش از 300 میلیون دلار به مؤسسه های خیریه کمک کرده است. آنچه از نیومن یک ایده بصری و نماد شخصیت ساخت، چشم های پولادین آبی رنگ و دلربا و شوخ طبعانه ی او بود. آنچه مدیران شرکت ها این روزها از آن بی بهره اند، چیزی که نیومن در آن استاد بود. در وب سایت شخصی او آمده: سوء استفاده ی بی شرمانه با هدف رسیدن به منفعت عمومی. در راهروهای سازمان بزرگی به نام آمریکا، دیگر کسی به این شکل صحبت نمی کند.

بررسی برند و لوگو شخصیت کارتونی kfc

کسی می گفت که ردیف به صف شده ی دانشجویان دانشکده ی افسری ارتش آمریکا، تصویر خوبی است. اما تصویر فوق العاده زمانی است که کبوتری روی شانه ی یکی از این دانشجویان به صف شده نشسـته باشد. این کبوتر، ایده بصری ای است که شوک تصویری ایجاد می کند. هیچکس به اندازه ی هارلند سندرز، مؤسس مرغ سوخاری کنتاکی یا همان کی اف سی کنونی تأثیر گذار نبود.

او را بیشتر با نام کلنل سندرز می شناسـند که با لوگو کارتونی کت و شلوار سفید و کراوات باریک مشکی، کشور را زیر پا گذاشت و به معرفی دستور العمل تهیه مرغ سوخاری خود پرداخت که از 11 نوع سبزی و ادویه تشکیل می شد. ایده کلامی او «خوب، در حد لیسیدن انگشت ها» و ایده بصری اش هم خودش بود. ترکیب این دو به ایجاد بزرگ ترین زنجیره مرغ سوخاری آمریکا ختم شد. هارلند سـندرز در واقع کلنل ایالت کنتاکی بود. کلنل بالاترین درجه ای است که در این ایالت به افراد تعلق می گیرد. (دیگر کلنل های کنتاکی عبارت اند از: الویس پریسلی، بیل کلینتون، بتی وایت و تایگر وود.)

بررسی برند و لوگو شخصیت کارتونی kfc

مرغ «سوخاری» حسی از ناسالم بودن با خود به همراه داشت و همین باعث شد که نام برند به این سه حرف خلاصه شود.اما تا وقتی که یک شرکت به شهرت خارق العاده ای نرسیده باشد (مانند آی بی ام، ای تی اند تی، جی ای و تعداد اندکی دیگر) اشتباه بزرگی است نامش به حروغ مخفف تغییر پیدا کند.

و مطئناً کی اف سی نام کوتاه شده ی معروفی برای برند است، اما این حرف تنها خلاصه ای از «مرغ سوخاری» هستند. به سختی می توانید از آنچه نمادش هستید، فرار کنید. کی اف سی نماد «مرغ سوخاری» به حساب می آید. یکی دیگر از اشتباه های کی اف سی، پریدن از یک کمپین تبلیغاتی به کمپین دیگر بود؛ بدون پیگیری کمپین قبلی یا دست یابی به موفقیتی در آن، مگر آن شعارها چه عیبی داشتند؟ این که هیچ کدامشان تصویر ذهنی ایجاد نمی کردند و بدون این تصویر، کمپین های تبلیغاتی از همان ابتدا محکوم به شکست هستند.

(تصویر کلنل سندرز روی سر در شعبه ها دیده می شود، اما دیگر مانند سابق ایده بصری بازار یابی کی اف سی نیست.)

آخرین شعار بازنده ی تبلیغات کی اف سی، «خیلی خوب» بوده است. این نمونه ی بارزی است از تفکر تونلی و بدین می ماند که فردی نابینا روی اسب مسابقه بنشانند. «خیلی خوب» شاید به عنوان یک شعار بازاریابی، تا حدودی اثر بخشی داشته باشد، اما باید توجه داشت که چنین شعارهایی بارها توسط بسیاری از برندهای دیگر استفاده شده اند.

  • سوپ کمپ بلز: «اوم! اوم! اوم!»
  • مسکولِ هاوس: «تا آخرین قطره اش خوبه!»
  • هواپیمایی دلتا: «خوبی در این اطراف می چرخد.»
  • جنرال الکتریک: «ما برای زندگی چیزهای خوبی به همراه داریم.»

هم عناصر تصویری و هم عناصر گفتاری باید منحصر به فرد و متفاوت باشند. «خوب» واژه ای مسـتهلک است؛ البته نه برای برندهایی که برای نخستین بار از این واژه استفاده کردند، مانند سوپ کمپ بلز، شاید باور نکنید، اما مرغ سوخاری کنتاکی هم نخستین شعار تبلیغاتی اش «خوب، در حد لیسیدن انگشت ها» بوده است.حالا چطور می توان برندی را که از مسیر خود خارج شده، دوباره به مسیر درست هدایت کرد؟

بهترین راه، پایش فعالیت های گذشته است. در زمان به عقب برگردید و جنبه هایی از برند را که در ابتدا موجب موفقیت شما شده بود، مرمت کنید.یکی از جنبه های بصری کی اف سی که تقریباً هر مشتری ای آن را می شناسد، کلنل سندرز است با کت و شلوار و ریش بزی سفیدش.

بهترین برندها آن هایی هستندکه تمامی جنبه هایشـان با یکدیگر پیوند خورده است. این در واقع هدفی است که این کتاب دنبال می کند؛ یعنی پیوند عناصر بصری و گفتاری. اما این دیدگاه درباره ی نام ها نیز صدق می کند.

وقتی با ماشین از کنار یک شعبه ی کی اف سی می گذرید، چه می بینید؟ تصویر بزرگی از لوگو شخصیت کلنل سندرز. پس چرا رستوران را مرغ سوخاری «کلنل سندرز» صدا نمی زنند؟ این کار می توانست پیوند خوبی میان نام برند و ایده بصری ایجاد کند. چرا این برند از شعار تبلیغاتی ابتدایی خود استفاده نمی کند؟ «خوب، در حد لیسیدن انگشت ها… با 11 نوع سبزی و ادویه.» من اگر بودم، این کار را می کردم. از مزایای استفاده از یک مؤسس فقید، مانند کلنل سندرز این است که او دیگر نمی تواند درگیر شایعات شود و به برند صدمه وارد کند.

موفقیت لوگو کارتونی پرودو

بیایید نگاهی بیندازیم به فرانک پردو؛ مردی که صنایع مرغ پردو موفقیت خود را مدیون اوست. در سال 1953، وقتی فرانک پردو؛ رئیس و مدیر عامل مزارع پردو شد، این مرغداری فروش سالانه ای برابر با 5 میلیون دلار داشت. در سال 1970، پردو نخستین کمپین بازاریابی تلویزیونی خود را راه اندازی کرد که رئیس زیرک پردو نیز در آن حضور داشت.فروش به سرعت افزایش پیدا کرد تا در سال 1988، در آمد سالانه پردو به 975 میلیون دلار رسید. هم اکنون این رقم به 6/4 میلیارد رسیده است.

با وجودی که این شرکت تا امروز برقرار مانده و به موفقیت بزرگی رسیده، ایده بصره اش یعنی لوگو شخصیت این مرد سرسخت است، همچنین ایده کلامی  کلامی اش (متن پایین تصویر: برای تهیه مرغ ترد، به مردی سرسخت نیاز بود) دوام نیاوردند.در سال 1994، جیمز پردو، پسر فرانک به عنوان سخنگوی برند معرفی شد، اما بر خلاف پدرش، آناستواری لازم را در شخصیتش نداشت. علاوه براین، ایده کلامی  کلامی اش، یعنی «اعتیادی سالم به مرغ» بهاندازه ی (برای تهیه مرغ ترد، به مردی سرسخت نیاز بود) در خاطر نمی ماند.

یکی از راه ها استفاده از لوگو شخصیت کارتونی این افراد، به جای عکس آنان است. شاید این کار در تلویزیون اثر بخش نباشد، اما برای استفاده روی تابلوها، در اینترنت و آگهی های چاپی بسیار مناسب است.