مروری بر تاریخچه لوگو استقلال

مطمئنا یکی از پرطرف دارترین رشته های ورزشی در تمام جهان فوتبال است. علاوه بر رقابتی که بین تیم های ورزشی وجود دارد، حس و حال تماشاگران هم همیشه با هیجان زیادی همراه است. در این مطلب قصد داریم تا درباره لوگو یکی از مشهورترین تیم های ایران یعنی لوگو استقلال صحبت کنیم، پس با ما همراه باشید.

طرفداران تیم های ورزشی برای اینکه بتوانند عشق و علاقه خود را به تیم خود نشان دهند، می توانند از لوگو ویژه تیم استفاده کرده و آن را روی وسایل مختلفی حک کنند. برای مثال حک کردن طرح لوگو روی ماگ، لباس و … از جمله روش هایی است که می تواند توجه طرفدار را نشان دهد.

معرفی برند استقلال

برند استقلال

مطمئنا هر طرفداری علاقه دارد تا از نحوه شکل گیری برند تیم خود با خبر شود. این قضیه کمک می کند تا درک بهتری نسبت به شکل گیری لوگو داشته باشد. شاید برای شما جالب باشد که بدانید این باشگاه در ابتدا فقط یک کلوب ورزشی برای دوچرخه سواری بوده است.

در انتهای جنگ جهانی دوم بود که عده ای از ورزشکاران مشهور کشور تصمیم گرفتند تا وضعیت دوچرخه سواری در ایران را بهبود بخشند. به همین دلیل در سال ۱۳۲۴ بود که کلوب دوچرخه سواران ایجاد شد.

یکی از اشخاصی که برای این باشگاه زحمات زیادی کشیده است، پرویز خسروانی نام دارد که به خاطر تلاش های این فرد بعد از چهار سال کلوب به باشگاه ورزشی تبدیل شده است. در این زمان ورزش های مختلفی در آن انجام می شده و فوتبال یکی از آن ها بوده است. تیم استقلال در ابتدای کار از ترکیب شدن تیم های دیگر به نام های نادر و شهاب ایجاد شد و نامی که برای آن انتخاب کردند، تیم فوتبال دوچرخه سواران بوده است.

تیم مورد نظر تا سال ۱۳۲۸ همچنان با این نام به کار خود ادامه داده و در بازی های مختلفی شرکت کرده است، تا اینکه پرویز خسروانی مالکیت باشگاه را به عهده گرفته و اسم تیم به تاج تغییر کرده است.

در سال ۱۳۵۷ بود که اسم تیم ورزشی به استقلال تغییر یافت. از جمله افتخارات این باشگاه می توان به قهرمانی و نائب قهرمانی در رقابت های آسیا اشاره کرد. تیم فوتبال استقلال همچنین یکی از تیم های پرافتخار در ایران به شمار می رود.

اولین لوگو استقلال

هنگامی که برای نخستین بار کلوب ورزشی تاسیس شد، آرمی را هم برای تیم استقلال در نظر گرفتند. به دلیل اینکه اصلیت کلوب بر دوچرخه سواری بنا شده بود، در نتیجه لوگو استقلال تصویری از یک دوچرخه سوار درون قاب بود و تاریخ احداث کلوب هم زیر آن نقش بسته بود. آرم مورد نظر تا زمانی که مالکیت باشگاه تغییر یافت، روی لباس های ورزشکاران استفاده می شده است.

تکامل لوگو استقلال

تاریخچه لوگو استقلال

تاریخچه لوگو استقلال

آرم استقلال فقط شش بار از زمان تاسیس این باشگاه تغییر کرده است. بعد از اولین لوگو استقلال چند سال بعد با عوض شدن اسم باشگاه به تاج از تصویر یک تاج برای آرم جدید استفاده کردند. چهار حلقه المپیک هم در اطراف تاج قرار داشته است.

در این لوگو حرف های تا و ج در حلقه های اطراف بوده اند و در پایین آن ها تاج به لاتین نوشته قرار گرفته است. در واقع علاوه بر اینکه این حلقه ها یادآور المپیک هستند، نشان گر چرخ های دوچرخه هم بوده اند.

در طی جریانات سیاسی و در پی رخ دادن انقلاب اسلامی ایران زمزمه هایی در خصوص انحلال باشگاه به گوش می رسد، ولی با تلاش بازیکنان، باشگاه به کار خود ادامه می دهد، اما لازم بود تا لوگویی که طرح تاج سلطنتی روی آن قرار داشت، تغییر کند.

ساختار لوگو بعد از انقلاب

بنابرین بنابر نیاز آرمی جدید برای تیم استقلال شکل گرفت. در این لوگو از رنگ های آبی و سفید استفاده شد. طرح لوگو پنج ضلعی به رنگ های آبی و سفید بود که شبیه به یک توپ چهل تکه بودند که همراه با نام باشگاه داخل یک دایره قرار داشتند.

این دایره داخل بال های یک پرنده آبی رنگ طراحی شد. بنظر می رسد که پرنده مورد نظر نماینگر آزادی است و همین طور شکل پرهای آن تداعی گر نماد الله در پرچم کشور است.

این مقاله را حتما بخوانید: تاریخچه لوگو پرسپولیس

تا سال ۱۳۷۰ از آرم مورد نظر برای لباس و همین طور پرچم این باشگاه استفاده می کرده اند. بعد از مدتی دوباره لوگو دست خوش تغییراتی شد و این بار از نمادی ویژه تر برای برند استقلال استفاده کردند. در این لوگو جدید دایره ای با کادر آبی رنگ وجود داشته است.

در داخل دایره ۳ حلقه به رنگ های سفید و آبی روشن قرار داشته است که یکی از آن ها شبیه به جقه بوده است.

همان طور که احتمالا به آن توجه کرده اید، همچنان می توانید شاهد چرخ های دوچرخه در این لوگو باشید. این طرح ساده معانی زیادی را در خود گنجانده است. از لوگو جدید استقلال در کلیه پارامترهایی که مربوط به باشگاه بودند استفاده شد. با این حال این باشگاه دوباره تصمیم گرفت تا آرمی جدید را طراحی کند.

اما آرم جدید به شکل بسیار عجیبی طراحی شده بود! در این آرم یک دلفین در بیرون از آب در حال شوت کردن یک توپ فوتبال بوده است. لوگو جدید به دلیل بی مفهومی دوباره تغییر کرد و از آرم قبلی با اندکی تغییرات استفاده شد.

در این لوگو اسم باشگاه به صورت فارسی و لاتین و همین طور زمان احداث آن داخل حلقه قرار گرفت. علاوه بر این ۲ ستاره طلایی هم در بالای حلقه قرار داده شد و این لوگو همانی است که هم اکنون برای باشگاه استقلال استفاده می شود.

مفهوم نماد استقلال

پرچم تیم استقلال

آرمی که برای برند استقلال طراحی شده است، حاوی معانی مختلفی است و حتی انتخاب رنگ ها با ظرافت صورت گرفته است. در توصیف این آرم می توان گفت که نشانی از گذشته و امیدی به آینده در آن دیده می شود.

حلقه ای که شبیه به جقه طراحی شده نشان دهنده هنر اصیل ایرانی است. همین طور می تواند بیانگر توپی باشد که با انرژی زیادی در میان حلقه ها وارد شده است. این حلقه ها پیروزی را به نمایش می گذارند.

 

فونت لوگو استقلال

فونتی که در لوگو استقلال به کار رفته است، با سایر بخش های لوگو تناسب دارد. این فونت در حالت فانتزی است و شکستگی در آن وجود ندارد. همین قضیه باعث می شود تا حس صمیمیت و یگانگی به مخاطب تلقین شود. با این حال باید گفت که فونتی که برای اسم لاتین باشگاه استفاده شده است مقداری حالت رسمی تر دارد و باعث شده تا جنبه احساسی طراحی متوازن شود.

بررسی رنگ در آرم استقلال

از همان ابتدای کار رنگ آبی و سفید در آرم های این باشگاه دیده می شده است. البته پشت این انتخاب دلیل مهمی وجود داشته است که در ادامه به شرح آن می پردازیم:

آبی: در حوزه روانشناسی این رنگ نشانی از امنیت و دوستی دارد. طراح با استفاده از رنگ آبی می کوشد تا حس های مورد نظر را در مخاطب ایجاد کند. اما باید توجه داشته باشید که هر طیف رنگی آبی معنی به خصوصی دارد.

این مقاله را حتما بخوانید: بررسی تاریخچه لوگو تلگرام 

چنانچه از آبی فیروزه ای استفاده کنید، نشان دهنده جوانی خواهد بود. این رنگ را می توانید در حلقه استقلال شاهد باشید. همین طور آبی فیروزه ای می تواند تداعی کننده نشان سلطنتی هم باشد.

سفید: سفید مظهر پاکی است و نشان دهنده خلوص نیت است.

طلایی: این رنگ نشانی از اشرافیت در خود دارد. می توان گفت که رنگ مورد نظر در لوگو استقلال نشان دهنده موفقیت های این تیم است.

سخن پایانی

در میان انواع لوگو و سبک طراحی نماد استقلال از نوع انتزاعی است. این نوع آرم ها در عین پیچیدگی ساده هستند. برای طراحی لوگو انتزاعی از رنگ و شکل های هندسی استفاده می کنند. برای درک مفهوم این نوع آرم ها باید اندکی تامل کنید تا بتوانید از خلال طرح به معنی آن پی ببرید.

اگر به تاریخچه نماد بصری استقلال توجه کنیم، متوجه می شویم که این نماد در طول زمان به تکامل خود رسیده است و هم اکنون شاهد بهترین ورژن آن هستیم.

 

.

مروری برتاریخچه لوگو آدیداس

از سال ۱۹۲۸ ورزشکاران در مسابقات المپیک کفش های آدیداس را به پا می کردند و به آن عشق می ورزیدند. در این مقاله می خواهیم بخشی از داستان دومین برند صنعت لوازم ورزشی و تاریخچه لوگو آدیداس را با هم بررسی نماییم.

همان طور که می دانید برند آدیداس یکی از کسب و کارهای معروف در زمینه لباس های ورزشی است. در واقع انتخاب اسم برند برگرفته از صاحب شرکت یعنی فردی به نام آدولف داسلر است. شرکت مورد نظر در واقع یک شرکت آلمانی است. البته عده ای هم تصور می کنند که اسم برند از جمله All Day I Dream About Sport الهام گرفته شده است.

همان طور که می دانید این برند علاوه بر لباس های ورزشی در زمینه های دیگری مانند کفش، لوازم لوکس، ساعت، تجهیزات ورزشی، اجناس مراقبت های شخصی و عینک های آفتابی هم فعالیت دارد.

برند آدیداس فعالیت خود را گسترده کرده و هم اکنون مسئولیت شرکت هایی دیگری مانند ” لوازم گلف تیلور مید” و شرکت ریباک را هم به دست گرفته است. به این صورت این کسب و کار توانسته تا لباس های وزشکاران مختلفی را تهیه کند و در اختیار آن ها قرار دهد.

داستان برند آدیداس

حتما کنجکاو هستید که بدانید آدیداس چگونه شکل گرفت و چه مسیری را طی کرده است. یکی از نکات جالبی که باعث شهرت این برند شد ورزشکاری به نام جسی اونز بود که شرکت موفق شد او را به پوشیدن این کفش مجاب کند.

موسس شرکت که در آن زمان فردی ناشناخته در این صنعت بوده است، راهی دهکده المپیک می شود و سپس ورزشکار المپیک یعنی اونز را مجاب می کند تا از کفش های ورزشی او استفاده کند. اونز همراه با این کفش ها در مسابقات شرکت کرده و موفق به کسب چهار مدال المپیک می شود.

آدولف داستلر موسس آدیداس

آدولف داستلر موسس آدیداس

هنگامی که رقابت ها به پایان می رسد، اونز یکی از دلایلی که باعث این موفقیت شده است، را کفش های این برند معرفی می کند. همین مورد باعث شده تا این برند در میان جهانیان مشهور شود و توجه بقیه به آن جلب گردد.

با این حال این موفقیت عمر چندان درازی نداشت. صاحبان شرکتی که این برند را ایجاد کردند دو برادر بودند که بعد از چند سال بین آن ها مشکلات و اختلاف هایی به وجود آمد که باعث جدایی آن ها از یکدیگر شد. این دو برادر آدولف و رادولف بودند.

بعد از این ماجرا رادولف برند دیگری به اسم پوما تاسیس کرد. سپس برند آدیداس هم بعد از اینکه بنیان گذار آن یعنی آدولف فوت کرد، به دست پسر او سپرده شد. اما به دلیل فوت ناگهانی پسر آدولف برند دچار مشکلاتی شد و به ورشکستگی رسید.

بعد از این قضیه فردی دیگر به اسم “برنارد تاپی” برند آدیداس را خریداری کرد، با این حال او هم نتوانست کاری از پیش ببرد. سرانجام شخص دیگری به اسم روبرت دریفوس امتیاز برند را خریداری کرد و موفق شد جان تازه ای به آن ببخشد.

تاریخچۀ لوگو آدیداس

سیر تکامل لوگو آدیداس

سیر تکامل لوگو آدیداس

آرم تجاری همواره بخش مهمی از شرکت و برند شما است. طراحی لوگو آدیداس هم یکی از عواملی بوده که باعث شهرت این برند شده است. طراحی این آرم به صورتی است که تشخیص آن برای کودکان هم آسان است که همین امر نقش مهمی در موفقیت لوگو داشته است.

موسس شرکت در نظر داشته تا بتوانی آرمی را طراحی کند که ورزشکاران با آن ارتباط موثری برقرار کنند. همین طور در حین مسابقات هم به خوبی مشخص باشد. به همین دلیل از سه خط استفاده کرده و آن را بر روی لوازم ورزشی شرکت خود حک کرده است.

از دلایل مهم برای طراحی این نوع لوگو سادگی آن بوده است. در واقع همین ساده بودن لوگو سبب شده تا در نظر بقیه خاص و ویژه باشد. ویژگی لوگوهای ساده این است که به خوبی در ذهن حک می شوند، به همین دلیل است که امروزه هرکسی با دیدن این سه خط به یاد برند آدیداس می افتد.

در واقع این ۳ خط نشان می دهد که بازار تا چه اندازه در دسترس همگان قرار دارد و همچنین کیفیت محصولات بسیار بالا است. جالب است که بدانید از نظر علم پزشکی هم این نوع طراحی هم در تعادل ورزشکاران تاثیر به سزایی دارد. از زمان طراحی این لوگو در حدود ۵۰ سال گذشته است.

 

معنی لوگوی آدیداس

شرکت مورد نظر یکی از شرکت هایی است که اعتبار بسیار خوبی در زمینه عرضه محصولات مختلف دارد و آرم تجاری که برای آن انتخاب شده است بسیار ساده و گویا است. با این حال لوگو آدیداس در طی زمان دچار تغییراتی شده است.

اما در تمامی آرم هایی که از گذشته تا به امروز طراحی شده است، سه خط شرکت ثابت بوده اند. پس می توان گفت که این سادگی باعث شده تا شهرت لوگو در میان همگان افزایش یابد. همان طور که گفتیم به دلیل اینکه طرح لوگو بسیار ساده است به خوبی در ذهن ها نقش می بندد.

آخرین نمادی که برای این لوگو طراحی شده است، شامل این ۳ خط به همراه کلمه آدیداس می شود که طرز قرارگیری آن ها به حالت کوه است. در سبک شناسی انواع لوگو و نماد بصری، آدیداس به سبک پیکتوگرام انتزاعی طراحی شده است.

بخش دیگری از این طرح شامل قله ای می شود که همان سه خط معروف آن را شکل داده اند. همان طور که می دانید، قله نشان دهنده صبر و تلاش زیاد است. کسی که لوگو را طراحی کرده، معتقد بوده است که فقط افراد پر تلاش و کسانی که ذهن متفاوتی دارند، می توانند به اهداف خود دست یابند.

تغییرات دیگری که در آرم آدیداس صورت گرفته است:

آدیداس

لوگوها معمولا در طول زمان دچار تغییرات زیادی می شوند. هنگامی که اولین بار سه خط طراحی شد، بعد از مدتی این سه خط تبدیل به سه برگ شدند. برگ ها در آرم طراحی ساده ای داشتند و هنگامی که کنار هم قرار می گرفتند، شکل همان سه خط اولیه در ذهن مردم شکل می گرفته است.

طراحی سه برگ هنگامی صورت گرفت که کالاهای شرکت در بخش های مختلف دنیا به فروش می رسیده اند، به همین دلیل طراح شرکت قصد داشته تا پیشرفت کار خود را با این سه برگ نشان دهد. در نظر این طراح هر برگ معرفی کننده بخشی از دنیا بوده است.

و این نمادها شامل قاره های آمریکا و اروپا، هرکدام یک برگ و آسیا و آفریقا هم یک برگ می شده است. همچنین سه خط مورد نظر هم از این برگ ها عبور می کرده اند که نشان می دهد این کسب و کار تنوع زیادی دارد. البته این لوگو همچنان در تعدادی از کالاهای برند آدیداس که از نوع کلاسیک هستند استفاده می شود.

نسخه نهایی آرم آدیداس

سرانجام و برای بار سوم آخرین ورژنی که برای این آرم تجاری طراحی شد در معرض دید دنیا قرار گرفت. اما در این مدل جدید یک سری از بخش های قدیمی تغییر کرده است و تغییراتی روی آن صورت گرفته بود. دلیل اینکه تغییرات زیادی در آن صورت نگرفت این بوده است که این برند به خوبی در میان مشتریان جایگاه خود را یافته بود و اگر تغییر زیادی می کرد، می توانست این جایگاه ویژه را از دست بدهد.

هنگامی که لوگوی جدید طراحی شد این کسب و کار در پی بالا بردن کیفیت کالاهای خود بود، به همین دلیل آرم جدیدی که طراحی شده بود، معنی و مفهوم بهتری را از برند آدیداس به مردم انتقال می داد.

در این طرح از یک کوه برای الهام بخشی استفاده شد. طراح لوگو اعتقاد داشته است که طی کردن مسیر و رسیدن به قله کوه از پس هرکسی برنمی آید، در نتیجه این کار تنها برای کسانی میسر است که به طور ویژه ای می اندیشند و بهتر از دیگران تلاش کنند.

پس می توان گفت ورزشکارانی که علاقه به موفقیت و فتح قله را دارند، باید برندی را انتخاب کنند که بتواند شایسته آن ها باشد. در نتیجه طراح لوگو آخرین آرم را طبق این هدف طراحی کرده است.

در پایان می توان گفت که لوگو آدیداس به خوبی انتظار ورزشکاران و کسانی که از محصولات این برند استفاده می کنند را برآورده ساخته است.

وبسایت رسمی شرکت آدیداس : www.adidas.de

 

ساب وی (Subway)، نام تجاری متمرکز

وقتی فرد دلوکا (Fred DeLuca) نام تجاری ساب وی را پایه گذاری می کرد، کاملا میدانست که چه کار می کند. این جریان در سال های دهه ی هشتاد اتفاق افتاد؛ زمانی که دیگر رستوران های زنجیره ای فست فود (غذای آماده ی فوری) در حال تنوع بخشیدن به منوی (صورت غذا) شان بودند، ساب وی فقط روی یک کالا پایه گذاری شد: ساندویچ! و بازهم به دلیل اینکه ساندویچ هم می تواند انواع متنوع و گوناگونی داشته باشد، او تمرکزش را روی یک نوع ساندویچ، محدود ساخت؛ ساندویچ ساب مارین (Submarine) ساندویچی که با نان باگت دراز درست می شود. تنها تفاوت آنها در مواد اضافی و سس های به کار رفته در آنها بود.

فرد دلوکا ، موسس ساب وی

فرد دلوکا ، موسس برند

تمرکز، برگ برنده ساب وی

این تمرکز محدود بود که به سرعت نام تجاری ساب وی را به یکی از غول های فست فود تبدیل کرد. مک دونالدز، ساب وی را تهدید شماره ی یک خود در بازار انگلیس می داند. ( Subway می خواست شعبه هایش را به دو هزار شعبه در انگلیس افزایش دهد.)

تمرکز محدود در زمینه های بسیاری به نام تجاری کمک کرده است که به طور قطع یکی از آنها، برداشت ذهنی مشتریان از نام تجاری است. اگر یک نام تجاری فقط با یک نوع کالا مرتبط باشد، برداشت ذهنی مخاطب و مشتری از آن شفاف تر خواهد بود.

این مقاله را حتما بخوانید: تیفانی، معتبر ترین برند جواهرآلات جهان

زمانی که مردم به یک رستوران ساب وی قدم می گذارند، می دانند که چه چیزی به آنها عرضه می شود. تمرکز محدود، همچنین به انتخاب اسم برای نام تجاری کمک کرده است. هرگز اهمیت اسم مناسب برای نام تجاری را دست کم نگیرید. ساب وی یک اسم عالی است. زیرا بدون اینکه به روشنی نام کالایش را به زبان بیاورد، آن را پیشنهاد می کند.

ساب وی

ساب وی، برندی سلامت محور

امتیاز دیگر تمرکز محدود، کیفیت است. کارکنان مک دونالدز، ناچارند در منویشان یا هشتاد نوع غذای مختلف از سالادهای مختلف گرفته تا انواع چیزبرگر، سروکار داشته باشند. در subway کارکنان فقط روی تهیه ی یک نوع محصول تمرکز می کنند. بنابراین کسب مهارت در تهیه ی آن یک نوع محصول برای آنها زمان زیادی نمی برد.

امتیاز دیگر این نام تجاری این است که برخلاف بیشتر نام های تجاری دیگر در زمینه ی فست فود، یک غذای ناسالم به نظر نمی آید چون محتویاتش به طور معمول از مواد اولیه ی تازه تهیه می شود. همراه با گسترش بحران اضافه وزن و چاقی در غرب، بدون شک نام های تجاری دیگری چون مک دونالدز، برگرکینگ (Burger King) و مرغ سوخاری کنتاکی (Kentucky) تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.

برتری این برند در این است که نکته های مثبت فست فودها، مثل سرعت و راحتی را بدون تصور ذهنی ناسالم بودن، ارایه می دهد. اگر Subway هم چنان به تمرکز خود ادامه دهد، می تواند به یکی از نام های تجاری بزرگ قرن بیست و یکم تبدیل شود.

 

روند تکامل لوگو subway

طراحی لوگو ساب وی از نوع لوگو تایپ محسوب می شود. ساختار آن در آخرین تغییرات به ساده ترین شکل و دوستانه ترین فرم تبدیل شده است.ساختاری قدرتمند، معتبر ولی کاملا دوست داشتنی.

تاریخچه لوگو ساب وی

تاریخچه لوگو ساب وی

 

رمز موفقیت

تمرکز: در زمانی که تهیه کنندگان بزرگ غذاهای آماده، تمرکزشان را گم کرده اند، تمرکز واحد ساب وی روی ساندویچ ساب مارین، آن را یکی از سریع ترین نام های تجاری روبه رشد جهان ساخته است.

اسم گذاری: تمرکز بسته ی ساب وی، در انتخاب اسم برای نام تجاری اش هم به طور کامل مشهود است. اسمی که محصول اصلی مورد ارایه اش را پیشنهاد می کند، بدون اینکه به طور مستقیم آن را به زبان بیاورد. این یک نام ژنریک نیست ولی با ظرافت و باریک بینی به مفهوم نامش دلالت دارد. ساب وی همچنین به برای به خاطر سپردن، نام راحتی است. ساب وی به معنی راهروهای زیرزمینی به ویژه مترو است.

ثبات: این برند بر خلاف بسیاری از رقبای قدیمی ترش، هم در کالایش و هم در سرویس دهی و خدمات، ثبات دارد.

رقبای ناسالم: گرچه این نام تجاری موفق بارها ترس خود را از «بیدار کردن غول خفته» (بزرگترین رقیبش مک دونالدز) بیان کرده است، اما موضوع ناسالم بودن غذای غول همبرگر فروشی ها امک دونالدزا و دیگر شرکتهای فست فود، به ساب وی کمک کرده است تا بتواند لقمه ی خودش را از این بازار برگیرد.

 

سایت اینترنتی: www.subway.com

سال تأسیس: ۱۹۶۵

کشور سازنده: ایالات متحده آمریکا نکته ها:

۱- ساب وی دارای بیش از ۲۰۰۰۰ رستوران در ۷۶ کشور جهان است.

۲- کسب نمایندگی ساب وی، از سوی مجله ی انتروپرنیور (Entropreneur) مقام اول را در بین دوازده مورد مشابه دیگر در شانزده سال گذشته کسب کرده است. (از نظر سرمایه گذاری مناسب کاری)

٣- بسیاری از ساندویچ هایی که در این شرکت ارایه می شود، تنها ۶ گرم یا کمتر چربی دارد.

 

برگرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری انتشارات سیته

 

هیولت پاکارد، غول چاپگرهای اداری

هیولت پاکارد، به دلایل زیادی، شناخته شده است. آنچه که این نام را بین مصرف کنندگان مشهور کرده است، چاپگرها و کامپیوترهایش می باشد. ولی در دنیای تجارت، به احتمال زیاد به دلیل گرایش انقلابی اش در مدیریت، شناخته میشود.

مدیریت باز، یا «شیوه ی اچ پی» (HP way) که در حال حاضر در شرکت ها اعمال می شود، با مؤسسان آن، بیل هیولت (Bill Hewlett) و دیو پاکارد (Dave Packard) شروع شد؛ البته این شیوه بیشتر تصادفی بود تا از سر تصمیم گیری و برنامه ریزی قبلی.

شرکت hp از کجا شروع شد؟

در حقیقت، زمانی که این دو دانشجوی هم کلاسی دانشگاه استنفورد در سال ۱۹۳۹، شرکتی را در یک گاراژ در کالیفرنیا راه انداختند که کارش، ساخت «نوسانگر» (Oscillator) صدا بود، (دستگاههای الکترونیکی آزمایش صدا که توسط مهندسین صدا به کار می رود.) به تنها چیزی که فکر نمی کردند، تأسیس یک شرکت تجارتی بین المللی بود.

بیل هیولت (Bill Hewlett) و دیو پاکارد (Dave Packard)

بیل هیولت (Bill Hewlett) و دیو پاکارد (Dave Packard)

همان طوری که دیو بعدها گفت: ما فقط فکر می کردیم که یک شغل برای خودمان دست و پا کرده ایم. این. تنها چیزی بود که بهش فکر می کردیم …… ما حتی ذره ای به فکر ساختن یک شرکت بزرگ نبودیم.» آنها هیچ برنامه ریزی تجاری دراز مدتی نداشتند. در واقع آنها نسبت به جنبه ی تجاری کارشان، خیلی بیخیال بودند. آنها اسم شرکتشان را هم با شیر یا خط انتخاب کردند (اگر سکه ی آنها از روی دیگری به زمین می افتاد، امروز روی چاپگرهای لیزری مان، اسم «پکاردهیولت» دیده می شد.

هیولت پاکارد، نام تجاری کارمندمحور

آنها همان گونه که دوست داشتند، شرکت شان را می چرخاندند، بدون اینکه توجه چندانی به تحقیقات و بررسی بازار داشته باشند. تنها عامل ایجاد انگیزه برای آنها، تکنولوژی بود. دیو، یک تکنیک جدید مدیریت درست کرده بود که آن را با نام جالب مدیریت در حال قدم زدن می نامید؛ با همه ی کارمندان یکسان رفتار می شد و یک سیاست «درهای باز» هم تبیین شد.

این مقاله را حتما بخوانید : وال مارت، بزرگ ترین خرده فروشی جهان

این فقط یک عبارت استعاری نبود: واقعا هیچ کدام از دفاتر مدیریت و اجرایی در نداشتند و همه ی کارکنان دیگر هم در کابین های باز کار می کردند. این یک دهه قبل از زمانی است که دفاتر کار باز رواج پیدا کند. کارکنان می توانستند، بدون ترس از تلافی، درباره ی هر مشکلی با تیم مدیریت صحبت کنند. هیولت پاکارد، بی تردید جای عالی ای برای کار کردن بود.

مرتب مهمانی ها و پیک نیک هایی برگزار می شد. همه یکدیگر را با نام کوچک خطاب می کردند و همه ی کارکنان بیمه ی درمانی و یک عیدی کریسمس حسابی داشتند.

تفکر مدیریتی هیولت پاکارد

این شیوه ی بازی دوستانه و شراکتی، باعث کمبود انضباط یا تمرکز، نمیشد. برعکس، همه چیز و همه کس به سوی یک هدف رانده می شدند: ساخت و آفرینش کالاهای پیشرفته ی تکنولوژیکی. در زمانی که اکثر حرفه ها درباره ی «سهم بازار» و «استراتژی شرکتی» حرف می زدند، هیولت پاکارد، روی تصویر گسترده تری متمرکز شده بود.

نگاهی به این یادداشت دیو برای کارکنان اچ پی در سال ۱۹۶۱ بیندازید: «هدف اصلی ما طراحی، بهینه سازی و تولید بهترین کالاها برای پیشبرد علم و رفاه انسان هاست و ما عزم داریم خود را وقف این مأموریت کنیم.»

محیط داخلی شرکت hp

محیط داخلی شرکت hp

این شرکت تقریبا دست تنها، شیوه ی تفکر مدیریتی را تغییر داد؛ خط مشی ای که زمانی به دلیل «خوبی درمان ناپذیرش» مورد نقد قرار می گرفت از طرف ریچارد پاسکال (Richard Pascale) نویسنده و مشاور تجاری. ولی امروز اچ پی ثابت کرده است که مهربانی و نیکی با کارمندان، می تواند به قدرتمندتر شدن شرکت و در نهایت به یک نام تجاری قوی تر بیانجامد.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی آشنا شوید

مری فرلانگ (Mary Furlong) مؤسس و مدیرعامل «ترد ایج مدیا» (Third Age Media) در شماره ی فوریه ی ۱۹۹۹ نشریه ی «فست کامپانی» (Fast Company) چنین نوشت: «شرکت ها باید بتوانند پس از مرگ رهبرانشان، به زندگی ادامه دهند.»

یکی از بهترین مثال ها در این مورد، شیوه ی اچ پی است: کسانی که برای کار کردن به هیولت پاکارد مراجعه می کنند، می دانند که شیوه ی اچ پی چیست. ممکن است آنها نام مدیر عامل فعلی را ندانند…. ولی اچ پی از این مرحله که فقط آرمان بنیان گذارانش باشد، گذر کرده است تا بتواند یک نام تجاری ماندگار که ارزش ها و نقطه نظرهای خودش را دارد، بیافریند.»

ادغامی موفق

شرکت hp، پس از ادغام موفقش با شرکت «کامپک» (Compaq) در سال ۲۰۰۲، اکنون دارای ۱۵۰۰۰۰ نفر کارمند در بیش از ۱۶۰ کشور است. و ارزش نام تجاری اش به بیست میلیارد دلار می رسد. این تنها نتیجه ی یک بازاریابی هوشمندانه نیست، با این که آن هم عامل مهمی است. کمپین های تبلیغاتی « با حال» جدید شرکت توانسته است بازار مصرف کنندگان جوان تر را هم هدف قرار دهد چیزی که برای نام تجاری ای که روی تکنولوژی دیجیتال سرمایه گذاری می کند، ضرورت دارد.

این مقاله را حتما بخوانید : نام برند باید چه ویژگی هایی داشته باشد

با این حال، این موفقیت ها، هم چنین نتیجه ی فرهنگی است که داخل هیولت پاکارد رواج دارد. «کارلی فیورینا» (Carly Fiorina)، مدیرعامل اچ پی، در یک گردهمایی مدیران در توکیو در اکتبر ۲۰۰۰ چنین گفت: «در اصل، برندینگ قدرتمند، تنها یک پیمان با مشتریان مان، والدین مان، سهامداران مان و جامعه مان نیست و در عین همه ی اینها، یک قول و پیمان با خودمان است … برای به نمایش گذاردن یک چهره ی مثبت و الهام بخش به کارکنان مان در سرتاسر دنیا.»

روند تکامل لوگو hp

روند تکامل طراحی لوگو hp

روند تکامل طراحی لوگو hp

همانطور ملاحظه میفرمایید نماد بصری و یا همان لوگو هیولت پاکارد از ترکیب دو حرف h و p تشکیل شده است. این روش موسوم است به طراحی لوگو به روش مونوگرام. معمولا شرکت های بزرگ و هلدینگ هایی که زیر برندهای متعددی دارند از این استراتژی بهره می برند. همچنین رنگ هویتی هیولت پاکارد، همان آبی تکنولوژی است که موسسان این شرکت به عنوان جوهره اصلی این برند تعیین نموده اند.

رمز موفقیت 

تکنولوژی: تمرکز اچ پی روی تکنولوژی، آینده ی شرکت را مستحکم می کند. کارلی فیورینا می گوید: «اگر به رسته های در حال رشد، چون تصویرپردازی دیجیتال و تفریحات دیجیتال بیندیشید، می بینید که ما چیزهایی برای این ضیافت آورده ایم که هیچ کس دیگر نمی تواند بیاورد».

مدیریت باز: «شیوهی اچ پی» در بین فرهنگ شرکتها، به احتمال زیاد فرهنگی است که شرکت های دیگر بیش از بقیه به آن مراجعه کرده اند. تمرکز این شیوه روی حمایت از کارکنان و گوش دادن به حرف آنها به شیوه ی مدیریت باز است.

خلاصه پرونده

سایت اینترنتی: www.hp.com

سال تأسیس: ۱۹۳۹

کشور سازنده: ایالات متحده ی امریکا

نکته ها:

۱- یکی از اولین مشتریان شرکت hp، استودیوی والت دیزنی بود که هشت نوسانگر صدا برای تست و بهبود یک سیستم صداگذاری جدید برای فیلم «فانتژیا» (Fantasia) خرید.

۲- شرکت hp، سالیانه چهار میلیارد دلار برای تحقیق و پیشرفت کالاهایش و ارایه ی تکنولوژی های جدید، صرف می کند.

٣- اچ پی، خدمات خود را به بیش از یک میلیارد مشتری در بیش از  ۱۶۰ کشور در پنج قاره ی جهان، ارایه میدهد.

 

< بر گرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری – انتشارات سیته >

 

وال مارت، بزرگ ترین خرده فروشی جهان

وال مارت (walmart)، فروشگاه های زنجیره ای زیر قیمت امریکایی، یک شرکت موفق است که از در اختیار داشتن یک جایگاه همیشگی در صدر لیست پانصد شرکت برتر مجله ی «فورچون» و درآمد سالیانه ای حدود ۲۵۰ میلیارد دلار لذت می برد.

سام والتون (Sam Walton)، مؤسس وال مارت در کتابش به نام «ساخت امریکا: داستان من» (۱۹۹۲) شرح می دهد که چگونه بدون هیچ بضاعتی و کاملا فقیرانه در سال ۱۹۴۵ در ایالت آرکانزاس (زمانی که تنها ۲۷ سال داشت. این نام تجاری را پایه گذاری کرد و از آن یک نام تجاری غول آسا ساخت. تعهد به برقراری ارتباط با مشتری، هسته ی مرکزی فلسفه ی کاری او را تشکیل میدهد. قانون هشتم از «قوانین ساخت یک تجارت»سام والتون این است: «بگذارید آنها مشتریان بدانند که برایشان ارزش قائلید.»

سام والتون، موسس وال مارت

سام والتون، موسس شرکت

وال مارت از راه های گوناگون سعی می کرد این قانون را به طور کامل اجرا کند و موفق شده بود که به رغم ابعاد غول آسای سازمان، محیطی دوستانه خانگی و به تمام معنا امریکایی به وجود بیاورد، به علاوه از تکنیک های مختلف روابط بازاریابی استفاده می کرد. برای مثال در هر فروشگاه چند نفر را به عنوان «خوش آمدگو» استخدام می کرد که کار آنها این بود که به خریداران خوش آمد بگویند و به آنها در حمل چرخ خریدشان کمک کنند.

ابعاد، برگ برنده وال مارت

در کنار این عنصر انسانی، تکنولوژی های جدی تر هم به کار گرفته می شد. وال مارت یکی از اولین شرکت هایی بود که برای ثبت و تعقیب رفتار و سلیقه ی خرید مشتریان، در کنار صندوق پرداخت، مانیتورهای مخصوصی نصب کرد. امروز وال مارت در تمام فروشگاه هایش برای سنجش الگوهای مصرف و چگونگی خرید مشتریانش، از نرم افزارهای پیشرفته ی دیتاماینینگ (Datamining) استفاده می کند.

سپس این اطلاعات در اختیار تامین کنندگان و عرضه کنندگان اولیه ی کالاها قرار می گیرد یا توسط خود شرکت، برای تصمیم درباره ی اینکه از چه کالایی باید موجودی بیشتری داشته باشند، به کار گرفته می شود.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

در هر حال کلید اصلی موفقیت وال مارت، ابعاد آن است حتی دلیل اینکه وال مارت به کمک «خوش آمدگویان» می خواهد خرید را به تجربه ای شخصی و انسانی تبدیل کند، این است که ابعاد فروشگاه هایش به طرز مرعوب کننده ای بزرگ است. آنها نسبت به فروشگاه های رقیب، دو برابر و گاه تا سه برابر، بزرگترند. البته به همین دلیل، وال مارت می تواند خرید اولیه ی خود را هم به صورت فله ای و عمده انجام دهد.

پس می تواند هر قلم جنس را ارزان تر بخرد. ابعاد بزرگ فروشگاه ها، هم چنین به وال مارت امکان میدهد که اجناس «حراج روزانه»اش (everyday low prices) را هم از هر فروشگاه دیگری، ارزان تر ارایه کند.

این ابعاد هنوز هم بزرگتر می شود. هر سال فروشگاه های جدید بزرگ تری ساخته می شود. بعضی از سوپر فروشگاه های وال مارت ۲۰۰ هزار فوت مربع فضا اشغال می کند. با این حال از دهه ی نود یعنی زمانی که شرکت های کوچک تر از وال مارت کم کم از بازار بیرون رانده شدند، بهای خرید و فروش انحصاری و عمده هم رو به افزایش نهاد که این امر در نهایت می تواند برای وال مارت به شکستی در ابعاد بزرگ بینجامد.

فروشگاه های زنجیره ای وال مارت

برخی چالش های walmart

در این بین مشکلات دیگری هم وجود دارد؛ از جمله دعوی حقوقی تبعیض جنسیتی بر علیه شرکت، پیرامون این اتهام که در ساختار سازمانی وال مارت به زنان حقوق و ترفیع کمتری نسبت به مردان، تعلق می گیرد. این بحث های طولانی، حتی بدون در نظر گرفتن نتایج احتمالی بعدی آن، بدون شک به تخریب انگاره ی نام تجاری شرکت منجر خواهد شد.

با همه ی این نکته ها جای تردید نیست که اقتصاد مبتنی بر ابعاد وال مارت تا به حال نتیجه بخش بوده است با اطمینان می توان گفت که کسب سوپرمارکت های زنجیره ای انگلیس به نام اسدا (Asda) در سال ۱۹۹۹، باعث تحکیم جایگاه بین المللی شرکت شده است.

این مقاله را حتما بخوانید: تیفانی، پر افتخارترین برند جواهرآلات جهان

در عین حال، هزینه های پرداختی شرکت برای ارتقاء تکنولوژیکی و استخدام افراد بیشتر برای خوش آمدگویی در مقایسه با رشد میزان فروش آن در طول سال های اخیر، بسیار اندک است. امروز، چه دوست داشته باشیم، چه نه، همیشه فروشگاه های وال مارت با حدود ۳۰۰۰ فروشگاه ارزان فروشی «معروف به جعبه ی بزرگ» (big box)، در چشم انداز حومه شهرها در سراسر آمریکا و هشت کشور دیگر، به چشم می خورد.

رمز موفقیت

ابعاد: فروشگاه های بزرگ مساوی است با تخفیف بیشتر از جانب عرضه کنندگان اولیه ی کالا و مساوی است با قیمت ارایه شده ی پایین تر برای خریداران.

بازاریابی مبتنی بر ارتباط: وال مارت سعی می کند به رغم ابعاد عظیمش، با استفاده از خوش آمد گویان در فروشگاه و تاکتیک های دیگر، به فروشگاههایش عنصر انسانی را بیافزاید.

 

 خلاصه مطالب 

١- سه باور اصلی سام والتون که آنها را در سال ۱۹۶۲ مقررنمود، عبارتست از: احترام به تک تک افراد- سرویس دهی بالا به مشتریان و کوشش برای برتری

۲- مجله ی فورچون در سال ۲۰۰۳، وال مارت را محبوب ترین شرکت امریکا نامید.

۳- در هر هفته، بیش از صد میلیون خریدار به فروشگاه های walmart | در سراسر دنیا، سر می زنند.

 

روند تکامل طراحی لوگو وال مارت

تاریخچه طراحی لوگو وال مارت

تاریخچه لوگو walmart

همان طور که میدانید نام تجاری وال مارت از دو کلمه وال (ابتدای نام موسس شرکت) و مارت (به معنای مرکز حراجی) می باشد. طراحی لوگو  از سال ۱۹۶۲ به صورت لوگوتایپ و بدون هیچ نماد تصویری شکل گرفت. سام والتون معتقد بود که نام برند نباید بیش از ۸ کلمه باشد چرا که به یاد سپاری آن برای مشتریان سخت می شود از این رو ایده وال مارکت به وال مارت تبدیل شد.

از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۸ نماد تصویری ستاره به لوگوتایپ اضافه شد که آن از ایده موسس شرکت در ارتباط با تخفیف های فصلی این برند شکل گرفت و پس از سال ۲۰۰۸ و با تغییری بنیادین در طراحی لوگو شرکت، نماد تصویری این برند به گل شش برگ تبدیل شد.

 

(بر گرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری نوشته مت هیگ. انتشارات سیته)

 

نمونه طراحی لوگو فروشگاهی که توسط شرکت ایده پردازان ساخته شده است:

 

 

بی‌ام‌و (BMW)، نام تجاری متمایز

bmw نام تجاری ای که با موقعیت اجتماعی پیوند دارد، این برند فقط محصولاتش را متمایز نساخته، بلکه مشتریان را هم مشخص و متمایز کرده است. بی‌ام‌و (bmw)یک «نام تجاری شرکتی» است. به عبارت دیگر نام شرکت و نام تجاری آن یکی و همسان است.

برخلاف دیگر سازندگان خودرو – مثل فورد یا فولکس واگن یا تویوتا بی‌ام‌و، پولی برای ساختن نام های تجاری زیرمجموعه صرف نمی کند. بی‌ام‌و، اتومبیلی هم رده ی موندئو (Mondeo) یا فولکس قورباغه ای یا لکسوس (Lexux) ندارد. فقط بی‌ام‌و دارد و این دست کم امکان بالقوه، بیشتری است برای اینکه خریداران متمایز شوند.

درباره برند bmw

شرکت از سال ۱۹۲۳، کارش را به ساخت موتورسیکلت و کامیون تغییر داد و از ۱۹۲۸ ساخت اتومبیل را شروع کرد. در هرصورت تکیه روی کارآیی موتور، هموراه با همان تاکید قبلی، باقی ماند. این موضوع حتی در اسم‌گذاری جدی و صریح بی‌ام‌و مشخص است. این حروف مخفف بی‌ریچ موتورن ورک (Bayerisch Motoren Works) (کارخانه ی موتورسازی باواریا) است.

البته بی‌ام‌و، یک نام تجاری تجملی و گزیده‌گرا است. هرکسی نمی تواند بی‌ام‌و بخرد به شهادت اصل مدیریت نام تجاری‌اش: «نهایت در رانندگی» برای کسانی جذاب است که هیچ چیز درجه ی دومی را قبول ندارند. البته «نهایت»، یک عبارت توصیفی است، نه چیزی که بشود آن را به‌طور قانونی مورد آزمایش قرار داد؛ ولی طنین یک ادعای جسورانه را دارد که این در رابطه با برندینگ، مهم‌ترین چیز است.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

خطر آبکی شدن برند

چالشی که پیش روی هر نام تجاری شرکتی قرار دارد، این است که برای خود یک هویت هماهنگ حفظ کند. چون هر جهت‌گیری جدیدی با ریسک آبکی شدن جوهره آن نام تجاری همراه است. در مورد بی‌ام‌و، چنین نشده است، چون شرکت، قاطعانه تمرکزش را روی یک مشخصه حفظ کرده است: کارایی موتور. تخصص اولیه ی شرکت، زمانی که در سال ۱۹۱۶ در مونیخ آغاز به کار کرد، ساخت موتور هواپیما بود.  اگر نام های تجاری واقعا بتوانند به انسان ها در متمایز ساختن خودشان کمک کنند، هیچ کدام از نام های تجاری این کار را بهتر از بی‌ام‌و، انجام نداده اند.

شعار تبلیغاتی BMW

شعار تبلیغاتی BMW

 بی ام و، مالک واژه راندن

از آن جا که یک عنصر تصویری تأثیر بیشتری دارد تا گفتار، منطقی است که فرض کنیم نخستین تصمیم یک مدیر بازاریابی باید انتخاب آن عنصر تصویری باشد. اما این طور نیست.این تناقضی است که بسیاری از افراد دنیای بازاریابی را درگیر خود می کند. ایک چکش بصری در ساخت برند تأثیر بسیاری دارد، اما خود این چکش، هدف برنامه ی بازاریابی نیست.

هدفی که برند را از ناکجا، به پرفروش ترین برند خودروی لوکس دنیا تبدیل کرد. اما چه چیزی مفهوم راندن را به ذهن مشتری منتقل کرد؟ ایده بصری بی ام و چه بود؟ این ایده بصری شامل یک زنجیره ای طولانی از آگهی های بازرگانی تلویزیونی بود و افرادی خوشحال را نشان میداد که در جاده های پیچ در پیچ، به راندن بی ام و سرگرم بودند.

این مقاله را حتما بخوانید: تیفانی، پر افتخارترین برند جواهرآلات جهان

شعار «نهایت یک خودرو» یک ایده کلامی بود. اما این ایده بصری بود که مفهوم نهایت یک خودرو  را به ذهن ها فرو می کرد.بدون ایده بصری، این ایده ی کلامی در یک سانحه ی جاده ای نابود میشد. البته «راندن» دهه هاست که مفهوم همیشگی تبلیغات شرکت های خودروسازی بوده؛ مانند کمپین درازمدت «ما هیجان می آفرینیم» شرکت «پونتیاک»، بدون هیچ گونه ایده بصری.

کمپین «نهایت یک خودرو» در سال ۱۹۷۵ کار خود را شروع کرد. در سال ۱۹۹۳، بی ام و به پرفروش ترین برند خودروی لوکس اروپایی در آمریکا تبدیل شد.

چرا واژه های تصویری ماندگارند!

ال ریس در کتاب چکش بصری به این موضوع می پردازد که هر برندی باید مالک واژه ای قابل تصویر در ذهن باشد. در این راستا ایده کلامی برند را به میخ و ایده تصویری برند را به چکش تشبیه می کند. هر چقدر چکش هماهنگ با میخ باشد این میخ قدرتمند تر به ذهن مخاطبان وارد می شود و ماندگار تر است.

مهمترین ابزار شما یک چکش بصری است که وقتی ایده تان را به ذهن مخاطب میخ کردید، دیگر زاید به نظر می رسد.خوب، این طورها هم نیست. سه قانون اصلی تبلیغات عبارت اند از: ۱) تکرار، ۲) تکرار و ۳) تکرار. ب

دین ترتیب، شما نه تنها برای سالها، بلکه تا دهه ها به این چکش نیاز دارید و این نیاز نه تنها در تبلیغات احساس می شود، بلکه در هرچه با وب سایت و کارت ویزیت و گزارشهای سالانه ی خود انجام میدهید نیز حضور دارد.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

بسیاری از شعارهای بازاریابی نیز دقیقا به همین دلیل ضعیف از آب درمی آیند. شاید آنها مزیت مهمی را بیان کنند، اما تا وقتی با یک چکش بصری تقویت نشوند، اساسا بی فایده خواهند بود. فردی که می خواهد اتومبیلی بخرد، به دنبال چیست؟ مطمئنا در کنار بسیاری موارد، این ویژگی ها را نیز در نظر می گیرد: قابلیت اطمینان، میزان مناسب مصرف سوخت، ظاهر دوست داشتنی، طراحی داخلی زیبا، گازخور خوب و اندازه ی مناسب. 

نخستین اشتباهی که یک شرکت خودروسازی ممکن است مرتکب آن شود، تبلیغ این ویژگی هاست. شاید بگوید منطقی است و مشتری به دنبال همین ویژگی هاست ، اما اشتباه بزرگی است وقتی همه چیز را با هم تبلیغ می کنید، چیزی در خاطر مخاطب نمی ماند. مهم ترین ویژگی برند را برای تبلیغ انتخاب کنید. ویژگی که با یک چکش بصری تقویت شده باشد.

تاریخچه لوگو بی ام و (bmw)

درباره لوگو بی ام و

جالبه بدونید که شرکت bmw در ابتدا موتور و ملخ هواپیمای نظامی طراحی می کرده و از این رو برخی از سایت ها و منابع مفاهیمی همچون ملخ هواپیما و آسمان را به این لوگو نسبت می دهند اما شرکت قویا این موضوع را رد می کند. طراحی لوگو bmw بر مبنای دو رنگ اصلی ایالت باواریا زادگاه این برند یعنی آبی و سفید تشکیل شده است. البته نا گفته نماند که مفاهیمی همچون جهانی بودن از شکل دایره ای و پویایی برند از فرم چرخشی این لوگو می توان استنباط نمود.

رمز موفقیت

ایجاد تمایز: یک اتومبیل بی‌ام‌و، صاحبش را متمایز می سازد و نشان دهنده ی این است که صاحبش به احتمال زیاد، ثروتمند، جسور، دوستدار هیجان و رقابت و تندرو است و می خواهد «نهایت» را تجربه کند.

تمرکز: بااینکه بی‌ام‌و هم گه‌گاه دچار اشتباه عجیب حرکت به‌سوی بازارهای بالاتر یا پایین‌تر شده است؛ ولی درنهایت توانسته است تمرکز فشرده ای را که برای هر نام تجاری شرکتی لازم است، حفظ کند.

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.bmw.com

سال تاسیس: ۱۹۱۶

کشور سازنده: آلمان

نکته‌ها:

۱- گروه بی‌ام‌و در حال حاضر ۲۳ کارخانه ی تولید و مونتاژ در هفت کشور دارد.

۲- گروه بی‌ام‌و در سال ۲۰۰۴، به قضاوت نشریه ی ویرتز شافت‌وش Writschaftswosche و گروه مشاورین برنامه‌ریزی ای‌.تی کیرنی (A.T.Kearney)، جایزه ی بهترین نوآوری را کسب نمود.

۳- در سال ۲۰۰۲، گروه بی‌ام‌و، اولین شرکت اروپایی بود که موفق شد جایزه ی (Outstanding Corporate Innovator) (OCI) در ایالات متحده ی امریکا را کسب کند.

بر گرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری نوشته مت هیگ. انتشارات سیته

لورآل، اولین تولیدکننده رنگ مو و شامپوی غیرصابونی

نام تجاری مثل لورآل، که امروز بیشتر به گسترش و افزایش سرمایه ی موجودش می پردازد، در اصل در قالب یک نام تجاری انقلابی شروع به کار کرد. این نام تجاری توسط یک نفر به وجود آمد، او آقای اوژن شوئلر (Eugene Schueller) یک مهندس شیمی با استعداد مقیم پاریس بود. وی در سال ۱۹۰۷ اولین رنگ موی شیمیایی را ابداع نمود.

در سال ۱۹۰۸ با تکیه بر این ابداع، فعالیت تجاری خود را با نام شرکت فرانسوی رنگ موی بی‌ضرر (French Company for inoffensive Hair Dyes) پایه‌گذاری کرد. (سال بعد نام شرکت به لورآل تغییر یافت.)

دو مرحله مهم در زندگی یک برند

نام های تجاری موفق از دو مرحله می گذرند: مرحله ی نوآوری و ابداع و مرحله ی تثبیت و استحکام. یک نام تجاری برای رسیدن به پیشگامی، ابتدا به نوآوری و در مرحله ی بعدی به تثبیت و استحکام نیاز دارد. تقریبا غیرممکن است که یک نام تجاری بتواند تنها با تکیه بر تبلیغات، در یک رسته ی کاری پیشگام شود. نام تجاری باید چیز جدیدی به دنیا ارایه کند؛ چیزی که آن‌قدر قابل توجه باشد که اطلاع‌رسانی، روابط عمومی و توصیه ی کلامی به‌دنبال بیاورد.

برای مثال تیغ های خودتراش ژیلت یا کفی لاستیکی کفش های مخصوص دویدن نایکی را درنظر بگیرید. این نوآوری ها بازار را متحول ساختند و سکوی پرش مناسبی برای نام تجاری‌شان آماده کردند و سپس در مرحله ی بعدی به کمک تبلیغات، دستاوردهای خود را تثبیت کرده و استحکام بخشیده اند.

 بدون نورآوری، چیزی برای تثبیت و استحکام وجود نخواهد داشت.

لورآل در مسیر رشد

ابتدا، شرکت، تک نفره هدایت می شد. اوژن برای درست کردن رنگ مو از خیر خواب شبانه گذشته بود و روزها هم برای فروش محصولات خود به آرایشگاه های پاریس سر می زد. کم‌کم مرحله ی تثبیت شروع شده بود.

این مقاله را حتما بخوانید: کلینکس، اولین نام تجاری دستمال کاغذی

در سال ۱۹۰۹، اوژن موفق شد از یک شرکت حسابداری، وام مختصری بگیرد که با آن توانست هم یک آپارتمان بزرگ‌تر اجاره کند و هم اولین کارمند شرکت را استخدام نماید. او هم‌چنین در یک مجله ی مخصوص آرایشگاه ها، به نام لاکوافور دوپای (LaCoiffure de Paris)، برای محصول خودش شروع به تبلیغات کرد.

اوژن، موسس لورآل

اوژن، موسس لورآل

ایجاد نام های تجاری جدید، الگوی موفق لورآل

در سال ۱۹۳۴ این برند آن قدر بزرگ شده بود که توانست شرکت فرانسوی مونسارون (Monsaron) را بخرد. این موقیت برای اوژن عرصه ی بسیار مناسبی را فراهم کرد تا بتواند دومین نوآوری بزرگ لورآل – اولین شامپوی بدون صابون – را ارایه کند. با این حال او به جای اینکه این کالای جدید را شامپول لورآل بنامد، به آن یک نام تجاری جدیدب خشید: دوپ (Dop).

در سال های بعد خرید شرکت های موجود و به وجود آوردن نام های تجاری جدید در رسته های متفاوت کالا، الگوی کار این برند شد. در دهه ی شصت میلادی، لورآل، شرکت های لانکوم (Lancome) و گارنیه (Garnier) را خرید و شرکت عطر گی لاروش (Guy Laroche Perfumes را به‌وجود آورد. امروزه اکثر نام های تجاری معتبر در صنعت عطرسازی از جمله رالف لارن (Ralph Lauren)، لانکوم و جورجیو آرمانی (Giorgio Armani) به لورآل تعلق دارد. لورآل هم چنین پیشگام بازار مواد آرایشی است و در کنار نام تجاری خود، صاحب نام تجاری می بلین (Maybelline) هم می باشد.

برندهای لورآل

زیربرندهای شرکت لورآل

رقابت برندهای داخلی لورآل با یکدیگر

نکته ی جالب دیگر درمورد لورآل این است که از خورده شدن توسط خودش نمی ترسد. از آنجایی که این شرکت، نام های تجاری بسیاری در بازارهای یکسان یا مشابه دارد، خطر اینکه هرکدام از آن ها فروش دیگری را تحت‌الشعاع قرار دهد یا به اصطلاح توسط دیگری خورده شود، بسیار زیاد است. این برند آن‌قدر برند بزرگی شده است که بزرگترین رقیب خودش است.

این مقاله را حتما بخوانید: با مفهوم SWOT در برندسازی آشنا شوید!!

ولی اوئن جونز می گوید که از روی قصد سعی داشته است که بین تیم های بازاریابی خودش، رقابت و تنش به وجود بیاورد. او در همین رابطه به مجله ی بیزنس و یک می گوید: «من دقیقا می خواستم فضایی سنگین و پرتنش ایجاد کنم.» او به همین منظور یک دفتر مرکزی هم در نیویورک تاسیس می کند؛ یک «قدرت رقیب» که از مقر اصلی شرکت در پاریس مجزاست.

این اقدامات جلوی هرگونه «احساس رضایت از خود» را، حتی در جاهایی که لورآل حاکم مطلق بازار است، می گیرد. بیش از یک دهه است که لورآل نسبت به دیگر رقبایش در مقامی بالاتر قرار دارد. ولی اوئن جونز می گوید که هیچ وقت «راضی نیست» و هیچ‌گاه متقاعد نشده است که شرکتش برنده ی نبرد بازار است. چنین رقابت درونی ای بدون شک، محیطی بسیار خلاق می آفریند.

هویت ملی متفاوت در برندهای متفاوت

رمز موفقیت این برند در جداسازی هویت هر کدام از نام های تجاری‌اش است. مثلا نام تجاری می بلین با اینکه به یک شرکت فرانسوی تعلق دارد ولی مصرف کنندگان خود را دختران جوان و آلامد نیویورکی نشان می دهد. لورآل با داشتن هویت های جداگانه ی متنوع، درون یک شرکت جهانی توانسته است به حق، خود را به عنوان «سازمان ملل زیبایی» بشناساند.

لیندسی اوئن جونز (Lindsay OwenJones) مدیرعامل بریتانیایی لورآل می گوید: «ما آگاهانه تلاش کرده‌ایم که در ریشه های فرهنگی نام های تجاری‌مان، تنوع به وجود بیاوریم.» برای مثال هنگامی که لورآل در سال ۱۹۹۶، شرکت می بلین را به مبلغ ۷۵۸ میلیون دلار خرید، آگاهانه بر اصلیت امریکایی آن تاکید ورزید و زیرمجموعه های جدیدی مثل می بلین میامی چیل (Maybelline Miami Chill) را ارایه داد و در تبلیغات تلویزیونی، به عنوان پس زمینه از منهتن نیویورک استفاده کرد.

این استراتژی کارساز بود. فروش می بلین تا سال ۲۰۰۳ دوبرابر شد و امروزه نسبت به قبل از زمان واگذاری به لورآل، در خارج از امریکا هم نام تجاری بسیار بزرگتری است.

لورآل این موضوع را ثابت کرده است که هویت ملی بخشیدن به نام های تجاری زیرمجموعه‌اش، موفقیت بین‌المللی آن ها را محدود نکرده است. درواقع با اضافه کردن کاراکتر و شخصیت به این زیرمجموعه ها، کارآیی این استراتژی بیشتر هم شده است.

برای اینکه شما شایستگی آن را دارید

جایگاه لورآل تنها ارائه ی محصولاتی با مصارف روزمره ی زیبایی نیست؛ بلکه جایگاهی دارد به عنوان ارایه کننده ی محصولاتی که درخور و شایسته ی مصرف کننده است. این مهم به خوبی در فرم و شکل طراحی لوگو نوشتاری این برند مشهود است و جایگاه ویژه محصولات این برند را نشان می دهد.

لوگو لورآل

تاریخچه لوگو لورآل

شعار تبلیغاتی لورآل: «برای اینکه شما شایستگی آن را دارید.» که در آگهی های تلویزیونی از زبان بسیاری از اشخاص مشهور چون بن افلک (Ben Affleck) و جنیفر انیستون (Jennifer Anistone) شنیده شده است، به‌خوبی هویت نام تجاری را آشکار می سازد.

این مقاله را حتما بخوانید: هویت بصری برند چیست و با مهمترین اقلام آن آشنا شوید!!

این شعار مثل خود شرکت، جهانی بودن را با ویژگی های شخصی می آمیزد. مخاطبان این شعار، هم خریداران تک و هم بازارهای عمده هستند؛ چرا که واقعا نمی توان آن دو را از هم جدا کرد. درواقع «فردیت» کلمه ای است که تمام استراتژی لورآل در آن خلاصه می شود. لورآل به این شیوه توانسته است بهترین های هر دو بازار را از آن خود کند.

لورآل دربرابر این وسوسه که تمامی نام های تجاری خود را زیر پرچم لورآل به شکل یک مجموعه ی مشابه ارایه دهد، مقاومت کرده است و توانسته است به هرکدام به‌طور جداگانه قدرت ببخشد.

رسته های اصلی این برند

لورآل برای اطمینان از اینکه نام های تجاری متنوع‌اش در سایه ی یکدیگر کم‌رنگ و محو نشوند، نه‌تنها روی هویت ملی هرکدام تاکید خاص دارد، بلکه موقعیت خودش را هم پایین آورده و الان تنها بر پنج رسته ی کاری تمرکز دارد: محصولات مراقبت از مو، رنگ مو، لوازم آرایش، عطر و محصولات نگهداری از پوست.

برای اینکه شما شایستگی آن را دارید

جایگاه لورآل تنها ارائه ی محصولاتی با مصارف روزمره ی زیبایی نیست؛ بلکه جایگاهی دارد به عنوان ارایه کننده ی محصولاتی که درخور و شایسته ی مصرف کننده است. شعار تبلیغاتی لورآل: «برای اینکه شما شایستگی آن را دارید.» که در آگهی های تلویزیونی از زبان بسیاری از اشخاص مشهور چون بن افلک (Ben Affleck) و جنیفر انیستون (Jennifer Anistone) شنیده شده است، به‌خوبی هویت نام تجاری را آشکار می سازد.

این شعار مثل خود شرکت، جهانی بودن را با ویژگی های شخصی می آمیزد. مخاطبان این شعار، هم خریداران تک و هم بازارهای عمده هستند؛ چرا که واقعا نمی توان آن دو را از هم جدا کرد. درواقع «فردیت» کلمه ای است که تمام استراتژی لورآل در آن خلاصه می شود. لورآل به این شیوه توانسته است بهترین های هر دو بازار را از آن خود کند.

لورآل دربرابر این وسوسه که تمامی نام های تجاری خود را زیر پرچم لورآل به شکل یک مجموعه ی مشابه ارایه دهد، مقاومت کرده است و توانسته است به هرکدام به‌طور جداگانه قدرت ببخشد.

 

رمز موفقیت

نوآوری: نام های تجاری بزرگ با نوآوری به‌وجود می آیند نه با تبلیغات؛ تبلیغات در مرحله ی دوم قرار دارد.

فردیت: لورآل برای جذب بازارهای متفاوت از نام های متفاوت بهره می گیرد. این نام با دیگر نام های تجاری جهانی که یک تک شمایل «خداگونه» از خود به جهان می نمایانند، متفاوت است. لورآل نیاز ندارد که جهانش را تنها به شکل خودش بیافریند.

شخصیت: بااینکه این برند برای بازارهای متفاوت، نام های تجاری متفاوت دارد، از بزرگ‌نمایی و اغراق در شخصیت منفرد هر کدام از آن ها نمی ترسد. درحالی که به‌طور معمول، نام های تجاری دیگر با گسترش خود، هویت شخصی خویش را پایین می آورند.

تثبیت و استحکام: لورآل فقط به منظور ارایه ی نام های تجاری جدید، آن ها را نمی سازد، بلکه با درنظر گرفتن بازار اختصاصی برای هر کدام، نام تجاری جدید ارایه می دهد یا روی آن ها، بیشتر سرمایه‌گذاری می کند.

ملیت: بسیاری از نام های تجاری از ترس شکست در بازارهای خارجی، روی هویت ملی خود تکیه ی چندانی نمی کنند. لورآل برخلاف آن ها، برای بزرگ جلوه دادن هویت ملی یا محلی هرکدام از نام های تجاری‌اش تلاش می کند؛ تا جایی که در کنار نام تجاری، نام محل مربوط به آن را هم ذکر می کند. مثلا می بلین نیویورک یا لورآل پاریس.

 

خلاصه پرونده

سایت اینترنتی: www.loreal.com

سال تاسیس: ۱۹۰۷

کشور سازنده: فرانسه

نکته ها:

۱- لورآل، نام تجاری پیشگام جهان در صنعت لوازم آرایشی است.

۲- لورآل هر سال بیش از ۳۰۰۰ فرمول جدید در محصولاتش ارایه می دهد.

۳- ۳/۳ درصد فروش سالیانه ی لورآل از لوازم آرایش و نگهداری از پوست به دست می آید.

۴- در هر ثانیه ۸۵ محصول لورال به فروش می رسد.

ژیلت، اولین نام تجاری اصلاح سریع

بوستون، ایالات متحده ی امریکا، سال ۱۸۹۵، یک کارگر اسکله ی چهل ساله، ایده ای دارد برای ساخت یک خودتراش جدید که ایمن باشد. نام این مرد کینگ [به معنی شاه] کمپ ژیلت (King Camp Gillette) است. ولی نامش تنها مشکل او نیست. او مجبور است قبل از اینکه بتواند کالایش را توسط مردم مورد آزمایش قرار دهد، سرمایه ای داشته باشد و برای تهیه ی پول سرمایه ی تاسیس شرکت خودتراش ژیلت، به تمام بانک ها و دفاتر سرمایه‌گذاری شهرش مراجعه کند.

ژیلت و شروعی نا امیدکننده

تهیه ی پول زمان زیادی می برد؛ زیرا در آن زمان صاحبان سرمایه مثل امروز حاضر نبودند برای پروژه های امتحان نشده  سرمایه‌گذاری کنند. در حقیقت زمانی که شرکت کینگ کمپ موفق شد تولید خودتراش و تیغ را آغاز کند او به سن ۴۸ سالگی رسیده بود. حتی وقتی که تولید آغاز شده بود، کمپ به‌سختی توانست سرمایه‌گذاران عصبی و ناامیدش را آرام کند. شرکت خودتراش ژیلت، در اولین سال تاسیس، در مجموع ۵۱ عدد خودتراش و ۱۶۸ عدد تیغ فروخت؛ امید بستن به موفقیت جهانی در عرصه ی این تجارت بیهوده به نظر می رسید.

سازنده ژیلت

سازنده ژیلت

وجه تمایزی که ورق را برگرداند!

بعد در سال ۱۹۰۴ همه چیز تغییر کرد. فروش بالا رفت و این خبر بین مردم پخش شد که خودتراش جدید ایمن است و صورت را نمی برد؛ در پی آن یکی از بزرگترین پدیده های نشر خبر از طریق دهان به دهان به دست آمد و درنتیجه، نمودار تقاضا برای خودتراش، به بالای جدول رسید. سال بعد از آن، ژیلت بیش از یک چهارم میلیون (۲۵۰ هزار) خودتراش و حتی بیشتر از این تعداد، تیغ فروخت. شرکت ژیلت یک دفتر در لندن افتتاح کرد و یک کارخانه برای تولید بازار اروپا در پاریس تاسیس نمود.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

حتی در دوران بازاریابی و مارکتینگ «ویروسی» [از جهت سرعت پخش]، پرش فروش از ۵۱ واحد به ۲۵۰۰۰۰ در طول دو سال، اعجاب آور است.

ژیلت،‌خودتراشی همه روزه

درک علت چنین رشد غیرعادی ای، چندان دشوار نیست. ژیلت پدیده ای به نام ریش تراشیدن را اختراع نکرد، بلکه یک کالای کاملا جدید ارایه کرد و بازار را متحول ساخت؛ کالایی که همه ی آقایان می توانند هرروزه از آن استفاده کنند و این یعنی یک پیشرفت قطعی و مشخص در محصولی که در گذشته وجود داشته است. بولد بودن طراحی لوگو برند ژیلت مفهوم مردانگی و همچنین ایتالیک بودن لوگوتایپ این برند مفهوم سرعت را نمایان کرده است.

لوگو ژیلت

لوگو ژیلت

فروش هم‌چنان به رشد صعودی ادامه داد. در ۱۹۱۵، شرکت سالیانه هفت میلیون خودتراش می فروخت. در ۱۹۱۷ بیش از سه میلیون نفر از افراد ارتش امریکا از خودتراش های ژیلت استفاده می کردند.

در همین زمان، کینگ کمپ که چنین شانسی را باور نمی کرد، تصمیم گرفت که کمی استراحت کند. پس به غرب و به ایالت کالیفرنیا رفت و بقیه ی عمر خود را به عنوان تئوریسین اجتماعی در آنجا سپری کرد. او در سال ۱۹۳۲ درگذشت.

حتما بخوانید : هویت حسی برند چیست و چه عواملی در موفقیت آن اثرگذار است؟

بهترین توسعه خطوط ضمیمه برند از دید نظریه پردازان اقتصادی

در طول قرن بیستم، ژیلت آن‌چنان گسترش یافت که به یک نام تجاری برتر جهانی تبدیل شد. در سال ۱۹۵۳، شرکت، کف ریش‌تراشی را عرضه کرد. (که از نظر برخی از نظریه‌پردازان اقتصادی، بهترین گسترش خطی یک نام تجاری، شناخته شده است؛ چرا که به همراه کالای اصلی استفاده می شود.) ژیلت نام های تجاری دیگری هم از جمله ی دئودرانت رایت گارد (Right Gard) را ارایه کرد. همین‌طور محصولات کاملا جدید دیگری مثل: ترک دو (Trac II) (یک خودتراش با تیغ دو لبه که در سال ۱۹۷۱ به بازار آمد.)، سیستم تراش سنسور (Sensor Shaving System) (1990) و خودتراش سه تیغه ی مچ تری (Mach3) (1988) که تا امروز هم‌چنان پرفروش‌ترین باقی مانده است.

محصولات ژیلت

برخی محصولات ژیلت

 

رمز موفقیت

تستسترون: هربار که آقایان، مخاطب تبلیغات ژیلت هستند، شرکت بر ارزش های مردانه ی نام تجاری‌اش تاکید می کند. تیغ های ژیلت فقط ویژه ی مردان نیست؛ بلکه نماد مردانگی است. مردان آگهی های ژیلت، قهرمانان، پدرها و شوهرهایی هستند که رو به دوربین، با پس‌زمینه ای از موسیقی راک ملایم، لبخندهای خشن ولی جذاب! می زنند. «بهترین برای یک مرد» شعار تبلیغاتی‌ای است که کیفیت و مردانه بودن کالایش را در چهار کلمه خلاصه می کند.

این مقاله را حتما بخوانید: تیفانی، پر افتخارترین برند جواهرآلات جهان

نوآوری: «محصول خوب نتیجه ی تحقیق و بازاریابی است و محصول عالی نتیجه ی تحقیق و پیشرفت و بهینه‌سازی». این گفته را آلفرد زاین (Alfred Zeien) مدیرعال سابق ژیلت می گوید؛ و حتما می داند که چه می گوید، چون شرکت او در تولید محصولات کاملا جدید، با موفقیت عمل کرده است. محصولاتی که هم نوآور و هم بسیار محبوب و پرطرفدارند؛ از اولین خودتراش کینگ کمپ گرفته تا مک تری.

برخی زیر برندها

ژیلت تعداد زیادی از شرکت های دیگر را هم خرید. از جمله: براون (Braun)، لورآل بی (Oral B)، واترمن (Waterman) و قلم های پارکر (Parker) و نیز در سال ۱۹۹۶ با شرکت دوراسل (Duracell) یک قرارداد بزرگ مشارکت، منعقد نمود.

امروز ژیلت در میان ده نام تجاری با ارزش دنیا قرار دارد و هنوز محبوب‌ترین محصولات ریش‌تراشی را عرضه می کند.

زیر برندهای ژیلت

برخی زیر برندهای ژیلت

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.gillette.com

سال تاسیس: ۱۹۰۱

کشور سازند: ایالات متحده ی امریکا

نکته ها:

۱- ژیلت براساس این باور شکل گرفته است که: «همیشه راه بهتری برای ریش تراشیدن هست و ما آن را پیدا خواهیم کرد.»

۲- در سال ۱۹۰۴ ژیلت اولین حق امتیاز خودتراش در امریکا را کسب کرد و فروش شرکت تا مرز نود هزار خودتراش و دوازده میلیون تیغ بالا رفت.

۳- ژیلت در ۱۹۱۵، اولین خودتراش مخصوص بانوان را با نام می لیدی دکولته (Milady Decolletee) ارایه کرد.

کلینکس، اولین نام تجاری دستمال کاغذی

اولین برندهاانام های تجاری تغییر می کند، متحول می شوند و به شکل های جدید درمی‌آیند. محصولات آن ها هم همین‌طور.به‌طور معمول خود شرکت ها، یا از روی هوس یا در نتیجه ی یک تحقیق بازاریابی گسترده، این تغییرات را به وجود می آورند. با این حال گاهی اوقات این تغییر به شکل طبیعی و خود به خود اتفاق می افتد. کالا همانی که بود باقی می ماند ولی شیوه ی استفاده از آن به گونه ای می شود که دور از انتظار شرکت بوده است. مثلا کلینکس را درنظر بگیرید:

دستمال های کاغذی کلینکس در سال های ۱۹۲۰ به عنوان پاک کننده ی آرایش به بازار عرضه شد که نسبت به حوله های پارچه ای که خانم ها در گذشته از آن استفاده می کردند، ارزان‌تر بود. ستارگان سینما مثل جین هارلو (Jean Harlow) و دیگر اشخاص مشهور، این نام تجاری و شیوه ی استفاده از آن را جا انداختند و شرکت یک فروشنده ی بزرگ شد.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

کلینکس، دستمالی دورانداختنی

در اواخر دهه ی بیست، شرکت کیمبرلی کلارک (Kimberly Clark) (شرکت صاحب کلینکس)، برای یافتن دلیل محبوبیت این کالا، به تحقیقات گسترده ای دست زد. شرکت، نامه های فراوانی از مشتریانش دریافت کرد که می گفتند دستمال های کاغذی را در دوران سرماخوردگی مصرف می کنند. توصیف قبلی دستمال ها این بود: «پاک کننده ی بهداشتی کلد کرم.» سپس این توصیف به «دستمال دستی که می توانید دور بیاندازید.» تغییر یافت.

کلینکس

تغییر کاربری از دستمال پاک کننده آرایش به دستمال های دورانداختنی سرماخوردگی

شاید مردم به خودی خود این شیوه ی استفاده از دستمال کاغذی را ابداع کرده بودند؛ ولی کلینکس اولین نام تجاری ای بود که روی آن سرمایه‌گذاری کرد.

کلینکس، به عنوان اولین در این رسته، بازار را قبضه کرد. درنتیجه، کلینکس به همان اندازه که نام تجاری بود، به نام ژنریک این محصول هم تبدیل شد. هم‌اکنون مردم بیش از ۱۸۰ کشور جهان این نام را می شناسند.

حتما بخوانید : هویت حسی برند چیست و چه عواملی در موفقیت آن اثرگذار است؟

نوآوری و خلاقیت

کلینکس که در دهه ی بیست ابداع کننده دستمال های پاک کننده ی صورت بود، در دهه ی سی به سازنده ی «دستمال دست دورانداختنی» تبدیل شد، و هم‌چنان به نوآوری ادامه داد. کلینکس اولین نام تجاری ای بود که جعبه های پرفوراژ شده [سوراخ سوراخ شده برای استفاده ی آسان‌تر]، جعبه های عمودی، دستمال های جیبی، دستمال های رنگی، دستمال های با طرح های چاپی، حوله های کاغذی، دستمال های مخصوص آقایان، دستمال های پاک کننده ی شیشه ی عینک، دستمال های نوجوانان، دستمال های مخصوص «کیف خانم ها»، دستمال های معطر، دستمال های سه لایه، دستمال های دسته ای و دستمال های مسافرتی را ابداع نمود.

این نوآوری ها تا قرن بیست و یکم با معرفی کلینکس همراه با لوسیون، دستمال نعنایی و دستمال اولترا – سافت [بسیار لطیف] ادامه یافت.

تمام این نوآوری ها به این نام تجاری بزرگ کمک کرد تا در جایگاه خود، یعنی یکی از معدود نام های تجاری میلیارد دلاری جهانی، باقی بماند. همچنین فرم و شکل طراحی لوگو نوشتاری این برند نیز هماهنگ با مخاطبین هدف، ساختاری دوستانه، عام پسند و منعطف را نشان می دهد.

تاریخچه لوگو کلینکس

تاریخچه تغییرات لوگو کلینکس

رمز موفقیت

درک نیاز مصرف کننده: از اولین باری که این برند به «دستمال دست دورانداختنی» تغییر ماهیت داد، هموراه نسبت به نیاز مشتریانش آگاه و گوش به زنگ بوده است. کیمبرلی کلارک، شرکت مادر کلینکس اعتقاد دارد که «درک نیاز مصرف کننده» چیزی است که آن ها را از شرکت های مشابه مثل هاگیز (Huggies)، متمایز می سازد.

تغییرات جدید: محصولات کلینکس تقریبا بدون وقفه در طول هشت دهه ی گذشته دگرگون و بازآفرینی شده اند. این تغییرات بدون گسترش بی‌مورد به رسانه های جدید، حیات تازه ای به نام تجاری موجود، بخشیده است؛ درنتیجه هنوز همه ی مردم نام این برند را تنها با دستمال های کاغذی پیوند می دهند.

حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی آشنا شوید

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.kleenex.com

سال تاسیس: ۱۹۲۴

کشور سازنده: ایالات متحده ی امریکا

نکته ها:

۱- در دهه ی بیست بسیاری از هنرپیشگان سینما، کلینکس را به عنوان عامل شفافیت پوست صورت‌شان معرفی کردند.

۲- در ۱۹۵۷ دستمال کاغذی کلینکس، یک آلبوم خواننده ی محبوب آن دوران، پری کومو (Perry Como) را تبلیغ کرد که نتیجه  آن فروش ۳۳۰۰۰۰ کپی آلبوم بود.

۳- در بیش از ۱۵۰ کشور جهان، خانواده ها با این نام تجاری آشنا هستند.

برگرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری – انتشارات سیته

فورد، اولین برند مردم گرا در تولید اتومبیل

اتومبیل فورد مدل تی (T) با شعار تبلیغاتی «مشتری می تواند هر رنگی درخواست کند، به شرط اینکه سیاه باشد» قابل توجه‌ترین خودرو در تاریخ صنعت اتومبیل‌سازی است. وقتی در سال ۱۹۰۸، مدل تی یا «تین لیزی» (Tin Lizzie) به تولید رسد، اگرچه اولین اتومبیل ساخته شده در دنیا یا سریع‌ترین و یا زیباترین نبود، اما انقلابی‌ترین آن ها بود.

فورد اولین، در تولید انبوه اتومبیل

هنری فورد با تولید این خودرو توانست به آرزویش یعنی «ساخت خودروی موتوری برای توده ی مردم» دست یابد. برخلاف آنچه که قبل از این مدنظر خودروسازان دیگر بود، فورد تمرکز خودرا نه بر کارآییی خودرو، بلکه بر محبوبیت آن قرار داده بود. قبل از مدل تی، اتومبیل بازیچه های گران‌قیمتی برای افراد خیلی ثروتمند محسوب می شدند. آنچه که فورد توانست با مدل تی تحقق بخشد، (البته بعد از نوزده مدل تجربی قبلی، از ای (A) تا اس (S)) این بود که اتومبیل را به وسیله ای برای استفاده ی عموم مردم تغییر دهد.

فورد مدل تی (T)

فورد مدل تی (T)

این انقلاب بر پایه ی اقتصاد رادیکال بنا شده بود. فورد متوجه شده بود که می تواند به جای بالا بردن قیمت کالا و به تبع آن افزایش سود ناخالص، با پایین آوردن قیمت و سود ناخالص ولی افزایش حجم فروش، پول بیشتری به دست آورد. زمانی که سرانجام در سال ۱۹۷۲ تولید مدل تی متوقف شد، بیش از پانزده میلیون دستگاه از آن فروش رفته بود و در هر ۲۴ ثانیه، یک خودروی فورد ساخته می شد.

درحقیقت عصر اتومبیل و دوران تولید انبوه، از راه رسیده بود. همه چیز بر پایه ی اقتصاد تولید انبوه می گشت. حتی محدودیت در رنگ خودروها، نتیجه خواست فورد برای سرعت بخشیدن به خط تولید بود. او فهمیده بود که در مورد کالایی آن‌قدر اصیل و انقلابی مثل اتومبیل، عرضه، تقاضا را بالا می برد.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

در سال ها و دهه های بعد از مدل تی، فورد هم چنان اصول پوپولیستی‌اش [مردم‌گرایی] را در طراحی و تولید انواع اتومبیل، وانت یا کامیون، دنبال می کرد. فورد به نام تجاری مردم تبدیل شد و به خواسته های مردم پاسخ داد. مثلا زمانی که برای اولین بار در سال های ۱۹۳۰، تصادفات جاده ای به صورت مساله ای مهم درآمد، فورد اولین تولید کننده ی خودرو بود که برای محصولاتش، شیشه های ایمنی کار گذاشت.

لوگو فورد

طراحی لوگو این شرکت از امضای کهنه خالق خود، یعنی هنری فورد استفاده کرده است. این امضای دیرینه به شرکت مشروعیت، اعتبار و دوام می بخشد. هر شرکت دیگری هم که قدمتش به اندازه فورد باشد باید چنین کاری انجام دهد. سیر تحول لوگوتایپ شرکت را می توانید در تصویر مشاهده بفرمایید.

 

حتما بخوانید : هویت حسی برند چیست و چه عواملی در موفقیت آن اثرگذار است؟

 

لوگو فورد

تاریخچه لوگو فورد

فورد ماستنگ

این توجه به طراحی بدنه در دهه ی شصت با ورود اتومبیل فورد ماستنگ (Mustang)، دومین خودروی قابل توجه درتاریخ شرکت، به اوج خود رسید. ماستنگ نشانه ی توجه به طراحی اتومبیل های اسپرت گران‌قیمت برای نسل جوان بود. طراحی جذاب و موتور خوش ساخت ماستنگ درواقع نقطه ی مقابل خط مشی قبلی فورد بود: یک سمبل موقعیت اجتماعی که تقریبا هرکسی قادر به خرید آن بود، که به فروش میلیونی ماستنگ ختم شد. از آن زمان به بعد فورد با ارایه ی مدل هایی مثل کورتینا (Cortina)، موندیو (Mondeo)، اسکورت (Escort)، فیستا (Fiesta)، اکسپلورر (Explorer)، توروس (Tourus) و بسیاری دیگر، بازار را قبضه کرده است.

فورد ماستنگ (Mustang)

فورد ماستنگ (Mustang)

کیفیت محصولات

بااینکه امروزه خودروسازان دیگر هم مدل های مشابه ای با قیمت یکسان ارایه می دهند، از محبوبیت فورد کاسته نشده است. این موضوع فقط به این دلیل نیست که فورد اولین سازنده ای بود که این رسته های اتومبیل (خودروهای اسپرت، وانت های کاری و غیره) را محبوبیت بخشید؛ بلکه تاکید روی کیفیت محصولات هم تاثیر زیادی داشت. تاکید روی کیفیت بالای کالا در ترکیب با حجم انبوه تولید و قیمت ارزان، جایگاه فعلی فورد را به عنوان نام تجاری ای که همیشه در جاده ها و خیابان حاضر است، تثبیت می کند.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

رمز موفقیت

تولید انبوه: فرمول اولیه ی خودروسازان، فروش پایین و سود ناخالص بالا بود. فورد با برعکس کردن این فرمول، صنعت خودروسازان را برای همیشه تغیر داد.

پوپولیسم [مردمگرایی]: از مدل تی گرفت تا ماستنگ و موندیو (Mondeo)، هدف فورد همیشه دراختیار گرفتن بزرگترین بازار فروش بوده است.

روحیه ی پیشگاهی: فورد مخترع اتومبیل نبود ولی گونه های متفاوتی را ابداع کرد که برخی از آن ها پیشگام رسته های جدید بودند. مثل ماستنگ، کورتینا (Cortina) و ترانزیت (Transit).

کیفیت: فورد به عنوان سردمدار شاخص ایمنی در ساخت خودرو، طراحی موتور و استفاده از مواد اولیه ی مرغوب، بر کیفیت کالاهایش مهر تایید می زند. اتومبیل های فورد، اغلب در نشریات صنعت خودرو، عنوان «اتومبیل سال» را از آن خود کرده اند

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.Ford.com

سال تاسیس: ۱۹۰۳

کشور سازنده: ایالات متحده ی امریکا

نکته ها:

۱- فورد از درون یک کارخانه ی سازنده ی واگن های مسقف، با ۲۸۰۰۰ دلار سرمایه که توسط دوازده سرمایه‌گذار تامین شده بود، پا به عرصه گذاشت.

۲- در ۱۹۱۴ کارخانه ی فورد حقوق کارکنان خود را دوبرابر کرد و به مبلغ پنج دلار در روز رسانید و شیفت کاری آن ها را از نه به هشت ساعت تقلیل داد و استاندارد بالایی برای شرایط کار به وجود آورد.

۳- مالکوم ایکس (MalcomX)، یک مونتاژکار در کارخانه ی فورد بود.

برگرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری انتشارات سیته

Call Now Button