برندینگ، از دغدغه های همیشگی سازمان‌ها، حفظ و توسعه اعتبار نام و نشان سازمانبوده است اما در سال‌های اخیر شاهد محو یا کمرنگ شدن برندهای بسیار معروفی از صحنه بازار بوده ایم، از جمله Woolworth و Kmart در امریکا.

این مسئله می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد ولی بیش از هر چیز، نشانگر آن است که حتی برندهای معروف هم ممکن است یک شبه از اذهان محو شوند.

نمی توان تاثیر نماد بصری یک نام تجاری را در برندینگ آن نام، نادیده گرفت و همچنین به این مهم باید توجه داشت که خوانایی یک لوگو به همان اندازه شکل آن اهمیت دارد.

 نماد برند (طراحی لوگو) به تنهایی نمی تواند قدرت آن  را در برندینگ انتقال دهد و نیازمند آن است که با نوشتار نام برند(طراحی لوگو تایپ) همراه شود.

مهم ترین عنصر در طراحی هویت برند، پس از جوهره و قبل از هویت بصری همان انتخاب اسم برند است. اکثر متخصصان برندسازی معتقدند که انتخاب نام مناسب، بزرگ ترین دارایی یک برند است. قانون سه (و یا چهار) بخشی بودن نام شرکت ها در ایران به همراه کج سلیقگی برخی از مدیران باعث شده تا با حجم زیادی از نام های بی محتوا و نازیبا طرف باشیم.

اهمیت انتخاب اسم برند

نام برند اغلب نقش اصلی را در میان عناصر هویت برند ایفا میکند و تداعیات ذهنی قدرتمندی را در زمینه هی فعالیت شرکت یا محصول به صورت مختصر و مفید ارائه می دهد. آنچه در پایان اکثر آگهی های تبلیغاتی به یاد می ماند، معمولا همان نام است. اهمیت نام برند به قدری زیاد است که در دنیا سال هاست که شرکت های نام گذاری تاسیس شده اند.

شرکت های نام گذاری معمولا تحقیقات مفصلی را درباره ی نام ها و تاثیر آن ها بر ذهنیت مخاطب انجام می دهند. حتی شرکت “لگزینتون برندینگ” که در کار خلق نام برای برندهاست، دریافته که نام هایی با حروف V، F، Z احساس سرعت را انتقال می دهند، در حالی که حرف X نماینده ی دقت است. پس علاوه بر خود کلمه، حروف نام هم بسیار مهم هستند.

نام مناسب، تلفظ، نگارش آسان و قابلیت نمایش گرافیکی مناسب برای تبدیل شدن به لوگو مناسب را دارد. نام مناسب، مظهر و نشانه ی چیزی است و یاداوری و تداعی ذهنی برند را آسان می سازد.  معنای نام برند باید مناسب با جوهره و یا شخصیت برند باشد.به موضوع ثبت دامنه ی سایت (domain) اینترنتی هم دقت کنید. به هرحال نام مناسب، متفاوت است و مختص به زمان خاص و مدهای رایج نیست. با توجه به میزان اهمیت این موضوع بر آن شدیم تا شما را با پارامترهای مهم انتخاب نام برند آشنا کنیم.

group 750

چه نامی برای برند انتخاب کنیم؟

برای راهنمایی، به گذشته نگاه نکنید و نام فرانسوی راننده ی ماشین مسابقه (شورلت) و یا دختر نماینده تان در پاریس (مرسدس بنز) را انتخاب نکنید.

آنچه در گذشته برای انتخاب نام برند مناسب بوده، الزاما در زمان حال و اینده موثر نیست. در گذشته که محصولات کمتری وجود داشت و حجم ارتباطات کمتر بوده، نام به اندازه ی حال اهمیت نداشت.

امروزه، یک نام تنبل که چیزی را عنوان نکند، برای نفوذ به ذهن مناسب نیست. نامی که بتواند فرایند جایگاه سازی را اغاز کند، همان نامی است که باید دنبالش باشید. نامی که به مشتری بگوید مهم ترین مزیت آن کالا چیست.

چیزی مثل شامپوی هد اند شولدرز(سر و شانه)، لوسیون پوست اینتنسیو کر (intensive care) (مراقبت ویژه)، نوشیدنی رژیمی اسلندر(slender) (باریک اندام) و خمیر دندان کلوز آپ (نمای نزدیک)

با این همه، نام نباید از اندازه ی یک اسم فراتر رود، یعنی نباید آن قدر به خود محصول نزدیک شود که ژنریک/عام شود و به جای اینکه به یک اسم تجاری برای برند خاصی تبدیل گردد، اسم عامی برای تمام انواع آن کالا به حساب آید.

این روزها دست یابی به اسم، به علت فراوانی برندها مشکل است. ۶ میلیون اسم تجاری ثبت شده در امریکا وجود دارد. در اروپا این تعداد به 3 میلیون می رسد.

این مقاله را حتما بخوانید:  همه چیز در رابطه با مفهوم برند و برندسازی!!

روش های انتخاب اسم برند

اگر از ما به عنوان کسی که در پروژه های نام گذاری شرکت داشته، بپرسید بهترین روش نام گذاری برند  چیست، می گوییم روش خاصی برای نامگذاری برند  وجود ندارد. اما در هر حال برای نام گذاری روش های مختلفی پیشنهاد شده است. سعی شده  در این مقاله تلفیقی از روش هایی که کاربردی باشد، آورده شود.

 

نام های حرفي – عددینام های مفهومی و معنادارنام های انتزاعینامهای ابداعیسرواژهها
 

3M

7UP

 

 

همراه اول

پیک برتر

 

 

هلو

اپل

 

 

کداک

زیراکس

 

 

IBM

سمگا

 

توضیح دو نکته:

1.نام های ساختگی نامهایی هستند که در هیچ زبانی معنا ندارند و بر اساس آهنگین بودن و نحوه ی نگارش مناسب طراحی شده اند. برای نمونه، نام کداک (Kodak) که تنها بر اساس احساس درونی بنیانگذار آن، جرج ایستمن شکل گرفت. ایستمن به حرف K، نخستین حرف نام مادرش، علاقه ای وافر داشت و تصمیم گرفت نامی کوتاه و بدون معنا با دو Kدر اول و آخر آن خلق کند که در هیچ زبانی مفهوم متفاوتی نداشته باشد.

۲. سرواژه ها از کنار هم آمدن حروف اول یک اسم طولانی تشکیل می شوند. مانند:

International Business Machines: IBM

برخی نیز برای انتخاب نام برند از همان روش های نام گذاری رایج برای محصولات استفاده می کنند. در هر حال، هنگامی که جستجو کنید، به تعداد زیادی روش های نام گذاری برخورد می کنید که بخش زیادی از این روش ها مشترک است. گاهی اوقات بر روی یک روش نام گذاری چند اسم مختلف گذاشته اند. برای مثال، ترکیب دو کلمه و ایجاد یک نام جدید را combination گفته اند.پس همانطور که پیش تر هم گفتیم، نگذارید اسامی روشها شما را سردر گم کند. این مفاهیم اصلی نام گذاری هستند که شما نیاز دارید به آن مسلط شوید، نه اسم روشها.

 

برخی از روش های انتخاب نام

 

روش نام گذاربیبرند
آوردن کلمات با آواهای مشابه (Alliteration)Coca-Cola
آوردن کلمات ضد و نقیض کنار هم (Oxymoron)Krispy Kreme
ترکیب دو کلمه (Combination)Walkman
تکرار دو معنای مشابه (Tautology)Crown Royal
شبیه سازی یک اصطلاح (Mimetics)Google
اختصار سازی (Clipping)FedEx
مخفف سازی (Acronym)KFC
نام بنیانگذار (Founders name )Ferrari
دلخواه (Arbitrary)Apple

 

این مقاله را حتما بخوانید:  با جوهره برند آشنا شوید

گام های انتخاب نام تجاری برند

گام نخست: تعیین اهداف و استراتژی

پیش از شروع نام گذاری باید بدانیم که به چه چیزی می خواهیم دست پیدا کنیم. اگر هدفمان این است که به نامی متناسب با هویت برند دست پیدا کنیم، باید جوهره ی برند و یا شخصیت برند پیش از نام گذاری تعیین شده باشند. با تعیین شخصیت برند، گویی قصد دارید برای یک انسان با شخصیت و ویژگیهای مشخص فیزیکی و اخلاقی نامی را انتخاب کنید. در برخی از کتاب ها آمده که در مرحله ی پیش از نام گذاری، فلسفه ی برند یا برند مانترا را مشخص می کنند. در واقع تمام اینها یک چیزند. فلسفه ی برند عبارتی است که مهم ترین جنبه های یک برند و یا ویژگیهای باطنی و ذاتی برند را نشان میدهد. در هر صورت باید نام انتخاب شده با ذهنیتی که برند می خواهد در اذهان ایجاد کند، به نحوی متناسب باشد. در جلسه های اتاق فکر نام گذاری، برای هر یک از ویژگی های برند در جدول نامها ستونی را انتخاب می کنید.

گام دوم: ایجاد فهرست نامها

در این مرحله می توانید از منابع مختلف برای انتخاب نام برند کمک بگیرید. از طوفان فکری و مشاوران، تحلیل نامهای رقبا، استفاده از فرهنگ نام و … به منظور ایجاد نام به اندازه ممکن استفاده می شود.

گام سوم: غربال کردن نام ها

پس از ایجاد فهرست مفصلی از نام ها نیاز به غربالگری دارید تا نامهای بهتر را جدا کنید.نام هایی که با اهداف و استراتژی برند و نیز با هویت و یا شخصیت برند در تضاد بیشتری هستند یا زیبایی و تاثیر عاطفی لازم را ندارند، حذف می شوند. همچنین امکان دارد نامهایی تولید شده باشند که توسط رقبا پیش از این ثبت شده اند و تا کنون استفاده نشده اند، بنابر این استعلام نام در این مرحله بسیار مهم است تا اگر نام های انتخابی پیش از این ثبت شده اند، درباره ی آن ها تحقیق و یا فعالیت بیشتری انجام ندهیم. به علاوه، اگر قصد داریم برند را در کشورهای دیگر هم ثبت و استفاده کنیم باید دربارهی وجود و ثبت آن در دیگر کشورها نیز تحقیق کنیم.

گام چهارم: پژوهش بر روی چند اسم نهایی

سپس باید تحقیقات لازم درباره ی نامهای باقی مانده انجام شود تا ببینید کدام نامها بر روی مشتریان احتمالی اثر بهتری دارند. نام خوب میزان به خاطر سپاری و معناسازی بیشتری دارد. برای مثال، یکی از راههای انتخاب نام برای برند محصول این است که محصول خود را در شرایط بسته بندی یکسان و تنها با تفاوت نام به گروههای مصرف کننده ارائه دهیم تا ببینیم کدام نام را انتخاب می کنند. در شرایطی که تمام ویژگی های دو محصول از قبیل رنگ و نوع بسته بندی یکسان است، میزان اثربخشی نام برند، خود را بیشتر نشان خواهد داد.

گام پنجم: انتخاب نهایی نام

تا این جا وظیفه ی ما این است که تعداد محدودی نام مناسب را با نتایج تحقیقات به کارفرما یا صاحب برند ارائه دهیم و احتمالا امتیاز دهی خود را بر مبنایی که در استراتژی تعیین کرده ایم، به ایشان توضیح دهیم. دیگر وظیفه ی ایشان است که انتخاب نهایی را انجام دهد و سپس در راستای ثبت برند و دیگر نکات حقوقی آن تلاش کند.

اسم برند با نام های بی معنی

یکی از مواردی که باعث می شود تفکر سازنده ی جایگاه را برای مردم مشکل کند، عدم درک زمان است. نخستین شرکتی که با محصولی جدید یا فکر و طرحی جدید وارد ذهن می شود، مشهور خواهد شد. کوکاکولا، نخستین نمونه از نوشابه های کولادار بود. کداک، نخستین در عکسبرداری ارزان بها و زیراکس، نخستین در کپی کاغذ ساده.

کلمه ی کک (coke) را در نظر بگیرید. به دلیل موفقیت کوکاکولا،اسم خودمانی کک هم تمامی آنچه را که معناشناسان، معنای ثانویه می خوانند، کسب کرده است. آیا هرگز یک نوشابه ی غیر الکلی را اسم عامیانه ی ماده ی مخدری مثل کوکایین می نامید؟ معنی دوم کلمه “کک” چنان قوی است که شرکت کوکاکولا هیچ هراسی از چنین ارتباط های منفی به خود راه نمی دهد.

اما انتخاب نام برندی ساختگی و بی معنا مثل کلینکس (Kleenex) برای یک محصول جدید دست کم انتخابی پر مخاطره است. تنها زمانی که نخستین فرد برای معرفی کالایی کاملا جدید هستید مطمعنا میلیون ها نفر طالب خواهید داشت و میتوانید از تجمل نامی بی مسما برای ورود به ذهن استفاده کنید که البته در چنین شرایطی هر اسمی موثر خواهد بود.

پس به کلمه های ساده و توصیفی بچسبید: اسپری اند واش spray and wash (اسپری کنید و بشویید) و از واژگان کیو اند ایکس (Q & X ) بپرهیزید. به عنوان راهنما باید گفت که در انگلیسی متداولترین حروف اغازین عبارتند از: A, P, C, S,  و T. حروفی که کمترین استفاده را دارند نیز Q, Y, Z, X و K هستند. در انگلیسی از هر هشت کلمه، یکی با S  و از هر هزار کلمه یکی با X  شروع میشود.

این مقاله را حتما بخوانید: زیر برندها را با روش پراکتر اند گمبل نام گذاری کنید !!

آزمایش دیوید و مایکل – هوبرت (Hubert) و المر (Elmer)

برخلاف این باور کلی که یک نام فقط «یک نام» است، شواهد رو به افزایشی وجود دارد که نام انسان نقش مهمی در بازی زندگی ایفا می کند. دو تن از استادان روان شناسی، دکتر هربرت هراری ((Herbert Harari و دکتر جان دابلیو مک دیوید (John W.McDavid)سعی کردند دریابند دلیل این که دانش آموزان مدرسه های ابتدایی، همکلاسی های ناجور را مسخره می کنند، چیست؟

به همین دلیل، این آزمایش را با انشاهایی که به نام های مختلف ظاهر و به ظاهر توسط دانش آموزان کلاس های چهارم و پنجم نوشته شده بود اغاز کردند. دو دسته از این نام ها، به خصوص نشان دهنده ی این قانون بود.

دو نام محبوب (دیوید و مایکل) و دو نام غیرمحبوب (هوبرت والمر) روی بعضی از این انشاها نوشته شده بود. هر انشا برای نمره دهی به گروه متفاوتی از آموزگاران دبستانی سپرده شد (آموزگارانی که در این آزمایش شرکت کردند، دلیلی نداشتند فکر کنند چیزی جز برگه های معمولی مدرسه را نمره میدهند)

آیا باور می کنید انشاهایی که اسم دیوید و مایکل را داشتند از همان انشا با نام المر و هوبرت، نمره ی بالاتری دریافت کردند؟ به گفته ی روان شناسان، «آموزگاران بنا به تجربه های گذشته ی خود می دانستند که هوبرت ها و المرها معمولا بازنده هستند»

رونالد ریگان، رابرت ردفورد، مریلین مونرو تجانس آوایی، یکی دیگر از شیوه های خوب نام گذاری است، زیرا اسم ها را ماندنی تر می کند و این مورد هم برای برندها و هم برای افراد صادق است. جالب است به این نکته توجه کنیم که چه فراوان هستند افراد مشهوری که نام هایی با تجانس آوایی داشته اند.

یک داستان واقعی: نام یک حسابدار در یکی از بانک های نیویورک یانگ.جی.بوزر (Young J.Boozer) بود. یک بار که مشتری می خواست با یانگ بوزر صحبت کند مسئول تلفنخانه به او گفت: «ما یانگ بوزرهای زیادی داریم، با کدامشان می خواهید صحبت کنید؟»)

انتخاب نام برند

خطر انتخاب نام منطقه ای با پیامی محدود

نام،نخستین مرحله ی برخورد بین پیام و ذهن است.درواقع مسئله ی خوبی یا بدی نام از نظر زیبایی شناسی نیست که تاثیر گذاری پیام را تعیین میکند بلکه مناسب بودن ان است که این تاثیر را می گذارد.

برای مثال، صنایع خطوط هوایی را در نظر بگیرید. چهار تا از بزرگترین شرکتهای حمل ونقل داخلی عبارت اند از: یونایتد ایرلاینز (United Airlines)، امریکن ایرلاینز (American Airlines)، ترنس ورلد ایرلاینز (Trans World Airlines) و…

بسیار خوب، آیا میدانید که بر اساس شعارهای تبلیغاتی خطوط هوایی، دومین شرکت مسافربری در جهان آزاد چه نام دارد؟ درست : خطوط هوایی ایسترن (Eastern Airline) (خطوط هوایی شرق) ایسترن هم مانند تمامی خطوط هوایی فراز و نشیب های خود را داشته است. البته متاسفانه بیشتر نشیب بوده تا فراز.

از میان چهار تا از بزرگترین خطوط هوایی داخلیایسترن همیشه از دید مسافران رتبه ی چهارم را داشته است، اما چرا؟ ایسترن یک نام منطقه ای است که به نسبت اسامی کشوری مانند امریکن و یونایتد، گروه دیگری را در ذهن مشتری تداعی می کند.

مسئله این نیست که ایسترن تلاش کافی نکرده است. چند سال پیش، ایسترن گروهی از بازاریابان تراز اول را به کار گرفت تا حرکت  را اغار کند.. ایسترن در زمره ی نخستین گروه هایی بود که «هواپیما را نقاشی کرد»، «کیفیت غذا را بالا برد» و «خدمه ی پرواز را شیک پوش کرده تا بتواند شهرتش را بهبود بخشد.

و وقتی نوبت به خرج کردن رسید، خطوط هوایی ایسترن ملاحظه کارانه عمل نکرد. ایسترن سالهای متمادی یکی از بزرگترین بودجه های تبلیغات را در این صنعت داشته و در سال های اخیر، بیش از ۲۰ میلیون دلار برای تبلیغات هزینه کرده است.

با وجود صرف این همه پول، نظرتان در مورد ایسترن چیست؟

در مدت ۲۰ سال، آن قدر برای اسم ایسترن هیاهو به راه انداختند که سرانجام این شرکت در مارس ۱۹۸۹ ورشکست گردید. هنگامی که فرانک بورمن (فضانورد سابق) مدیریت ایسترن  را بر عهده داشت، پذیرفته بود این اسم تا حدی محلی است و در بعضی موارد، جلب توجه سراسری را با مشکل همراه می کند. او اضافه کرده بود: «با این حال، این اسم قدمتی ۴۷ ساله دارد.» یک نام بد هرگز جا نمی افتد و اصلا هم مهم نیست که چند سال است آن را به کار می برید.

نمی توانید بال های انسان را به نامی منطقه ای آویزان کنید. وقتی به مشتریان فرصت انتخاب داده شود،  آنان خطوط هوایی ملی را به خطوط هوایی منطقه ایی ترجیح می دهند.

انتخاب نام برند

نمونه ای از شباهت اسم برند های رقیب

خطر انتخاب نام برند مشابه با نام رقیب

وقتی نام شرکتی چون گودریچ (GoodRich) بسیار به نام شرکت بزرگ تر گودیر (GoodYear) که در همان زمینه فعالیت می کند، شبیه است جه باید کرد؟

گودریچ با مشگل رو به رو می شود. تحقیقات نشان می دهد که آنها می توانند حتی چرخ را دوباره اختراع کنند و تمام اعتبار حاصل از آن نصیب گودیر شود.

هیچ تعجبی ندارد که بی. اف. گودریچ این مشکل را تشخیص داد و چند سال پیش در یکی از آگهی هایش به این مطلب اشاره کرد:

“مصیبت بنجامین فرانکلین گودریچ (Benjamin Franklin Goodrich) اسمش است.یکی از ظالمانه ترین تصادف ها این است که انتخاب نام برند بزرگترین رقیب ما بسیار شبیه به اسم بنیان گذار شرکت ماست. گودیر-گودریچ، بدجوری گیج کننده است.”

در سط اخر اگهی چنین امده است:” اگر گودریچ می خواهید، باید تنها گودریچ را به خاطر داشته باشید.”

به عبارت دیگر، مشکل به گودریچ مربوط نمیشود، بلکه به شما مربوط می شود.

گودریچ نخستین شرکت داخلی در امریکا بود که تایرهای رادیال را که در داخل آن مفتول سیمی به کار برده می شود و از لاستیک های معمولی پهن تر است، روانه ی بازار کرد. با این همه ، چند سال بعد، وقتی از خریداران تایر پرسیده شد کدام شرکت تایرهای رادیال تولید می کند، 56 درصد پاسخ دادند: گودیر؛ که در واقع چنین تایری را برای بازار داخلی تولید نم یکند، و تنها 47 درصد از گودریچ نام بردند که تولید کننده ی داخلی آن است.

همانطور که در آکرون معروف است:”گودریچ آن را اختراع کرد، فایرستون آن را متحول ساخت و گودیر آن را فروخت.”

در سال 1968 فروش گودیر 9/2 میلیارد دلار بود، در حالی که فروش بی. اف. گودریچ 3/1 میلیارد دلار بود که نسبت آن 2/2 به 1 است. در حالی که فروش گودریچ 5/2 میلیارد دلار بود که نسبت آن 9/2 به 1 است. بدین ترتیب، پولدارترها پولدارتر می شوند؛ که به اندازه ی کافی منصفانه است.

اما عجیب اینجاست که تبلیغات شرکت بازنده همچنان معروفیت بیشتری پیدا می کند:” ما شرکت دیگری هستیم”، توجه زیادی را در روزنامه ها جلب کرد، اما توحه خریداران لاستیک را چندان جلب نکرد. انتخاب نام برند به شیوه نامناسب،  گودریچ  را محکوم می کند که سهمی جز پسمانده های رقیب بزرگ ترش نداشته باشد. 

بر گرفته از کتاب جایگاه سازی نوشته ال ریس و کتاب برندسازی در هفت گام نوشته فرزاد مقدم

 

همان طور که می دانید، اجزای برند از آن موضوع هایی است که درباره آن به نظرات متفاوتی در مقالات و کتاب ها بر می خوریم و نویسندگان مختلف جهت گیری های مختلفی در این باره دارند. به نظر ما یکی از بهترین مدل های ابتدایی اجزا برند، متعلق به دیوید آرنولد است.

او درباره ی هویت برند عقیده دارد که هر برندی یک هویت مرکزی و یک کاراکتر خاص دارد که اگر به درستی تعیین و برای مشتری توضیح داده شود، حاصل آن موفقیت خواهد بود. از نگاه آرنولد، برند به مانند یک اتم است که در مرکز آن هسته یا جوهره برند (‌‌Brand Essence) قرار دارد.

این مقاله را حتما بخوانید:  همه چیز در رابطه با مفهوم برند و برندسازی!!

 

جوهره برند

دایره اجزای اساسی برند

جوهره برند

آن چیزی که باعث تمایز برند می شود، آنچه باعث با ارزش شدن برند برای مشتری می شود جوهره برند است. این هسته ی مرکزی نباید در طول زمان و از بازاری به بازار دیگر تغییر کند.

از آن جا که ادبیات برند در جهان نوپاست و عمری چندان طولانی ندارد، بسیاری از مفاهیم را با اصطالحات مختلفی می شنوید. برای نمونه، جوهره ی برند، در برخی از کتاب ها، بنام برند مانترا ذکر شده است. در بعضی از مقالات هم به عنوان دی ان ای برند (DNA Brand) از آن یاد شده است. این موضوع را درباره ی مفاهیم دیگر برندسازی نیز خواهید دید، پس به جای تکیه بر کلمات بهتر است به معانی آنها توجه کنید.

در یک تعریف دیگر، جوهره ی برند یا برند مانترا  عبارتی است که بتواند به کوتاه ترین و ساده ترین شکل ممکن قلب و روح برند را معرفی کند و بدین ترتیب جایگاه آن را مشخص نماید. کوین لین کلر، در کتاب خود آن را برند مانترا مینامد که به فارسی فلسفه ی برند ترجمه شده است  و آن را جوهره ی اصلی برند می داند. از دید کلر، فلسفه ی برند عبارتی است ۱ تا ۵ کلمه ای از مهم ترین جنبه های برند که تداعیات اصلی آن را به مشتری معرفی می کند. چنان که می بینید، تعریف ها همه یک حرف را تکرار می کنند.

فواید برند

همانطور که در اطراف هسته اتم الکترون وجود دارد، فواید برند نیز در اطراف جوهره برند قرار می گیرند.این فواید در واقع همان مزایایی است که برند به مشتریانش وعده می دهد و در بعضی منبع به آن وعده برند گفته می شود. یعنی این محصول را بخر و از این مزایا بهره ببر. این مزایا می تواند ادراکی و یا فیزیکی باشد. به طور مثال اگر برند اورآل کرم جوانی پوست عرضه می کند فقط ترکیبی از آب و روغن را ارایه نمیدهد، بلکه جوانی می فروشد. و یا عطر چنل می گوید محصول من را بخر و وسوسه انگیز و معتبر شو.

ویژگی های برند

این بخش برند بسیار مهم است. این قسمت در واقع همان صورت و شکلی است که وعده برند در قالب آن به مشتری عرضه می شود. ویژگی های برند همان بخشی است که برند را مشتریان با آن می شناسند و به یاد می آورند. همان هویت بصری برند که شامل طراحی لوگو اختصاصی، لوگوتایپ، رنگ سازمانی، بوی برند، موسیقی برند، کاراکتر برند، بافت برند و … میشود. هرچه ویژگی های برند و فواید برند بر مبنای جوهره برند حرکت کنند جایگاه سازی برند در ذهن مخاطبان موثرتر انجام می پذیرد.

این سه بخش دقیقا همان اجزای ضروری تشکیل دهنده یک برند است.هر چه به هسته نزدیک تر می شویم مفاهیم معنایی تر و عاطفی تر می شود.برای اینکه موضوع اجزای برند به درستی درک شود و کاربرد عملی آن را مشاهده نمایید این سه لایه را با یک مثال کاربردی توضیح می دهیم.

 

این مقاله را حتما بخوانید:  لوگو برند باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

 

لوگو مارلبورو

شکل گیری هویت برند مارلبورو

چهره زنانه مارلبورو

فیلیپ موریس، مالک یک کارخانه ی سیگارسازی در لندن، در سال ۱۹۰۲ شعبه ی نیویورک کارخانه اش را به منظور فروش انواع سیگار تاسیس کرد. در سال ۱۹۲۴ آنها مارلبورو را با شعار “ملایم همچون ماه می” به عنوان سیگاری زنانه معرفی کردند. این شرکت تا جنگ جهانی دوم به همین منوال به فروش خود ادامه داد، ولی پس از آن در پی ورشکستگی به طور موقت از بازار برچیده شد.

اما در دهه ی ۱۹۵۰ هنگامی که مجله ی ریدرز دایجست سری مقالاتی را درباره ی سیگار و رابطه ی آن با سرطان ریه منتشر کرد فیلیپ موریس و سایر شرکت‌های دخانیات با توجه به این گزارش فرصت را مناسب دیدند و به ساخت سیگارهای فیلتر دار و ارائه ی برندهای جدید به بازار پرداختند. بدین ترتیب مارلبوروی فیلتردار در سال ۱۹۵۵ به بازار معرفی شد.

چهره مردانه مارلبورو

در اوایل دهه ی ۶۰ فیلیپ موریس برای بازسازی جایگاه مارلبورو در بازار اقدام به استخدام شرکت تبلیغاتی لئو برنت در شیکاگو نمود. لئو برنت و همکارانش، در یک کمپین به یادماندنی (که جزء ۱۰۰ کمپین برتر قرن اخیر است)، تصویر عمومی شیک و زنانه ی مارلبورو را به کابوهایی تنومند با عنوان مردان مارلبورو تبدیل کردند. استفاده از فیلم مشهور »هفت مرد خشن« به منظور تبلیغات مارلبورو با بازی جمعی از برترین بازیگران مرد هالیوود همچون چارلز برانسون، یول براینر، استیو مک کوئین، جیمز کابورن و….، برای این ذهنیت سازی بسیار مؤثر بود.

فیلیپ موریس به سرعت سهم بزرگی از بازار را در دست گرفت. حاصل این جایگاه سازی مجدد و فعالیتهای تبلیغاتی اش، افزایش ۵۰۰۰ درصدی فروش در عرض ۸ ماه بود که هنوز باور کردنی نیست. شهرت مارلبورو با خصوصیاتی همچون خوش طعم بودن و مخصوص مردان قوی بودن، آن را به سرعت به عنوان سیگار شماره ۱ بازار تبدیل کرد.

پوستر مارلبورو

برخی پوسترهای تبلیغاتی برند مارلبورو

اجزای برند مارلبورو

جوهره برند مارلبورو چیزی نبود جز قدرت و استقلال که با ایده ی درخشان کابوی آزاد و قدرتمند به عنوان ویژگی بیرونی برند به نمایش درآمد.

وعده برند مارلبورو در بعد فیزیکی طعم قوی آن و در بعد احساسی، حس آزادی و شخصیت قدرتمند بود که برند وعده داده بود.

ویژگی های برند مارلبورو ترکیبی از هویت های بصری برند مانند کابوی آزاد و قدرتمند، پاکت قرمز و سفید معروف آن، فیلتر قهوه ای بلند، گرافیک ویژه برای نوشتن به نمایش می گذاشت. . این گونه است که برندسازی از محصولی که در ذهن انسانها مفاهیم منفی دارد،احساسی مثبت می آفریند تا جایی که با نصب لوگوتایپ آن روی کالا یا لباسهایش حس مردانگی و قدرت می کنند. شاید دانش برندسازی، همان هنر کیمیاگری و دانش تبدیل مس به طلا است که بشر سالیان دراز به دنبال آموختن آن بود.

 

بر گرفته از کتاب برندسازی در هفت گام نوشته فرزاد مقدم…

بسیاری از رفتارهای ما که از دید خودمان منطقی است در واقعیت رفتاری احساسی است و ما با دلایل منطقی، آن انتخاب های احساسی را توجیه می کنیم. ما حاضریم برای یک لباس، چند برابر قیمت واقعیش را پرداخت کنیم تنها و تنها به خاطر اینکه روی آن نماد چوگان باز “رالف لورن” حک شده است.

در صورتی که لباسی با همان کیفیت ولی با یک برند ناشناخته را نمی خریم. این معجزه و نتیجه برندسازی است که در این مقاله مفصل به آن می پردازیم.

برند چیست؟

برند، یک واژه ای در زبان اسکاندیناوی است به معنای داغ کردن و سوزاندن.به این خاطر که دامداران برای متمایز ساختن دام های خود از دام های دیگران علامت مشخصی روی بدن آن ها حک می کردند. با مهاجرت اروپاییان به شمال قاره آمریکا، اصطلاحات این چنین با آن ها به کشور آمریکا وارد گردید.

نه اینکه این مفهوم تا قبل از این نبوده است چرا که در تمدن ایران و روم نیز علامت سازنده بر روی کالاها حک می گردید. پس مفهوم کاربردی آن موضوع جدیدی نیست، اما آنچه جدید است دانش برندسازی و تکنیک های خلق برند است که در کشورهای پیشرفته تدوین گردیده است.

تعریف برند توسط انجمن بازاریابی آمریکا

برند عبارت است از نام، واژه، نماد و یا علامت و یا ترکیبی از تمامی این عناصر که به منظور شناسایی کالاها و خدمات یک فروشنده با هدف ایجاد تمایز در عرصه رقابت استفاده می شود.

در واقع برند یک احساس باطنی و ادراک درونی شخص درباره یک محصول، خدمت و یا شرکت است. البته لازم به ذکر است که این احساس در مراحل مختلف مواجهه با برند متفاوت است. برای نمونه فرضا کسی که برندی مانند ولوو را تنها از طریق تبلیغات دیده و کسی که آن را واقعا تجربه کرده قطعا متفاوت است. اما یک محصول و یا خدمت باید خصوصیاتی داشته باشد تا بتواند برند شود. باید بتواند یک تجربه به یادماندنی و یک وعده جذاب داشته باشد تا بتواند احساسی درونی برای آن شکل گیرد.

 

این مقاله را حتما بخوانید:  با این ۷ قانون شگفت انگیز، نامی جذاب بسازید؟

 

برندسازی چیست؟

همانطور که پیش تر خواندید در تعریف نوین، برند یک احساس و ادراک درونی است که در ذهن مصرف کننده به وجود می آید. هر مفهومی که در ذهن آدمی قابل اعتماد و مطمئن به نظر برسد را می توان کلمه برند را بر روی آن گذاشت و مجموعه ای از عوامل و پارامترهایی که این اعتماد و اعتبار را در ذهن افراد پدید می آورد و ارتقاء می بخشد را می توان فرایند برندسازی نامید. فرآیندهایی همچون جایگاه سازی، طراحی هویت، برنامه های بازاریابی، ترویج فروش و …

اما چه پارامترهایی را باید رصد کنیم تا ببینیم که آیا در مسیر درست برندسازی پیش می رویم یا خیر؟ ما در اینجا به دو پارامتر مهم که از آن به عنوان دانش برند یاد می شود اشاره می کنیم.

 

آشنایی با مفهوم دانش برند

برندسازی چیست

۱- آگاهی از برند

به زبان ساده، آگاهی از برند یعنی اینکه مشتری باید نام تجاری شما را بشناسد و اگر لوگو آن را دید(حتی بخشی از طراحی لوگو و …) یا نام آن را شنید بداند متعلق به چه برندی است.به طور مثال شما با شنیدن نام فامیلا، به طور ناخودآگاه تشخیص می دهید که این برند روغن سرخ کردنی است. به هر میزان هویت بصری برند قدرتمندتر و هوشمندانه تر باشد آگاهی از برند را افزایش می دهد.

این مقاله را حتما بخوانید:  لوگو برند باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

 

 

برندسازی چیست

۲- تداعی برند

تداعی برند گاها به عنوان تصویر ذهنی نام تجاری نیز نام برده می شود.یعنی در واقع شما با شنیدن نام تجاری و یا اقلام هویت بصری آن علاوه بر اینکه آن را می شناسید، در ذهن خود واژه و یا مفهومی را نیز در کنار نام تجاری قرا می دهید.

اگر می شد ذهن مصرف کنندگان را شکافت و به درون آن رسوخ کرد می دیدم که در کنار کلمه مرسدس بنز واژه پرستیژ و اعتبار قرار گرفته است و یا نام ولوو به واژه ایمنی پیوند خورده است. تداعی برند یعنی مالکیت واژه در ذهن: ولوو مالک واژه ایمنی، بی ام و مالک واژه رانندگی لذت بخش، کرست مالک واژه عدم پوسیدگی دندان.

 

برندسازی چیست

همه چیز در ذهن مشتری شکل میگیرد

هنگامی مصرف کننده احساس خوبی از مصرف محصول یا خدمات یک برند دارد که آنچه دریافت میکند با ادراکاتش همسو باشد. واقعیت این است که برای ساخت یک برند باید درون ذهن مشتری را بکاوید و بر مبنای اداراکات ساخته شده در مغز مشتری پیش بروید. سعی نکنید که قوانین ساخته شده در ذهن مصرف کننده را هرچند غلط  تغییر دهید.

از آن مفاهیم می توانید موقعیت خلق کنید. همه ما فکر می کنیم که پس اصلاح صورت استفاده از ادکلن که حاوی الکل است باعث از بین رفتن میکروب ها می شود. علم اثبات کرده که این موضوع اشتباه است. اما آیا نام تجاری مانند آرکو که افتر شیو تولید می کند باید این ادراک مشتری را نادیده بگیرد.

که اگر نادیده بگیرد فروشی نخواهد داشت. پس افتر شیو را به گونه ای تولید می کند که پوست صورت را بسوزاند تا با ادراک مصرف کننده همسو شود.

همچنین برند جانسون اند جانسون محصول ضد عفونی کننده زخمی وارد بازار کرد که زخم را نمی سوزاند.اما شکست خورد. چرا که این در ذهن مشتری است که ماده پاک کننده زخمی اثر بخش است که هنگام استفاده زخم را بسوزاند. این نام تجاری اشتباهش را به سرعت متوجه شد و با اضافه نمودن کمی الکل در محصول و بالا بردن حس سوزش فروش خوبی به همراه داشت.

 

فواید برندسازی چیست؟

برای ایجاد انگیزه برای صاحبان کسب و کار لازم است که برخی فواید برندسازی را توضیح دهیم:

محصول یا خدمات را گرانتر می فروشید

ارزش ادراک شده توسط مشتری را افزایش می دهید

ایجاد پیوند عاطفی بین برند و مشتریان که باعث به وجود آمدن گروه مشتریان وفادار می شود

با برندسازی صاحب سرمایه ای شده اید که قیمتی بر آن نمی توانید بگذارید.محصول شما پس از هر خرید دوباره خریده می شود و مشتریان وفادار، شما را به دیگران معرفی می کنند.

 

بر گرفته از کتاب ۷ گام تا برندسازی نوشته فرزاد مقدم انتشارات سیته

 

همانطور که میدانید موفقیت هر کسب و کاری به عوامل زیادی بستگی دارد، کیفیت محصولات، توزیع محصول، خدمات رضایتمندی مشتریان و … همه این خدمات نیازمند یک عنصر بصری می باشند تا بتوانند با مخاطب ارتباطی تنگاتنگ بر قرار کرده و سریعا قابل یادآوری باشد. این عنصر بصری همان لوگو و آرم نام تجاری است. از صورتک خندان پپسی گرفته تا پری دریایی استارباکس. برای اجرای بدون نقص و حرفه ای هر چیزی قطعا نیاز به ابزارهایی بروز و قدرتمند است. نرم افزار طراحی لوگو برای یک طراح گرافیست حرفه ای بسیار مهم است.

اگر می خواهید برای کسبو کارتان یک لوگو و آرم طراحی کنید، نرم افزارهای گرافیکی بسیاری وجود دارد که می توانید از آن ها استفاده کنید. اما به این نکته توجه کنید که نرم افزار اجرای لوگو اگر بصورت برداری باشد ارجح تر می باشد. به این دلیل نرم افزارهای برداری بهترند چون که هر طرح گرافیکی که در ابن نرم افزارها  طراحی و ساخته می شوند می توانند بدون افت کیفیت به هر اندازه بزرگ شده و چاپ گردند. یعنی همان کیفیتی که در کارت ویزیت مشاهده می کنید در یک بیلبرد ۲۰ متری نیز خواهید دید.

در این مقاله ما سه نرم افزار محبوب و کاربردی که برای ساخت لوگو استفاده می شوند را به شما معرفی می کنیم تا بتوانید با دید بازتر نرم افزار مورد نظرتان را انتخاب کرده و برای ساخت لوگو برندتان از آن استفاده نمایید.

 

نرم افزار طراحی لوگو

 ادوبی ایلستریتور (Adobe Illustrator)

محصولات شرکت ادوبی (Adobe) سال هاست به عنوان نمادی از  برنامه های استاندارد ویرایش و ساخت تصاویر مورد قبول جامعه هنری جهان قرار گرفته است و  قطعا هم اینگونه است. اگر بدنبال بهترین نرم افزار لوگو می گردید خود را خسته نکنید و بدون شک از ادبی ایلستریتور استفاده کنید.

آماده به خدمت با بسیاری از ویژگی های پیشرفته:  Adobe Illustrator به شما این امکان را می دهد که نه تنها آرم های حیرت انگیز، بلکه اینفوگرافیک های جذاب، آیکون های خیره کننده و مواردی دیگر را نیز ایجاد کنید. از آنجایی که این ویرایشگر گرافیکی برداری است تمامی آثار هنری در این نرم افزار لوگو بر مبنای نیاز شما اندازه می شود.از ابزارهای فوق العاده این نرم افزار قابلیت گرد کردن گوشه ها به روشی بسیار ساده، ویرایش همزمان رنگ های اثر هنری، اضافه و کم کردن عناصر گرافیکی از یکدیگر و اعمال گرادینت های آزاد می باشد. در ایلستریتور به راحتی می توانید انواع نوک قلم را طراحی نموده و از آن استفاده کنید.همچنین می توانید تا ۱۰۰۰ بوم نقاشی در یک فایل واحد ایجاد کنید و همزمان چندین بار آن را ویرایش نمایید.

 

این مقاله را حتما بخوانید:  یک لوگوی حرفه ای باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

 

 

نرم افزار طراحی لوگو

کورل دراو ( CorelDRAW)

کورل دراو از زمان انتشار اولین نسخه خود تغیرات بسیاری کرده و سازندگان این نرم افزار، راهی بس طولانی را طی نموده اند تا بتوانند امروز جزء یکی از بهترین نرم افزار های طراحی لوگو به حساب بیایند. ابزار های ویرایشی بسیار توانمند CorelDRAW به شما این امکان را می دهند تا بتوانید آرم ها و لوگو های بسیار غنی و منحصر به فرد ایجاد کنید.اما این تنها بخش کوچکی است از توانمندی های این نرم افزار طراحی لوگو. این برنامه داری قابلیت های بیشماری است تا بتوانید تصویرسازی کنید و گرافیک های معتبری را پدید آورید. ویژگی طراحی متقارن آن ابزاری بسیار قدرتمند را در اختیار شما می گذارد تا بتوانید انواع گرافیک های تقارنی را به سادگی هرچه تمام تر ایجاد نمایید. برخی دیگر از ویژگی های CorelDRAW پالت های مکمل رنگی، ایجاد سایه های برداری و رابط کاربری سازگار با صفحه لمسی است.

 

این مقاله را حتما بخوانید:  با این ۷ قانون شگفت انگیز، نامی جذاب برای برندتان بسازید؟

 

 

نرم افزار طراحی لوگو

اِی فینیتی دیزاینر (Affinity Designer)

لوگوها در اکثر مواقع با استفاده از ویرایشگرهای گرافیکی برداری ساخته می شوند به این دلیل که اجازه می دهند گرافیک بدون هیچ گونه افت کیفیت در اندازه های مختلف استفاده شود. اما در برخی موارد ممکن است لازم باشد عناصر یک لوگو یا هر گرافیک دیگر را در یک ویرایشگر استاندارد پیکسلی (رَستر) طراحی و اجرا کنید.در این صورت تنها راه حل شما نرم افزار طراحی لوگو Affinity  است.

از ویژگی های بسیار خوب Affinity Designer توانایی آن در جابجایی فوری بین محیط های بردار و پیکسل است. بدون خارج شدن از نرم افزار می توانید تنظیمات لایه ای انجام دهید، از حالت های مختلف ترکیب و سایر موارد بهره مند شوید. یک ابزار قلم با دقت بسیار زیاد یه شما این امکان را می دهد تا منحنی هایی ماهرانه ایجاد کنید.

Affinity Designer از همه انواع فایل های گرافیکی، از جمله PSD ها با تمام لایه هایشان پشتیبانی می کند.

 

آیا در مورد لوگوی کسب و کارتان فکر کردین؟ ایا نتیجه ایی که شما دنبالش هستید، میده؟ لوگوی شما به چه میزان توجه مخاطبان را جلب می کند و  بر ذهن آنان اثر می گذارد؟ چرا استفاده از سایت های طراحی لوگو آنلاین پر مخاطره است؟

هنگامی که تصمیم به ارتقاء لوگوی خود و یا طراحی یک نماد جدید برای برندتان میگیرید، اولین سوال این است که چگونه و توسط چه کسی این کار انجام خواهد شد.

برخی سایت ها نمونه هایی رایگان برای ساختن لوگو  در اختیاز شما قرار می دهند که به شما کمک میکنند که برای کسب و کار خود یک آرم  بسازید اما اصلی ترین چیزی که باید در نظر داشته باشید این است که شما به یک لوگو متمایز و حرفه ای نیاز دارید که کسب و کارتان را به بهترین حالت ممکن معرفی کند.

اگر از یک طراح خلاق و با تجربه به صورت اختصاصی کمک می گیرید و پروژه را به آن می سپارید، قطعا بدانید گزینه مطمئن و مناسبی را انتخاب نموده اید.  اما قبل از امضای قرارداد با آنها از بررسی نمونه کارها اطمینان حاصل کنید.

اگر شما به استفاده از یک سایت طراحی لوگو آنلاین و رایگان فکر می کنید، به این ده دلیل پیشنهاد می کنیم  که اگر می توانید این ایده تان را بازبینی کنید:

طراحی لوگو آنلاین و عدم ابتکار و اصالت

یکی از مهمترین جنبه های ساخت لوگو، ابتکاری بودن آن است. گرافیکی که شما در لوگوی خود استفاده می کنید باید توسط طراحان حرفه ای یا حداقل کسی که در زمینه طراحی متخصص و دارای تجربه گرافیک می باشد، ایجاد شود.

هنگامی که از برنامه آنلاین ساخت لوگوی رایگان استفاده می کنید، شما از گرافیکی که از پیش طراحی شده است بهره می برید که اغلب رنگ و طراحی آن محدود است و اصالت آن مختص شما نیست و به گونه ساخته شده است تا بتواند زمینه های متنوعی از کسب و کارها را پوشش دهد. شاید برای یک “طراحی خیلی سریع” گزینه مناسبی باشد، اما چرا حاضرید هر چیزی را برای نشان تجاری خود استفاده کنید؟

 

این مقاله را حتما بخوانید: طراحی لوگو خوب چه ویژگی هایی دارد ؟

عدم آزادی در خلاقیت

قالب های از پیش طراحی شده ایی که به شما اجازه می دهند لوگوی خود را در یک چارچوب ایجاد کنید، در خلاقیت و ایده پردازی محدود هستند. به عبارت دیگر، مانند سایت سازهای انلاین، شما به آنچه سایت یا چارچوب به شما ارایه میدهد، محدود هستید. همیشه بهترین راه پیدا کردن راه حلی برای ازادی در خلاقیت است حتی اگر طرفدار راحتی و ابزار کشیدن و رها کردن (drag and drop) هستید.

طراحی لوگو آنلاین

عدم دسترسی به قانون کپی رایت 

هنگامی که لوگوی خود را از طریق سایت های انلاین میسازید باید آگاه باشید که حق کپی رایت آن نماد را ندارید. چرا که ده ها شرکت و یا حتی صد ها شرکت دیگر ممکن است همان نمادی را انتخاب کرده باشند که شما انتخاب کرده اید و بدین ترتیب شما هیچگونه مالکیتی نسبت به آن شکل و قالب نخواهید داشت.

کمبود فونت های خلاقانه

قالب های آنلاین از پیش طراحی شده با ایجاد دسترسی شما به ساخت یک لوگوی سریع و اشفته(کثیف، بدردنخور)، همه چیز را آسان و راحت میکنند. اما مشکل اینجاست که شما هیچ کنترلی بر چیزهایی مثل فونت ها و اشکال، گرافیک و سایر گزینه های شخصی ندارید. فونت و دیگر گزینه ها در لوگو مهم هستند. ایجاد فونت منحصر به فرد باعث خاص شدن لوگوی شما میشود، چیزی که در برنامه های طراحی لوگو آنلاین، با فونت های از پیش تعیین شده آن ها، قابل کنترل و انعطاف نیست.

ویژگی ها و ابزار کمتر 

یکی دیگر از معایب استفاده از برنامه های انلاین و رایگان طراحی لوگو این است که ویژگی های کمتری برای سفارشی کردن لوگوی خود دارید. ممکن است بخواهید یک افکت خاص مانند اریب کردن، سایه دار کردن یا افکت های خاص دیگری بر روی لوگوهای خود داشته باشید و یا نماد خود را ذخیم تر و یا نازکتر کنید. اگر از قالب های از پیش طراحی شده انلاین و رایگان استفاده می کنید، ممکن است به این ابزار دسترسی نداشته باشید.

کمبود ابزار ویرایش در طراحی لوگو آنلاین 

هنگامی که از یک سایت طراحی لوگو آنلاین استفاده می کنید، محدود به ابزار ویرایشی هستید که در آن چارچوب تعریف شده است. بهتر است برای پروژه های طراحی لوگو از برنامه های ویرایش برداری مانند ایلستریتور استفاده کنید تا از برنامه های موجود که ممکن است آنلاین پیدا کنید.

هنگامی که لوگوی کسب و کار خود را ایجاد می کنید، به یاد داشته باشید موضوع بسیار مهمی از برند را می سازید که قرار است با مخاطب شما ارتباط برقرار کند. باید مطمئن شوید که لوگوی شما نشان دهنده سطح حرفه ای بودنی است که شما میخواهید شرکت خود را نشان دهید و تصویر خود را بهبود ببخشید.

طراحی لوگو آنلاین

عدم مشاوره از کارشناسان

به این موضوع توجه کنید که لوگوی هر برند بر مبنای جوهره برند ایده پردازی و اجرا میگردد و این موضوع مستلزم تحلیل موشکافانه برند است. هنگامی که شما از یک برنامه طراحی لوگو آنلاین استفاده می کنید، با تیم حرفه ای و خلاق، ارتباطی نخواهید داشت، چیزی که برای ساخت یک لوگوی سفارشی و از هر جهت قدرتمند، نیاز دارید. حتی اگر هم دقیقا بدانید که چه چیزی می خواهید، این ارتباط به شما کمک می کند زمانی که در مورد طراحی لوگوی خود و برندتان سوالاتی دارید یک تیم حرفه ایی در کنارتان هست که پاسخگو باشد.

مزیت استخدام یک تیم طراحی این است که شما می توانید هرچه در ذهنتان است را به تیم طراحی بگویید، سپس عقب بنشینید و اجازه دهید تیم طراحی این کار سخت ولی موثر مهم  را انجام دهد.

 

این مقاله را حتما بخوانید : طراحی لوگوتایپ حرفه ای را با چه ویژگی هایی خلق کنیم؟

هزینه های پنهان

یکی دیگر ازاشکالات استفاده از برنامه های طراحی لوگو آنلاین این است که آنطور که شما فکر می کنید رایگان نیستند. اغلب برنامه های انلاین ساخت لوگوی رایگان در وهله اول رایگان به نظر میرسند، اما ممکن است در پایان از شما مطالبه هزینه کنند. به علاوه، ممکن است انتخاب های شما را به طراحی های ابتدایی و پیش پا افتاده محدود کنند تا زمانی که هزینه های ان را پرداخت کنید.

سفارشی کردن کمتر

همانطور که پیشتر اشاره کردیم، بزرگترین اشکال استفاده از سایت های طراحی لوگو آنلاین این است که شما توانایی سفارشی کردن گرافیک و لوگوی خود را ندارید. سفارشی سازی زمانی مهم است که شما به دنبال خلاقیت و تمایز از رقبایتان هستید و در این حالت نمی توانید تصاویر و گرافیک از پیش تعیین شده را سفارشی کنید. همچنین این خطر وجود دارد که برند های دیگر به راحتی لوگوی شما را کپی و استفاده کنند و شما نمی توانید ادعای تخلف کنید. شاید لوگوی که شما در این سایت ها می سازید ده ها برند دیگر نیز همان شکل و طرح را انتخاب کرده باشند و این برای برند وضعیت پر مخاطره محسوب می شود.

طراحی لوگو آنلاین

محدودیت منابع و کمک فنی

یکی دیگر از دلایلی که باعث میشود برنامه های انلاین ساخت لوگوی رایگان انتخاب خوبی نباشند این است که شما کمک فنی یا منابع فکری دیگری نخواهید داشت که به شما کمک کند که هویت بصری نام تجاری خود را ارتقا و گسترش دهید.

 

این مقاله را حتما بخوانید : برای انتخاب نام  ماندگار برای برند چه نکاتی را رعایت کنیم؟

 

چرا یک تیم طراحی لوگو” بهتر از سایت های طراحی لوگو آنلاین است؟

“تیم طراحی لوگو ایده پردازان” متخصص در ایجاد لوگو های سفارشی برای کسب و کارهایی است که می خواهند نام تجاری و برند خود را ارتقا دهند و طعم دلپذیر متمایز بودن برند از رقبا را می خواهند بچشند. گروه خلاق ایده پردازان عاشق کمک به نام تجاری انها از طریق طراحی خلاقانه لوگو و ارتقاء هویت بصری شرکتشان با استفاده از منابع و استعدادهایمان هستیم.

ما طراحی لوگو، لوگوتایپ و طراحی اوراق اداری، و همچنین بسیاری خدمات دیگر ارائه می دهیم.

ما طراحی لوگویی حرفه ای با درجه کیفی بالا را تضمین می کنیم و می دانیم که به آن افتخار می کنید چرا که خاص شما خواهد بود. به این دلیل که این لوگوها توسط ما، که یکی از شرکت های برتر طراحی لوگو در  ایران هستیم، طراحی شده است. ما آن را درست انجام می دهیم. همین حالا با ما تماس بگیرید

یکی از رایج ترین راهکارها برای سود آوری شرکت ها، گسترش و تنوع محصولات شرکت است و هیچ شکی هم در این مورد وجود ندارد. یکی از دلایل تداوم محبوبیت تنوع محصول این است که در کوتاه مدت منافع درخوری را عاید شرکت ها می کند.

اما همیشه این سوال وجود داشته که محصول جدید، بهتر است با نام شرکت همراه باشد و برای فروش محصول از اعتبار شرکت استفاده شود و یا اینکه نامی جدید بدون ذکر نام شرکت خلق گردد و در واقع برند روی پای خود بایستد. البته که بدون شک راه دوم قدرتمند تر و در بلند مدت سودآور تر است.

ما تنوع محصول از نوع اول را تله می نامیم. در این مقاله بیان می کنیم که ایجاد برند جدید با خصوصیات جدید قطعا سودآور تر است.

این مقاله را حتما بخوانید : تکنیک های انتخاب یک نام خوب برای برند

کالای جدید، نام جدید می خواهد

وقتی کالایی کاملاً جدید پدیدار می شود، قلاب کردن یک نام مشهور به آن تقریباً همیشه اشتباه است.

دلیل این امر روشن است. یک نام مشهور به این دلیل مشهور است که نماینده و یادآورنده ی مسئله ای است که در ذهن مشتری جایگاهی دارد. یک نام واقعاً مشهور، روی بالاترین پله ی نردبانی قرارگرفته است که چارچوبی مشخص دارد.

اگر قرار است کالای جدید موفق باشد به نردبانی جدید نیاز دارد نردبانی تازه، اسمی تازه، به همین سادگی.

اما فشارهای همگام شدن با نام مشهور بسیار زیاد است .<< نام مشهور، پذیرفته شده است ، مشتریان و خریداران احتمالی، ما و شرکت را می شناسند و اگر نام ما را روی کالای جدید ببینند، احتمال پذیرش آن کالا بسیار بیشتر می شود>>چنین منطقی کاملاً اشتباه است.

شکست سیستم های داده زیراکس

زیراکس تقریباً یک میلیارد دلار برای یک شرکت کامپیوتری سود آور هزینه کرد که اسم کاملاً مناسبی سیستم های داده های علمی (scientific Data Systems )داشت . بعد چه کرد؟ البته نام شرکت را از سیستم های داده های علمی به سیستم های داده های زیراکس (Xerox Data Systems)تغییر داد. چرا؟

آشکار است. به این دلیل که زیراکس نامی بهتر و شناخته شده تر بود. نه تنها شناخته شده تر ،بلکه زیراکس نوعی بازاریابی پرابهت و رمز آلود دارد. زیراکس مانند شرکتی در نقش سیندرلاست ;اشتباه نمی کند

Untitled 16

شرکتی که زیراکس آن را خریداری کرد

 

Untitled 14

تغییر نام شرکت خریداری شده به سیستم های اطلاعاتی زیراکس

قانون الاکلنگ

وقتی به ذهن خریدار نگاه می کنید، می توانید ببینید کجا اشتباه کرده اید;  و این همان قانون الاکلنگ است.

یک نام نمی تواند نماینده ی دو کالای کاملا متمایز باشد. وقتی یکی از کالاها بالا می رود دیگری پایین می آید.

زیراکس به معنای ماشین کپی است، نه کامپیوتر ( اگر از منشی تان بخواهید برایتان یک نسخه زیراکس بگیرد، اگر در عوض یک حلقه ی نوار مغناطیسی دریافت کنید از کوره در می روید).هنگامی که زیراکس فعالیت کامپیوتر اش را متوقف کرد 4/84 میلیون دلار دیگر نیز دور انداخت.

برای موفق بودن، زیراکس باید کاری می کرد که زیراکس معنای کامپیوتر داشته باشد. آیا چنین کاری برای شرکتی که جایگاه دستگاه کپی را دارد، امکان پذیر است؟ شرکتی که 90 درصد حجمش را دستگاه های کپی تشکیل می دهند.

زیراکس چیزی بیشتر از نام است. زیراکس یک جایگاه است زیراکس هم مانند کلینکس، هرتز و کادیلاک نمایانگر جایگاهی از ارزشی طولانی مدت است.

وقتی کسی بخواهد جایگاهتان را بگیرد، به اندازه کافی بد است;  اما اگر جایگاه را خودتان از خودتان بگیرید، دیگر فاجعه است .

  • هاینز (Heinz)چیست؟ پیش از این به معنای خیار شور بود . جایگاه خیارشور متعلق به هاینز بود و بیشترین سهم را داشت .سپس این شرکت کاری کرد که هاینز معنای سس کچاپ را پیدا کرد و بسیار هم موفق شد . هاینز اکنون برند درجه یک در کچاپ است
  • اما چه به سر سمت دیگر الاکلنگ آمد؟ هاینز سرگروهی خیارشور را به ولاسیک (Vlasic) واگذار کرد.

این مقاله را حتما بخوانید: همه چیز در رابطه با طراحی لوگو و لوگوتایپ

شیوه تک جایگاهی پراکتر اند گمبل

این کار، شیوه کلاسیک ((چند برند)) است که پراکتر اند گمبل آن را ایجاد کرد شاید چند برند خواندن این شیوه، نام گذاری غلطی باشد و در واقع، شیوه تک جایگاهی، این مفهوم را بهتر برساند.

هر برندی به شکلی منحصر به فرد طراحی شده است تا جایگاهی مشخص در ذهن مشتری احتمالی اشغال کند.

با تغییر زمان و آمد و رفت محصولات جدید هیچ تلاشی برای تغییر این جایگاه صورت نمی گیرد، بلکه محصولی جدید معرفی می شود تا تکنولوژی ها و سلیقه های در حال تغییر را منعکس سازد.

به عبارت دیگر، پراکتر اند گمبل مشکلات فراوان جابه جایی یک جایگاه تثبت شده را تشخیص داد. وقتی جایگاه تثبت شده دارید، چرا باید آن را تغییر دهید؟در طولانی مدت، معرفی یک محصول جدید می تواند هم ارزان تر و هم کار آمدتر باشد; حتی اگر سرانجام به محصول قدیمی ای که این نام راتثبیت کرده، پایان بخشد.

محصولات پراکتر اند گمبل

برندهای مجزای محصولات پراکتر اند گمبل – نام و طراحی لوگو مجزا

آیور(lvory) صابون بود و هنوز هم هست . وقتی که مواد لباسشویی مقاوم در دسترس قرار گرفتند، احتمالاً برای معرفی شوینده ی آیوری فشارهای وجود داشت. اما معرفی چنین شوینده ای بدین معنا بود که جایگاه آیوری در ذهن مشتری تغییر پیدا کند. راه حل بهتر تاید (tide) بود.

حالا مفهوم جدید شوینده، نامی مناسب با آن پیدا کرده بود و تاید به موفقیتی بزرگ تبدیل شد و هنگامی که پراکتر اند گمبل مایع ظرفشویی را وارد بازار کرد، دیگر آن را مایع ظرفشویی تاید صدا کرد، بلکه اسمش را کسکید(Cascade) گذاشت .

هر یک از برند های پیشروی پراکتر اند گمبل، هویت جداگانه خود را دارد: جوی(Joy)،کرست(Crest)،هداندشولدرز(Head& Shoulders)،پمپرز (pampers) و …

هیچ نشانی هم از پلاس (Plus) و اولترا (Ultra) و یا سوپر (Super) در این میان دیده نمی شود. پس می بینیم که شیوه ی برندهای چندگانه، در واقع، شیوه ی تک جایگاهی است;  یکی بدون هیچ تغییری .

الان 99 سال است که صابون آیوری محکم و پابرجاست.

این مقاله را حتما بخوانید: یکی از اشتباه پپسی در تثبیت هویت برند

تقسیم کردن و بردن

برای روشن کردن مزایای نام های جداگانه به جای استفاده از نام خود شرکت می توان شیوه به کار گرفته شده توسط پراکتر اند گمبل (Procter & Gamble) را با شیوه ی کالگیت-پالمولیو (Colgate- Palmolive) مقایسه کرد.

روش کالگیت

روی بسیاری از محصولات کالگیت-پالمولیو می توانید اسم شرکت را ببینید. برخی از آنها عبارت اند از خمیردندان کالگیت، خمیر ریش فوری کالگیت، ضد عفونی کننده ی کالگیت 100، مسواک کالگیت و پودر دندان کالگیت. همچنین مایع شوینده ی پالمیو، اصلاح فوری پالمو، خمیر ریش پالمو و صابون پالمولیو. اما در مورد محصولات پراکتر اند گمبل، اصلاً اسم شرکت را در کنار نام محصول نمی بینید.

کالگیت-پالمولیو

محصولات کالگیت-پالمولیو که نام شرکت در کنار اسامی محصولات دیده می شود – نام و لوگو یکسان

روش پراکتر اند گمبل

پراکتر اند گمبل هر کالایی را با دقت تمام جایگاه سازی کرد، به گونه ای که جایگاهی منحصر به فرد در ذهن داشته باشد.

برای مثال تاید(Tide) لباس ها را <<سفید>> می کند، چیر(Cheer) لباس ها را <<سفیدتر از سفید>>می کند و بولد (Bold) آن ها را <<براق>> می سازد.

برندهای مجزای محصولات پراکتر اند گمبل 

محصولات پراکتر اند گمبل که هیچ کدام از نام شرکت در آن استفاده نشده است

پراکتراند گمبل با تعداد کالاهای کمتر (51 کالای اساسی در برابر 65 کالای کالگیت- پامولیو ) میزان تجارتش دو برابر و میزان سود دهی اش سه برابر بیشتر از کالگیت است.

گرچه این روزها در خیابان مدیسون مد شده که تبلیغات پراکتر اند گمبل را ناچیز بشمارند اما جالب است به این نکته اشاره کنیم که پراکتر اند گمبل درآمد سالیانه اش از تمامی 6 هزار آژانس تبلیغاتی آمریکا بیشتر است.

 

چرا بعضی لوگوها هرگز فراموش نمی‌شوند؟

احتمالاً برای شما هم پیش آمده است که تنها با دیدن بخشی از یک لوگو، بدون هیچ تردیدی برند آن را تشخیص دهید. گاهی حتی لازم نیست تمام تصویر دیده شود؛ ذهن شما بخش‌های حذف‌شده را کامل می‌کند و در کسری از ثانیه، تصویر نهایی را می‌سازد. این اتفاق کاملاً تصادفی نیست، بلکه نتیجه نحوه عملکرد مغز انسان در پردازش اطلاعات بصری است.

جالب‌تر اینکه بسیاری از مشهورترین لوگوهای جهان دقیقاً بر همین ویژگی ذهن انسان تکیه کرده‌اند. آن‌ها با استفاده از کمترین عناصر گرافیکی، بیشترین مفهوم را منتقل می‌کنند و به همین دلیل سال‌ها در حافظه مخاطبان باقی می‌مانند.

این همان جایی است که گشتالت (Gestalt) به یکی از مهم‌ترین مبانی علمی طراحی لوگو تبدیل می‌شود.

اما پیش از آنکه گشتالت را صرفاً مجموعه‌ای از قوانین طراحی بدانیم، باید یک نکته مهم را در نظر بگیریم؛ موفقیت یک لوگو تنها به رعایت یک اصل وابسته نیست. یک لوگوی ماندگار حاصل ترکیب هوشمندانه عوامل مختلفی مانند شناخت برند، سادگی، تعادل، تناسب، هویت بصری و نحوه ادراک مخاطب است. به همین دلیل، گشتالت را باید یکی از اجزای یک سیستم طراحی منسجم دانست؛ سیستمی که در مقاله اصول طراحی لوگو نیز از زوایای مختلف به آن پرداخته‌ایم.

در ادامه این مقاله، خواهیم دید که چرا ذهن انسان تمایل دارد تصاویر ناقص را کامل کند، چگونه فاصله میان عناصر می‌تواند مفهوم یک لوگو را تغییر دهد و چرا برخی برندها با وجود استفاده از فرم‌های بسیار ساده، هویتی ماندگار و فراموش‌نشدنی ساخته‌اند.

گشتالت چیست؟

واژه Gestalt از زبان آلمانی گرفته شده و به معنای «کل»، «فرم» یا «ساختار یکپارچه» است. این مفهوم در اوایل قرن بیستم توسط گروهی از روان‌شناسان آلمانی مطرح شد؛ پژوهشگرانی که معتقد بودند انسان جهان اطراف خود را نه به‌صورت مجموعه‌ای از اجزای مستقل، بلکه به شکل الگوها و ساختارهای کامل درک می‌کند.

به بیان ساده، مغز ما برای کاهش پیچیدگی و افزایش سرعت پردازش، همواره تلاش می‌کند میان عناصر پراکنده ارتباط برقرار کند. به همین دلیل، هنگامی که چند خط، نقطه یا شکل در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، ذهن تنها آن‌ها را به‌عنوان اشکال جداگانه نمی‌بیند؛ بلکه از مجموع آن‌ها یک مفهوم منسجم می‌سازد.

همین ویژگی باعث شده است که اصول گشتالت امروزه نه‌تنها در روان‌شناسی، بلکه در طراحی صنعتی، معماری، طراحی رابط کاربری، تبلیغات و به‌ویژه طراحی لوگو جایگاه ویژه‌ای داشته باشند.

گشتالت در طراحی

گشتالت در طراحی

چرا گشتالت در طراحی لوگو اهمیت دارد؟

یک لوگوی موفق قرار نیست صرفاً زیبا باشد؛ بلکه باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن دیده، درک و به خاطر سپرده شود.

هرچه مغز مخاطب برای تحلیل یک لوگو انرژی کمتری صرف کند، احتمال ثبت آن در حافظه بلندمدت بیشتر خواهد بود. این دقیقاً همان هدفی است که اصول گشتالت دنبال می‌کنند.

به همین دلیل است که بسیاری از لوگوهای موفق جهان، برخلاف تصور عموم، حاصل اضافه کردن عناصر بیشتر نیستند؛ بلکه نتیجه حذف هوشمندانه جزئیات و هدایت ذهن مخاطب به سمت تکمیل تصویر هستند.

در این نقطه، ارتباط گشتالت با سادگی نیز آشکار می‌شود. بسیاری از لوگوهایی که بر پایه اصول گشتالت طراحی شده‌اند، در نگاه اول بسیار ساده به نظر می‌رسند، اما همین سادگی باعث می‌شود مغز بتواند آن‌ها را سریع‌تر پردازش کند. اگر علاقه‌مند هستید بدانید چگونه حذف جزئیات می‌تواند قدرت یک لوگو را افزایش دهد، مطالعه مقاله طراحی لوگو مینیمال می‌تواند دید عمیق‌تری نسبت به این موضوع در اختیار شما قرار دهد.

گشتالت؛ زبان مشترک میان ذهن انسان و طراحی

یکی از رایج‌ترین اشتباهات این است که گشتالت را صرفاً مجموعه‌ای از چند قانون طراحی بدانیم. در واقع، این اصول بیش از آنکه قوانین گرافیکی باشند، توصیف‌کننده رفتار طبیعی مغز انسان هستند.

یک طراح حرفه‌ای ابتدا رفتار ذهن مخاطب را می‌شناسد و سپس لوگویی خلق می‌کند که با این الگوهای ذهنی هماهنگ باشد. به همین دلیل، گشتالت را نباید یک «ترفند طراحی» دانست؛ بلکه باید آن را پلی میان روان‌شناسی شناختی و ارتباطات بصری در نظر گرفت.

در ایده‌پردازان، هنگام طراحی هویت بصری برندها، هدف تنها خلق یک نماد زیبا نیست. آنچه اهمیت دارد، ایجاد فرمی است که مخاطب بتواند آن را به‌سرعت تشخیص دهد، به خاطر بسپارد و میان آن و شخصیت برند ارتباط برقرار کند. به همین دلیل، اصول گشتالت در کنار تحلیل استراتژیک برند، شناخت مخاطب و ساختارهای هندسی، بخشی از فرآیند طراحی محسوب می‌شوند؛ نه یک مرحله مستقل.

آیا می‌دانستید؟

پژوهش‌های علوم شناختی نشان می‌دهند مغز انسان تصاویر را در چند ده میلی‌ثانیه پردازش می‌کند. در چنین بازه زمانی کوتاهی، فرصتی برای تحلیل تک‌تک اجزای یک لوگو وجود ندارد؛ بنابراین مغز به دنبال الگوهای آشنا، روابط میان عناصر و ساختار کلی تصویر می‌گردد. هرچه طراحی با این سازوکار طبیعی هماهنگ‌تر باشد، احتمال ماندگاری آن در ذهن مخاطب نیز بیشتر خواهد بود.

۹ اصل مهم روانشناسی گشتالت

۹ اصل گشتالت در طراحی لوگو

اکنون که با مفهوم گشتالت آشنا شدیم، وقت آن رسیده است ببینیم این نظریه چگونه در عمل به خلق لوگوهای ماندگار کمک می‌کند.

روان‌شناسان گشتالت معتقد بودند مغز انسان برای درک سریع‌تر محیط، از مجموعه‌ای از الگوهای ذهنی استفاده می‌کند. این الگوها باعث می‌شوند بدون آنکه متوجه باشیم، اشکال را گروه‌بندی کنیم، تصاویر ناقص را کامل ببینیم و میان عناصر مختلف ارتباط برقرار کنیم.

طراحان حرفه‌ای لوگو نیز دقیقاً از همین ویژگی طبیعی ذهن بهره می‌برند. نتیجه آن، لوگوهایی است که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسند، اما هرچه بیشتر به آن‌ها نگاه می‌کنیم، معنا و هوشمندی بیشتری در آن‌ها کشف می‌کنیم.

بیایید مهم‌ترین اصول گشتالت را از دیدگاه طراحی لوگو حرفه ای بررسی کنیم.

۱. اصل مجاورت (Proximity)

فاصله‌ها گاهی بیشتر از خود اشکال حرف می‌زنند.

فرض کنید چند نقطه روی یک صفحه قرار گرفته‌اند. اگر فاصله میان تعدادی از آن‌ها کمتر از بقیه باشد، مغز شما بدون هیچ توضیحی آن‌ها را یک گروه مستقل در نظر می‌گیرد.

در واقع، ذهن انسان فاصله را نوعی رابطه تلقی می‌کند.

این همان اصل مجاورت است.

در طراحی لوگو نیز فاصله میان عناصر می‌تواند تعیین کند مخاطب چند شکل مستقل می‌بیند یا یک نماد واحد.

برای مثال، اگر اجزای یک لوگو بیش از حد از یکدیگر فاصله داشته باشند، ذهن دیگر آن‌ها را متعلق به یک ساختار واحد نمی‌داند. در مقابل، نزدیک کردن هوشمندانه عناصر باعث می‌شود بدون نیاز به خطوط اضافی، یک فرم منسجم شکل بگیرد.

به همین دلیل، طراحان حرفه‌ای تنها به خود اشکال توجه نمی‌کنند؛ بلکه فضای میان اشکال را نیز طراحی می‌کنند.

این همان دلیلی است که گاهی جابه‌جایی تنها چند میلی‌متر، کیفیت یک لوگو را به‌طور چشمگیری تغییر می‌دهد.
اصل مجاورت گشتالت در طراحی لوگو

کاربرد اصل مجاورت در طراحی لوگو

این اصل به طراح کمک می‌کند:

  • ارتباط میان اجزای لوگو را بدون استفاده از خطوط اضافی نمایش دهد.
  • پیچیدگی بصری را کاهش دهد.
  • خوانایی لوگو را در ابعاد کوچک افزایش دهد.
  • ذهن مخاطب را سریع‌تر به سمت درک مفهوم هدایت کند.

در بسیاری از پروژه‌های طراحی لوگو ح، مشکل اصلی نه فرم عناصر، بلکه فاصله نادرست میان آن‌هاست. اصلاح همین فاصله‌ها گاهی بدون تغییر هیچ شکل گرافیکی، نتیجه‌ای کاملاً متفاوت ایجاد می‌کند.

اشتباه رایج

یکی از رایج‌ترین اشتباهات، چسباندن بیش از حد عناصر به یکدیگر است.

برخی تصور می‌کنند هرچه اجزا به هم نزدیک‌تر باشند، لوگو یکپارچه‌تر خواهد شد؛ در حالی که فاصله بسیار کم نیز می‌تواند باعث از بین رفتن خوانایی و تشخیص سریع فرم‌ها شود.

طراحی حرفه‌ای همیشه به دنبال تعادل است؛ نه کمترین فاصله ممکن.

نکته تخصصی ایده‌پردازان

در بسیاری از پروژه‌های طراحی لوگو، پیش از آنکه فرم نماد تغییر کند، تنها فاصله میان اجزا اصلاح می‌شود. این تغییر کوچک معمولاً باعث می‌شود مخاطب ارتباط میان عناصر را سریع‌تر درک کند و لوگو در اندازه‌های کوچک نیز وضوح خود را حفظ کند. به همین دلیل، فاصله‌گذاری در طراحی لوگو یک تصمیم کاملاً استراتژیک است، نه صرفاً یک تنظیم ظاهری.

۲. اصل شباهت (Similarity)

مغز انسان عناصر مشابه را به یک خانواده تبدیل می‌کند.

اگر مجموعه‌ای از دایره‌ها و مربع‌ها را کنار هم قرار دهید، حتی بدون وجود هیچ خط یا کادر مشخصی، ذهن آن‌ها را بر اساس شکل، رنگ یا اندازه دسته‌بندی می‌کند.

این رفتار طبیعی، اصل شباهت نام دارد.

در طراحی لوگو، شباهت میان عناصر باعث ایجاد هماهنگی و انسجام می‌شود. وقتی چند جزء از یک زبان بصری مشترک پیروی می‌کنند، مخاطب آن‌ها را متعلق به یک ساختار واحد می‌داند.

اصل شباهت گشتالت در طراحی لوگو

این شباهت می‌تواند در موارد مختلفی شکل بگیرد:

  • فرم
  • ضخامت خطوط
  • رنگ
  • زاویه‌ها
  • شعاع انحنا
  • ریتم تکرار

به همین دلیل، اگر بخشی از لوگو با زبان بصری متفاوتی طراحی شود، حتی اگر از نظر زیبایی مناسب باشد، ممکن است ذهن مخاطب آن را عنصری بیگانه تلقی کند.

نمونه کاربرد

فرض کنید لوگویی از سه شکل هندسی تشکیل شده است. اگر دو شکل دارای گوشه‌های گرد و سومی کاملاً زاویه‌دار باشد، نگاه مخاطب ناخودآگاه به عنصر متفاوت جلب می‌شود.

گاهی این تضاد آگاهانه و هدفمند است، اما اگر بدون دلیل رخ دهد، انسجام بصری لوگو را کاهش می‌دهد.

ارتباط با طراحی مینیمال

یکی از دلایل موفقیت لوگوهای مینیمال، استفاده هوشمندانه از اصل شباهت است. زمانی که همه عناصر از یک زبان بصری مشترک پیروی می‌کنند، ذهن بدون تلاش اضافی آن‌ها را به‌عنوان یک هویت واحد می‌شناسد. به همین دلیل، در طراحی لوگو مینیمال حذف عناصر غیرضروری تنها بخشی از ماجراست؛ حفظ هماهنگی میان عناصر باقی‌مانده نیز به همان اندازه اهمیت دارد.

نکته تخصصی

گاهی بهترین تصمیم طراحی، اضافه کردن عنصر جدید نیست؛ بلکه هماهنگ کردن عناصر موجود است. یکسان‌سازی ضخامت خطوط، اصلاح انحناها یا هماهنگی زوایا می‌تواند احساس حرفه‌ای بودن لوگو را به‌مراتب بیشتر از افزودن جزئیات جدید افزایش دهد.

۳. اصل بستار (Closure)

چرا مغز انسان تصاویر ناقص را کامل می‌کند؟

تصور کنید دایره‌ای را می‌بینید که بخشی از محیط آن حذف شده است. با وجود این نقص، تقریباً هیچ‌کس آن را مجموعه‌ای از چند خط مجزا نمی‌بیند؛ ذهن ما به‌صورت خودکار قسمت‌های حذف‌شده را بازسازی می‌کند و تصویری کامل از یک دایره در ذهن شکل می‌دهد.

این پدیده که در روان‌شناسی گشتالت با نام اصل بستار (Closure) شناخته می‌شود، یکی از شگفت‌انگیزترین توانایی‌های مغز انسان است. ذهن ما به‌طور طبیعی تمایل دارد اطلاعات ناقص را کامل کند تا بتواند جهان اطراف را سریع‌تر و ساده‌تر درک کند.

در طراحی لوگو، همین ویژگی به طراح اجازه می‌دهد بدون نمایش تمام اجزای یک شکل، مفهوم آن را به مخاطب منتقل کند. در واقع، بخشی از فرآیند طراحی به ذهن بیننده سپرده می‌شود و همین مشارکت ذهنی، تجربه‌ای ماندگارتر ایجاد می‌کند.

اصل بستار گشتالت در طراحی لوگو

چرا اصل بستار تا این اندازه قدرتمند است؟

لوگویی که همه چیز را آشکارا نمایش می‌دهد، معمولاً تنها یک تصویر است؛ اما لوگویی که مخاطب را وادار می‌کند بخشی از تصویر را خودش کامل کند، به یک تجربه ذهنی تبدیل می‌شود.

از دیدگاه علوم شناختی، زمانی که مغز در تکمیل یک تصویر نقش فعال ایفا می‌کند، احتمال ثبت آن در حافظه بلندمدت افزایش می‌یابد. به بیان ساده، انسان چیزهایی را که برای درک آن‌ها اندکی تلاش کرده است، بهتر به خاطر می‌سپارد.

به همین دلیل، بسیاری از لوگوهای ماندگار جهان تنها یک نماد گرافیکی نیستند؛ آن‌ها نوعی تعامل میان طراح و ذهن مخاطب ایجاد می‌کنند.

نمونه‌های موفق استفاده از اصل بستار

یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها، لوگوی WWF است. اگر با دقت به تصویر پاندا نگاه کنید، متوجه می‌شوید که بخش زیادی از بدن حیوان اصلاً ترسیم نشده است. با این حال، مغز بدون هیچ تردیدی تصویر کامل پاندا را بازسازی می‌کند.

نمونه‌های دیگری نیز وجود دارند که تنها با حذف هوشمندانه بخشی از خطوط یا سطوح، تصویری کامل در ذهن مخاطب ایجاد می‌کنند. وجه مشترک همه آن‌ها این است که حذف عناصر، باعث ابهام نشده؛ بلکه ذهن را به مشارکت دعوت کرده است.

این همان تفاوت میان سادگی هوشمندانه و ناقص بودن است.

مرز باریک میان سادگی و ابهام

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات طراحان کم‌تجربه این است که تصور می‌کنند هرچه بخش بیشتری از یک تصویر حذف شود، لوگو حرفه‌ای‌تر خواهد بود.

در حالی که اصل بستار چنین چیزی نمی‌گوید.

هدف این اصل، ناقص کردن تصویر نیست؛ بلکه حذف اطلاعات غیرضروری است، به‌گونه‌ای که ذهن همچنان بتواند شکل نهایی را با اطمینان بازسازی کند.

اگر حذف عناصر باعث شود مخاطب در تشخیص فرم اصلی دچار تردید شود، دیگر با یک طراحی مبتنی بر گشتالت روبه‌رو نیستیم، بلکه با یک لوگوی مبهم مواجه خواهیم بود.

ارتباط اصل بستار با طراحی لوگو مینیمال

در نگاه اول ممکن است تصور شود اصل بستار و طراحی مینیمال یک مفهوم هستند، اما در واقع چنین نیست.

مینیمالیسم به حذف آگاهانه عناصر غیرضروری می‌پردازد، در حالی که اصل بستار توضیح می‌دهد چرا این حذف، همچنان برای مخاطب قابل درک باقی می‌ماند.

به همین دلیل، بسیاری از لوگوهای مینیمال موفق، از اصل بستار نیز بهره می‌برند. اگر علاقه‌مند هستید بدانید چگونه کاهش جزئیات می‌تواند به افزایش قدرت یک هویت بصری منجر شود، پیشنهاد می‌کنیم مقاله طراحی لوگو مینیمال را نیز مطالعه کنید. در آن مقاله، این موضوع از منظر فلسفه طراحی و فرآیند ساده‌سازی فرم‌ها بررسی شده است، در حالی که در اینجا به نقش ذهن انسان در تکمیل تصویر می‌پردازیم.

تجربه ایده‌پردازان

در پروژه‌های طراحی لوگو، گاهی کارفرما از حذف بخشی از خطوط یا فرم‌ها احساس نگرانی می‌کند و تصور می‌کند که این کار باعث ناقص دیده شدن لوگو خواهد شد. اما تجربه نشان داده است که اگر این حذف بر پایه اصول گشتالت انجام شود، نتیجه دقیقاً برعکس است؛ لوگو ساده‌تر، خواناتر و ماندگارتر می‌شود.

در واقع، طراح حرفه‌ای نمی‌پرسد: «چه چیزی را می‌توانم اضافه کنم؟» بلکه می‌پرسد: «چه چیزی را می‌توانم حذف کنم، بدون آنکه معنا از بین برود؟»

همین نگاه، تفاوت میان یک لوگوی شلوغ و یک هویت بصری ماندگار را رقم می‌زند.

نکته حرفه‌ای

هر حذفی نشانه طراحی خوب نیست. حذف زمانی ارزشمند است که مفهوم حفظ شود، خوانایی کاهش پیدا نکند و ذهن مخاطب بتواند با اطمینان تصویر نهایی را بازسازی کند. این همان نقطه‌ای است که دانش گشتالت، تجربه طراحی و شناخت رفتار مخاطب به یکدیگر می‌رسند.

۴. اصل شکل و زمینه (Figure–Ground)

چگونه فضای خالی می‌تواند مهم‌تر از خود لوگو باشد؟

وقتی به یک تصویر نگاه می‌کنیم، مغز انسان به‌صورت ناخودآگاه آن را به دو بخش تقسیم می‌کند:

  • شکل (Figure): عنصری که مرکز توجه است.
  • زمینه (Ground): فضایی که شکل روی آن قرار گرفته است.

در نگاه اول شاید این موضوع بسیار ساده به نظر برسد، اما مغز همیشه این مرز را ثابت در نظر نمی‌گیرد. گاهی آنچه در ابتدا زمینه به نظر می‌رسد، با کمی دقت به یک تصویر مستقل تبدیل می‌شود و همین تغییر زاویه دید، تجربه‌ای متفاوت برای مخاطب ایجاد می‌کند.

طراحان حرفه‌ای لوگو دقیقاً از همین ویژگی ذهن استفاده می‌کنند.

آن‌ها فضای خالی را صرفاً یک ناحیه بدون رنگ نمی‌بینند؛ بلکه آن را بخشی از پیام برند می‌دانند.

اصل تصویر و زمینه گشتالت در طراحی لوگو

فضای منفی؛ زمانی که «هیچ» به «چیزی» تبدیل می‌شود

یکی از رایج‌ترین کاربردهای اصل شکل و زمینه، استفاده از فضای منفی (Negative Space) است.

فضای منفی به بخش‌هایی از لوگو گفته می‌شود که در نگاه اول خالی به نظر می‌رسند، اما در واقع حامل یک تصویر یا مفهوم پنهان هستند.

نکته جالب اینجاست که مخاطب معمولاً این مفهوم را در اولین نگاه کشف نمی‌کند. او ابتدا شکل اصلی را می‌بیند و چند لحظه بعد، تصویر دوم را در فضای خالی پیدا می‌کند.

همین لحظه کشف، یکی از دلایل ماندگاری این نوع لوگوهاست.

زیرا مغز انسان نسبت به چیزهایی که خودش کشف می‌کند، واکنش عاطفی قوی‌تری نشان می‌دهد.

چرا لوگوی FedEx یکی از مشهورترین نمونه‌های گشتالت است؟

یکی از معروف‌ترین مثال‌های اصل شکل و زمینه، لوگوی FedEx است.

در نگاه اول، تنها نام برند دیده می‌شود؛ اما فاصله میان حروف E و x یک فلش سفیدرنگ ایجاد کرده است.

جالب اینجاست که بسیاری از افراد بارها این لوگو را دیده‌اند، اما تا زمانی که کسی فلش را به آن‌ها نشان ندهد، متوجه حضور آن نمی‌شوند.

پس از کشف این فلش، تقریباً هیچ‌کس دیگر نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد.

این دقیقاً همان تجربه‌ای است که یک طراح حرفه‌ای به دنبال خلق آن است؛ لحظه‌ای که مخاطب احساس می‌کند چیزی را کشف کرده است.

نکته مهم این است که این فلش تنها یک بازی گرافیکی نیست. مفهوم آن کاملاً با هویت برند هم‌خوانی دارد و مفاهیمی مانند سرعت، حرکت، دقت و جهت را منتقل می‌کند. این هماهنگی میان فرم و پیام، دلیل اصلی موفقیت آن است.

تفاوت یک لوگوی هوشمند با یک لوگوی پر از ترفند

گاهی طراحان تلاش می‌کنند در هر لوگویی یک تصویر مخفی قرار دهند، اما نتیجه چیزی جز پیچیدگی نیست.

اصل Figure–Ground هرگز نمی‌گوید که همه لوگوها باید دو تصویر یا چند معنا داشته باشند.

اگر فضای منفی صرفاً برای شگفت‌زده کردن مخاطب استفاده شود و ارتباطی با هویت برند نداشته باشد، به یک ترفند بصری تبدیل می‌شود؛ ترفندی که شاید در نگاه اول جذاب باشد، اما ارزش ماندگاری ندارد.

در مقابل، زمانی که تصویر پنهان بخشی از داستان برند را روایت کند، فضای منفی به یک ابزار ارتباطی قدرتمند تبدیل می‌شود.

ارتباط اصل شکل و زمینه با هویت برند

یک لوگوی حرفه‌ای نباید صرفاً زیبا باشد؛ بلکه باید بتواند شخصیت برند را نیز منتقل کند.

به همین دلیل، تصمیم درباره استفاده یا عدم استفاده از فضای منفی، باید در مرحله تدوین استراتژی برند گرفته شود؛ نه در پایان فرآیند طراحی.

در بسیاری از پروژه‌ها، ممکن است استفاده از فضای منفی هیچ ارزش افزوده‌ای ایجاد نکند. در مقابل، برای برخی برندها همین تکنیک می‌تواند به مهم‌ترین عامل تمایز آن‌ها تبدیل شود.

در ایده‌پردازان نیز انتخاب این نوع راهکارهای بصری، پس از تحلیل جایگاه برند، مخاطبان هدف و پیام اصلی کسب‌وکار انجام می‌شود؛ زیرا هر تکنیک زمانی ارزشمند است که در خدمت هویت برند باشد، نه صرفاً نمایش مهارت طراح.

آیا فضای منفی به‌تنهایی یک لوگو را حرفه‌ای می‌کند؟

پاسخ کوتاه، خیر است.

گاهی تصور می‌شود هر لوگویی که از فضای منفی استفاده کند، حرفه‌ای‌تر از سایر لوگوهاست؛ در حالی که این تنها یکی از ابزارهای طراحی است.

همان‌طور که در مقاله اصول طراحی لوگو اشاره کرده‌ایم، یک لوگوی موفق حاصل ترکیب عوامل متعددی مانند تناسب، سادگی، مقیاس، تعادل، هویت برند و قابلیت تشخیص است. فضای منفی تنها زمانی ارزشمند خواهد بود که در کنار این اصول، به انتقال بهتر پیام برند کمک کند.

نکته تخصصی ایده‌پردازان

یکی از اشتباهات رایج در طراحی لوگو، تلاش برای پنهان کردن چندین مفهوم در فضای منفی است. هرچه تعداد پیام‌های پنهان بیشتر شود، احتمال کاهش خوانایی و از بین رفتن تمرکز مخاطب نیز افزایش می‌یابد.

در تجربه پروژه‌های برندینگ، لوگوهایی ماندگارتر بوده‌اند که تنها یک ایده هوشمندانه و کاملاً مرتبط با شخصیت برند را در خود جای داده‌اند؛ نه مجموعه‌ای از نمادهای پنهان که برای کشف آن‌ها نیاز به توضیح وجود داشته باشد.

۵. اصل تداوم (Continuation)

چگونه چشم مخاطب را بدون آنکه متوجه شود هدایت کنیم؟

آیا تاکنون به این موضوع دقت کرده‌اید که هنگام نگاه کردن به یک جاده، رودخانه یا ریل قطار، چشم شما به‌طور طبیعی مسیر آن را دنبال می‌کند؟

حتی اگر بخشی از مسیر برای لحظه‌ای از دید شما خارج شود، ذهن همچنان ادامه آن را پیش‌بینی می‌کند.

این رفتار طبیعی، یکی از مهم‌ترین اصول گشتالت با نام اصل تداوم (Continuation) است.

بر اساس این اصل، مغز انسان ترجیح می‌دهد خطوط، منحنی‌ها و مسیرهای بصری را به‌صورت پیوسته درک کند. به همین دلیل، نگاه ما معمولاً از یک عنصر به عنصر بعدی حرکت می‌کند و به دنبال یافتن یک جریان منظم در تصویر است.

در طراحی لوگو، همین ویژگی می‌تواند تعیین کند که مخاطب در اولین نگاه، چگونه لوگو را ببیند و کدام بخش از آن بیشتر در ذهنش باقی بماند.

اصل تداوم گشتالت در طراحی لوگو

طراحی لوگو فقط طراحی فرم نیست؛ طراحی مسیر نگاه است.

بسیاری از افراد تصور می‌کنند وظیفه طراح لوگو، خلق یک نماد زیباست؛ اما در واقع، یکی از مهم‌ترین وظایف او هدایت نگاه مخاطب است.

یک طراح حرفه‌ای می‌داند که چشم انسان به چه ترتیبی عناصر را مشاهده می‌کند، روی کدام بخش‌ها مکث می‌کند و چگونه از یک نقطه به نقطه دیگر حرکت می‌کند.

اگر این مسیر به‌درستی طراحی شود، مخاطب بدون هیچ تلاشی، پیام اصلی لوگو را دریافت خواهد کرد.

اما اگر مسیر حرکت چشم نامنظم باشد، لوگو هرچقدر هم زیبا باشد، درک آن دشوارتر خواهد شد.

به همین دلیل، اصل تداوم را می‌توان یکی از ابزارهای مهم برای افزایش خوانایی و وضوح لوگو دانست.

تداوم؛ عامل پنهان در لوگوهای روان و ماندگار

به لوگوهایی فکر کنید که تنها از چند خط یا منحنی ساده تشکیل شده‌اند، اما چشم شما بدون توقف روی آن‌ها حرکت می‌کند.

در چنین طراحی‌هایی، هیچ شکست ناگهانی، تغییر زاویه غیرمنطقی یا قطع ارتباط میان اجزا دیده نمی‌شود.

همه چیز به‌گونه‌ای طراحی شده است که نگاه مخاطب، مسیر موردنظر طراح را دنبال کند.

این همان دلیلی است که برخی لوگوها حتی با وجود سادگی، حس حرفه‌ای بودن و انسجام را منتقل می‌کنند.

آیا همیشه باید خطوط پیوسته باشند؟

خیر.

اصل تداوم به معنای استفاده از خطوط بلند یا منحنی‌های ممتد نیست.

گاهی حتی چند شکل کاملاً مجزا نیز می‌توانند ذهن را به ادامه یک مسیر هدایت کنند.

آنچه اهمیت دارد، ادراک مخاطب از وجود یک مسیر منظم است، نه لزوماً وجود یک خط واقعی.

در بسیاری از لوگوهای مدرن، این مسیر تنها از طریق چیدمان هوشمندانه عناصر ایجاد می‌شود.

ارتباط اصل تداوم با نسبت طلایی

یکی از نکات جالب در طراحی حرفه‌ای لوگو این است که اصول گشتالت معمولاً به‌تنهایی عمل نمی‌کنند.

برای مثال، زمانی که مسیر حرکت چشم با تناسبات هندسی هماهنگ باشد، نتیجه طبیعی‌تر و دلنشین‌تر خواهد بود.

به همین دلیل، بسیاری از طراحان حرفه‌ای در کنار رعایت اصل تداوم، از ساختارهای هندسی نیز برای ایجاد تعادل و ریتم بصری استفاده می‌کنند. اگر می‌خواهید با نقش این تناسبات در طراحی لوگو بیشتر آشنا شوید، مطالعه مقاله نسبت طلایی در طراحی لوگو می‌تواند دید کامل‌تری نسبت به ارتباط میان هندسه و ادراک بصری در اختیار شما قرار دهد.

اشتباه رایج

یکی از اشتباهات متداول این است که طراح برای جذاب‌تر شدن لوگو، مسیر حرکت چشم را با تغییرات ناگهانی، شکست‌های متعدد یا جزئیات غیرضروری قطع می‌کند.

در چنین شرایطی، مخاطب به‌جای دریافت یک پیام منسجم، مجبور می‌شود بارها نگاه خود را میان بخش‌های مختلف لوگو جابه‌جا کند.

نتیجه این اتفاق، کاهش خوانایی و دشوارتر شدن به خاطر سپردن لوگو خواهد بود.

تجربه ایده‌پردازان

در فرآیند طراحی لوگو، معمولاً تنها به فرم نهایی نگاه نمی‌کنیم؛ بلکه بارها از خود می‌پرسیم:

اگر مخاطب فقط دو ثانیه فرصت دیدن این لوگو را داشته باشد، نگاه او از کجا شروع می‌شود و در کجا پایان می‌یابد؟

پاسخ این سؤال، گاهی باعث تغییر مسیر یک منحنی، اصلاح زاویه یک خط یا جابه‌جایی بسیار جزئی عناصر می‌شود؛ تغییراتی که شاید از نظر بصری کوچک باشند، اما در تجربه مخاطب تفاوت قابل‌توجهی ایجاد می‌کنند.

در نهایت، یک لوگوی حرفه‌ای تنها مجموعه‌ای از خطوط و اشکال نیست؛ بلکه مسیر هدایت نگاه مخاطب است.

نکته حرفه‌ای

یکی از نشانه‌های یک لوگوی حرفه‌ای این است که چشم مخاطب بدون سردرگمی در آن حرکت می‌کند. اگر نگاه بیننده مدام میان عناصر مختلف متوقف شود یا مسیر مشخصی را دنبال نکند، احتمالاً اصل تداوم به‌درستی رعایت نشده است.

۶. اصل تقارن (Symmetry)

چرا مغز انسان عاشق تعادل است؟

اگر دو تصویر تقریباً یکسان را در مقابل شما قرار دهند؛ یکی متعادل و متقارن و دیگری نامنظم و نامتقارن، احتمال زیادی وجود دارد که نگاه شما ابتدا روی تصویر متقارن مکث کند.

این موضوع صرفاً به سلیقه افراد مربوط نیست، بلکه ریشه در نحوه عملکرد مغز انسان دارد.

ذهن ما به‌طور طبیعی به دنبال نظم، تعادل و الگوهای قابل پیش‌بینی است. هنگامی که عناصر یک تصویر در تعادل قرار می‌گیرند، مغز با صرف انرژی کمتری آن را پردازش می‌کند و همین موضوع باعث می‌شود تصویر، منظم‌تر، حرفه‌ای‌تر و قابل اعتمادتر به نظر برسد.

به همین دلیل، تقارن یکی از مهم‌ترین ابزارهای طراحی هویت بصری است؛ ابزاری که می‌تواند بدون افزودن هیچ عنصر جدیدی، حس ثبات و اطمینان را به مخاطب منتقل کند.

آیا همه لوگوهای حرفه‌ای متقارن هستند؟

خیر.

این یکی از رایج‌ترین برداشت‌های نادرست درباره اصل تقارن است.

تقارن در گشتالت به این معنا نیست که همه اجزای لوگو باید کاملاً قرینه باشند. بسیاری از موفق‌ترین لوگوهای جهان کاملاً نامتقارن هستند، اما همچنان احساس تعادل را منتقل می‌کنند.

در طراحی حرفه‌ای، آنچه اهمیت دارد تعادل بصری (Visual Balance) است، نه الزاماً تقارن هندسی.

گاهی یک عنصر کوچک اما پررنگ می‌تواند از نظر وزن بصری، معادل یک عنصر بزرگ‌تر اما کم‌رنگ‌تر باشد. بنابراین، مغز همچنان تصویر را متعادل درک می‌کند، حتی اگر فرم آن کاملاً قرینه نباشد.

تقارن؛ ابزاری برای انتقال شخصیت برند

هر تصمیمی در طراحی لوگو باید با شخصیت برند هماهنگ باشد.

برندهایی که بر مفاهیمی مانند اعتماد، ثبات، دقت، امنیت و اعتبار تأکید دارند، معمولاً از ساختارهایی متعادل‌تر و منظم‌تر بهره می‌برند؛ زیرا ذهن انسان این ویژگی‌ها را با نظم و هماهنگی ارتباط می‌دهد.

در مقابل، برخی برندهای نوآور، خلاق یا هنری ممکن است عمداً از ساختارهای نامتقارن استفاده کنند تا حس پویایی، حرکت یا متفاوت بودن را منتقل کنند.

بنابراین، سؤال اصلی این نیست که «آیا لوگو باید متقارن باشد؟» بلکه این است که «آیا میزان تقارن با شخصیت برند هماهنگ است؟»

ارتباط تقارن با نسبت طلایی

در نگاه اول ممکن است تصور شود تقارن و نسبت طلایی یک مفهوم هستند، اما این دو نقش متفاوتی در طراحی ایفا می‌کنند.

تقارن به نحوه توزیع وزن بصری و احساس تعادل در تصویر مربوط می‌شود، در حالی که نسبت طلایی به روابط هندسی میان اجزا می‌پردازد.

با این حال، در بسیاری از لوگوهای حرفه‌ای، این دو اصل در کنار یکدیگر استفاده می‌شوند. ساختارهای هندسی می‌توانند پایه‌ای برای ایجاد هماهنگی باشند و اصول گشتالت توضیح می‌دهند که چرا این هماهنگی برای ذهن انسان خوشایند است. به همین دلیل، در مقاله نسبت طلایی در طراحی لوگو اشاره کرده‌ایم که هندسه به‌تنهایی ضامن موفقیت یک لوگو نیست؛ بلکه زمانی بیشترین تأثیر را دارد که با نحوه ادراک مخاطب نیز همسو باشد.

اشتباه رایج

برخی طراحان تصور می‌کنند هرچه لوگو متقارن‌تر باشد، حرفه‌ای‌تر خواهد بود. نتیجه این نگاه، خلق لوگوهایی است که اگرچه از نظر هندسی دقیق هستند، اما شخصیت، پویایی و تمایز خود را از دست می‌دهند.

در مقابل، برخی دیگر برای ایجاد تفاوت، تعادل بصری را کاملاً نادیده می‌گیرند و لوگویی طراحی می‌کنند که نگاه مخاطب را به یک سمت تصویر می‌کشد و احساس ناپایداری ایجاد می‌کند.

طراحی حرفه‌ای، یافتن نقطه تعادل میان این دو رویکرد است.

تجربه ایده‌پردازان

در فرآیند طراحی لوگو، تقارن را هرگز به‌عنوان یک هدف مستقل در نظر نمی‌گیریم. آنچه اهمیت دارد، انتقال صحیح شخصیت برند است.

در برخی پروژه‌ها، ساختاری کاملاً متقارن بهترین انتخاب بوده است، زیرا ارزش‌هایی مانند اعتماد، نظم و ثبات را تقویت می‌کرد. در مقابل، در برندهایی که بر خلاقیت، نوآوری یا پویایی تأکید داشتند، ایجاد یک عدم تقارن کنترل‌شده باعث شده است لوگو انرژی بیشتری داشته باشد، بدون آنکه تعادل بصری خود را از دست بدهد.

این تجربه نشان می‌دهد که تقارن یک قانون ثابت نیست؛ بلکه ابزاری است که باید متناسب با هویت هر برند به‌کار گرفته شود.

نکته حرفه‌ای

مخاطب متوجه محاسبات هندسی شما نمی‌شود، اما احساس تعادل یا ناهماهنگی را به‌خوبی درک می‌کند. همین احساس است که در نهایت بر برداشت او از کیفیت، اعتبار و حرفه‌ای بودن برند تأثیر می‌گذارد.

سه اصل تکمیلی گشتالت که هر طراح لوگو باید بشناسد

اصولی که تاکنون بررسی کردیم، بیشترین تأثیر را در طراحی لوگو دارند و تقریباً در تمام نمونه‌های موفق دنیا قابل مشاهده هستند. با این حال، روان‌شناسی گشتالت به همین چند قانون محدود نمی‌شود. چند اصل دیگر نیز وجود دارند که اگرچه کمتر درباره آن‌ها صحبت می‌شود، اما در طراحی هویت بصری، به‌ویژه در لوگوهای مدرن، نقش مهمی ایفا می‌کنند.

اصل سرنوشت مشترک (Common Fate)

حرکت، حتی زمانی که هیچ چیز حرکت نمی‌کند

ذهن انسان عادت دارد عناصری را که در یک جهت حرکت می‌کنند یا احساس حرکت مشترکی ایجاد می‌کنند، متعلق به یک گروه واحد بداند.

شاید این اصل در نگاه اول بیشتر به طراحی رابط کاربری یا انیمیشن مربوط به نظر برسد، اما در طراحی لوگو نیز کاربردهای جالبی دارد.

گاهی تنها با تغییر زاویه خطوط، شیب فرم‌ها یا جهت قرارگیری عناصر، می‌توان حس رشد، پیشرفت، سرعت یا حرکت رو به جلو را به مخاطب منتقل کرد؛ بدون آنکه هیچ عنصر متحرکی در تصویر وجود داشته باشد.

به همین دلیل، بسیاری از برندهایی که فعالیت آن‌ها با مفاهیمی مانند نوآوری، فناوری، حمل‌ونقل یا توسعه گره خورده است، از فرم‌هایی استفاده می‌کنند که نگاه مخاطب را به یک جهت مشخص هدایت می‌کنند.

نکته مهم این است که حرکت در لوگو نباید تصادفی باشد؛ بلکه باید در راستای شخصیت برند معنا پیدا کند.

اصل ناحیه مشترک (Common Region)

مرزها، حتی اگر دیده نشوند

یکی دیگر از ویژگی‌های ذهن انسان این است که عناصری را که در یک محدوده مشترک قرار دارند، به‌عنوان اعضای یک گروه درک می‌کند.

در طراحی لوگو، این اصل معمولاً از طریق قاب‌ها، فرم‌های هندسی یا مرزهای نامرئی ایجاد می‌شود.

گاهی لازم نیست اطراف عناصر یک کادر واقعی رسم شود. تنها نحوه چیدمان آن‌ها می‌تواند این احساس را ایجاد کند که همگی بخشی از یک ساختار واحد هستند.

این اصل به‌ویژه در طراحی مونوگرام‌ها، نشان‌های سازمانی و لوگوهای ترکیبی کاربرد فراوانی دارد؛ زیرا به ایجاد انسجام میان عناصر مختلف کمک می‌کند.

اصل اتصال یکنواخت (Uniform Connectedness)

قوی‌ترین نشانه برای ایجاد ارتباط

از دیدگاه مغز، هیچ چیز به اندازه یک اتصال مستقیم، رابطه میان دو عنصر را نشان نمی‌دهد.

اگر دو شکل با یک خط، سطح یا فرم مشترک به یکدیگر متصل شوند، ذهن تقریباً بدون تردید آن‌ها را بخشی از یک مجموعه واحد می‌داند.

به همین دلیل، بسیاری از لوگوهای موفق، ارتباط میان اجزا را نه از طریق نزدیکی، بلکه با ایجاد یک اتصال بصری هوشمندانه نمایش می‌دهند.

البته این اتصال همیشه نباید واقعی باشد؛ گاهی یک امتداد ساده، یک منحنی مشترک یا حتی هم‌پوشانی دو فرم می‌تواند همین حس را ایجاد کند.

نکته‌ای که بسیاری از طراحان نادیده می‌گیرند

اشتباه رایج این است که هر یک از این اصول را به‌صورت مستقل در نظر بگیریم.

در واقع، یک لوگوی حرفه‌ای معمولاً حاصل ترکیب چندین اصل گشتالت است، نه اجرای تنها یک قانون.

برای مثال، یک لوگو ممکن است هم‌زمان از:

  • اصل بستار برای تکمیل تصویر در ذهن مخاطب،
  • اصل شکل و زمینه برای استفاده از فضای منفی،
  • اصل تداوم برای هدایت نگاه،
  • و اصل تقارن برای ایجاد احساس تعادل

بهره ببرد.

این هم‌پوشانی باعث می‌شود لوگو طبیعی، منسجم و ماندگار به نظر برسد؛ زیرا ذهن انسان نیز محیط اطراف را بر اساس مجموعه‌ای از الگوهای هم‌زمان درک می‌کند، نه یک قانون واحد.

تجربه ایده‌پردازان

یکی از تفاوت‌های طراحی حرفه‌ای با طراحی صرفاً زیبا، در همین نگاه سیستمی نهفته است.

در فرآیند طراحی لوگو، هر تصمیم روی تصمیم بعدی اثر می‌گذارد. تغییر فاصله میان دو عنصر می‌تواند اصل مجاورت را تقویت کند، اما اگر همین تغییر تعادل کلی تصویر را بر هم بزند، ممکن است اثر اصل تقارن کاهش یابد. یا حذف بخشی از فرم برای استفاده از اصل بستار، اگر بدون توجه به اصل تداوم انجام شود، مسیر حرکت چشم مخاطب را مختل خواهد کرد.

به همین دلیل، در طراحی یک لوگوی ماندگار، هدف اجرای قوانین نیست؛ بلکه ایجاد هماهنگی میان آن‌هاست.

از نظریه تا واقعیت؛ برندهای بزرگ چگونه از گشتالت استفاده می‌کنند؟

تا اینجا با مهم‌ترین اصول گشتالت و نقش آن‌ها در طراحی لوگو آشنا شدیم. اما شاید این پرسش برای شما ایجاد شده باشد که این مفاهیم در عمل چگونه به خلق لوگوهای ماندگار کمک کرده‌اند؟

در بخش بعدی، چند نمونه از شناخته‌شده‌ترین لوگوهای جهان را بررسی می‌کنیم و خواهیم دید که چگونه برندهای بزرگ، بدون پیچیدگی بصری و تنها با تکیه بر شناخت عمیق رفتار ذهن انسان، هویت‌هایی خلق کرده‌اند که حتی پس از سال‌ها با یک نگاه قابل تشخیص هستند.

برندهای بزرگ چگونه از اصول گشتالت در طراحی لوگو استفاده کرده‌اند؟

اگر اصول گشتالت را تنها مجموعه‌ای از نظریه‌های روان‌شناسی بدانیم، ارزش واقعی آن‌ها را درک نکرده‌ایم. قدرت این اصول زمانی آشکار می‌شود که ببینیم چگونه برخی از موفق‌ترین برندهای جهان، سال‌هاست از آن‌ها برای ساخت هویتی ماندگار استفاده می‌کنند.

نکته جالب اینجاست که تقریباً هیچ‌یک از این لوگوها تنها بر یک اصل گشتالت تکیه نکرده‌اند. در بیشتر موارد، چندین اصل به‌صورت هم‌زمان به کار گرفته شده‌اند تا لوگو در عین سادگی، سریع درک شود، در ذهن بماند و شخصیت برند را به‌درستی منتقل کند.

بیایید چند نمونه شناخته‌شده را از نگاه یک طراح لوگوی حرفه‌ای بررسی کنیم.

لوگوی FedEx؛ وقتی فضای خالی بخشی از پیام برند می‌شود

اگر از یک طراح گرافیک بخواهید تنها یک نمونه موفق از به‌کارگیری گشتالت را معرفی کند، احتمال زیادی وجود دارد که نام FedEx را بشنوید.

در نگاه اول، این لوگو تنها یک تایپوگرافی ساده است؛ اما فضای خالی میان حروف E و x فلشی را شکل می‌دهد که بسیاری از مخاطبان در اولین نگاه متوجه آن نمی‌شوند.

همین نکته، دلیل محبوبیت این لوگو نیست.

نبوغ واقعی در اینجاست که فلش، صرفاً یک بازی بصری نیست. این عنصر دقیقاً مفاهیمی را منتقل می‌کند که هویت برند بر پایه آن‌ها شکل گرفته است؛ حرکت، سرعت، دقت، جهت و تحویل مطمئن.

به بیان دیگر، فرم و پیام برند کاملاً در یک راستا قرار گرفته‌اند.

از دیدگاه گشتالت، این لوگو ترکیبی هوشمندانه از اصل شکل و زمینه (Figure–Ground) و اصل بستار (Closure) است. مخاطب ابتدا نام برند را می‌بیند و سپس با کشف فلش، تجربه‌ای ذهنی پیدا می‌کند که احتمال به خاطر سپردن لوگو را افزایش می‌دهد.

لوگوی WWF؛ قدرت حذف هوشمندانه

لوگوی WWF شاید یکی از بهترین نمونه‌های جهان برای درک اصل بستار باشد.

اگر با دقت به تصویر پاندا نگاه کنید، متوجه خواهید شد که بخش زیادی از بدن حیوان اصلاً ترسیم نشده است.

با این حال، ذهن انسان هیچ تردیدی در تشخیص آن ندارد.

چرا؟

زیرا مغز، اطلاعات ناقص را بر اساس تجربیات قبلی تکمیل می‌کند.

نکته مهم‌تر این است که طراح هرگز به دنبال حذف بیشتر نبوده است؛ بلکه فقط عناصری را حذف کرده که برای تشخیص تصویر ضروری نبوده‌اند.

این همان تفاوت میان سادگی آگاهانه و ساده‌سازی افراطی است.

لوگوی NBC؛ استفاده هوشمندانه از شباهت و تقارن

لوگوی NBC از چند فرم رنگی تشکیل شده که در کنار هم، تصویری از یک طاووس را ایجاد می‌کنند.

اگر هر یک از این اشکال را به‌تنهایی ببینید، شاید مفهوم خاصی نداشته باشند، اما ذهن انسان به دلیل شباهت، تقارن و نحوه قرارگیری آن‌ها، همه را به‌عنوان اجزای یک تصویر واحد درک می‌کند.

در این لوگو، هیچ عنصر اضافی وجود ندارد. هر فرم دقیقاً در جایگاهی قرار گرفته که به ساخت تصویر کلی کمک کند.

این نمونه به‌خوبی نشان می‌دهد که گشتالت تنها درباره حذف عناصر نیست؛ بلکه درباره چگونگی ارتباط میان آن‌ها نیز هست.

لوگوی Toyota؛ هماهنگی فراتر از زیبایی

بسیاری از افراد، لوگوی Toyota را صرفاً مجموعه‌ای از سه بیضی می‌دانند.

اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، درمی‌یابیم که این فرم‌ها به گونه‌ای در هم تنیده شده‌اند که مغز آن‌ها را نه سه شکل مستقل، بلکه یک نماد واحد و منسجم می‌بیند.

این انسجام نتیجه ترکیب چند اصل گشتالت از جمله مجاورت، تداوم و تقارن است.

علاوه بر این، ساختار هندسی دقیق لوگو باعث شده است که در هر اندازه‌ای، از یک آیکون کوچک تا یک نشان بزرگ روی خودرو، خوانایی و تعادل خود را حفظ کند.

لوگوی Adidas؛ حرکت بدون استفاده از حرکت

سه نوار مشهور Adidas در نگاه اول بسیار ساده به نظر می‌رسند.

اما زاویه قرارگیری آن‌ها، ذهن را به سمت یک مسیر صعودی هدایت می‌کند.

این طراحی، نمونه‌ای از استفاده هوشمندانه از اصل تداوم (Continuation) است.

چشم مخاطب به‌طور طبیعی از پایین به بالا حرکت می‌کند و همین موضوع، احساس رشد، پیشرفت و غلبه بر چالش‌ها را تقویت می‌کند؛ مفاهیمی که سال‌هاست بخشی از هویت این برند هستند.

وجه مشترک تمام این لوگوها چیست؟

شاید در نگاه اول تصور کنیم راز موفقیت این لوگوها در خلاقیت طراحان آن‌ها نهفته است.

خلاقیت بدون شک اهمیت دارد، اما عامل تعیین‌کننده چیز دیگری است.

تمام این لوگوها، پیش از آنکه زیبا باشند، قابل درک هستند.

آن‌ها ذهن مخاطب را سردرگم نمی‌کنند، او را مجبور به رمزگشایی از پیام برند نمی‌کنند و برای جلب توجه، به پیچیدگی متوسل نمی‌شوند.

در عوض، با شناخت دقیق نحوه ادراک انسان طراحی شده‌اند.

این همان نقطه‌ای است که علم روان‌شناسی و هنر طراحی به یکدیگر می‌رسند.

تجربه ایده‌پردازان

در بررسی بسیاری از پروژه‌های طراحی لوگو، متوجه شده‌ایم که کارفرمایان معمولاً از برندهای بزرگی مانند FedEx یا WWF به‌عنوان نمونه الهام نام می‌برند، اما آنچه این لوگوها را ماندگار کرده، صرفاً وجود یک ایده پنهان یا یک فرم متفاوت نیست.

وجه مشترک آن‌ها این است که هر تصمیم طراحی، دلیلی مشخص دارد.

در یک لوگوی حرفه‌ای، هیچ خط، منحنی یا فضای خالی صرفاً برای زیبایی ایجاد نمی‌شود. هر عنصر باید در خدمت انتقال شخصیت برند، افزایش خوانایی و ماندگاری در ذهن مخاطب باشد.

در واقع، گشتالت زمانی ارزشمند است که به حل یک مسئله ارتباطی کمک کند، نه زمانی که تنها به نمایش مهارت طراح تبدیل شود.

نکته حرفه‌ای

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات در طراحی لوگو، تقلید از تکنیک‌های برندهای مشهور است، بدون آنکه مسئله برند خود را بشناسیم. اصول گشتالت نسخه‌ای آماده برای طراحی لوگو نیستند؛ بلکه ابزاری برای حل مسائل ارتباطی هر برند هستند. به همین دلیل، دو برند در یک صنعت نیز ممکن است به راه‌حل‌های کاملاً متفاوتی برسند، در حالی که هر دو از همین اصول استفاده کرده باشند.

اشتباهات رایج در استفاده از اصول گشتالت در طراحی لوگو

آشنایی با اصول گشتالت، به‌تنهایی تضمین‌کننده طراحی یک لوگوی موفق نیست. همان‌طور که دانستن قواعد موسیقی، لزوماً به خلق یک اثر ماندگار منجر نمی‌شود، شناخت این اصول نیز تنها زمانی ارزشمند است که در جای درست و با هدفی مشخص به کار گرفته شوند.

در سال‌های اخیر، با افزایش دسترسی به منابع آموزشی و ابزارهای هوش مصنوعی، بسیاری از طراحان با مفاهیمی مانند فضای منفی، بستار یا تقارن آشنا شده‌اند. اما در عمل، یکی از رایج‌ترین مشکلات لوگوهای امروزی، استفاده نمایشی از این اصول است؛ به‌گونه‌ای که تکنیک، جای پیام برند را می‌گیرد.

در ادامه، به چند اشتباه متداول اشاره می‌کنیم که می‌توانند حتی یک ایده خوب را به لوگویی ضعیف تبدیل کنند.

۱. استفاده از گشتالت برای نمایش مهارت، نه حل مسئله

گاهی طراح تمام تمرکز خود را بر این می‌گذارد که در لوگو یک تصویر پنهان، فضای منفی یا ایده‌ای غافلگیرکننده ایجاد کند.

اگرچه این تکنیک‌ها می‌توانند جذاب باشند، اما سؤال اصلی این است:

آیا این ایده به انتقال شخصیت برند کمک می‌کند؟

اگر پاسخ منفی باشد، حتی هوشمندانه‌ترین ایده بصری نیز ارزش چندانی نخواهد داشت.

لوگوی حرفه‌ای نباید مخاطب را صرفاً شگفت‌زده کند؛ بلکه باید برند را به‌درستی معرفی کند.

۲. حذف بیش از حد جزئیات

یکی از سوءبرداشت‌های رایج این است که هرچه لوگو ساده‌تر باشد، حرفه‌ای‌تر است.

در نتیجه، برخی طراحان آن‌قدر عناصر را حذف می‌کنند که دیگر نشانه‌ای قابل تشخیص باقی نمی‌ماند.

گشتالت هرگز از حذف بی‌هدف دفاع نمی‌کند.

هدف این اصول، کاهش پیچیدگی بدون از بین بردن معنا است.

اگر مخاطب برای تشخیص لوگو به توضیح نیاز داشته باشد، احتمالاً مرز میان سادگی و ابهام از بین رفته است.

۳. استفاده از فضای منفی بدون ارتباط با هویت برند

پس از موفقیت لوگوی FedEx، استفاده از فضای منفی به یکی از محبوب‌ترین تکنیک‌های طراحی لوگو تبدیل شد.

اما واقعیت این است که فضای منفی تنها زمانی ارزشمند است که بخشی از داستان برند باشد.

اگر تصویر پنهان هیچ ارتباطی با فعالیت، ارزش‌ها یا شخصیت برند نداشته باشد، به یک بازی گرافیکی تبدیل می‌شود که پس از چند لحظه جذابیت خود را از دست می‌دهد.

۴. نادیده گرفتن مقیاس و کاربرد لوگو

گاهی لوگویی روی مانیتور بسیار جذاب به نظر می‌رسد، اما وقتی روی یک خودکار، کارت ویزیت، آیکون وب‌سایت یا تصویر پروفایل شبکه‌های اجتماعی قرار می‌گیرد، بخش مهمی از جزئیات آن از بین می‌رود.

یکی از ویژگی‌های لوگوهای موفق این است که در هر اندازه‌ای قابل تشخیص باقی می‌مانند.

به همین دلیل، تمام تصمیم‌های مرتبط با گشتالت باید در کنار سناریوهای واقعی استفاده از لوگو بررسی شوند.

۵. طراحی لوگو قبل از شناخت برند

شاید مهم‌ترین اشتباه، همین باشد.

برخی پروژه‌ها با طراحی فرم آغاز می‌شوند؛ در حالی که طراحی لوگو باید با شناخت برند آغاز شود.

تا زمانی که ندانیم:

  • مخاطبان برند چه کسانی هستند،
  • برند قرار است چه احساسی ایجاد کند،
  • مزیت رقابتی آن چیست،
  • و چه جایگاهی در بازار دارد،

نمی‌توان تصمیم گرفت کدام اصل گشتالت، کدام ساختار هندسی یا حتی کدام سبک طراحی مناسب‌تر است.

به همین دلیل، طراحی لوگو پیش از تدوین استراتژی برند، بیشتر به حدس و گمان شباهت دارد تا یک فرآیند طراحی حرفه‌ای.

گشتالت، بخشی از یک فرآیند بزرگ‌تر است

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در طول این مقاله بارها به آن اشاره کردیم، این است که گشتالت را نباید به‌عنوان یک تکنیک مستقل در نظر گرفت.

در عمل، یک لوگوی موفق حاصل هم‌افزایی عوامل مختلفی است؛ از شناخت برند و استراتژی گرفته تا انتخاب رنگ، تایپوگرافی، تناسبات هندسی، سادگی و نحوه ادراک مخاطب.

به همین دلیل است که در مقاله اصول طراحی لوگو این موضوع را به‌صورت جامع بررسی کرده‌ایم و نشان داده‌ایم که هیچ اصل طراحی، به‌تنهایی نمی‌تواند موفقیت یک لوگو را تضمین کند.

تجربه ایده‌پردازان

در بسیاری از پروژه‌هایی که برای خدمات طراحی لوگو به ایده‌پردازان سپرده شده‌اند، مشکل اصلی نه کیفیت اجرای گرافیکی، بلکه فقدان یک منطق طراحی بوده است.

گاهی لوگو از نظر بصری جذاب است، اما با شخصیت برند هم‌خوانی ندارد. گاهی از فضای منفی استفاده شده، اما هیچ پیامی را منتقل نمی‌کند. در برخی موارد نیز سادگی به حدی رسیده است که هویت برند در میان فرم‌های انتزاعی گم شده است.

تجربه نشان داده است که ماندگارترین لوگوها، آن‌هایی نیستند که بیشترین تکنیک را به نمایش می‌گذارند؛ بلکه آن‌هایی هستند که هر تصمیم طراحی در آن‌ها، پاسخی روشن به یک نیاز واقعی برند است.

یک طراح حرفه‌ای چگونه از اصول گشتالت در طراحی لوگو استفاده می‌کند؟

پس از آشنایی با اصول گشتالت، ممکن است این تصور ایجاد شود که طراحی یک لوگوی حرفه‌ای، تنها به رعایت چند قانون روان‌شناسی بصری وابسته است. اما واقعیت چیز دیگری است.

در پروژه‌های حرفه‌ای، هیچ طراحی از خود نمی‌پرسد: «امروز از کدام اصل گشتالت استفاده کنم؟»

سؤال اصلی این است:

«برند قرار است چه پیامی را منتقل کند و مخاطب پس از دیدن لوگو باید چه برداشتی داشته باشد؟»

پاسخ به این سؤال، مسیر تمام تصمیم‌های طراحی را مشخص می‌کند؛ از انتخاب فرم و رنگ گرفته تا میزان سادگی، ساختار هندسی و حتی نحوه استفاده از اصول گشتالت.

به همین دلیل، گشتالت نه نقطه آغاز طراحی است و نه نقطه پایان آن؛ بلکه بخشی از فرآیندی است که در تمام مراحل طراحی حضور دارد.

مرحله اول؛ شناخت برند، نه ترسیم فرم

یکی از تفاوت‌های اساسی میان طراحی حرفه‌ای و طراحی صرفاً زیبا، از همان ابتدای پروژه مشخص می‌شود.

پیش از آنکه حتی یک خط روی کاغذ ترسیم شود، باید به پرسش‌هایی اساسی پاسخ داد:

  • این برند چه هویتی دارد؟
  • مخاطبان اصلی آن چه کسانی هستند؟
  • قرار است چه احساسی در ذهن مخاطب ایجاد کند؟
  • مهم‌ترین مزیت رقابتی آن چیست؟
  • لوگو قرار است در چه فضاهایی استفاده شود؟

تا زمانی که پاسخ این پرسش‌ها روشن نباشد، انتخاب هر فرم گرافیکی بیشتر بر پایه سلیقه خواهد بود تا منطق طراحی.

مرحله دوم؛ تبدیل استراتژی به ایده

پس از شناخت برند، نوبت به ایده‌پردازی می‌رسد.

در این مرحله، طراح به دنبال خلق فرمی است که بتواند شخصیت برند را با کمترین عناصر ممکن بیان کند.

گاهی بهترین راه‌حل، استفاده از اصل بستار است تا ذهن مخاطب در تکمیل تصویر مشارکت کند.

گاهی فضای منفی می‌تواند بخشی از داستان برند را روایت کند.

در برخی پروژه‌ها نیز هیچ‌یک از این تکنیک‌ها ضرورتی ندارند و یک ساختار ساده و مستقیم، مؤثرترین راه‌حل خواهد بود.

بنابراین، گشتالت یک هدف نیست؛ بلکه ابزاری برای رسیدن به بهترین راه‌حل است.

مرحله سوم؛ ارزیابی لوگو از نگاه مخاطب

یکی از مهم‌ترین مراحل طراحی، زمانی آغاز می‌شود که طراح از پشت میز خود فاصله می‌گیرد و لوگو را از دید مخاطب بررسی می‌کند.

در این مرحله پرسش‌هایی مانند موارد زیر مطرح می‌شوند:

  • آیا لوگو در کمتر از چند ثانیه قابل تشخیص است؟
  • آیا در ابعاد کوچک نیز خوانایی خود را حفظ می‌کند؟
  • آیا عناصر آن به‌درستی در ذهن گروه‌بندی می‌شوند؟
  • آیا نگاه مخاطب مسیر مشخصی را دنبال می‌کند؟
  • آیا لوگو بدون نیاز به توضیح، شخصیت برند را منتقل می‌کند؟

اگر پاسخ هر یک از این پرسش‌ها منفی باشد، فرآیند طراحی هنوز به پایان نرسیده است.

تجربه ایده‌پردازان

در ایده‌پردازان، طراحی لوگو با ترسیم چند اتود آغاز نمی‌شود؛ بلکه با شناخت عمیق برند آغاز می‌شود.

در جلسات اولیه، تلاش می‌کنیم پیش از هر تصمیم گرافیکی، به درک روشنی از هویت، ارزش‌ها، مخاطبان و جایگاه برند برسیم. بسیاری از تصمیم‌هایی که بعدها در فرم نهایی لوگو دیده می‌شوند، ریشه در همین مرحله دارند.

به همین دلیل، زمانی که فرآیند طراحی لوگو اختصاصی آغاز می‌شود، هدف صرفاً خلق یک نماد زیبا نیست؛ بلکه ساخت هویتی است که بتواند سال‌ها نماینده برند باشد.

در ادامه این مسیر، اصول گشتالت، ساختارهای هندسی، تجربه طراحی و تحلیل رفتار مخاطب در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا نتیجه نهایی، علاوه بر زیبایی، از نظر ارتباطات بصری نیز مؤثر باشد.

در واقع، طراحی لوگو حرفه‌ای حاصل اجرای یک تکنیک خاص نیست؛ بلکه نتیجه هماهنگی ده‌ها تصمیم کوچک و بزرگ است که همگی در راستای هویت برند اتخاذ می‌شوند.

آیا همه لوگوهای موفق از گشتالت استفاده می‌کنند؟

پاسخ این سؤال هم بله است و هم خیر.

  • بله؛ زیرا هر لوگویی که توسط انسان درک می‌شود، ناگزیر از قوانین ادراک بصری پیروی می‌کند.
  • و خیر؛ زیرا طراحان حرفه‌ای معمولاً به دنبال «اجرای قوانین» نیستند، بلکه به دنبال خلق تجربه‌ای هستند که برای مخاطب طبیعی، روان و ماندگار باشد.

به بیان دیگر، مخاطب هرگز با خود نمی‌گوید:

«این لوگو از اصل مجاورت استفاده کرده است.»

او تنها احساس می‌کند:

«این برند حرفه‌ای، قابل اعتماد و به‌یادماندنی است.»

و این دقیقاً همان هدفی است که اصول گشتالت در خدمت آن قرار می‌گیرند.

جمع‌بندی

گشتالت به ما یادآوری می‌کند که انسان جهان را مجموعه‌ای از خطوط، رنگ‌ها و اشکال جداگانه نمی‌بیند؛ بلکه آن را به‌صورت الگوها و ساختارهای منسجم درک می‌کند. یک لوگوی موفق نیز دقیقاً بر همین اساس طراحی می‌شود.

اما همان‌طور که در این مقاله دیدیم، ماندگاری یک لوگو تنها به رعایت اصول گشتالت وابسته نیست. شناخت دقیق برند، تحلیل مخاطب، سادگی هدفمند، تعادل بصری، تناسبات هندسی و تجربه طراحی، همگی در کنار یکدیگر هویتی را شکل می‌دهند که بتواند در ذهن مخاطب باقی بماند.

اگر قرار باشد تنها یک نکته از این مقاله را به خاطر بسپاریم، آن نکته این است:

طراحی لوگوی ماندگار، هنر افزودن عناصر بیشتر نیست؛ هنر حذف هوشمندانه، ایجاد ارتباط مؤثر و هماهنگ کردن آن چیزی است که مخاطب می‌بیند با آن چیزی که باید احساس کند.

به همین دلیل، اصول گشتالت را نباید مجموعه‌ای از قوانین خشک طراحی دانست؛ بلکه باید آن‌ها را زبان مشترک میان ذهن انسان و ارتباطات بصری در نظر گرفت. هرچه یک طراح این زبان را عمیق‌تر بشناسد، شانس خلق لوگویی ماندگار، ساده و تأثیرگذار نیز بیشتر خواهد بود.

اگر به دنبال طراحی لوگویی هستید که بر پایه تحلیل برند، روان‌شناسی ادراک و اصول حرفه‌ای طراحی شکل بگیرد، می‌توانید از طریق صفحه سفارش طراحی لوگو، فرآیند طراحی اختصاصی برند خود را آغاز کنید. در ایده‌پردازان، هر پروژه با شناخت عمیق کسب‌وکار آغاز می‌شود تا لوگوی نهایی، تنها یک نشانه گرافیکی نباشد؛ بلکه هویت واقعی برند شما را به تصویر بکشد.

بسته ای که قطعا و حتما باید شبانه به دست مشتری برسد. فدرال‭ ‬اکسپرس،‭ ‬نخستین‭ ‬پست‭ ‬هوایی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬تمرکز‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬تحویل‭ ‬پستی‭ ‬شبانه‭ ‬محدود‭ ‬کرده‭ ‬و‭ ‬موفقیت‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬مدیون‭ ‬این‭ ‬نکته‭ ‬است‭. ‬ فدکس‭ ‬در‭ ‬هر‭ ‬روز‭ ‬کاری،‭ ‬پنج‭ ‬میلیون‭ ‬مرسوله‭ ‬ارسال‭ ‬می‭ ‬کند‭ ‬و‭ ‬بزرگترین‭ ‬نام‭ ‬تجاری‭ ‬ارسال‭ ‬کالا‭ ‬در‭ ‬دنیاست‭ ‬که‭ ‬میلیاردها‭ ‬دلار‭ ‬ارزش‭ ‬دارد‭.‬ در این مقاله بر آن شدیم تا در رابطه با طراحی لوگو یکی از گرانترین برند های دنیا و همچنین آقای لیندون لیدر، گرافیست و طراح  لوگو فدکس کمی صحبت نماییم.

حتما بخوانید:‌ تاریخچه لوگو مرسدس بنز

ارزش‭ ‬های‭ ‬نام‭ ‬تجاری‭ ‬فدکس‭- ‬قابلیت‭ ‬اعتماد‭ ‬و‭ ‬خوش‭ ‬قولی‭ – ‬امروز‭ ‬آنقدر‭ ‬شناخته‭ ‬شده‭ ‬اند‭ ‬که‭ ‬حتی‭ ‬بر‭ ‬اساس‭ ‬آن،‭ ‬یک‭ ‬فیلم‭ ‬سینمایی‭ ‬ساخته‭ ‬شد‭. ‬در‭ ‬فیلم‭ ‬‮«‬دور‭ ‬افتاده‮»‬‭ (‬Castaway‭) ‬اثر‭ ‬رابرت‭ ‬زمه‭ ‬کیس‭ (‬Robert‭ | ‬Zemeckis‭ ‘ ‬s‭ ) (‬۲۰۰۱‭) ‬‮«‬تام‭ ‬هنکس‮»‬‭ (‬Tom Hanks‭)‬،‭ ‬نقش‭ ‬یک‭ ‬کارمند‭ ‬فدکس‭ ‬را‭ ‬بازی‭ ‬می‭ ‬کند‭ ‬که‭ ‬تا‭ ‬قبل‭ ‬از‭ ‬اینکه‭ ‬به‭ ‬دلیل‭ ‬حادثه‭ ‬ی‭ ‬هوایی‭ ‬در‭ ‬یک‭ ‬جزیره‭ ‬ی‭ ‬متروک‭ ‬گیر‭ ‬بیفتد،‭ ‬تمام‭ ‬زندگی‭ ‬اش‭ ‬بر‭ ‬اساس‭ ‬دقیقه‭ ‬و‭ ‬ساعت‭ ‬می‭ ‬چرخید‭.‬

علاوه بر ارزش خدمتی که این برند ارایه می دهد لوگو‭ ‬فدکس نیز‭ ‬در‭ ‬رده‌بندی ‭ ‬مجله‭ ‬رولینگ‌استون‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬هشت‭ ‬لوگو‭ ‬برتر‭ ‬35‭ ‬سال‭ ‬اخیر معرفی شده است و تا کنون بیش از ۴۰ جایزه بین المللی به خود اختصاص داده است.

لوگو فدکس - fedex logo

تصویری از فیلم دور افتاده با بازی تام هنکس

لوگو فدکس انقلابی در تایپوگرافی

لیندن لیدر (طراح لوگو فدکس) کسی بود که برای اولین بار از فضای منفی در تایپوگرافی استفاده کرد. لیدر در 1994 طراح ارشد شرکت لندور بود و در این زمان نیز توانست لوگوی فدکس را طراحی کند. این لوگو در بیش از 600 شرکت هواپیمایی و 30000 شرکت حمل و نقل زمینی به کارگرفته شد.

لیدر‭ ‬در‭ ‬مصاحبه‭ ‬ای‭ ‬در سال‭ ‬2013‭ ‬این‭ ‬چنین‭ ‬گفت،‭ ‬که او در شرکت طراحی لوگو‭ ‬لندور‭ ‬حدود‭ ‬200‭ ‬‭ ‬لوگو‭ ‬را‭ ‬طراحی‭ ‬کرده‭ ‬بود‭ ‬و‭ ‬قبل‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬قرار‭ ‬بر‭ ‬این‭ ‬شده‭ ‬بود‭ ‬که‭ ‬این‭ ‬لوگو‭ ‬به‭ ‬10‭ ‬مدیر‭ ‬این‭ ‬شرکت‭ ‬نشان‭ ‬داده‭ ‬شود‭.‬ اگر‭ ‬به‭ ‬لوگو‭ ‬دقت‭ ‬کنید‭ ‬متوجه‭ ‬می‭ ‬شوید‭ ‬که‭ ‬بین‭ ‬دو‭ ‬حرف E وX‭ ‬ فضای‭ ‬سفید‭ ‬پنهانی‭ ‬وجود‭ ‬دارد‭.

لوگو فدکس - fedex logo

لیندون لیدر طراحی لوگوتایپ فدکس

او می گوید بسیاری از مشتریان هنوز بدرستی اهمیت فضای سفید را متوجه نشده اند، و می توانیم بگوییم که فضای سفید، موثرین ابزار استراتژیک بازاریابی است. به‭ ‬گفته‭ ‬او‭ : ‬سادگی‭ ‬و‭ ‬وضوح‭ ‬‭ ‬دو‭ ‬موضوع‭ ‬مهم‭ ‬موفقیت‭ ‬طراحی‭ ‬لوگوست.

تایپ‭ ‬فیس‭ ‬لوگوی‭ ‬فدکس‭ ‬از‭ ‬ترکیب‭ ‬دو‭ ‬فونت‭ ‬سن‭ ‬سریف‭ ‬univers 64‭ ‬و‭ ‬futura bold‭ ‬تشکیل‭ ‬شده‭ ‬است‭. ‬به‭ ‬گفته‭ ‬وی‭ ‬برای‭ ‬گنجاندن‭ ‬فلش‭ ‬درون‭ ‬تایپوگرافی‭ ‬مجبور‭ ‬شد‭ ‬فرم‭ ‬ها و‭ ‬قالب‭ ‬ها‭ ‬فونت‭ ‬را‭ ‬کمی‭ ‬شکنجه‭ ‬دهد‭ ‬تا‭ ‬جایگاه‭ ‬خودشو‭ ‬پیدا‭ ‬کند‭ .‬من‭ ‬بهترین‭ ‬مشخصه‭ ‬های‭ ‬هر‭ ‬دو‭ ‬فونت‭ ‬را‭ ‬با‭ ‬هم‭ ‬ترکیب‭ ‬کردم‭ ‬و‭ ‬یک‭ ‬ساختار‭ ‬منحصر‭ ‬به‭ ‬فردی‭ ‬رو‭ ‬به‭ ‬وجود‭ ‬آوردم‭.‬تا‭ ‬جایی‭ ‬که‭ ‬فلش‭ ‬درون‭ ‬متن‭ ‬قرار‭ ‬گرفت‭ ‬و‭ ‬ساختار‭ ‬طبیعی‭ ‬از‭ ‬خودش‭ ‬بروز‭ ‬داد‭ ‬

لوگو فدکس - fedex logo

لوگو فدکس

بکارگیری گشتالت در لوگو فدکس

گشتالت چیست؟

«گشتالت» (Gestalt) یک نظریه روانشناسی است که چگونگی ادراک بصری مغز انسان را توضیح می‎دهد. ذهن انسان در نگاه اول به جای درک جزء به جزء یک تصویر ، سعی می کند آن را به صورت یک کل ترسیم کند.

مقدار اطلاعاتی که ذهن  انسان می‎تواند پردازش کند محدود است و در نتیجه زمانی که مقدار اطلاعات بصری زیاد و پیچیده می‎شود، ذهن به صورت خودکار آن‎ها را ساده می‎کند و  برای ساده سازی از اصول گشتالت استفاده می کند. این قانون مهم روانشناسی از ۱۱ اصل مهم تشکیل می شود که حتما در مقاله ای دیگر به صورت اختصاصی به آن می پردازیم.

حتما بخوانید : ویژگی های مهم یک لوگو خوب

اصل تکمیل در گشتالت ( closure Principle)

بر اساس اين اصل، چنانچه بخشی از تصوير يک شکل پوشانده شده يا جا افتاده باشد، ذهن به‌طور خودکار آن را تکميل می كند و به صورت يک شکل کامل می‌بيند. به بيانی ديگر، چشم ما اشکال ناقص و ناتمام را به صورت کامل و يکپارچه می‌بيند. اين اصل فقط به حس بينايی محدود نيست، فرض بر اين است که همين اصل در تمام حواس عمل می‌کند.

قانون گشتالت

نمونه ای قابل فهم از اصل بستار یا تکمیل در قانون گشتالت

گشتالت در لوگو فدکس

در لوگوتایپ فدکس در نگاه اول نوشته لاتین FEDEX دیده می شود.در واقع فضای مثبت طرح همان نوشته فدکس است اما ذهن شروع به کشف جزئیات طرح می کند و بخش جا افتاده طرح را پیدا می کند.

طراح فضای منفی هوشمندانه ای میان دو حرف لاتین EوX  در نوشته فدکس پدید آورده که دقیقا با فعالیت برند مطابقت دارد. فلش همان ایده تک واژه لوگوتایپ فدکس است درون طرح جا ساز شده است و این موضوع باعث شده که هنوز بعد از سال ها نماد فدکس از شاهکارهای طراحی آرم به حساب آید

لوگو فدکس - fedex logo

قانون گشتالت در لوگو فدکس

اشتباه برند فدکس چه بود؟

نامه‭ ‬ای‭ ‬که‭ ‬باید‭ ‬تا‭ ‬شب‭ ‬می‭ ‬رسید‭. ‬فدرال‭ ‬اکسپرس‭ ‬می‭ ‬خواست‭ ‬این‭ ‬نامه‭ ‬به‭ ‬محض‭ ‬رسیدن،‭ ‬بیشترین‭ ‬توجه‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬خود‭ ‬جلب‭ ‬کند‭. ‬به‭ ‬همین‭ ‬دلیل‭ ‬از‭ ‬دو‭ ‬رنگی‭ ‬استفاده‭ ‬کرد‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬فضای‭ ‬اداری‭ ‬کمتر‭ ‬دیده‭ ‬می‭ ‬شدند‭: ‬بنفش‭ ‬و‭ ‬نارنجی‭.‬برای‭ ‬کوتاه‭ ‬مدت‭ ‬انتخابی‭ ‬فوق‭ ‬العاده‭ ‬بود،‭ ‬زیرا‭ ‬مخاطبان‭ ‬انتظار‭ ‬مواجهه‭ ‬با‭ ‬این‭ ‬دو‭ ‬رنگ‭ ‬را‭ ‬نداشتند‭.

‬اما‭ ‬در‭ ‬درازمدت‭ ‬یک‭ ‬رنگ‭ ‬واحد،‭ ‬عملکرد‭ .‬بهتری‭ ‬دارد‭.‬ فدکس‭ ‬نیز‭ ‬پس‭ ‬از‭ ‬گسترش‭ ‬طیف‭ ‬خدمات‭ ‬برای‭ ‬تمایز‭ ‬آن‭ ‬ها‭ ‬از‭ ‬رنگ‭ ‬های‭ ‬مختلف‭ ‬استفاده‭ ‬کرد‭.‬این‭ ‬روزها‭ ‬فدکس‭ ‬شرکتی‭ ‬رنگین‭ ‬کمانی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬هیچ‭ ‬رنگ‭ ‬ویژه‭ ‬ای‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬تداعی‭ ‬نمی‭ ‬کند‭ ‬و‭ ‬این‭ ‬الگویی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬بسیاری‭ ‬از‭ ‬شرکت‭ ‬ها‭ ‬از آن‭ ‬پیروی‭ ‬می‭ ‬کنند‭.‬

حتما بخوانید: اشتباه فاحش پپسی در برندینگ

لوگو فدکس - fedex logo

اشتباه فدکس در رنگارنگ کردن زیر برندها

اگر شما کسب و کاری را راه انداخته اید و محصول و خدماتی را به مشتریانتان ارایه می دهید حتما جای خالی وجود یک طراحی کاتالوگ اثرگذار را حس کرده اید. طراحی کاتالوگ خوب می تواند به عنوان ابزاری قدرتمند و دستیاری موثر در فروش و بازاریابی به کمک شما بیاید و اگر اصول طراحی کاتالوگ به خوبی رعایت گردد می تواند منجر به خرید محصولات و خدمات شرکت شما شود. البته لازم به ذکر است که طراحی کاتالوگ تبلیغاتی گاها به عنوان ابزاری برای نشان دادن اعتبار برند هم به کار می روند.

برخی ویژگی ها هست که اگر در طراحی کاتالوگ تبلیغاتی رعایت کنید نتیجه ای موفق و بیشتر از متوسط را می توانید از این اقلام چاپی انتظار داشته باشید. ما سعی کردیم به برخی از این موارد کاربردی در این مقاله به اختصار اشاره کنیم. با ما همراه باشید:

 

با کاتالوگ های مجله ای، معتبر تر به نظر می رسید

همانطور که می دانید برخی لحظات برای مغز انسان اهمیت بیشتری دارد. یکی از آن لحظات، زمان برخورد اولیه با موضوع است. حال این موضوع می تواند شخصی باشد که شما قرار است با او برای اولین بار ملاقات کنید و یا کاتالوگی که برای اولین بار در دستان شما قرار می گیرد.

فرض کنید در همان لحظه رویارویی با شخصی مواجه شوید که ژولیده، نا مرتب و بدقول  باشد یا اینکه با فردی خوش بو، مرتب و آنتایم. طراحی کاتالوگ تبلیغاتی نیز مانند تمامی رسانه ها می تواند از همان لحظه اول به قول خودمون میخشو محکم بکوبه و لحظه به یادماندنی را برای مخاطب فراهم کنه و یا اینکه بر عکس توجه را جلب نکند و در کنار دیگر کاغذهای باطله ترد شود.

اینکه کاتالوگ شما چه قطعی دارد و یا از چه گرماژ کاغذی استفاده شده و حتی چه حجمی از صفحات داخلی آن را شکل داده می تواند در ناخودآگاه مشتری احتمالی شما اثرگذار باشد.اگر قطع کاتالوگ بزرگتر از قطع معمول طراحی شود و گرماژ کاغذ سنگین تر باشد و تعداد صفحات زیادتر می تواند حس اعتبار و وقار را به مخاطب از برند شما منتقل نماید. این ها همه مواردی است که می تواند در تعیین قیمت طراحی کاتالوگ اثرگذار باشد

ویژگی کاتالوگ حرفه ای

 

 

این مقاله را حتما بخوانید :۵ قانون ابدی در طراحی یک لوگو حرفه ای 

 

طراحی کاتالوگ، جایی برای جولان دادن رنگ برند شما

همانطور که می دانید یکی از مشخصه های اصلی هویت برند که بسیار در القای احساسات نسبت به خدمات و محصولات نام تجاری می تواند اثر گذار باشد رنگ سازمانی برند است.

انتخاب رنگ برند یک موضوعی علمی است و از قوانینی و قواعد مهم برندسازی و زیباشناسی  تبعیت می کند. اما یکی از بهترین فرصت ها برای به رخ کشیدن رنگ برند در اذهان مشتریان، اقلام چاپی برند و بخصوص در طراحی کاتالوگ های تبلیغاتی است.

پس در کاتالوگ ها و بروشور ها با هوش و زیرک رفتار کنید. از تنوع رنگی قطعا بپرهیزید و فضا را باز کنید تا رنگ برند به خوبی دیده شود. اگر برند شما تک رنگ است مثلا قرمز، برای اینکه دچار یکنواختی نشوید و فضایی کسل کننده را به وجود نیاورید رنگ متضادی را به کمک رنگ برند بیاورید ولی نه به قدرت رنگ اصلی.مثلا می توانید بوات ها را با رنگ آبی کار کنید و …

همچنین استفاده بی رویه از رنگ برند می تواند اثرگذاری رنگ را کاهش داده و باعث زدگی مخاطب شود پس مراقب باشید با تکرار بی رویه مخاطبانتان را کلافه نکنید.

همچنین می توانید برخی صفحات را تماما به رنگ برندتان درآورید ولی با حجم بسیار کمی از نوشته.مثلا دو صفحه روبروی هم را رنگ یک دست قرمز کنید و درون آن شعار برند را بنویسید.

جای مناسبی را برای طراحی لوگو برند در کاتالوگ تعبیه کنید. لوگو و آرم برند را روی جلد در نقاط طلایی صفحه قرار داده و روکشی از یووی موضعی در چاپ برای نماد بصری برندتان در نظر بگیرید.

 

ویژگی کاتالوگ حرفه ای

 

تصاویر کاتالوگ باید باکیفیت و واقعی باشند

بزرگان برندسازی گاها به این نکته اشاره می کنندو این را یه عنوان اصول طراحی کاتالوگ که مشتریان احتمالی با تصاویر به وجد می آیند و تصمیم به خرید می گیرند. پس در واقع مشتریان تصویر را می پسندند و می خرند. هرچقدر این تصاویر با کیفیت و قابل اعتماد باشند توجه بیشتری را به خود جلب می کنند و در نهایت منجر به خرید می شوند.

مثلا اگر قرار است محصولات فیزیکی (مثل کیف چرمی) را در کاتالوگ تعبیه کنید و به مخاطبان معرفی کنید عکسی قراردهید که به اصطلاح دون دون بافت چرم را به خوبی به تصویر بکشد تا با مغز احساسی مخاطب به خوبی بازی کند و یا اگر قرار است خدماتی را ارایه دهید و مثلا می خواهید لحظه خوشحالی شخصی را که از محصول شما استفاده کرده و راضی است نمایش دهید آن شخص حتما شبیه مخاطب شما باشد تا بتواند با آن به اصطلاح همذات پنداری کند. گاها دیده شده در کاتالوگ های تبلیغاتی که مشتریان آن ها ایرانی هستند از چهره هایی غیر ایرانی استفاده شده است.

خوبه بدونید که انسان ها در ابتدا به اشیا در حال حرکت در تصاویر توجه می کنند و سپس به عامل انسانی، و بعد از آن به موجودات زنده در طرح و در آخر به اشیا بی جان ثابت.پس القای حس حرکت و وجود عامل انسانی را در تصاویر­­­­­ کاتالوگ جدی بگیرید.

 

ویژگی کاتالوگ حرفه ای

ارجاع به وب سایت، کارایی کاتالوگ شما را افزایش دهد

همانطور که می دانید اثربخشی کاتالوگ های تبلیغاتی، زمانی است که حجم محتوای استفاده شده در صفحات کم باشد واین موضوع می تواند محدودیت هایی را برای شما فراهم کند. به طور مثال شما نتوانید همه ویژگی های محصولتان را در آن به مخاطبان توضیح دهید. اینجاست که یک وب سایت خوب و جذاب می تواند به کمک کاتالوگ های تبلیغاتی بشتابد و ظرفیت اطلاع رسانی کاتالوگ ها را چند برابر کند.

شما با تعبیه یک کیوآرکد در صفحه مورد نظر می توانید مخاطبتان را برای اطلاعات بیشتر به صفحه مورد نظر در وب سایت راهنمایی کنید و با یک تیر دو نشان بزنید.هم قابلیت کاتالوگ را افزایش داده اید و هم مخاطب را با وب سایتتان آشنا کرده اید.

 

این مقاله را حتما بخوانید :  از سیر تا پیاز مفهوم برند و برندسازی

 

به جای بولت از آیکون استفاده کنید

برای جذاب تر شدن کاتالوگ شما، ایجاد اینفوگرافیک ها و استفاده از آیکون ها می تواند راهگشا باشد.

استفاده از آیکون های ساده، فلت و مرتبط می تواند به فهم آسان و سریع مطالب شما توسط مخاطبان کمک کند، کاتالوگ شما را تصویری تر کرده و حرکت کردن چشم در صفحه را بیشتر کند.تلفیق تصاویر واقعی و آیکون ها می تواند پراگنانس قوی را در کاتالوگ شما به همراه داشته باشد.

استفاده بی رویه از تصاویر وکتور و آیکون ها هم می تواند فضایی غیر واقعی و کسل کننده را برای مخاطبان شما به همراه داشته باشد پس در این مورد تعادل را رعایت نمایید.

 

از قالب های منظم استفاده کنید

در طراحی کاتالوگ های تبلیغاتی، لی اوت صفحات در میزان جذابیت بصری یک کل سازمان یافته از دید مخاطبان می تواند موثر باشد. به این معنی که هر چه میزان نظم کلیه المان ها در کنار هم بیشتر باشد مخاطبان ارتباط بهتری با طرح برقرا می کنند.

لی اوت صفحات شما نباید بسیار متنوع باشد. مخاطب شما باید یونیفرم و قاعده لی اوت شما را به راحتی کشف کند تا بتواند مفاهیم و تصاویر را با آرامش بصری هر چه بیشتر درک نماید.

سعی کنید در طراحی صفحات داخلی کاتالوگ، دو صفحه روبروی هم را  با روش های مختلف به هم متصل کنید. اینکه بخشی از طرح از یک صفحه به صفحه روبرو کشیده شود حس بصری بهترب در دید  مخاطب پدید می آورد.