بایگانی برچسب برای: برند و برندسازی

تبلیغات را هنر خلق تقاضا نامیده اند. ما هر روزه برای براورده ساختن احتیاجات خود خریدهایی را انجام می دهیم. تبلیغات با معرفی محصولات و ترغیب مشتریان باعث ایجاد خواسته های جدید در انسان ها می شود . برای هدفمند شدن فعالیت های تبلیغاتی نیاز به طراحی کمپین تبلیغاتی است. کمپین های تبلیغاتی. نوعی از برنامه ها راهبردی هستند که گاهی بیش از یک هدف تبلیغاتی را شامل می شوند .

پنج المان مهم کمپین تبلیغاتی

معمولا برای برسی و تشریح یک کمپین تبلیغاتی از 5 عنصر که با حرف اِم ( 5M) آغاز  می شوند ،کمک می گیرند. هر کدام از این عناصر بخشی از کمپین تبلیغاتی هستند (Mission)، بودجه کمپین (Money)، پیام کمپین (Message)، رسانه هایی استفاده شده در  کمپین (Media)،ارزیابی نتایج و ایجاد تغییرات لازم در آن (Measurement)، هستند. هیچ کمپینی بدون این 5 مرحله کامل نمی شود .

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

البته برخی از استادان و آژانس های تبلیغاتی برای دقیق تر شدن مراحل آغازین کمپین، مدل  5M را به 8M  توسعه داده اند. 3 عنصر اضافه شده ی آن عبارتند از: کالا (Merchandise)، بازار (Market )، انگیزه (Motive )، این مدل، در عمل کابردتری است، زیرا بدون وجود بازار، کالا و انگیزه یک ارتباط اثر بخش یک کمپین مدرن کام نیست. اما از آن جا که در این کتاب، هدف اصلی موضوع برند سازی است، از همان مدل قدیمی استفاده می کنیم.

فراموش نکنیم در این جا هدف کمپین تبلیغاتی، پیشبرد برنامه برند سازی و خلق ارزش ویژه ی برند به وسیله ی ارتباطات یکپارچه ی بازاریابی است.

تعیین اهداف کمپین تبلیغاتی 

گام نخست در طراحی کمپین های تبلیغاتی برند ها، تعیین اهداف تبلیغات است. در کار برندسازی، بدون تعیین اهداف تبلیغاتی هیچ قدمی بر ندارید. فرض کنید که می خواهیم برند جدیدی را به بازار عرضه کنیم. در ابتدا باید تعیین کنیم که جایگاه مورد نظر ما برای این برند کجاست. اگر برندی که برایش تبلیغات می کنیم هم اکنون در بازار موجود است، پس هدف از تبلیغات برندسازی مجدد1 است، بنا بر این باید جایگاه جدیدی در بازار برای ان مشخص نماییم.

جایگاه مورد نظر و اطلاعات بازار، نخستین جزئیاتی هستند که باید در اختیار آژانس تبلیغاتی قرار دهیم تا آژانس بتواند کمپین تبلیغاتی مناسبی را برای ما طراحی نماید. درباره ی کمپین تبلیغاتی محصولات جدید ممکن است در جریان اجرای کمپین، بیش از یک هدف تبلیغاتی داشته باشیم که مسلما برای هر هدف یک مرحله مجزا  در نظر خواهیم گرفت .

Group 3603

مثال خارجی. هنگامی که کلگیت قصد داشت در سال 1995 برند جدیدی با نام خمیردندان فابولوسو را در ترکیه به فروش برساند، کمپینی دو مرحله ای را به اجرا در آورد. مرحله نخست، آشنایی بازار با نام برند بود و در تبلیغات این مرحله فقط قرار بود مشتری با نام برند و تلفظ درست آن را آشنا گردد. اما در مرحله دوم، درباره ی خصوصیات محصول مانند بوی خوش و قدرت تمیز کنندگی دندان ها به مخاطبان اطلاع رسانی می شد.

۱ – اطلاع رسانی در ساخت برند

 

Group 3604در موضوع برند سازی، معمولا اطلاع رسانی همرا با ایجاد تمایز است. اما پیش از هر کاری باید بدانیم که اطلاع رسانی برای کدام بخش از بازار انجام می شود و قرار است چه جایگاهی در ان بخش بازار داشته باشیم؟ این اطلاع رسانی به چه ذهنیتی از برند ما در مخاطبان هدف منجر می شود ؟

گام نخست تمام برندهای موفق در اطلاع رسانی و ایجاد تمایز یک چیز است: انتخاب گروه های مشخص از بازار به عنوان مخاطبان هدف . یعنی اگر بخواهیم همه را داشته باشید، کسی را نخواهد داشت. آیا با این فرمول در زندگی روزمره ی ما هم جاری نیست؟

برای اطلاع رسانی درباره ی این که ما متمایز هستیم باید ابتدا متمایز باشیم. راه های بسیاری برای ایجاد تمایز و خلق خبر در این زمینه وجود دارد:

  • نخستین بودن در ارائه یک محصول.
  • چالشگر بازار بودن، یعنی رقیب سرسخت رهبر بازار بودن (دقت کنید در هر طبقه ی محصول دو نام رقیب را همه ذکر می کنند: کوکاکولا و پپسی، کداک و فوجی، ایران خودرو و سایپا، اپل و سامسونگ، در بازار تلفن های همراه اول و ایرانسل و الی اخر).
  • پایین ترین قیمت بازار یا رهبری قیمت بازار (لازم نیست یک برند حتما گران باشد، نمونه ی موفق از برندهایی که رهبر قیمت هستند، فروشگاه های زنجیره ای وال مارت است).1
  • قیمت های ممتاز و پرستیژی (به همراه کیفیت بالا برای جذب گروه های خاص از بازار) .
  • ارائه ی کیفیت و کمیت بیششتر از روش های دیگران، اندازه، شکل، رنگ، بو و طعم متمایز.
  • روش توزیع متمایز و بسیاری از روش های دیگر که ما را از رقبایمان متمایز می کند.

برای هر کدام از موارد بالا می توان نمونه ی موفقی از کمپین های تبلیغاتی را نام برد که با استفاده ی درست از یک نقطه تمایز در اطلاع رسانی موفق شدند تا در گام نخست برای برند خود در بازار جایگاهی ویژ ایجاد کنند. نمونه های بسیاری از این نوع کمپین تیلیغاتی اطلاع رسانی و ایجاد تمایز را می توان ذکر کرد، به طوری که انتخاب یک نمونه برای ارائه در این کتاب واقعا دشوار بود، اما به هر حال یک نمونه انتخاب شد.

 

سون آپ،یک اطلاع رسانی و ایجاد تمایز موفق

Group 3601

در دهه ی 70م. کوکاکولا و پپسی کولا به قدری بازار نوشیدنی های گازدار را از آن خود کرده بودند که کلمه کولا مترادف با نوشیدنی گازدار شده بود. در چنین شرایطی دو راه حل برای طراحی کمپین تبلیغاتی برندی به نام  7up مشاهده می شد.

راحل اول: حال که همه ی مردم کولا می نوشند، خود را نوشابه ای با پسوند کولا بنامد و از موج ایجاد شده، در بازار نهایت استفاده نماید. بدین ترتیب با استفاده از فرهنگ مصرف کولا در بازار، کولای لیمویی یا همان لیمون کولا را در رده ی سوم (پس از کوکاکولا و پپسی کولا) به بازار ارائه بدهیم. از آن جا که اقبال عمومی به کولاها تایید شده بود، این راحل مطمئن به نظر می رسید.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم جایگاه سازی برند بیشتر آشنا شوید

راحل دوم: یک راحل یا ریسک بالا. حالا که همه ی مردم کولا می نوشند، به آن ها نوشیدنی جدیدی بدهیم؛ چیزی که کولا نباشد. اما نباید فراموش کرد که مردم کولا را می شناسند، پس باید ارتباطی میان آنچه پیش تر در ذهن مشتریان قرار داشت با آنچه تازه عرضه می شد، ایجاد کرد. یعنی باید بین نوشیدنی جدید و کولا ارتباط برقرار می شد. در چنینن شرایطی کمپین طبلیغاتی با شعار «سون آپ، نوشیدنی غیر کولا»1 شکل گرفت. قرار گرفتن در جایگاهی ضد رهیر بازار، به اطلاع رسانی سون آپ کمک بزرگی کرد .

راه حل دوم باعث شد تا فروش سون آپ که از این کمپین آغاز شده بود، به ناگهان 100% افزایش پیدا کرد و این رشد تا جایی ادامه یافت که سومین نوشابه ی غیر الکلی دنیا لقب گرفت و به عنوان جایگزینی برای نوشابه کولادار در ذهن مردم جایگاه یافت.

۲-ترغیب به خرید برند

Group 3605

معمولا با هدف اقناع مشتری برای خرید و استفاده از برند کمپین هایی راحی می شود تا عادات مشتری را تغییر دهند و او را ترغیب نمایند تا محصولات یا محصول برند مورد نظر را تجربه کند. به همین خاطر در این نوع کمپین ها معمولا دلیلی برای خرید ارائه می شود؛ دلایلی از قبیل ارزان تر بودن، با کیفیت بودن، سالم بودن و جایگزین بهتری بودن نسبت به محصولات دیگر. نمونه تبلیغات باتری انرژایزر که در آن با نشان دادن مشکلات ایجاد شده توسط باتری های ضعیف، مخاطبان را ترغیب به خرید انرژایزر می کند.

۳- یاد آوری برند

Group 3606

این نوع کمپین ها بیشتر برای برند هایی که در دوره ی بلوغ عمر خود به سر می برند و وظیفه ی تبلیغات، یادآوری نام برند برای تازه نگه داشتن حافظه و تشویق بخ خرید مجدد است. حتی گاهی برندهای قدیمی با هدف یادآوری کمپین هایی  را عرضه می کنند که نشان دهند سال های سال مورد اقبال مشتریان خود بوده اند از این دست تبلیغات بسیار زیاد است.

نمونه ی موفق آن را درکمپین تبلیغاتی جشن 125 سالگی کوکاکولا می توان دید که تیلیغات متنوعی را برای رسانه های مختلف رادیو، تلویزیون، رسانه های چاپی و اینترنت آماده کرده بود تا یادآوری کند که بیش از صد سال است کوکاکولا در کنار شما بوده است.

 

این مقاله برگرفته از کتاب برندسازی در ۷ گام نوشته فرزاد مقدم از انتشارات سیته می باشد.

 

 

 

 

مسکات لوگو در واقع کاراکتر برند است که به آن آواتار برند نیز می گویند. در واقع مسکات حکم نماینده ای برای برند ما را دارد، به همین دلیل است که از آن برای طراحی لوگو استفاده می کنند. پس از لوگو، کاراکتر برند را به عنوان نماد برند استفاده می کنند. البته مسکات می تواند به تنهایی هم برای تبلیغ برند استفاده شود. برای طراحی کاراکتر برند باید یک سری اصول و نکات ویژه مورد توجه قرار گیرد.

انواع مسکات لوگو

در ابتدای کار اگر شخصیت مناسب را برای کسب و کار انتخاب کنید، در ادامه مشکل چندانی برای شما ایجاد نمی شود. کاراکتری که برای مسکات انتخاب می کنید، می تواند در حالت انسانی یا یک شی باشد. همین طور می توان از کاراکترهای حیوانی هم استفاده کرد. مثلا برند مشهوری مانند چیتوز از کاراکتر حیوانی استفاده می کند.

مسکات انسانی

طراحی مسکات انسانی می تواند بر طبق شخصیت های واقعی نیز صورت بگیرد. یک نمونه از این مدل مسکات KFCاست.

کاراکتر برند kfc

 

مسکات حیوانی

استفاده از شخصیت های حیوانی در طراحی مسکات بسیار گسترده است. تعدادی از کسب و کارها، مخصوصا از حیواناتی خاصی برای کاراکتر برند استفاده می کنند. برای مثال شرکت های لبنیاتی اکثرا از گاو برای طراحی کاراکتر خود استفاده می کنند. از جمله مثال های معروف برای کاراکتر حیوانی می توان به طراحی کاراکتر گاو برای fromageries bel اشاره کرد. یک نمونه دیگر خرگوش مربوط به Duracell است. طراح در اینجا قصد داشته است تا سرعت برند خود را به خرگوش مشابهت دهد.

مسکات برند دوراسل

مسکات اشیا

برای استفاده از اشیا در طراحی مسکات می توان از دو حالت مختلف استفاده کرد. در حالت اول از شی فقط برای بدنه کاراکتر استفاده می کنند مثلا در برند Michelin Man بدنه کاراکتر از تایر ایجاد شده است. در حالت بعدی اشیا مثل انسان ها دارای دست و پا نیز هستند. مثل کاری که در برند M&M صورت گرفته است و در آن جا از یک سری شکلات سخن گو برای معرفی برند استفاده شده است و یا برند بادام زمینی پلانترز.

مسکات شرکت پلانتر

کاربرد مسکات

هدف اصلی استفاده از کاراکتر برند در بازاریابی است. زیرا در بازاریابی نوع کسب و کار بهتر در ذهن مخاطب نقش می بندد. در نتیجه کاراکتر برند باعث می شود تا هدف برند بهتر معرفی شود. در این راستا مسکات لوگو یک نمونه خوب برای استفاده در تبلیغات است. علت این امر است که این مدل لوگو بسیار ویژه است، در نتیجه حتی با یک بار دیدن در ذهن مخاطب ماندگار می گردد.

این مقاله را حتما بخوانید: یک لوگو حرفه ای چه ویژگی هایی دارد؟!

بر طبق گفته کارشناسان بازاریابی، تاثیر مسکات در بالابردن هر برندی بسیار بالاست. مثلا در برند چیتز تها دیدن میمون آن باعث می شود تا فرد یاده خاطرات خود از این محصول بی افتد.

تاثیر مسکات در برند

همان طور که قبلا هم گفتیم بیش تر اشخاص بعد از دیدن یک طرح خاص برای همیشه آن را در ذهن خود نگه می دارند و هرچه این طراحی بهتر باشند بهتر در ذهن مخاطب جا خوش می کند. بعد از اینکه کاراکتر برند کار خود را به درستی انجام داد، شاهد تاثیرگذاری آن به صورت خرید محصول، صبحت درباره آن در میان مردم و وفاداری مشتریان خواهیم بود. تحقیقات ثابت کرده است که برندهایی که مسکات دارند در نظر مخاطبان قابل اعتماد تر هستند.

مزایای مسکات برای برند

  • با طراحی یک کاراکتر قدرتمند مشکلی از بابت تولید محتوا ایجاد نمی شود، زیرا به طول پیوسته مورد جدیدی هست تا بتوان آن را ارائه داد و همین طور با گذشت زمان نه تنها مسکات از مد نمی افتد بلکه حس نوستالژیک آن همراه با مخاطب باقی می ماند.
  • کاراکتر برند پل ارتباطی بین برند و مشتری است که به نفع برند کارمی کند.
  • با پرداخت یک بار هزینه و طراحی یک مسکات مناسب دیگر نیازی به طراحی مجدد و صرف هزینه در آینده نخواهید داشت.
  • مسکات موجب می شود تا دوام برند و همچنین معروفیت آن افزایش یابد.
  • با بهره مندی از کاراکتر برند در انیمیشن و دیگر نرم افزارها تاثیرگذاری آن در ذهن مخاطب دو چندان می گردد.

کاراکتر برند مستر کلین

اصول طراحی مسکات لوگو

طراح قبل از اینکه شروع به طراحی کاراکتر برند کند، باید کاملا به عوامل تاثیرگذار در موفقیت کسب و کار واقف باشد. پس به طول کلی رعایت چندیدن نکته مهم در حین طراحی مسکات ضروری است که این نکات شامل این موارد می شوند:

انتخاب مناسب کاراکتر:

کاراکتری که برای کاراکتر برند انتخاب می شود، باید متناسب با نوع خدمات و برندی که شما ارائه می دهید باشد. در نتیجه شباهت مسکات با برند، تاثیر آن را در بازاریابی چندیدن برابر خواهد کرد.

این مقاله را حتما بخوانید: در برندسازی رنگ لوگو از چه قوانینی تبعیت می کند؟!

استراتژی تولید محتوا:

برای این مورد سوالات مختلفی مطرح می شود که از آن ها می توان به این موارد اشاره کرد:

مسکات قرار است تا چه کاری برای برند انجام دهد؟

برای پاسخ به این سوال باید یک برنامه مناسب برای طراحی کاراکتر برند یا مسکات طرح ریزی شود. در این میان باید نوع شبکه اجتماعی که قرار است مسکات در آن فعالیت کند، مشخص باشد. یعنی آیا مسکات قرار است تا در اینستاگرام باشد یا در یوتیوب؟

انتخاب گریم و حالت ظاهری مسکات:

طراح بعد از اینکه وظیفه کاراکتر برند را تعریف کرد، در درجه دوم باید به رنگ، شکل بدن، حالت چهره، نحوه راه رفتن و ایستادن کاراکتر برند توجه کند. در این مرحله است که حرفه ای بودن طراح برای شما مشخص می شود، زیرا در این مرحله شخصیت مسکات برند تعیین می گردد.

طراحی پایانی:

طرحی که آماده می شود باید برای تایید نهایی در نرم افزارهای مختلف وارد شود، پس کاراکتر برند طراحی شده باید قابلیت استفاده در لوگو موشن، موشن گرافیکی و … را داشته باشد.

لوگو مینیمال

برای اینکه با تغییر اندازه کاراکتر برند کیفیت آن کاهش نیابد بهتر است تا برای طراحی مسکات از برنامه های وکتور استفاده شود. همچنین خوبی استفاده از برنامه های وکتور این است که می توان در آن ها رنگ و ابعاد کاراکتر را تغییر داد. برای مثال در مناسبت های ویژه می توانید ابعاد کاراکتر برند را تغییر دهید تا توجه مخاطب بیش تر جلب شود.

نمونه هایی از مسکات های مشهور

کسب و کارهای زیادی هستند که برای شناساندن برند خود و معرفی آن در جهان از مسکات استفاده می کنند. ولی با این حال همواره عده زیادی هستند که در این رابطه با شکست مواجه می شوند. برای جلوگیری از این مشکل بهتر است تا چند نکته را مورد توجه قرار داد. در ابتدا باید دقت کنیم تا ببینیم چه نوع تصویری برای معرفی برند ما مناسب تر خواهد بود. مورد دوم این است که کاراکتر برند نباید تکراری باشد. برای مثال از آن جا که برند LG قبلا از مینیون ها استفاده کرده است اگر برندی دیگر از این کاراکتر استفاده کند، با شکست مواجه می شود. پس بهتر است که کاراکتر برند شما هیچ وجه شباهتی با سایر برندها نداشته باشد زیرا نه تنها باعث پیشرفت کسب و کار نمی شود، بلکه در جهت معکوس عمل خواهد کرد.

مسکات برندهای بزرگ

نمونه مسکات از برندهای خارجی

Michelin Man: استفاده مناسب از یک مسکات برای برند.

KFC: در لوگو کاراکتر برند از چهره موسس استفاده شده است.

Laughing Cow: استفاده از یک گاو خندان برای برند.

Peanut By Planters: طرح کاراکتر برند که به وسیله یک پسر 14 ساله طراحی شده و تا امروز از همان طرح استفاده شده است.

Mickey Mouse: کاراکتر برند معروفی است که توسط کمپانی دیزنی استفاده می شود.

نمونه مسکات ‌برندهای داخلی

از نمونه مسکات های معروف داخلی می توان به میمون چی توز، گاو در شرکت های لبنی و بیسکوییت مادر اشاره کرد.

 

در دنیایی که مخاطبان روزانه با هزاران پیام تبلیغاتی روبه‌رو می‌شوند، تنها برندهایی موفق هستند که بتوانند در کوتاه‌ترین زمان ممکن در ذهن مخاطب ماندگار شوند. یکی از مهم‌ترین ابزارهای دستیابی به این هدف، طراحی یک لوگوی ساده، هوشمندانه و متمایز است. به همین دلیل طی دو دهه اخیر، بسیاری از برندهای مطرح جهان از لوگوهای پیچیده فاصله گرفته و به سمت طراحی لوگو مینیمال حرکت کرده‌اند.

اما لوگو مینیمال صرفاً یک طرح ساده نیست. پشت هر لوگوی مینیمال موفق، ساعت‌ها تحقیق، شناخت برند، تحلیل بازار، روانشناسی ادراک، هندسه بصری و تصمیم‌گیری استراتژیک قرار دارد. حذف عناصر اضافی تنها زمانی ارزشمند است که بتوان بدون کاهش قدرت انتقال پیام، هویت برند را شفاف‌تر نمایش داد.

در آژانس برندینگ ایده‌پردازان نیز خدمات طراحی لوگو مینیمال تنها به ساده‌سازی فرم محدود نمی‌شود. هر پروژه پس از تحلیل دقیق ماهیت برند، جایگاه بازار، شخصیت برند و مخاطبان هدف آغاز می‌شود و در ادامه با بهره‌گیری از اصولی مانند نسبت طلایی، روانشناسی گشتالت، تعادل بصری و مقیاس‌پذیری، به هویتی ماندگار تبدیل می‌شود.

در این مقاله با اصول علمی طراحی لوگو مینیمال، ویژگی‌های آن، تفاوت آن با لوگوهای ساده، اشتباهات رایج و نمونه‌های موفق جهانی آشنا خواهیم شد.

لوگو مینیمال چیست؟

لوگو مینیمال (Minimal Logo) نوعی طراحی هویت بصری است که تلاش می‌کند با کمترین تعداد عناصر گرافیکی، بیشترین میزان انتقال مفهوم را ایجاد کند. در این سبک، هر خط، زاویه، رنگ و فضای خالی دارای هدف مشخصی است و هیچ عنصر تزئینی بدون دلیل در طراحی باقی نمی‌ماند.

مینیمالیسم در طراحی لوگو به معنای حذف هویت نیست؛ بلکه فرآیندی برای رسیدن به خالص‌ترین و مؤثرترین بیان بصری برند است. طراح تلاش می‌کند تا مهم‌ترین ویژگی برند را در قالب ساده‌ترین فرم ممکن نمایش دهد؛ فرمی که در ذهن مخاطب به‌سرعت ثبت شود و سال‌ها ماندگار بماند.

یکی از ویژگی‌های مهم لوگوهای مینیمال، قابلیت استفاده در تمامی رسانه‌ها است. از آیکون اپلیکیشن موبایل و شبکه‌های اجتماعی گرفته تا تابلوهای بزرگ شهری، بسته‌بندی محصولات و چاپ تک‌رنگ، یک لوگوی مینیمال حرفه‌ای کیفیت و خوانایی خود را حفظ می‌کند.

به همین دلیل امروزه بسیاری از برندهای بین‌المللی هنگام بازطراحی هویت بصری خود، به سمت ساده‌تر کردن لوگو حرکت می‌کنند؛ زیرا در عصر دیجیتال، سرعت تشخیص برند اهمیت بسیار بیشتری نسبت به گذشته پیدا کرده است. (مشاهده نمونه کارهای لوگو ایده پردازان)

ویژگی های طراحی لوگو مینیمال

چرا برندهای بزرگ به سمت لوگوهای مینیمال رفته‌اند؟

اگر روند تغییر لوگوی برندهای مشهور جهان را بررسی کنیم، یک الگوی مشخص مشاهده می‌شود؛ تقریباً همه آن‌ها در طول زمان لوگوی خود را ساده‌تر کرده‌اند.

اپل، گوگل، مسترکارت، نایک، پپسی، اینستاگرام، اوبر و بسیاری از برندهای بزرگ، طی سال‌های گذشته جزئیات غیرضروری را حذف کرده‌اند تا هویت بصری آن‌ها سریع‌تر شناخته شود.

دلیل این تغییر تنها زیبایی نیست. لوگوهای مینیمال مزایای مهمی دارند که مستقیماً بر قدرت برند تأثیر می‌گذارند:

  • تشخیص سریع‌تر در ذهن مخاطب
  • خوانایی بهتر در ابعاد کوچک
  • عملکرد مناسب در فضای دیجیتال
  • چاپ آسان روی انواع رسانه‌ها
  • افزایش ماندگاری برند
  • کاهش احتمال قدیمی شدن طراحی

برای مثال، لوگوی اولیه اپل تصویری بسیار پیچیده از نیوتن زیر درخت سیب بود. این لوگو اگرچه مفهوم داشت، اما برای استفاده در رسانه‌های مختلف مناسب نبود. با گذشت زمان، این تصویر جای خود را به نماد ساده سیب گاز زده داد؛ نمادی که امروز یکی از شناخته‌شده‌ترین لوگوهای جهان محسوب می‌شود.

نمونه دیگر، مسترکارت است. این برند طی چند مرحله بازطراحی، جزئیات اضافی را حذف کرد و تنها دو دایره متقاطع را حفظ نمود؛ فرمی ساده که اکنون بدون نیاز به نوشتن نام برند نیز قابل تشخیص است.

این روند نشان می‌دهد که مینیمالیسم یک مد زودگذر نیست، بلکه نتیجه سال‌ها تجربه در حوزه برندینگ و رفتارشناسی مخاطب است.

مینیمال سازی لوگو برندهای مشهور

تفاوت لوگو مینیمال با لوگوی ساده

بسیاری تصور می‌کنند هر لوگوی ساده‌ای، یک لوگوی مینیمال است؛ در حالی که این دو مفهوم تفاوت‌های مهمی دارند.

یک لوگوی ساده ممکن است تنها به دلیل کمبود جزئیات یا اجرای ابتدایی، ظاهری ساده داشته باشد؛ اما لزوماً هویت برند را منتقل نکند. در مقابل، لوگوی مینیمال حاصل فرآیند حذف آگاهانه عناصر غیرضروری است؛ به‌گونه‌ای که پیام اصلی برند همچنان حفظ شود.

به بیان دیگر، هر لوگوی مینیمال ساده است، اما هر لوگوی ساده الزاماً مینیمال نیست.

در طراحی لوگو مینیمال، سادگی باید هدفمند باشد. فرم‌ها، نسبت‌ها، فضای منفی، رنگ‌ها و حتی فاصله بین اجزا همگی بر اساس منطق طراحی انتخاب می‌شوند. این دقت باعث می‌شود لوگو در عین سادگی، شخصیت منحصربه‌فرد برند را نیز نمایش دهد.

به همین دلیل است که طراحی یک لوگوی مینیمال حرفه‌ای، معمولاً بسیار دشوارتر از طراحی یک لوگوی شلوغ و پرجزئیات است؛ زیرا حذف عناصر، نیازمند شناخت عمیق‌تر از هویت برند و توانایی انتقال مفهوم با کمترین ابزار ممکن است.
اصول طراحی لوگو مینیمال حرفه‌ای

سادگی در طراحی لوگو به معنای حذف بی‌هدف عناصر نیست. در یک لوگوی حرفه‌ای، هر خط، هر زاویه و هر فضای خالی وظیفه مشخصی دارد. طراح باید بتواند با کمترین اجزای بصری، بیشترین میزان انتقال مفهوم را ایجاد کند؛ به همین دلیل طراحی لوگو مینیمال یکی از پیچیده‌ترین شاخه‌های طراحی هویت بصری محسوب می‌شود.

در فرآیند طراحی لوگو مینیمال معمولاً چند اصل اساسی رعایت می‌شود:

  • حذف تمام عناصر غیرضروری
  • ایجاد ساختاری متعادل و خوانا
  • قابلیت اجرا در ابعاد بسیار کوچک
  • ماندگاری در طول زمان
  • انتقال سریع شخصیت برند

هرچه لوگو ساده‌تر باشد، کوچک‌ترین اشتباه در تناسبات یا ترکیب‌بندی بیشتر به چشم می‌آید؛ بنابراین دقت در جزئیات اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

نسبت طلایی؛ راز تعادل در لوگوهای مینیمال

یکی از مهم‌ترین اصولی که در طراحی لوگوهای حرفه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد، نسبت طلایی (Golden Ratio) است. این نسبت که ریشه در طبیعت، معماری و هنر دارد، باعث ایجاد تعادل بصری و هماهنگی میان اجزای طراحی می‌شود.

در بسیاری از پروژه‌های طراحی لوگو در آژانس برندینگ ایده‌پردازان، پس از نهایی شدن ایده مفهومی، ساختار لوگو با استفاده از نسبت طلایی بازبینی می‌شود تا ارتباط میان منحنی‌ها، فواصل و تناسبات هندسی به بهترین شکل ممکن تنظیم گردد. (آشنایی با طراحی لوگو با نسبت طلایی)

البته نسبت طلایی یک قانون اجباری نیست؛ بلکه ابزاری است که در صورت تناسب با ساختار لوگو، کیفیت نهایی طراحی را افزایش می‌دهد. استفاده صحیح از این اصل باعث می‌شود لوگو طبیعی‌تر، متعادل‌تر و خوشایندتر به نظر برسد.

نسبت طلایی و عدد فیبوناچی

روانشناسی گشتالت در طراحی لوگو مینیمال

یکی از دلایل موفقیت لوگوهای مینیمال، استفاده از اصول روانشناسی گشتالت است. این نظریه توضیح می‌دهد که مغز انسان چگونه تصاویر را درک می‌کند و چگونه میان اجزای مختلف یک تصویر ارتباط برقرار می‌کند.(آشنایی با روانشناسی گشتالت در طراحی لوگو)

برخی از مهم‌ترین قوانین گشتالت که در طراحی لوگو کاربرد دارند عبارت‌اند از:

  • اصل سادگی

ذهن انسان همواره ساده‌ترین شکل ممکن را ترجیح می‌دهد. به همین دلیل لوگوهای ساده سریع‌تر در ذهن ثبت می‌شوند.

  • اصل مجاورت

اگر چند عنصر در فاصله کمی از یکدیگر قرار گیرند، ذهن آن‌ها را یک مجموعه واحد در نظر می‌گیرد.

  • اصل تشابه

عناصر مشابه از نظر شکل، رنگ یا اندازه، به‌عنوان بخشی از یک ساختار واحد دیده می‌شوند.

  • اصل فضای منفی

یکی از جذاب‌ترین تکنیک‌های طراحی لوگو مینیمال، استفاده هوشمندانه از فضای خالی است. در این روش، مفهوم دوم بدون اضافه کردن عنصر جدید، در فضای منفی لوگو شکل می‌گیرد.

نمونه مشهور آن لوگوی FedEx است که فلش پنهان میان دو حرف E و X را در خود جای داده است.

انتخاب رنگ در لوگو مینیمال

در طراحی لوگوهای مینیمال معمولاً تعداد رنگ‌ها محدود است؛ اما این به معنای کم‌اهمیت بودن رنگ نیست.

در واقع هرچه تعداد رنگ‌ها کمتر باشد، انتخاب همان یک یا دو رنگ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

برای مثال:

  • آبی: اعتماد، امنیت و فناوری
  • سبز: رشد، طبیعت و سلامت
  • قرمز: انرژی، هیجان و قدرت
  • مشکی: لوکس بودن، اعتبار و کیفیت
  • نارنجی: خلاقیت، نوآوری و پویایی

انتخاب رنگ باید بر اساس شخصیت برند انجام شود، نه صرفاً سلیقه طراح.

تایپوگرافی در طراحی لوگو مینیمال

اگر لوگو از نوع نوشتاری یا ترکیبی باشد، انتخاب فونت اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کند.

در لوگوهای مینیمال معمولاً از فونت‌هایی استفاده می‌شود که:

  • خوانایی بالایی داشته باشند.
  • در ابعاد کوچک نیز واضح باشند.
  • شخصیت برند را نمایش دهند.
  • دارای فرم‌های ساده و متعادل باشند.

گاهی حتی یک تغییر بسیار کوچک در ضخامت حروف یا فاصله میان آن‌ها می‌تواند کیفیت لوگو را چند برابر کند.

آیا هر برندی باید لوگوی مینیمال داشته باشد؟

پاسخ کوتاه این است: خیر.

اگرچه مینیمالیسم امروزه محبوب‌ترین سبک طراحی لوگو محسوب می‌شود، اما انتخاب سبک لوگو باید بر اساس استراتژی برند انجام شود.

برای مثال:

  • برندهای تکنولوژی معمولاً از لوگوهای مینیمال استفاده می‌کنند.
  • شرکت‌های مالی به سمت فرم‌های ساده و رسمی می‌روند.
  • برندهای لوکس از مینیمالیسم با جزئیات بسیار دقیق استفاده می‌کنند.
  • برخی برندهای سنتی یا فرهنگی ممکن است همچنان به لوگوهای نمادین و جزئیات بیشتر نیاز داشته باشند.

بنابراین قبل از انتخاب سبک طراحی، باید جایگاه برند، مخاطبان هدف، بازار رقابتی و ارزش‌های برند تحلیل شود.

طراحی لوگو مینیمال

اشتباهات رایج در طراحی لوگو مینیمال

بسیاری تصور می‌کنند حذف جزئیات مساوی با طراحی حرفه‌ای است؛ در حالی که ساده‌سازی بدون استراتژی می‌تواند هویت برند را از بین ببرد.

برخی از رایج‌ترین اشتباهات عبارت‌اند از:

  • حذف بیش از حد عناصر تا جایی که مفهوم لوگو از بین برود.
  • استفاده از آیکون‌های آماده و تکراری.
  • تقلید از برندهای مشهور.
  • انتخاب رنگ بدون تحلیل شخصیت برند.
  • بی‌توجهی به مقیاس‌پذیری لوگو.
  • عدم آزمایش لوگو در نسخه تک‌رنگ.
  • طراحی صرفاً بر اساس ترندهای روز.
  • نمونه‌هایی از لوگوهای مینیمال موفق جهان

بررسی برندهای بزرگ نشان می‌دهد که سادگی هوشمندانه، عامل مشترک بسیاری از آن‌هاست.

Apple

لوگوی اپل طی سال‌ها از یک تصویر پیچیده به نماد ساده سیب گاز زده تبدیل شد؛ لوگویی که امروز بدون نیاز به نام برند در سراسر جهان شناخته می‌شود.

Nike

علامت Swoosh تنها از یک منحنی ساده تشکیل شده، اما مفاهیمی مانند سرعت، حرکت و پیشرفت را منتقل می‌کند.

Mastercard

این برند با حذف تمام جزئیات اضافه و حفظ دو دایره متقاطع، یکی از موفق‌ترین بازطراحی‌های تاریخ برندینگ را انجام داد.

Airbnb

لوگوی جدید Airbnb نمونه‌ای از مینیمالیسم مفهومی است؛ نشانه‌ای که هم‌زمان انسان، مکان، قلب و حرف A را تداعی می‌کند.

طراحی لوگو مینیمال در آژانس برندینگ ایده‌پردازان

در آژانس برندینگ ایده‌پردازان، طراحی لوگو مینیمال تنها به حذف جزئیات محدود نمی‌شود. هر پروژه با برگزاری جلسات تحلیل برند آغاز می‌شود تا ارزش‌ها، شخصیت، مخاطبان هدف و جایگاه رقابتی برند به‌طور دقیق شناسایی شوند.

پس از شکل‌گیری ایده مفهومی، اتودهای اولیه طراحی شده و در مراحل بعد، ساختار لوگو از نظر تناسبات هندسی، روانشناسی گشتالت، انتخاب رنگ سازمانی، مقیاس‌پذیری و در صورت نیاز نسبت طلایی مورد بررسی قرار می‌گیرد. نتیجه این فرآیند، خلق لوگویی است که علاوه بر سادگی، هویت منحصربه‌فرد برند را به شکلی ماندگار و حرفه‌ای نمایش می‌دهد.

اگر به دنبال طراحی لوگویی هستید که سال‌ها بدون نیاز به بازطراحی، اعتبار برند شما را حفظ کند، انتخاب یک فرآیند تخصصی و استراتژیک اهمیت بسیار بیشتری از صرفاً ساده بودن ظاهر لوگو خواهد داشت. (سفارش طراحی لوگو)

جمع‌بندی

طراحی لوگو مینیمال، هنر رسیدن به بیشترین اثرگذاری با کمترین عناصر بصری است. یک لوگوی مینیمال حرفه‌ای علاوه بر زیبایی، باید پیام برند را شفاف منتقل کند، در ذهن مخاطب ماندگار شود و در تمام رسانه‌ها عملکرد مطلوبی داشته باشد.

سادگی زمانی ارزشمند است که بر پایه شناخت عمیق برند، اصول طراحی، روانشناسی ادراک و تناسبات بصری شکل گرفته باشد. به همین دلیل برندهای بزرگ جهان، مینیمالیسم را نه به‌عنوان یک مد زودگذر، بلکه به‌عنوان راهکاری برای ساخت هویت بصری ماندگار انتخاب کرده‌اند.

هر نام تجاری ای باید نسبت به گرایش های متغیر [جامعه] حساس باشد، ولی وقتی که شما یک نام تجاری مد هستید، بیشتر آسیب‌پذیر خواهید بود. گوچی، که در سال 1920 توسط گوچیو گوچی (Guccio Gucci) پایه‌گذاری شد، در اصل یک شرکت سازنده ی زین اسب بود. لوگو گوچی از نوع پیکتوگرام است که مفاهیم همچون جایگاه اجتماعی بالا و ظرافت و دقت را با خود حمل می کند.

با گذشت سال ها به سمت یک نام تجملی گسترده‌تر گرایش یافت و در دهه ی شصت مورد توجه ثروتمندان نوظهور بین‌المللی قرار گرفت. به ویژه کیف دستی های گوچی با دسته ی بامبو، به صورت یک آرایه ی لازم برای آن طبقه درآمد.

بحران در گوچی

با این حال، در دهه ی هشتاد، گوچی داشت کم‌کم قدیمی و خسته کننده می شد. به علاوه، در آن دوران خانواده ی ایتالیایی صاحب مزون گوجی، در یک سری رسوایی ها و جنگ های خانوادگی و دعوا و مرافعه های جنجالی و حتی یک مورد اتهام به قتل درگیر شده بودند.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

گرچه تمام این ها، مقاله ها و نوشته های منفی زیادی در پی داشت، ولی مشکل واقعی از نقطه نظر برندینگ این بود که شرکت بیش از حد تنوع و گوناگونی پیدا کره بود. نام تجاری ای که یک زمان انحصاری شمرده می شد، در دهه ی نود امتیاز و لیسانس بیش از 22000 کالای گوناگون را دراختیار داشت. نام گوچی آن‌قدر پراکنده و ضعیف شده بود که معنای اولیه ی خود را از دست داده بود.

تحولی دوباره در گوچی

درعین حال، سال 1990، همان سالی بود که تام فورد (Tom Ford) طراح مد تگزاسی‌الاصل، به عنوان طراح پوشاک زنانه، به شرکت پیوست. چهار سال بعد، دومینیکو د سول (Dominico De Sole) مدیر اجرایی گروه گوچی شد. این دو انتصاب، سبب احیای نام تجاری گوچی در دهه ی نود میلادی بود.

موسس برند گوچی gucci

موسس برند گوچی gucci

تام فورد با طراحی لباس های بدن‌نماتر که با کفش های خیلی پاشنه بلند پوشیده می شدند و همین‌طور با تغییر فروشگاه های تیره و تاریک و از مدافتاده ی گوچی به محیط هایی پرنور و باز و مدرن با دکورهایی از جنس فلز کرم، ایماژ و انگاره ی گوچی را به کلی دگرگون کرد.

هم‌زمان د سول با محدود ساختن پخش و منحصر ساختن آن به بوتیک های گوچی و فروشگاه های طبقاتی خیلی خاص و برگزیده، دوباره ویژگی انحصاری بودن را به نام تجاری گوچی، برگرداند.

این مقاله را حتما بخوانید: کلینکس، اولین نام تجاری دستمال کاغذی

این دو به همراه هم، تمرکز نام تجاری را به کالاهی چرمی اولیه بازگرداندند و از طریق کمپین های تبلیغاتی برانگیزاننده، نام تجاری گوچی را دوباره پرنفوذ ساختند.

به دلیل تمرکز و انحصار احیا شده ی گوچی، امروز ارزش نام تجاری آن، سر به میلیاردها می زند و گروه گوچی تا جایی بالا رفته است که یکی از بزرگترین شرکت های لوکس و تجملی در جهان محسوب می شود.

لوگو گوچی

لوگو گوچی

لوگو و هویت بصری گوچی

بی شک طراحی لوگو گوچی یکی از آشناترین نمادهای بصری در صنعت مد و لباس است. این لوگو شامل یک مونوگرام متشکل از دو حرف G تنیده شده در هم با الهام از نام موسس این نام تجاری یعنی گوچیو گوچی طراحی شده است و تایپوگرافی سریف آن قدرت و اعتبار این برند را چند برابر نموده است.

با نگاهی عمیق تر به نمادهای استفاده شده در برندهای جهانی صنعت مد و لباس، بکارگیری سبک مونوگرام در طراحی و ایجاد تقارن در آن روش مرسوم بحساب می آید.

اما آنچه گوچی را کمی متمایز تر کرده و ارتباط احساسی قویتری با مخاطبین ایجاد می کند قطعا ریبون های سبز و قرمز این برند ایتالیایی است.

این دو رنگ مکمل در کنار هم، تمایزی جاساز شده را در محصولات این شرکت ایجاد کرده است به گونه ای که حتی در صورت نبود لوگو و لوگوتایپ این شرکت از فاصله ای دور محصولات این برند قابل شناسایی است و این یعنی سرمایه ای گرانبها.

 

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

رمز موفقیت گوچی

پخش محدود: گوچی هم مثل رولکس و هارلی دیویدسون، به‌منظور افزایش ارزش، پخش و توزیع کالاهایش را محدود ساخته است.

نفوذ: گوچی توانست از طریق بازسازی فروشگاه‌هایش، طراحی لباس های سکسی‌تر و تجملی‌تر و فریبنده‌تر و کمپین های برانگیزاننده ی تبلیغاتی، نفوذ خود در دنیای مد را دوباره به دست آورد.

تمرکز: گستره ی رو به افزایش کالاهای گوچکی در قدیم، امروز ساده و محدود شده است تا بتواند به نام تجاری‌اش یک نقطه ی تمرکز جدید بدهد.

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.gucci.com

سال تاسیس: 920

کشور سازنده: ایتالیا

نکته‌ها:

1- گوچی یکی از مطرح‌ترین ارایه ی دهندگان کالاهای تجملی شخصی است.

2- در سال 2003، گوچی 5/1 میلیارد یورو درآمد داشت.

3- شرکت تمام کالاهایش را در ایتالیا تهیه و تولید می کند.

 

برگرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری انتشارات سیته

bmw نام تجاری ای که با موقعیت اجتماعی پیوند دارد، این برند فقط محصولاتش را متمایز نساخته، بلکه مشتریان را هم مشخص و متمایز کرده است. بی‌ام‌و (bmw)یک «نام تجاری شرکتی» است. به عبارت دیگر نام شرکت و نام تجاری آن یکی و همسان است.

برخلاف دیگر سازندگان خودرو – مثل فورد یا فولکس واگن یا تویوتا بی‌ام‌و، پولی برای ساختن نام های تجاری زیرمجموعه صرف نمی کند. بی‌ام‌و، اتومبیلی هم رده ی موندئو (Mondeo) یا فولکس قورباغه ای یا لکسوس (Lexux) ندارد. فقط بی‌ام‌و دارد و این دست کم امکان بالقوه، بیشتری است برای اینکه خریداران متمایز شوند.

درباره برند bmw

شرکت از سال 1923، کارش را به ساخت موتورسیکلت و کامیون تغییر داد و از 1928 ساخت اتومبیل را شروع کرد. در هرصورت تکیه روی کارآیی موتور، هموراه با همان تاکید قبلی، باقی ماند. این موضوع حتی در اسم‌گذاری جدی و صریح بی‌ام‌و مشخص است. این حروف مخفف بی‌ریچ موتورن ورک (Bayerisch Motoren Works) (کارخانه ی موتورسازی باواریا) است.

البته بی‌ام‌و، یک نام تجاری تجملی و گزیده‌گرا است. هرکسی نمی تواند بی‌ام‌و بخرد به شهادت اصل مدیریت نام تجاری‌اش: «نهایت در رانندگی» برای کسانی جذاب است که هیچ چیز درجه ی دومی را قبول ندارند. البته «نهایت»، یک عبارت توصیفی است، نه چیزی که بشود آن را به‌طور قانونی مورد آزمایش قرار داد؛ ولی طنین یک ادعای جسورانه را دارد که این در رابطه با برندینگ، مهم‌ترین چیز است.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

خطر آبکی شدن برند

چالشی که پیش روی هر نام تجاری شرکتی قرار دارد، این است که برای خود یک هویت هماهنگ حفظ کند. چون هر جهت‌گیری جدیدی با ریسک آبکی شدن جوهره آن نام تجاری همراه است. در مورد بی‌ام‌و، چنین نشده است، چون شرکت، قاطعانه تمرکزش را روی یک مشخصه حفظ کرده است: کارایی موتور. تخصص اولیه ی شرکت، زمانی که در سال 1916 در مونیخ آغاز به کار کرد، ساخت موتور هواپیما بود.  اگر نام های تجاری واقعا بتوانند به انسان ها در متمایز ساختن خودشان کمک کنند، هیچ کدام از نام های تجاری این کار را بهتر از بی‌ام‌و، انجام نداده اند.

شعار تبلیغاتی BMW

شعار تبلیغاتی BMW

 بی ام و، مالک واژه راندن

از آن جا که یک عنصر تصویری تأثیر بیشتری دارد تا گفتار، منطقی است که فرض کنیم نخستین تصمیم یک مدیر بازاریابی باید انتخاب آن عنصر تصویری باشد. اما این طور نیست.این تناقضی است که بسیاری از افراد دنیای بازاریابی را درگیر خود می کند. ایک چکش بصری در ساخت برند تأثیر بسیاری دارد، اما خود این چکش، هدف برنامه ی بازاریابی نیست.

هدفی که برند را از ناکجا، به پرفروش ترین برند خودروی لوکس دنیا تبدیل کرد. اما چه چیزی مفهوم راندن را به ذهن مشتری منتقل کرد؟ ایده بصری بی ام و چه بود؟ این ایده بصری شامل یک زنجیره ای طولانی از آگهی های بازرگانی تلویزیونی بود و افرادی خوشحال را نشان میداد که در جاده های پیچ در پیچ، به راندن بی ام و سرگرم بودند.

این مقاله را حتما بخوانید: تیفانی، پر افتخارترین برند جواهرآلات جهان

Group 3384

شعار «نهایت یک خودرو» یک ایده کلامی بود. اما این ایده بصری بود که مفهوم نهایت یک خودرو  را به ذهن ها فرو می کرد.بدون ایده بصری، این ایده ی کلامی در یک سانحه ی جاده ای نابود میشد. البته «راندن» دهه هاست که مفهوم همیشگی تبلیغات شرکت های خودروسازی بوده؛ مانند کمپین درازمدت «ما هیجان می آفرینیم» شرکت «پونتیاک»، بدون هیچ گونه ایده بصری.

کمپین «نهایت یک خودرو» در سال ۱۹۷۵ کار خود را شروع کرد. در سال ۱۹۹۳، بی ام و به پرفروش ترین برند خودروی لوکس اروپایی در آمریکا تبدیل شد.

چرا واژه های تصویری ماندگارند!

ال ریس در کتاب چکش بصری به این موضوع می پردازد که هر برندی باید مالک واژه ای قابل تصویر در ذهن باشد. در این راستا ایده کلامی برند را به میخ و ایده تصویری برند را به چکش تشبیه می کند. هر چقدر چکش هماهنگ با میخ باشد این میخ قدرتمند تر به ذهن مخاطبان وارد می شود و ماندگار تر است.

مهمترین ابزار شما یک چکش بصری است که وقتی ایده تان را به ذهن مخاطب میخ کردید، دیگر زاید به نظر می رسد.خوب، این طورها هم نیست. سه قانون اصلی تبلیغات عبارت اند از: ۱) تکرار، ۲) تکرار و ۳) تکرار. ب

دین ترتیب، شما نه تنها برای سالها، بلکه تا دهه ها به این چکش نیاز دارید و این نیاز نه تنها در تبلیغات احساس می شود، بلکه در هرچه با وب سایت و کارت ویزیت و گزارشهای سالانه ی خود انجام میدهید نیز حضور دارد.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

بسیاری از شعارهای بازاریابی نیز دقیقا به همین دلیل ضعيف از آب درمی آیند. شاید آنها مزیت مهمی را بیان کنند، اما تا وقتی با یک چکش بصری تقویت نشوند، اساسا بی فایده خواهند بود. فردی که می خواهد اتومبیلی بخرد، به دنبال چیست؟ مطمئنا در کنار بسیاری موارد، این ویژگی ها را نیز در نظر می گیرد: قابلیت اطمینان، میزان مناسب مصرف سوخت، ظاهر دوست داشتنی، طراحی داخلی زیبا، گازخور خوب و اندازه ی مناسب. 

نخستین اشتباهی که یک شرکت خودروسازی ممکن است مرتکب آن شود، تبلیغ این ویژگی هاست. شاید بگوید منطقی است و مشتری به دنبال همین ویژگی هاست ، اما اشتباه بزرگی است وقتی همه چیز را با هم تبلیغ می کنید، چیزی در خاطر مخاطب نمی ماند. مهم ترین ویژگی برند را برای تبلیغ انتخاب کنید. ویژگی که با یک چکش بصری تقویت شده باشد.

Image 47

تاریخچه لوگو بی ام و (bmw)

درباره لوگو بی ام و

جالبه بدونید که شرکت bmw در ابتدا موتور و ملخ هواپیمای نظامی طراحی می کرده و از این رو برخی از سایت ها و منابع مفاهیمی همچون ملخ هواپیما و آسمان را به این لوگو نسبت می دهند اما شرکت قویا این موضوع را رد می کند. طراحی لوگو bmw بر مبنای دو رنگ اصلی ایالت باواریا زادگاه این برند یعنی آبی و سفید تشکیل شده است. البته نا گفته نماند که مفاهیمی همچون جهانی بودن از شکل دایره ای و پویایی برند از فرم چرخشی این لوگو می توان استنباط نمود.

رمز موفقیت

ایجاد تمایز: یک اتومبیل بی‌ام‌و، صاحبش را متمایز می سازد و نشان دهنده ی این است که صاحبش به احتمال زیاد، ثروتمند، جسور، دوستدار هیجان و رقابت و تندرو است و می خواهد «نهایت» را تجربه کند.

تمرکز: بااینکه بی‌ام‌و هم گه‌گاه دچار اشتباه عجیب حرکت به‌سوی بازارهای بالاتر یا پایین‌تر شده است؛ ولی درنهایت توانسته است تمرکز فشرده ای را که برای هر نام تجاری شرکتی لازم است، حفظ کند.

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.bmw.com

سال تاسیس: 1916

کشور سازنده: آلمان

نکته‌ها:

1- گروه بی‌ام‌و در حال حاضر 23 کارخانه ی تولید و مونتاژ در هفت کشور دارد.

2- گروه بی‌ام‌و در سال 2004، به قضاوت نشریه ی ویرتز شافت‌وش Writschaftswosche و گروه مشاورین برنامه‌ریزی ای‌.تی کیرنی (A.T.Kearney)، جایزه ی بهترین نوآوری را کسب نمود.

3- در سال 2002، گروه بی‌ام‌و، اولین شرکت اروپایی بود که موفق شد جایزه ی (Outstanding Corporate Innovator) (OCI) در ایالات متحده ی امریکا را کسب کند.

بر گرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری نوشته مت هیگ. انتشارات سیته

انتخاب و ساخت شعار تبلیغاتی و تجاری همپای انتخاب نام­ های تجاری اداری بسیار حائز اهمیت است. هر برند باید مالک یک شعار برند یا یک شعار تبلیغاتی خاص باشد که آن را در ذهن مخاطب جا بیندازد. ساخت شعار برای برند در واقع یک مهارت و تخصص است و اصول و ترفند­هایی دارد. در این مقاله تصمیم داریم ترفند­هایی کاربردی را با شما درمیان بگذاریم که شما به کار بستن آن­ها بتوانید در زمانی کوتاه یک یا چند شعار تبلیغاتی و تجاری قدرتمند بسازید. چند نمونه از برند­های ایرانی که با شعار تبلیغاتی همراه هستند در اینجا برای شما مثال می­زنیم.

هیمالیا: بر قله زیبایی­ها

سایپا: همپای مهربان ایرانیان

ایران خودرو­ها : راه تو را می خواند

هیچ کدام از ترفند­هایی که باعث قدرتمندی یک شعار تبلیغاتی می­شوند در این نمونه­ ها به کار گرفته نشده است. در ادامه مقاله ترفند­های ساخت شعار تجاری قدرتمند آشنا می شویم. با ما همراه باشید.

ترفند نخست: سراغ ویژگی خاص برندتان بروید

برخی برندها ویژگی های خاص خود را دارند که آن­ها را در میان رقیبانشان خاص و متمایز می­کند. این برند­ها باید در ساخت شعار تجاری و یا شعار تبلیغاتی روی همین ویژگی منحصر به فرد­شان تمرکز کنند. با یک مثال موضوع را شرح می­دهیم. برند خودروسازی ولوو نمونه خوبی از یک برند با ویژگی­های منحصر به فرد بوده است. خودرو­های ساخت به جای ظاهر زیبا و با کلاسی که بسیاری برند­های خودرو داشتند دارای ایمنی فوق العاده و مثال زدنی بودند.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

این شرکت خودرو سازی سوئدی، تلاش فراوانی برای ارتقا ایمنی خودرو­های شخصی انجام داد و با این که طراحی ظاهری چندان دلچسب نداشت اما خریدن این اتومبیل چیزی مثل بیمه عمر بود. ولوو توانسته بود ایمنی را به خوبی به عنوان شعار تبلیغاتی خود در ذهن مشتری­ها جا بیندازد و به همین دلیل سال­های سال توانست لقب پرفروش ترین خودروی وارداتی ایالات متحده را از آن خود کند. ولوو روی موضوعی تمرکز کرد که تقریبا برای تمام اتومبیل سواران و علی الخصوص کسانی که فرزند دارند بسیار مهم است : ایمنی اعضای خانواده

منظور از ویژگی منحصر به فرد برند چیزی است که رقبا نتونند ادعایش را بکنند. یعنی برند و محصولتان دارای ویژگی باشد که اثبات آن برای شما کار سختی نباشد ولی رقبا نتوانند یا برایشان سخت باشد که آن ادعا را بکنند. به طور مثال در ادامه مقاله شعار تجاری چند برند مشهور جهان که روی ویژگی منحصر به فرد و غیر قابل رقابتشان تاکید دارد توجه کنید:

شعار تبلیغاتی BMW

شعار تبلیغاتی BMW

بی ام و : نهایت رانندگی

با کیفیت عالی و کلاس خاصی که این برند دارد اثبات این ادعا که با ماشین­هایش نهایت لذت و حس رانندگی را می توان به دست آورد برایش کار سختی نیست. بسیاری از رقبایش هم به سختی می­توانند خودشان را با این برند نام دار مقایسه کنند. همین موضوع  باعث شده است این کمپانی اتومبیل سازی سال­های سال روی این شعار تبلیغاتی تمرکز کند و یکی از پرفروش ترین و پرسودترین خودروسازی­های دنیا باشد.

کوکاکولا : یک چیز واقعی

کوکاکولا چون اولین شرکتی بوده که توانست این نوشیدنی را از محتویات برگ کوکا و دانه­های کولا استخراج کند می تواند لقب واقعی بودن را به خود اختصاص دهد. یعنی ما بقی کولا­ها تقلیدی هستند و این ادعای درستی است که رقبا نمی توانند انکارش کنند.

ترفند دوم: تصویر سازی کنید

شعار تبلیغاتی قدرتمند است که خاطره انگیز باشد. خاطره یعنی چه؟ یعنی هر چیزی که در ذهن ما ماندگار شده است و به خوبی در ذهن ما حک شده باشد. پس این تصاویر هستند که در خاطر ما خاطره می­سازند و خاطره انگیز هستند. پس نتیجه می گیریم اگر قصد دارید یک شعار تبلیغاتی قدرتمند و خاطره انگیز بسازید نقش واژه ­های تصویری را فراموش نکنید.

واژه‌های تصویری یعنی واژه‌­هایی که ماندگار می­شوند. اگر به طراحی لوگو برندهایی که از تصویری قابل ادراک استفاده کرده اند مانند شرکت اپل دقت نمایید به این نکته می رسیم که هر ایده تصویری قابل تشخیص برای مخاطب ذهن مشتریان را جادو می کند و شاید می توان با قطعیت گفت تصویری بودن کلام ماندگاری آن را تضمین می کند.

از شعار تبلیغاتی آی پاد تا اچ پی

یک نمونه شعار تجاری با تصویر سازی عالی شعار تبلیغاتی است که اپل برای محصول آی پاد از آن استفاده می کرد هزار آهنگ در جیب شما.

اپل با این شعار تبلیغاتی خودش را به صدر لیست فروشندگان پخش کننده­های جیبی آهنگ رسانید چرا که این شعار به شدت تصویری، مملوس و قدرتمند است.

واژه هزار که در این جا معنی فراوان می­دهد و ترکیب واژگانی جیب شما هر دو تصاویر قدرتمند را در ذهن ما ایجاد می­کنند.

ترفند سوم: از تجانس آوایی و قافیه بهره بگیرید

در مغر ما بیش از 100 میلیارد سلول مغزی وجود دارد که با هم در ارتباط هستند. تحقیقات نشان می­دهد ترکیب­ ها و جملاتی که قافیه دارد یا دارای تجانس آوایی هستند می­ توانند در سلول­های مغزی ما مسیرهایی را ایجاد کنند. دقیقا مانند سیم کشی­ های درون یک دستگاه الکترونیکی.

همین ویژگی باعث می­شود این ترکیب­ها و جملات بسیار بهتر در خاطرمان بمانند. برای نمونه اگر دقت کنید می­بینید بسیاری از ضرب المثل­های ماندگار ایرانی قافیه دار هستند :

شتر دیدی ندیدی

آستین نو بخور پلو

بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد

جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت نبود.

شعار تجاری برند لکسوس

هدف از ساخت شعار تجاری ماندگاری آن در ذهن مشتری می باشد. بنابراین استفاده از قافیه و تجانس آوایی یکی از ترفند­های مهم ساخت شعار تجاری است.برند­ های معروف بین المللی از این ترفند بسیار استفاده می­کنند. یکی از معروفترین برند­هایی که از این ترفند استفاده کرده است شعار کمپانی خودروسازی لکسوس است که دسامبر­های خاطره انگیز می­باشد.

شرکت پست آمریکا

یک شرکت پستی در آمریکا شعار آن این است که اگر جا شود حمل هم می­شود!. شعار این برند منظورش این است که شرکت پستی ما جعبه­های متفاوتی دارد که اگر وسایل شما در آن جعبه­ها جای بگیرد هزینه بسیار مناسبی را خواهید پرداخت. این شرکت به خوبی توانسته است این جمله را در شعاری دارای قافیه و خوش آوا و به یاد ماندنی خلاصه کند.

ترفند چهارم: قدرت تکرار را فراموش نکنید

استفاده از ترفند تکرار یکی از قدرتمندترین روش­های ساخت شعار تجاری یا شعار تبلیغاتی است که در منابع انگلیسی به آن REPETITION می­گویند. ساختن شعار­هایی که دارای تجانس آوایی باشند کمی سخت است و ساختن شعار­های دارای قافیه احتمالا سخت تر می­باشد. اما ساختن شعار تجاری با ترفند تکرار بسیار راحت تر است.

این مقاله را حتما بخوانید: هر آنچه که باید در انتخاب نام برند بدانید!!

این ترفند یعنی یک واژه قدرتمند را در شعار تبلیغاتی تکرار کنیم. استفاده از ترفند تکرار در ساخت شعار تجاری با وجود قدرتمند بودن ساده است فقط باید دقت کرد که شعارتان بی ربط نباشد و تکرار را روی یک وازه  قدرتمند قرار دهید که پیام خاصی را به مخاطب می­دهد.

در زیر نمونه ای از شعارتجاری برند­های معروف جهان که از ترفند تکرار در شعار استفاده می­کند را مثال می زنیم:

  • شعار تجاری برند مواد شوینده اکسی‌کلین: Don’t clean it, OxiClean it
  • شعار تجاری شرکت pfizer بزرگ‌ترین شرکت داروسازی جهان: Life is our life’s work
  • شعار تجاری برند تولید شیر Mayfield: The milk lovers milk
  • شعار تجاری برند تولید پیتزای papa johns: Better ingredience, Better pizza!

حالا چند برند ایرانی را مثال می­زنیم که از ترفند تکرار استفاده کرده است:

برند خودکار بیک: فقط بیک مثل بیک می­نویسد.

برند صا ایران: هر روز بهتر از دیروز.

شعار شوفاژ دیواری گلدیران: از ماست که گرماست.

شعار برند مواد شوینده تاژ: همیشه کیفیت، همیشه تاژ

ترفند پنجم: با تناقض شعار خاص بسازید!

استفاده از تناقص ترفند دیگری در ساخت شعار تجاری است. ترفند تناقص یعنی استفاده از واژه یا جمله ای در شعار تجاری که مخاطب انتظار آن را ندارد. و یک جور حالت معکوس به حساب می­آید. مانند بسیاری از ضرب المثل­های ایرانی

آش نخورده و دهان سوخته

فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه

اشک تمساح

شعار تبلیغاتی نایکی

شعار تبلیغاتی نایکی

شعار تجاری برند مشهور نایکی: فقط انجامش بده

نایکی حدود 30 سال است که از این شعار استفاده می­کند. این برند از ترفند هوشمندانه تناقض در این شعار تجاری استفاده کرده است. از قدیم به ما گفته اند که اول فکر کن و سپس انجام بده اما این شعار تجاری تناقضی با این اصل است.

ترفند ششم: در شعارهایتان از ایهام استفاده کنید

ترفند دیگر در ساخت شعار تجاری قدرتمند استفاده از کلید ایهام است. ایهام یعنی وجود واژه ای در شعار تبلیغاتی که همزمان دو معنی را القا می­کند. در منابع انگلیسی به این ترفند DOUBLE-ENTENDRE می­گویند. شعار تجاری برند جواهر دییرز که الماس عرضه می­کند و قبل تر به آن اشاره کردیم مثال خوبی است:

الماس ابدی است!

در این شعار واژه الماس علاوه بر معنی واقعی اش استعاره از عشق هم می­باشد.

بزرگترین کتاب فروشی روی زمین

آمازون بزرگترین رود کره زمین است. و نام تجاری این برند هم آمازون است. پس این شعار هم به نام این شرکت و هم به محل جغرافیایی که نام این برند را از آن گرفته شده؛ اشاره کرده است.

برند ایرانی چسب رازی هم تا حدودی از ترفند ایهام برای ساخت شعار تجاری استفاده کرده است: همه راضی از چسب رازی

دو نکته پایانی:

  1. از شعر­های نخ نما پرهیز کنید

  2. شعار قدرتمند­تان را عوض نکنید!

آنچه خواندیم

پس از انتخاب نام برند و رنگ برند به قسمت انتخاب شعار تبلیغاتی برای برند می­رسیم. در این مقاله با آوردن مثال­های متعدد ترفند­های انتخاب شعار تبلیغاتی را ذکر کردیم. انتخاب یک شعار مناسب یکی دیگر از مواردی است که باید برای برندتان توجه کنید و با هوشمندی به شعار تبلیغاتی و تجاری قدرتمند برسید.

خلاصه آنچه خوانده ایم

در این مقاله ما در رابطه با تاثیر انتخاب رنگ و چگونگی انتخاب رنگ برند به تفضیل شرح دادیم. متوجه شدیم به عنوان یک برند و نام تجاری اگر بخواهید یک ارتباط عاطفی قوی در مشتریانتان ایجاد کنید انتخاب یک رنگ بسیار مناسب می­تواند کمک بسیار شایانی بکند. همچنین علم روانشناسی رنگ­ها این امر را به خوبی ثابت کرده است که شنیدن برخی عبارات تداعی کننده چگونه هیجان و رنگی در ذهن­ها می­شود و همین باعث می­شود که نام یک برند و تجارت متمایز شود. برای انتخاب نام برند و تجارت استفاده از رنگ­های اصلی را توصیه کردیم. و همچنین تاثیر فرهنگ و تاریخ در نام برند را بیان کردیم.که یا توجه به این گزینه انتخاب رنگ­های خنثی یا فرعی نیز بسیار کارساز است.

در نهایت نتیجه می­گیریم انتخاب یک رنگ مناسب برای برندتان باعث می­شود تا پیشرفت بسیار زیادی در جلب مشتری و متمایز بودن برندتان در ذهن عموم شود.

 

 

 

 

وقتی کالایی کاملا جدید پدیدار می شود، قلاب کردن یک نام مشهور به آن تقریبا همیشه اشتباه است. دلیل این امر روشن است. یک نام مشهور به این دلیل مشهور است که نماینده و یادآورنده ی مسئله ای است که در ذهن مشتری جایگاهی دارد. یک نام واقعا مشهور، روی بالاترین پله ی نردبانی قرار گرفته است که چهارچوبی مشخص دارد. اگر قرار است کالای جدید موفق باشد، به نردبانی جدید نیاز دارد. نردبانی تازه، اسمی تازه. طراحی لوگو و هویت بصری تازه، به همین سادگی

اما فشارهای همگام شدن با نام مشهور بسیار زیاد است. «نام مشهور، پذیرفته شده است، مشتریان و خریداران احتمالی ما و شرکت را میشناسند و اگر نام ما را روی کالای جدید ببینند، احتمال پذیرش آن کالا بسیار بیشتر میشود.»

اما چنین منطقی کاملا اشتباه است.

تجربه تلخ زیراکس

زیراکس تقریبا یک میلیارد دلار برای یک شرکت کامپیوتری سودآور هزینه کرد که اسم کاملا مناسبی مانند سیستم های داده های علمی (Scientific Data Systems) داشت. بعد چه کرد؟ البته نام شرکت را از سیستم های داده های علمی به سیستم های داده های زیراکس (Xerox Data Systems) تغییر داد. چرا؟ آشکارا به این دلیل که زیراکس نامی بهتر و شناخته شده تر بود. نه تنها شناخته شده تر، بلکه زیراکس نوعی بازاریابی پر ابهت و رمزآلود دارد.

زیراکس

این تبلیغ کامپیوتر زیراکس، مشکل را مشخص می کند، اما راه حلی نشان نمی دهد. زیراکس در طول چندین سال، چند میلیارد دلار در بخش کامپیوترش از دست داد تا این که سرانجام مدیران دست از آن شستند و تلاش های جایگاه سازی خود را به شرکت کپی اسناد و اوراق معطوف کردند. هر چیزی که کپی نمی کنند، بهتر است از این جا برود.

قانون الاکلنگ

وقتی به ذهن خریدار نگاه می کنید، می توانید ببینید کجا اشتباه کرده اید؛ و این همان قانون الاکلنگ است. یک نام نمیتواند نماینده ی دو کالای کاملا متمایز باشد. وقتی یکی از این کالاها بالا می رود، دیگری پایین می آید.

زیراکس به معنای ماشین کپی است، نه کامپیوتر (اگر از منشیتان بخواهید برایتان یک نسخه زیراکس بگیرد، اگر در عوض یک حلقه ی نوار مغناطیسی دریافت کنید، از کوره در میروید). حتی زیراکس هم این را می داند. عنوان یکی از تبلیغات کامپیوتری آنها می گوید: «خنده دار است.تو شبیه ماشین زیراکس نیستی.» و خط بعدی ماشین زیراکسی که نمی تواند کپی بگیرد.»

این مقاله را حتما بخوانید: جوهره برند در برندسازی چیست ؟

برای موفق بودن، زیراکس باید کاری می کرد که زیراکس مفهوم کامپیوتر داشته باشد. آیا چنین کاری برای شرکتی که جایگاه دستگاه کپی را دارد، امکان پذیر است؟ شرکتی که ۹۰ درصد از حجمش را دستگاههای کپی تشکیل میدهند.

زیراکس چیزی بیشتر از نام است. زیراکس یک جایگاه است. زیراکس هم مانند کلینکس، هرتز و کادیلاک نمایانگر جایگاهی از ارزشی طولانی مدت است.

وقتی کسی بخواهد جایگاهتان را بگیرد، به اندازه ی کافی بد است؛ اما اگر این جایگاه را خودتان از خودتان بگیرید، دیگر فاجعه است.

مصداق الاکلنگ در برندهای هاینز و ولاسیک

هاینز و قانون الاکلنگ

هاینز و قانون الاکلنگ

هاینز (Heinz) چیست؟ پیش از این به معنای خیارشور. کلمه خیارشور متعلق به هاینز بود و بیشترین سهم را داشت. سپس این شرکت کاری کرد که هاینز معنای سس کچاپ را پیدا کند و بسیار هم موفق شد. هاینز اکنون برند درجه ی یک در کچاپ  است.

و اما چه به سر سمت دیگر الاكلنگ امد؟ هاینز سرگروهی خیارشور را به ولاسیک (Vlasic) واگذار کرد.

این مقاله را حتما بخوانید: قبل از انتخاب نام برای برند، حتما این مقاله را بخوانید.!

هاینز (Heinz) شرکتی بزرگتر با اسمی بهتر نسبت به ولاسیک (Valsic) و گربر (Gerber) است. اما ولاسیک در زمینه ی خیارشور و گربر در زمینه ی غذای بچه، فروش بیشتری از هاینز دارد. شرکتی بزرگ با سابقه ای فراوان، معمولا نمی تواند با شرکتهای کوچکتری که موقعیتی مشخص دارند، به خوبی رقابت کند. اندازه مهم نیست، اما جایگاه سازی مهم است.

روش تک جایگاهی پراکتر اند گمبل

برای روشن کردن مزایای نام های جداگانه به جای استفاده از نام خود شرکت می توان شیوه های به کار گرفته شده توسط پراکتر اند گمبل و کلگیت – پالمولیو را با هم مقایسه نمود.

روی بسیاری از محصولات کلگیت – پالمولیو میتوانید اسم شرکت را ببینید. برخی از آنها عبارت اند از: خمیردندان کلگیت، خمیر ریش فوری کلگیت، ضدعفونی کننده ی دهان کلگیت ۱۰۰، مسواک کلگیت و پودر دندان کلگیت. همچنین مایع شوینده ی پالمولیو، اصلاح فوری پالموليو، خمیر ریش پالمولیو و صابون پالمولیو.

پراکتر اند گمبل

نمونه ای از روش تک جایگاهی پراکتر اند گمبل

اما در مورد محصولات پراکتر اند گمبل، اصلا اسم شرکت را در کنار نام محصول نمی بینید.پراکتر اند گمبل هر کالایی را با دقت تمام جایگاه سازی کرده است، بهگونه ای که جایگاهی منحصر به فرد در ذهن داشته باشد. برای مثال تاید(Tide) لباسها را «سفید» می کند، چیر (Cheer) لباسها را «سفیدتر از سفید» می کند و بولد (Bold) آنها را «براق» می سازد. پراکتر اند گمبل با تعداد کالاهای کمتر (۵۱ کالا در برابر ۶۵ کالای کلگیت – پالموليو)، میزان تجارتش دو برابر و میزان سوددهی اش سه برابر بیشتر از کلگیت – پالمولیو است.

گرچه این روزها در خیابان مدیسون مد شده که تبلیغات پراکتر اند گمبل را ناچیز بشمارند، اما جالب است به این نکته اشاره کنیم که پراکتر اند گمبل درآمد سالیانه اش از تمامی ۶ هزار آژانس تبلیغاتی آمریکا بیشتر است.

نام تجاری مثل لورآل، که امروز بیشتر به گسترش و افزایش سرمایه ی موجودش می پردازد، در اصل در قالب یک نام تجاری انقلابی شروع به کار کرد. این نام تجاری توسط یک نفر به وجود آمد، او آقای اوژن شوئلر (Eugene Schueller) یک مهندس شیمی با استعداد مقیم پاریس بود. وی در سال 1907 اولین رنگ موی شیمیایی را ابداع نمود. لوگو لورآل از نوع لوگوتایپ بوده و کاملا یک ژست جایگاه اجتماعی بالا به خود گرفته است.

در سال 1908 با تکیه بر این ابداع، فعالیت تجاری خود را با نام شرکت فرانسوی رنگ موی بی‌ضرر (French Company for inoffensive Hair Dyes) پایه‌گذاری کرد. (سال بعد نام شرکت به لورآل تغییر یافت.)

دو مرحله مهم در زندگی یک برند

نام های تجاری موفق از دو مرحله می گذرند: مرحله ی نوآوری و ابداع و مرحله ی تثبیت و استحکام. یک نام تجاری برای رسیدن به پیشگامی، ابتدا به نوآوری و در مرحله ی بعدی به تثبیت و استحکام نیاز دارد. تقریبا غیرممکن است که یک نام تجاری بتواند تنها با تکیه بر تبلیغات، در یک رسته ی کاری پیشگام شود. نام تجاری باید چیز جدیدی به دنیا ارایه کند؛ چیزی که آن‌قدر قابل توجه باشد که اطلاع‌رسانی، روابط عمومی و توصیه ی کلامی به‌دنبال بیاورد.

برای مثال تیغ های خودتراش ژیلت یا کفی لاستیکی کفش های مخصوص دویدن نایکی را درنظر بگیرید. این نوآوری ها بازار را متحول ساختند و سکوی پرش مناسبی برای نام تجاری‌شان آماده کردند و سپس در مرحله ی بعدی به کمک تبلیغات، دستاوردهای خود را تثبیت کرده و استحکام بخشیده اند.

 بدون نورآوری، چیزی برای تثبیت و استحکام وجود نخواهد داشت.

لورآل در مسیر رشد

ابتدا، شرکت، تک نفره هدایت می شد. اوژن برای درست کردن رنگ مو از خیر خواب شبانه گذشته بود و روزها هم برای فروش محصولات خود به آرایشگاه های پاریس سر می زد. کم‌کم مرحله ی تثبیت شروع شده بود.

این مقاله را حتما بخوانید: کلینکس، اولین نام تجاری دستمال کاغذی

در سال 1909، اوژن موفق شد از یک شرکت حسابداری، وام مختصری بگیرد که با آن توانست هم یک آپارتمان بزرگ‌تر اجاره کند و هم اولین کارمند شرکت را استخدام نماید. او هم‌چنین در یک مجله ی مخصوص آرایشگاه ها، به نام لاکوافور دوپای (LaCoiffure de Paris)، برای محصول خودش شروع به تبلیغات کرد.

اوژن، موسس لورآل

اوژن، موسس لورآل

ایجاد نام های تجاری جدید، الگوی موفق لورآل

در سال 1934 این برند آن قدر بزرگ شده بود که توانست شرکت فرانسوی مونسارون (Monsaron) را بخرد. این موقیت برای اوژن عرصه ی بسیار مناسبی را فراهم کرد تا بتواند دومین نوآوری بزرگ لورآل – اولین شامپوی بدون صابون – را ارایه کند. با این حال او به جای اینکه این کالای جدید را شامپول لورآل بنامد، به آن یک نام تجاری جدیدب خشید: دوپ (Dop).

در سال های بعد خرید شرکت های موجود و به وجود آوردن نام های تجاری جدید در رسته های متفاوت کالا، الگوی کار این برند شد. در دهه ی شصت میلادی، لورآل، شرکت های لانکوم (Lancome) و گارنیه (Garnier) را خرید و شرکت عطر گی لاروش (Guy Laroche Perfumes را به‌وجود آورد. امروزه اکثر نام های تجاری معتبر در صنعت عطرسازی از جمله رالف لارن (Ralph Lauren)، لانکوم و جورجیو آرمانی (Giorgio Armani) به لورآل تعلق دارد. لورآل هم چنین پیشگام بازار مواد آرایشی است و در کنار نام تجاری خود، صاحب نام تجاری می بلین (Maybelline) هم می باشد.

برندهای لورآل

زیربرندهای شرکت لورآل

رقابت برندهای داخلی لورآل با یکدیگر

نکته ی جالب دیگر درمورد لورآل این است که از خورده شدن توسط خودش نمی ترسد. از آنجایی که این شرکت، نام های تجاری بسیاری در بازارهای یکسان یا مشابه دارد، خطر اینکه هرکدام از آن ها فروش دیگری را تحت‌الشعاع قرار دهد یا به اصطلاح توسط دیگری خورده شود، بسیار زیاد است. این برند آن‌قدر برند بزرگی شده است که بزرگترین رقیب خودش است.

این مقاله را حتما بخوانید: با مفهوم SWOT در برندسازی آشنا شوید!!

ولی اوئن جونز می گوید که از روی قصد سعی داشته است که بین تیم های بازاریابی خودش، رقابت و تنش به وجود بیاورد. او در همین رابطه به مجله ی بیزنس و یک می گوید: «من دقیقا می خواستم فضایی سنگین و پرتنش ایجاد کنم.» او به همین منظور یک دفتر مرکزی هم در نیویورک تاسیس می کند؛ یک «قدرت رقیب» که از مقر اصلی شرکت در پاریس مجزاست.

این اقدامات جلوی هرگونه «احساس رضایت از خود» را، حتی در جاهایی که لورآل حاکم مطلق بازار است، می گیرد. بیش از یک دهه است که لورآل نسبت به دیگر رقبایش در مقامی بالاتر قرار دارد. ولی اوئن جونز می گوید که هیچ وقت «راضی نیست» و هیچ‌گاه متقاعد نشده است که شرکتش برنده ی نبرد بازار است. چنین رقابت درونی ای بدون شک، محیطی بسیار خلاق می آفریند.

هویت ملی متفاوت در برندهای متفاوت

رمز موفقیت این برند در جداسازی هویت هر کدام از نام های تجاری‌اش است. مثلا نام تجاری می بلین با اینکه به یک شرکت فرانسوی تعلق دارد ولی مصرف کنندگان خود را دختران جوان و آلامد نیویورکی نشان می دهد. لورآل با داشتن هویت های جداگانه ی متنوع، درون یک شرکت جهانی توانسته است به حق، خود را به عنوان «سازمان ملل زیبایی» بشناساند.

لیندسی اوئن جونز (Lindsay OwenJones) مدیرعامل بریتانیایی لورآل می گوید: «ما آگاهانه تلاش کرده‌ایم که در ریشه های فرهنگی نام های تجاری‌مان، تنوع به وجود بیاوریم.» برای مثال هنگامی که لورآل در سال 1996، شرکت می بلین را به مبلغ 758 میلیون دلار خرید، آگاهانه بر اصلیت امریکایی آن تاکید ورزید و زیرمجموعه های جدیدی مثل می بلین میامی چیل (Maybelline Miami Chill) را ارایه داد و در تبلیغات تلویزیونی، به عنوان پس زمینه از منهتن نیویورک استفاده کرد.

این استراتژی کارساز بود. فروش می بلین تا سال 2003 دوبرابر شد و امروزه نسبت به قبل از زمان واگذاری به لورآل، در خارج از امریکا هم نام تجاری بسیار بزرگتری است.

لورآل این موضوع را ثابت کرده است که هویت ملی بخشیدن به نام های تجاری زیرمجموعه‌اش، موفقیت بین‌المللی آن ها را محدود نکرده است. درواقع با اضافه کردن کاراکتر و شخصیت به این زیرمجموعه ها، کارآیی این استراتژی بیشتر هم شده است.

تکامل لوگو لورآل

جایگاه لورآل تنها ارائه ی محصولاتی با مصارف روزمره ی زیبایی نیست؛ بلکه جایگاهی دارد به عنوان ارایه کننده ی محصولاتی که درخور و شایسته ی مصرف کننده است. این مهم به خوبی در فرم و شکل طراحی لوگو نوشتاری این برند مشهود است و جایگاه ویژه محصولات این برند را نشان می دهد.

لوگو لورآل

تاریخچه لوگو لورآل

شعار تبلیغاتی لورآل: «برای اینکه شما شایستگی آن را دارید.» که در آگهی های تلویزیونی از زبان بسیاری از اشخاص مشهور چون بن افلک (Ben Affleck) و جنیفر انیستون (Jennifer Anistone) شنیده شده است، به‌خوبی هویت نام تجاری را آشکار می سازد.

این مقاله را حتما بخوانید: هویت بصری برند چیست و با مهمترین اقلام آن آشنا شوید!!

این شعار مثل خود شرکت، جهانی بودن را با ویژگی های شخصی می آمیزد. مخاطبان این شعار، هم خریداران تک و هم بازارهای عمده هستند؛ چرا که واقعا نمی توان آن دو را از هم جدا کرد. درواقع «فردیت» کلمه ای است که تمام استراتژی لورآل در آن خلاصه می شود. لورآل به این شیوه توانسته است بهترین های هر دو بازار را از آن خود کند.

لورآل دربرابر این وسوسه که تمامی نام های تجاری خود را زیر پرچم لورآل به شکل یک مجموعه ی مشابه ارایه دهد، مقاومت کرده است و توانسته است به هرکدام به‌طور جداگانه قدرت ببخشد.

رسته های اصلی لورآل

لورآل برای اطمینان از اینکه نام های تجاری متنوع‌اش در سایه ی یکدیگر کم‌رنگ و محو نشوند، نه‌تنها روی هویت ملی هرکدام تاکید خاص دارد، بلکه موقعیت خودش را هم پایین آورده و الان تنها بر پنج رسته ی کاری تمرکز دارد: محصولات مراقبت از مو، رنگ مو، لوازم آرایش، عطر و محصولات نگهداری از پوست.

برای اینکه شما شایستگی آن را دارید

جایگاه لورآل تنها ارائه ی محصولاتی با مصارف روزمره ی زیبایی نیست؛ بلکه جایگاهی دارد به عنوان ارایه کننده ی محصولاتی که درخور و شایسته ی مصرف کننده است. شعار تبلیغاتی لورآل: «برای اینکه شما شایستگی آن را دارید.» که در آگهی های تلویزیونی از زبان بسیاری از اشخاص مشهور چون بن افلک (Ben Affleck) و جنیفر انیستون (Jennifer Anistone) شنیده شده است، به‌خوبی هویت نام تجاری را آشکار می سازد.

این شعار مثل خود شرکت، جهانی بودن را با ویژگی های شخصی می آمیزد. مخاطبان این شعار، هم خریداران تک و هم بازارهای عمده هستند؛ چرا که واقعا نمی توان آن دو را از هم جدا کرد. درواقع «فردیت» کلمه ای است که تمام استراتژی لورآل در آن خلاصه می شود. لورآل به این شیوه توانسته است بهترین های هر دو بازار را از آن خود کند.

لورآل دربرابر این وسوسه که تمامی نام های تجاری خود را زیر پرچم لورآل به شکل یک مجموعه ی مشابه ارایه دهد، مقاومت کرده است و توانسته است به هرکدام به‌طور جداگانه قدرت ببخشد.

 

رمز موفقیت

نوآوری: نام های تجاری بزرگ با نوآوری به‌وجود می آیند نه با تبلیغات؛ تبلیغات در مرحله ی دوم قرار دارد.

فردیت: لورآل برای جذب بازارهای متفاوت از نام های متفاوت بهره می گیرد. این نام با دیگر نام های تجاری جهانی که یک تک شمایل «خداگونه» از خود به جهان می نمایانند، متفاوت است. لورآل نیاز ندارد که جهانش را تنها به شکل خودش بیافریند.

شخصیت: بااینکه این برند برای بازارهای متفاوت، نام های تجاری متفاوت دارد، از بزرگ‌نمایی و اغراق در شخصیت منفرد هر کدام از آن ها نمی ترسد. درحالی که به‌طور معمول، نام های تجاری دیگر با گسترش خود، هویت شخصی خویش را پایین می آورند.

تثبیت و استحکام: لورآل فقط به منظور ارایه ی نام های تجاری جدید، آن ها را نمی سازد، بلکه با درنظر گرفتن بازار اختصاصی برای هر کدام، نام تجاری جدید ارایه می دهد یا روی آن ها، بیشتر سرمایه‌گذاری می کند.

ملیت: بسیاری از نام های تجاری از ترس شکست در بازارهای خارجی، روی هویت ملی خود تکیه ی چندانی نمی کنند. لورآل برخلاف آن ها، برای بزرگ جلوه دادن هویت ملی یا محلی هرکدام از نام های تجاری‌اش تلاش می کند؛ تا جایی که در کنار نام تجاری، نام محل مربوط به آن را هم ذکر می کند. مثلا می بلین نیویورک یا لورآل پاریس.

 

خلاصه پرونده

سایت اینترنتی: www.loreal.com

سال تاسیس: 1907

کشور سازنده: فرانسه

نکته ها:

1- لورآل، نام تجاری پیشگام جهان در صنعت لوازم آرایشی است.

2- لورآل هر سال بیش از 3000 فرمول جدید در محصولاتش ارایه می دهد.

3- 3/3 درصد فروش سالیانه ی لورآل از لوازم آرایش و نگهداری از پوست به دست می آید.

4- در هر ثانیه 85 محصول لورال به فروش می رسد.

بوستون، ایالات متحده ی امریکا، سال 1895، یک کارگر اسکله ی چهل ساله، ایده ای دارد برای ساخت یک خودتراش جدید که ایمن باشد. نام این مرد کینگ [به معنی شاه] کمپ ژیلت (King Camp Gillette) است. ولی نامش تنها مشکل او نیست. او مجبور است قبل از اینکه بتواند کالایش را توسط مردم مورد آزمایش قرار دهد، سرمایه ای داشته باشد و برای تهیه ی پول سرمایه ی تاسیس شرکت خودتراش ژیلت، به تمام بانک ها و دفاتر سرمایه‌گذاری شهرش مراجعه کند.

ژیلت و شروعی نا امیدکننده

تهیه ی پول زمان زیادی می برد؛ زیرا در آن زمان صاحبان سرمایه مثل امروز حاضر نبودند برای پروژه های امتحان نشده  سرمایه‌گذاری کنند. در حقیقت زمانی که شرکت کینگ کمپ موفق شد تولید خودتراش و تیغ را آغاز کند او به سن 48 سالگی رسیده بود. حتی وقتی که تولید آغاز شده بود، کمپ به‌سختی توانست سرمایه‌گذاران عصبی و ناامیدش را آرام کند. شرکت خودتراش ژیلت، در اولین سال تاسیس، در مجموع 51 عدد خودتراش و 168 عدد تیغ فروخت؛ امید بستن به موفقیت جهانی در عرصه ی این تجارت بیهوده به نظر می رسید.

سازنده ژیلت

سازنده ژیلت

وجه تمایزی که ورق را برگرداند!

بعد در سال 1904 همه چیز تغییر کرد. فروش بالا رفت و این خبر بین مردم پخش شد که خودتراش جدید ایمن است و صورت را نمی برد؛ در پی آن یکی از بزرگترین پدیده های نشر خبر از طریق دهان به دهان به دست آمد و درنتیجه، نمودار تقاضا برای خودتراش، به بالای جدول رسید. سال بعد از آن، ژیلت بیش از یک چهارم میلیون (250 هزار) خودتراش و حتی بیشتر از این تعداد، تیغ فروخت. شرکت ژیلت یک دفتر در لندن افتتاح کرد و یک کارخانه برای تولید بازار اروپا در پاریس تاسیس نمود.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

حتی در دوران بازاریابی و مارکتینگ «ویروسی» [از جهت سرعت پخش]، پرش فروش از 51 واحد به 250000 در طول دو سال، اعجاب آور است.

ژیلت،‌خودتراشی همه روزه

درک علت چنین رشد غیرعادی ای، چندان دشوار نیست. ژیلت پدیده ای به نام ریش تراشیدن را اختراع نکرد، بلکه یک کالای کاملا جدید ارایه کرد و بازار را متحول ساخت؛ کالایی که همه ی آقایان می توانند هرروزه از آن استفاده کنند و این یعنی یک پیشرفت قطعی و مشخص در محصولی که در گذشته وجود داشته است. بولد بودن لوگو برند ژیلت مفهوم مردانگی و همچنین ایتالیک بودن لوگوتایپ این برند مفهوم سرعت را نمایان کرده است.

لوگو ژیلت

لوگو ژیلت

فروش هم‌چنان به رشد صعودی ادامه داد. در 1915، شرکت سالیانه هفت میلیون خودتراش می فروخت. در 1917 بیش از سه میلیون نفر از افراد ارتش امریکا از خودتراش های ژیلت استفاده می کردند.

در همین زمان، کینگ کمپ که چنین شانسی را باور نمی کرد، تصمیم گرفت که کمی استراحت کند. پس به غرب و به ایالت کالیفرنیا رفت و بقیه ی عمر خود را به عنوان تئوریسین اجتماعی در آنجا سپری کرد. او در سال 1932 درگذشت.

حتما بخوانید : هویت حسی برند چیست و چه عواملی در موفقیت آن اثرگذار است؟

بهترین توسعه خطوط ضمیمه برند از دید نظریه پردازان اقتصادی

در طول قرن بیستم، ژیلت آن‌چنان گسترش یافت که به یک نام تجاری برتر جهانی تبدیل شد. در سال 1953، شرکت، کف ریش‌تراشی را عرضه کرد. (که از نظر برخی از نظریه‌پردازان اقتصادی، بهترین گسترش خطی یک نام تجاری، شناخته شده است؛ چرا که به همراه کالای اصلی استفاده می شود.) ژیلت نام های تجاری دیگری هم از جمله ی دئودرانت رایت گارد (Right Gard) را ارایه کرد. همین‌طور محصولات کاملا جدید دیگری مثل: ترک دو (Trac II) (یک خودتراش با تیغ دو لبه که در سال 1971 به بازار آمد.)، سیستم تراش سنسور (Sensor Shaving System) (1990) و خودتراش سه تیغه ی مچ تری (Mach3) (1988) که تا امروز هم‌چنان پرفروش‌ترین باقی مانده است.

محصولات ژیلت

برخی محصولات ژیلت

 

رمز موفقیت

تستسترون: هربار که آقایان، مخاطب تبلیغات ژیلت هستند، شرکت بر ارزش های مردانه ی نام تجاری‌اش تاکید می کند. تیغ های ژیلت فقط ویژه ی مردان نیست؛ بلکه نماد مردانگی است. مردان آگهی های ژیلت، قهرمانان، پدرها و شوهرهایی هستند که رو به دوربین، با پس‌زمینه ای از موسیقی راک ملایم، لبخندهای خشن ولی جذاب! می زنند. «بهترین برای یک مرد» شعار تبلیغاتی‌ای است که کیفیت و مردانه بودن کالایش را در چهار کلمه خلاصه می کند.

این مقاله را حتما بخوانید: تیفانی، پر افتخارترین برند جواهرآلات جهان

نوآوری: «محصول خوب نتیجه ی تحقیق و بازاریابی است و محصول عالی نتیجه ی تحقیق و پیشرفت و بهینه‌سازی». این گفته را آلفرد زاین (Alfred Zeien) مدیرعال سابق ژیلت می گوید؛ و حتما می داند که چه می گوید، چون شرکت او در تولید محصولات کاملا جدید، با موفقیت عمل کرده است. محصولاتی که هم نوآور و هم بسیار محبوب و پرطرفدارند؛ از اولین خودتراش کینگ کمپ گرفته تا مک تری.

برخی زیر برندها

ژیلت تعداد زیادی از شرکت های دیگر را هم خرید. از جمله: براون (Braun)، لورآل بی (Oral B)، واترمن (Waterman) و قلم های پارکر (Parker) و نیز در سال 1996 با شرکت دوراسل (Duracell) یک قرارداد بزرگ مشارکت، منعقد نمود.

امروز ژیلت در میان ده نام تجاری با ارزش دنیا قرار دارد و هنوز محبوب‌ترین محصولات ریش‌تراشی را عرضه می کند.

زیر برندهای ژیلت

برخی زیر برندهای ژیلت

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.gillette.com

سال تاسیس: 1901

کشور سازند: ایالات متحده ی امریکا

نکته ها:

1- ژیلت براساس این باور شکل گرفته است که: «همیشه راه بهتری برای ریش تراشیدن هست و ما آن را پیدا خواهیم کرد.»

2- در سال 1904 ژیلت اولین حق امتیاز خودتراش در امریکا را کسب کرد و فروش شرکت تا مرز نود هزار خودتراش و دوازده میلیون تیغ بالا رفت.

3- ژیلت در 1915، اولین خودتراش مخصوص بانوان را با نام می لیدی دکولته (Milady Decolletee) ارایه کرد.

اولین برندهاانام های تجاری تغییر می کند، متحول می شوند و به شکل های جدید درمی‌آیند. محصولات آن ها هم همین‌طور.به‌طور معمول خود شرکت ها، یا از روی هوس یا در نتیجه ی یک تحقیق بازاریابی گسترده، این تغییرات را به وجود می آورند. با این حال گاهی اوقات این تغییر به شکل طبیعی و خود به خود اتفاق می افتد. لوگو کلینکس به عنوان نام تجاری جنریک دستمال کاغذی از نوع تایپوگرافی و کاملا کاربر پسند ساخته شده است.

کالا همانی که بود باقی می ماند ولی شیوه ی استفاده از آن به گونه ای می شود که دور از انتظار شرکت بوده است. مثلا کلینکس را درنظر بگیرید:

دستمال های کاغذی کلینکس در سال های 1920 به عنوان پاک کننده ی آرایش به بازار عرضه شد که نسبت به حوله های پارچه ای که خانم ها در گذشته از آن استفاده می کردند، ارزان‌تر بود. ستارگان سینما مثل جین هارلو (Jean Harlow) و دیگر اشخاص مشهور، این نام تجاری و شیوه ی استفاده از آن را جا انداختند و شرکت یک فروشنده ی بزرگ شد.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

کلینکس، دستمالی دورانداختنی

در اواخر دهه ی بیست، شرکت کیمبرلی کلارک (Kimberly Clark) (شرکت صاحب کلینکس)، برای یافتن دلیل محبوبیت این کالا، به تحقیقات گسترده ای دست زد. شرکت، نامه های فراوانی از مشتریانش دریافت کرد که می گفتند دستمال های کاغذی را در دوران سرماخوردگی مصرف می کنند. توصیف قبلی دستمال ها این بود: «پاک کننده ی بهداشتی کلد کرم.» سپس این توصیف به «دستمال دستی که می توانید دور بیاندازید.» تغییر یافت.

کلینکس

تغییر کاربری از دستمال پاک کننده آرایش به دستمال های دورانداختنی سرماخوردگی

شاید مردم به خودی خود این شیوه ی استفاده از دستمال کاغذی را ابداع کرده بودند؛ ولی کلینکس اولین نام تجاری ای بود که روی آن سرمایه‌گذاری کرد.

کلینکس، به عنوان اولین در این رسته، بازار را قبضه کرد. درنتیجه، کلینکس به همان اندازه که نام تجاری بود، به نام ژنریک این محصول هم تبدیل شد. هم‌اکنون مردم بیش از 180 کشور جهان این نام را می شناسند.

حتما بخوانید : هویت حسی برند چیست و چه عواملی در موفقیت آن اثرگذار است؟

نوآوری و خلاقیت کلینکس

کلینکس که در دهه ی بیست ابداع کننده دستمال های پاک کننده ی صورت بود، در دهه ی سی به سازنده ی «دستمال دست دورانداختنی» تبدیل شد، و هم‌چنان به نوآوری ادامه داد. کلینکس اولین نام تجاری ای بود که جعبه های پرفوراژ شده [سوراخ سوراخ شده برای استفاده ی آسان‌تر]، جعبه های عمودی، دستمال های جیبی، دستمال های رنگی، دستمال های با طرح های چاپی، حوله های کاغذی، دستمال های مخصوص آقایان، دستمال های پاک کننده ی شیشه ی عینک، دستمال های نوجوانان، دستمال های مخصوص «کیف خانم ها»، دستمال های معطر، دستمال های سه لایه، دستمال های دسته ای و دستمال های مسافرتی را ابداع نمود.

این نوآوری ها تا قرن بیست و یکم با معرفی کلینکس همراه با لوسیون، دستمال نعنایی و دستمال اولترا – سافت [بسیار لطیف] ادامه یافت.

تمام این نوآوری ها به این نام تجاری بزرگ کمک کرد تا در جایگاه خود، یعنی یکی از معدود نام های تجاری میلیارد دلاری جهانی، باقی بماند. همچنین فرم و شکل طراحی لوگو نوشتاری این برند نیز هماهنگ با مخاطبین هدف، ساختاری دوستانه، عام پسند و منعطف را نشان می دهد.

روند تکامل لوگو کلینکس

تاریخچه لوگو کلینکس

تاریخچه تغییرات لوگو کلینکس

رمز موفقیت

درک نیاز مصرف کننده: از اولین باری که این برند به «دستمال دست دورانداختنی» تغییر ماهیت داد، هموراه نسبت به نیاز مشتریانش آگاه و گوش به زنگ بوده است. کیمبرلی کلارک، شرکت مادر کلینکس اعتقاد دارد که «درک نیاز مصرف کننده» چیزی است که آن ها را از شرکت های مشابه مثل هاگیز (Huggies)، متمایز می سازد.

تغییرات جدید: محصولات کلینکس تقریبا بدون وقفه در طول هشت دهه ی گذشته دگرگون و بازآفرینی شده اند. این تغییرات بدون گسترش بی‌مورد به رسانه های جدید، حیات تازه ای به نام تجاری موجود، بخشیده است؛ درنتیجه هنوز همه ی مردم نام این برند را تنها با دستمال های کاغذی پیوند می دهند.

حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی آشنا شوید

خلاصه ی پرونده

سایت اینترنتی: www.kleenex.com

سال تاسیس: 1924

کشور سازنده: ایالات متحده ی امریکا

نکته ها:

1- در دهه ی بیست بسیاری از هنرپیشگان سینما، کلینکس را به عنوان عامل شفافیت پوست صورت‌شان معرفی کردند.

2- در 1957 دستمال کاغذی کلینکس، یک آلبوم خواننده ی محبوب آن دوران، پری کومو (Perry Como) را تبلیغ کرد که نتیجه  آن فروش 330000 کپی آلبوم بود.

3- در بیش از 150 کشور جهان، خانواده ها با این نام تجاری آشنا هستند.

برگرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری – انتشارات سیته