بایگانی برچسب برای: برند و برندسازی

امروزه اکثرا شرکت ها تمایل دارند تا طراحی لوگو با حروف انگلیسی صورت گیرد، مخصوصا کسب و کارهای بین المللی برای اینکه بتوانند هویت برند خود را در دنیا بهتر معرفی کنند، نیاز به استفاده از این گونه لوگوها دارند. در ادامه به بیان اهمیت استفاده از لوگو حروف انگلیسی خواهیم پرداخت، پس با ایده پردازان همراه باشید.

به طور کلی یک آرم تجاری باید به گونه طراحی شود که بتواند به خوبی توجه مشتریان را به خود جلب نماید.در نتیجه انتخاب یک طرح مناسب کار دشواری است و تنها از عهده افراد متخصص برمی یاید. در میان انواع آرم های بصری که در آژانس های خلاقیت اجرا می شود می توان به خدمات طراحی لوگو انگلیسی اشاره داشت.این لوگو را می توانید به سادگی در شرکت های مشهور جهانی مانند گوگل مشاهده کنید. با این حال باید توجه داشته باشید که در طراحی این لوگوها نباید تنها به استفاده از نام برند اکتفا کرد، بلکه باید به اصول طراحی لوگو هم توجه ویژه ای داشته باشید.

ضرورت طراحی لوگو با حروف انگلیسی

ضرورت طراحی لوگو با حروف انگلیسی

این نوع لوگو ویژگی های خاصی دارد که استفاده از آن به کسب و کار شما کمک می کند. روش های جذابی برای طراحی این نوع آرم های بصری وجود دارد که سبب تمایز یک شرکت با سایر رقبا می شود. همچنین شما با استفاده از لوگو انگلیسی می توانید، کار خود را به صورت بهتری در ذهن مخاطب ماندگار کنید.

علاوه بر این هنگامی که یک آرم بصری با استفاده از حروف انگلیسی طراحی شود، افراد دیگر نمی توانند به سادگی از آن کپی برداری کنند و لوگو شما منحصر به فرد و ویژه خواهد بود. در این حالت اسم شرکت توسط حروف انگلیسی طراحی شده و در کنار آن از رنگ و فونت خاصی هم استفاده می کنند تا امکان کپی کردن آن از بین برود.

چه کسب و کارهایی به لوگو انگلیسی نیاز دارند

ضرورت طراحی لوگو با حروف انگلیسی

با این حال شاید شما هنوز درباره استفاده از لوگو انگلیسی اطمینان نداشته باشید و بین انتخاب لوگوهای مختلف دچار شک و تردید شده اید. برای اینکه بتوانید انتخاب صحیح تری داشته باشید، باید بگوییم که استفاده از این نوع آرم های خاص برای تمام کسب و کارها می تواند مزایای خاص خود را داشته باشد.

از آن جا که در هنگام طراحی این نوع آرم ها از اسم شرکت استفاده می شود و اسم برند هم همواره منحصر به فرد و یکتا است، پس چنانچه علاقه دارید تا کسب و کار شما بهتر در ذهن مخاطب بماند، استفاده از طراحی لوگو با حروف انگلیسی انتخاب عاقلانه تری خواهد بود. پس به طور کلی می توان گفت که کسب و کار شما در هر زمینه ای هم فعالیت کند، می توانید به سادگی از این نوع آرم ها استفاده نمایید. معمولا استفاده از این آرم در کسب و کارهایی که در حوزه پزشکی، فناوری، کافی شاپ، ارز دیجیتال، پوشاک، علمی، پزشکی و … هستند، کاربرد بیشتری دارد.

برای اینکه بتوانید، استفاده بهتری در حین طراحی این لوگو ببرید، بهتر است تا از تصویر و لوگو تایپ در کنار هم استفاده نمایید به این صورت طرحی که آماده می شود، جذابیت و نمای بسیار زیبایی خواهد داشت و به سادگی می تواند توجه مشتریان را به خود جلب کند

استفاده از این نوع آرم خاص شامل مزایایی می شود که در ادامه به آن ها اشاره خواهیم داشت.

لوگوی تایپ ساده است

استفاده از طرح ها یا تصویرهای زیاد باعث می شود تا مخاطب گیج شده و متوجه هدف کسب و کار شما نشود. در این حالت بهتر است تا فقط از یک حرف استفاده نمایید. زیرا با اینکه استفاده از رنگ ها یا شکل های هندسی می تواند آرم بصری را جذاب کند، اما استفاده بیش از حد فقط باعث شلوغی لوگو می شود. همینطور به خاطر اینکه استفاده از حروف انگلیسی باعث می شود تا لوگو از حالت عادی ساده تر شود، در نتیجه می تواند بهتر هویت برند را منعکس کند.

این مقاله را حتما بخوانید: با مفهوم لوگو مینیمال آشنا شوید

مقیاس‌ پذیر بودن لوگو

یکی از نکات دیگری که در حین استفاده از این لوگوها می توان به آن اشاره داشت این است که به خاطر اینکه تنها از یک حرف در این آرم استفاده می شود در نتیجه لوگو می تواند به سادگی در بخش های مختلفی مانند تقویم، بنر یا کارت ویزیت استفاده شود. زیرا در این حالت این آرم ها بسیار کوچک هستند اما در صورتی که از لوگوهای بزرگتر یا لوگوهای پیچیده استفاده شود، چاپ خانه مجبور می شود، برای بهتر دیده شدن لوگو آن را در سایز بزرگ تری چاپ کند که جلوه مناسبی نخواهد داشت.

ظاهر مدرن

مزیت دیگری که برای استفاده از این نوع لوگوها می توان برشمرد، این است که استفاده از آن ها باعث می شود تا شکل آرم بصری جذاب تر شود و حتی در نظر مخاطب کلاسیک به نظر برسد. علاوه بر این نکته جالبی دیگری موجود دارد که بهتر است به آن هم اشاره کنیم. در مناسب های مختلف برای مثال عید یا دیگر رویدادهای ویژه می توان شکل لوگو را به صورت طرح جدیدی درآورد تا با رویدادی که در جریان است هماهنگ باشد. پس به طور کلی مهم نیست که قدمت شرکت شما چند سال است، طراحی لوگو با حروف انگلیسی برای هر کسب و کاری مناسب خواهد بود.

شناسایی آسان تر

استفاده از حروف انگلیسی موجب می شود تا مخاطبان بتوانند با سرعت بیشتری لوگو شما را تشخیص بدهند، زیرا فقط از یک حرف ساده در طراحی آن استفاده شده است. همینطور برای اینکه بتوانید نتیجه بهتری بگیرید، می توانید پیش از طرح نهایی پژوهش هایی در این زمینه انجام دهید تا ببینید مخاطبین به چه نوع طرح هایی بیشتر علاقه دارند.

انتخاب رنگ در طراحی لوگو انگلیسی

رنگ در طراحی لوگو انگلیسی

انتخاب رنگ یکی از مراحل مهم در هنگام طراحی است که می تواند سرنوشت لوگوی شما را تعیین کند. در این خصوص طراح حتما باید از روانشناسی رنگ ها استفاده نماید تا بتواند رنگی مناسب برای آرم شرکت انتخاب کند. همانطور که می دانید رنگ ها احساسات متفاوتی را در بیننده ایجاد می کنند و انتخاب رنگ می تواند با توجه به فرهنگ و حتی تجربه افراد متفاوت باشد. در این میان چنانچه به درستی آن را انتخاب کنید باعث افزایش ارزش کسب و کار شما خواهد شد.

این مقاله را حتما بخوانید: راهنمای جامع انتخاب رنگ لوگو

شاید کمتر کسی به این موضوع توجه کند، اما اسمی که برای یک کسب و کار تعریف می شود، همانند شخصیتی است که برای آن در نظر گرفته می شود. پس مشخصا انتخاب یک نام مناسب وظیفه سنگینی است که باید به دقت انجام شود. مورد بعدی رنگی است که باید در تناسب با این نام انتخاب شود. رنگ باید به گونه ای باشد که به هویت کسب و کار شما شخصیت و وقار ببخشد.

البته توجه به این نکته ضروری است که کسب و کار شما در چه زمینه ای فعالیت می کند. برای مثال اگر کسب و کار روحیه مردانه ای داشته باشد، باید رنگی متناسب با آن انتخاب کنید. پس گروه سنی و جنسیت هم در انتخاب رنگ مناسب تاثیرگذار هستند.

مورد بعدی که باید به آن توجه کرد این است که آیا از یک رنگ در لوگو استفاده کنید یا اینکه بهتر است تا از ترکیبی از رنگ ها استفاده نمایید. یکی از آرم های بصری که هر روزه ما با آن روبه رو هستیم، گوگل است که دارای رنگ های مختلفی است، این مدل نمادها، توجه را بیشتر به خود جلب می کنند و در ذهن ماندگارتر خواهند بود. با این حال باید دید که آیا استفاده از چند رنگ مناسب برند شما است یا خیر. در این میان برخی از مکان ها هم هستند که با استفاده از لوگوهای چند رنگ جذاب تر دیده می شوند. برای مثال در مهد کودک می توان از رنگ های روشن و کودکانه تر استفاده کرد.

ساختار لوگو تایپ انگلیسی

 

تاثیرگذارترین روش برای اینکه یک نماد بصری در ذهن مخاطب بنشیند، این است که طراح نهایت خلاقیت و ایده های خود را به کار ببرد و در ساختار لوگو از فونت ها و رنگ های جذاب استفاده کند. پس در واقع مجموعه ای از عوامل مختلف هستند که قرارگیری هوشمندانه آن ها در کنار هم باعث می شود تا طرحی به یادماندنی شکل بگیرد. علاوه بر این باید در کنار ساختارهایی که برای شکل گیری لوگو مهم هستند، به هویت برند هم توجه شود.

این مقاله را حتما بخوانید: لوگوتایپ خوب چه ویژگی هایی دارد؟

یکی از روش های جالبی که می توان در هنگام طراحی از آن استفاده کرد روش فضای منفی است. این روش اگر به درستی استفاده شود، تاثیر چشم گیری در شکل نهایی لوگو ایجاد می کند. در واقع این تکنیک به نوبه خود بسیار جالب است. تصور کنید که شما از اسم برند خود در قالب یک نام انگلیسی استفاده کنید، اما در گوشه ای کوچک فضای سفیدی وجود دارد که در آن یک نماد جالب پنهان شده است.

یکی از نمادهایی که می توان در این زمینه به آن ها اشاره داشت، شرکت خدمات پستی فدکس است، در این نوع آرم در نگاه اول چیزی که توجه شما را به خود جلب می کند، اسم شرکت است، اما اگر بیشتر دقت کنید، می تواند یک فلش را در میان دو حرف آن ببینید. این فلش نمادی از حرکت رو به جلو شرکت است.

لوگو با حروف اختصاری انگلیسی

مونوگرام انگلیسی

در طراحی لوگو انگلیسی می توان از فونت، رنگ، شکل های هندسی با خط های مختلفی استفاده کرد. این خطوط به صورت افقی، گسسته یا حتی منحنی می توانند استفاده شوند. حتی برای اینکه طرح خلاقانه تر شود، می توان خطوط را کوچکتر یا بزرگتر از حد معمول طراحی کرد، یا اینکه آن ها را به صورت وارونه استفاده کرد. در واقع استفاده از حرف و نماد در یکدیگر تاثیر بیشتری در کار شما خواهند داشت.

جمع بندی

طراح باید در حین خلق یک اثر منحصربه فرد طرح های زیادی را ببیند و حتی از موضوعات پیرامون خود الهام بگیرد. پس برای اینکه بتوانید، بهترین نتیجه را نسبت به طراحی لوگو با حروف انگلیسی داشته باشید، بهتر است تا کار را به دست یک طراح باتجربه و خلاق که در گذشته طرح های چشمگیری از خود ارائه داده است، بسپارید.

 

یکی از اولین کارهایی که باید قبل از طراحی آرم انجام دهید، تهیه بریف لوگو محسوب می شود. دلیل اهمیت این مرحله این است که به طراح کمک می کند در طراحی تصویر برندی چشم نواز و به یاد ماندنی موفق عمل کند. در بریف به مواردی که باید در طراحی لوگو در نظر داشت پرداخته می شود.

از آنجایی که همگان لوگو شرکت را به عنوان نماد شما خواهند دید، تهیه بریفی دقیق و طبق اصول برای ساخت آرمی موفق بسیار اهمیت دارد. اگر بریفی وجود نداشته باشد، طراح در طراحی نشانه مناسب برای برند شما با مشکل روبرو خواهد شد. با ما همراه باشید تا با بریف طراحی لوگو به صورت مفصل آشنا شوید و یاد بگیرید چگونه باید آن را بسازید.

چک لیست در بریف

بریف لوگو چیست؟

همان طور که پیش تر گفتیم، بریف طراحی لوگو شامل جزئیات دقیقی است که باید توسط طراح در طراحی آرم در نظر گرفته شوند. این جزئیات اغلب شامل حوزه فعالیت شرکت، سبکی که کارفرما می خواهد، مدتی که باید در آن نشانه تحویل کارفرما داده شود، میزان هزینه ای که برای طراحی لوگو اختصاص داده می شود است. اگر شرکت این جزئیات را اشتباه تعیین کرده باشد، تصویر برند طراحی شده نخواهد توانست نقش خود را به درستی ایفا کند. شرکت مسئول تهیه بریف است ولی طراح نیز قادر است جزئیاتی را برای طراحی بهتر نماد بصری برند به آن بیفزاید.

چرا تهیه بریف طراحی لوگو مهم است؟

بریف طراحی لوگو طراحان را در توجه به اهداف مهم مورد نظر شرکت یاری می سازد تا آرمی بدون هیچ گونه عیب و کاستی را طراحی کنند. شرکت در تهیه بریف لوگو باید به تمام مواردی که می خواهد یا انتظار دارد اشاره کند تا طراح انتظارات را در کنار اصول طراحی آرم رعایت کند. به عبارت دیگر، دانش شما از شرکت و دانش طراح از اصول طراحی انواع لوگو با یکدیگر ترکیب شده و از رخ دادن مشکلات احتمالی جلوگیری می شود.

تحلیل برند در بریف طراحی لوگو

چه جزئیاتی را باید در بریف لوگو ذکر کنیم؟

تمام خواسته های شرکت و تمام جزئیاتی که طراح در طراحی آرم به آن ها نیاز دارد باید در بریف به صورت دقیق ذکر شوند. هر چه به جزئیات بیشتر پرداخته شود، احتمال موفقیت نشانه در ارتقای برند بالاتر خواهد رفت. با ذکر مواردی که در ادامه به آن ها خواهیم پرداخت قادر خواهید بود تمام ابهامات را از میان بردارید. همچنین در زمان و هزینه ها صرفه جویی کنید و در نهایت صاحب آرمی موفق و خیره کننده شوید.

نام شرکت، شعار شرکت، محصولات شرکت، مخاطبان اصلی شرکت، دلایل تمایز شرکت از رقبا، تاریخچه شرکت، آینده شرکت و خواسته های مشتریان شرکت برخی از مواردی هستند که می توانند در بریف طراحی لوگو ذکر شوند. برخی از این موارد در ادامه توضیح داده می شود:

معرفی دقیق کسب و کار

کسب و کار در چه حوزه ای فعالیت می کند و چه محصولاتی یا خدماتی را به مشتریان می فروشد؟ شرکت شما چند سال در این حوزه تجربه دارد؟ آرم کسب و کار باید نشانگر چه پیامی به مشتریان احتمالی باشد؟ به این سوالات در بریف طراحی لوگو پاسخ دهید تا طراح بتواند به خوبی کسب و کار و مشتریانش را بشناسد.

شرح پروژه طراحی لوگو

انتظارات از لوگو نهایی باید کاملا شرح داده شود و زمان تحویل آن نیز باید مشخص شود تا نظم و موفقیت پروژه تضمین شود. در این بخش به این سوالات پاسخ دهید: چرا می خواهید آرمی جدید داشته باشید؟ چه مواردی باید در طراحی رعایت شوند؟

مخاطبان هدف در بریف لوگو

معرفی مخاطبان اصلی کسب و کار

یکی از مهم ترین اطلاعاتی که طراح باید بداند، سن، جنسیت، خواسته ها، مکان سکونت و سایر مشخصات مخاطبان شرکت است. اگر مشتریان محصولات افرادی بالای 60 سال هستند نباید آرمی طبق سلیقه جوانان طراحی شود؛ زیرا افراد بالای 60 سال قادر نخواهند بود با تصویر برند ارتباط برقرار کنند و به سمت محصولات و خدمات شرکت جذب شوند.

اهداف کسب و کار

هر کسب و کار باید اهداف خود از طراحی آرم را به صورت دقیق و کامل در بریف طراحی لوگو بیان کند. در این بخش به این سوالات پاسخ دهید: انتظار دارید چه مشکلاتی با طراحی آرم رفع شوند؟ چه نتیجه ای می خواهید از طراحی نماد بصری برند بگیرید؟ این نتیجه چه زمانی باید حاصل شود؟ پاسخ این سوالات باید به شکلی باشند که بتوان آن ها را اندازه گیری کرد و به آن ها دست یافت؛ بر این اساس، نباید اهدافی غیرمنطقی در بریف نوشته شود.

اهداف برند در بریف

معرفی رقبای کسب و کار

علاوه بر معرفی خود شرکت، باید رقبا و آرم های آن ها نیز معرفی کنید تا طراح بتواند اطلاعات جامعی از بازاری که در آن با شرکت های دیگر به رقابت می پردازید به دست آورد. شما کدام یک از آرم های رقبا را می پسندید و کدام یک نتوانسته است موفق عمل کند؟ طراح با بررسی این اطلاعات قادر خواهد بود ایده هایی را عملی کند که هیچ گاه رقبا به آن ها توجه نکرده اند. همچنین معرفی رقبای کسب و کار در بریف طراحی لوگو باعث خواهد شد آرم نهایی با آرم دیگر رقبا تمایز داشته باشد.

جزئیات پروژه طراحی لوگو

درباره این قسمت از بریف طراحی لوگو با طراح مشورت کنید و به این سوالات پاسخ دهید:

  • چه نوع آرمی می خواهید داشته باشید؟ لوگوتایپ یا لوگو دایره ای؟ مدرن یا کلاسیک؟ برای پاسخ به این سوال با انواع لوگو آشنا شوید و بهترین آن را طبق حوزه فعالیت شرکت انتخاب کنید.
  • نشانه چه رنگی باید داشته باشد؟ مخاطبان شرکت شما را با چه رنگی می شناسند؟ در انتخاب رنگ حتما مقالات مختلفی درباره روانشناسی رنگ ها مطالعه کنید. سعی کنید رنگ با پیامی که می خواهید بیان کنید همخوانی داشته باشد.
  • تصویر برند باید چه فونتی داشته باشد؟ انتخاب فونت باید طبق سن و سلیقه مخاطبان انجام گیرد. لوگوتایپ حتما باید از خوانایی قابل قبولی برخوردار باشد و با بخش های دیگر آرم هماهنگ باشد.

زمان تحویل لوگو

در پایان بریف لوگو حتما باید مشخص کنید چه زمانی می خواهید آرم را تحویل بگیرید و چه میزان هزینه ای را می خواهید برای آن اختصاص دهید. برای تعیین زمان تحویل و بودجه با طراح توافق کنید.

سخن آخر

در آخر باید ذکر کنیم در صورت عدم تهیه بریف طراحی لوگو، این پروژه منظم و طبق اصول پیش نخواهد رفت و آرم طبق خواسته های شما طراحی نخواهد شد؛ بر این اساس، حتما قبل از هر کاری با یک طراح ملاقات کنید و پس از مشورت با او، بریف طراحی آرم را تهیه کنید.

 

منبع اصلی: سایت www.logomaker.com

وقتی فرد دلوکا (Fred DeLuca) نام تجاری ساب وی را پایه گذاری می کرد، کاملا میدانست که چه کار می کند. این جریان در سال های دهه ی هشتاد اتفاق افتاد؛ زمانی که دیگر رستوران های زنجیره ای فست فود (غذای آماده ی فوری) در حال تنوع بخشیدن به منوی (صورت غذا) شان بودند، ساب وی فقط روی یک کالا پایه گذاری شد: ساندویچ! و بازهم به دلیل اینکه ساندویچ هم می تواند انواع متنوع و گوناگونی داشته باشد، او تمرکزش را روی یک نوع ساندویچ، محدود ساخت؛ ساندویچ ساب مارین (Submarine) ساندویچی که با نان باگت دراز درست می شود. تنها تفاوت آنها در مواد اضافی و سس های به کار رفته در آنها بود.

فرد دلوکا ، موسس ساب وی

فرد دلوکا ، موسس برند

تمرکز، برگ برنده ساب وی

این تمرکز محدود بود که به سرعت نام تجاری ساب وی را به یکی از غول های فست فود تبدیل کرد. مک دونالدز، ساب وی را تهدید شماره ی یک خود در بازار انگلیس می داند. ( Subway می خواست شعبه هایش را به دو هزار شعبه در انگلیس افزایش دهد.)

تمرکز محدود در زمینه های بسیاری به نام تجاری کمک کرده است که به طور قطع یکی از آنها، برداشت ذهنی مشتریان از نام تجاری است. اگر یک نام تجاری فقط با یک نوع کالا مرتبط باشد، برداشت ذهنی مخاطب و مشتری از آن شفاف تر خواهد بود.

این مقاله را حتما بخوانید: تیفانی، معتبر ترین برند جواهرآلات جهان

زمانی که مردم به یک رستوران ساب وی قدم می گذارند، می دانند که چه چیزی به آنها عرضه می شود. تمرکز محدود، همچنین به انتخاب اسم برای نام تجاری کمک کرده است. هرگز اهمیت اسم مناسب برای نام تجاری را دست کم نگیرید. ساب وی یک اسم عالی است. زیرا بدون اینکه به روشنی نام کالایش را به زبان بیاورد، آن را پیشنهاد می کند.

ساب وی

ساب وی، برندی سلامت محور

امتیاز دیگر تمرکز محدود، کیفیت است. کارکنان مک دونالدز، ناچارند در منویشان یا هشتاد نوع غذای مختلف از سالادهای مختلف گرفته تا انواع چیزبرگر، سروکار داشته باشند. در subway کارکنان فقط روی تهیه ی یک نوع محصول تمرکز می کنند. بنابراین کسب مهارت در تهیه ی آن یک نوع محصول برای آنها زمان زیادی نمی برد.

امتیاز دیگر این نام تجاری این است که برخلاف بیشتر نام های تجاری دیگر در زمینه ی فست فود، یک غذای ناسالم به نظر نمی آید چون محتویاتش به طور معمول از مواد اولیه ی تازه تهیه می شود. همراه با گسترش بحران اضافه وزن و چاقی در غرب، بدون شک نام های تجاری دیگری چون مک دونالدز، برگرکینگ (Burger King) و مرغ سوخاری کنتاکی (Kentucky) تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.

برتری این برند در این است که نکته های مثبت فست فودها، مثل سرعت و راحتی را بدون تصور ذهنی ناسالم بودن، ارایه می دهد. اگر Subway هم چنان به تمرکز خود ادامه دهد، می تواند به یکی از نام های تجاری بزرگ قرن بیست و یکم تبدیل شود.

 

روند تکامل لوگو ساب وی

طراحی لوگو ساب وی از نوع لوگو تایپ محسوب می شود. ساختار آن در آخرین تغییرات به ساده ترین شکل و دوستانه ترین فرم تبدیل شده است.ساختاری قدرتمند، معتبر ولی کاملا دوست داشتنی.

تاریخچه لوگو ساب وی

تاریخچه لوگو ساب وی

 

رمز موفقیت

تمرکز: در زمانی که تهیه کنندگان بزرگ غذاهای آماده، تمرکزشان را گم کرده اند، تمرکز واحد ساب وی روی ساندویچ ساب مارین، آن را یکی از سریع ترین نام های تجاری روبه رشد جهان ساخته است.

اسم گذاری: تمرکز بسته ی ساب وی، در انتخاب اسم برای نام تجاری اش هم به طور کامل مشهود است. اسمی که محصول اصلی مورد ارایه اش را پیشنهاد می کند، بدون اینکه به طور مستقیم آن را به زبان بیاورد. این یک نام ژنریک نیست ولی با ظرافت و باریک بینی به مفهوم نامش دلالت دارد. ساب وی همچنین به برای به خاطر سپردن، نام راحتی است. ساب وی به معنی راهروهای زیرزمینی به ویژه مترو است.

ثبات: این برند بر خلاف بسیاری از رقبای قدیمی ترش، هم در کالایش و هم در سرویس دهی و خدمات، ثبات دارد.

رقبای ناسالم: گرچه این نام تجاری موفق بارها ترس خود را از «بیدار کردن غول خفته» (بزرگترین رقیبش مک دونالدز) بیان کرده است، اما موضوع ناسالم بودن غذای غول همبرگر فروشی ها امک دونالدزا و دیگر شرکتهای فست فود، به ساب وی کمک کرده است تا بتواند لقمه ی خودش را از این بازار برگیرد.

 

سایت اینترنتی: www.subway.com

سال تأسیس: ۱۹۶۵

کشور سازنده: ایالات متحده آمریکا نکته ها:

۱- ساب وی دارای بیش از ۲۰۰۰۰ رستوران در ۷۶ کشور جهان است.

۲- کسب نمایندگی ساب وی، از سوی مجله ی انتروپرنیور (Entropreneur) مقام اول را در بین دوازده مورد مشابه دیگر در شانزده سال گذشته کسب کرده است. (از نظر سرمایه گذاری مناسب کاری)

٣- بسیاری از ساندویچ هایی که در این شرکت ارایه می شود، تنها ۶ گرم یا کمتر چربی دارد.

 

برگرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری انتشارات سیته

 

هیولت پاکارد، به دلایل زیادی، شناخته شده است. آنچه که این نام را بین مصرف کنندگان مشهور کرده است، چاپگرها و کامپیوترهایش می باشد. ولی در دنیای تجارت، به احتمال زیاد به دلیل گرایش انقلابی اش در مدیریت، شناخته میشود. لوگو hp به عنوان یک مونوگرام بسیار ساده و اثر گذار ساخته شده است.

مدیریت باز، یا «شیوه ی اچ پی» (HP way) که در حال حاضر در شرکت ها اعمال می شود، با مؤسسان آن، بیل هیولت (Bill Hewlett) و دیو پاکارد (Dave Packard) شروع شد؛ البته این شیوه بیشتر تصادفی بود تا از سر تصمیم گیری و برنامه ریزی قبلی.

شرکت hp از کجا شروع شد؟

در حقیقت، زمانی که این دو دانشجوی هم کلاسی دانشگاه استنفورد در سال ۱۹۳۹، شرکتی را در یک گاراژ در کالیفرنیا راه انداختند که کارش، ساخت «نوسانگر» (Oscillator) صدا بود، (دستگاههای الکترونیکی آزمایش صدا که توسط مهندسین صدا به کار می رود.) به تنها چیزی که فکر نمی کردند، تأسیس یک شرکت تجارتی بین المللی بود.

بیل هیولت (Bill Hewlett) و دیو پاکارد (Dave Packard)

بیل هیولت (Bill Hewlett) و دیو پاکارد (Dave Packard)

همان طوری که دیو بعدها گفت: ما فقط فکر می کردیم که یک شغل برای خودمان دست و پا کرده ایم. این. تنها چیزی بود که بهش فکر می کردیم …… ما حتی ذره ای به فکر ساختن یک شرکت بزرگ نبودیم.» آنها هیچ برنامه ریزی تجاری دراز مدتی نداشتند. در واقع آنها نسبت به جنبه ی تجاری کارشان، خیلی بیخیال بودند. آنها اسم شرکتشان را هم با شیر یا خط انتخاب کردند (اگر سکه ی آنها از روی دیگری به زمین می افتاد، امروز روی چاپگرهای لیزری مان، اسم «پکاردهیولت» دیده می شد.

هیولت پاکارد، نام تجاری کارمندمحور

آنها همان گونه که دوست داشتند، شرکت شان را می چرخاندند، بدون اینکه توجه چندانی به تحقیقات و بررسی بازار داشته باشند. تنها عامل ایجاد انگیزه برای آنها، تکنولوژی بود. دیو، یک تکنیک جدید مدیریت درست کرده بود که آن را با نام جالب مدیریت در حال قدم زدن می نامید؛ با همه ی کارمندان یکسان رفتار می شد و یک سیاست «درهای باز» هم تبیین شد.

این مقاله را حتما بخوانید : وال مارت، بزرگ ترین خرده فروشی جهان

این فقط یک عبارت استعاری نبود: واقعا هیچ کدام از دفاتر مدیریت و اجرایی در نداشتند و همه ی کارکنان دیگر هم در کابین های باز کار می کردند. این یک دهه قبل از زمانی است که دفاتر کار باز رواج پیدا کند. کارکنان می توانستند، بدون ترس از تلافی، درباره ی هر مشکلی با تیم مدیریت صحبت کنند. هیولت پاکارد، بی تردید جای عالی ای برای کار کردن بود.

مرتب مهمانی ها و پیک نیک هایی برگزار می شد. همه یکدیگر را با نام کوچک خطاب می کردند و همه ی کارکنان بیمه ی درمانی و یک عیدی کریسمس حسابی داشتند.

تفکر مدیریتی هیولت پاکارد

این شیوه ی بازی دوستانه و شراکتی، باعث کمبود انضباط یا تمرکز، نمیشد. برعکس، همه چیز و همه کس به سوی یک هدف رانده می شدند: ساخت و آفرینش کالاهای پیشرفته ی تکنولوژیکی. در زمانی که اکثر حرفه ها درباره ی «سهم بازار» و «استراتژی شرکتی» حرف می زدند، هیولت پاکارد، روی تصویر گسترده تری متمرکز شده بود.

نگاهی به این یادداشت دیو برای کارکنان اچ پی در سال ۱۹۶۱ بیندازید: «هدف اصلی ما طراحی، بهینه سازی و تولید بهترین کالاها برای پیشبرد علم و رفاه انسان هاست و ما عزم داریم خود را وقف این مأموریت کنیم.»

محیط داخلی شرکت hp

محیط داخلی شرکت hp

این شرکت تقریبا دست تنها، شیوه ی تفکر مدیریتی را تغییر داد؛ خط مشی ای که زمانی به دلیل «خوبی درمان ناپذیرش» مورد نقد قرار می گرفت از طرف ریچارد پاسکال (Richard Pascale) نویسنده و مشاور تجاری. ولی امروز اچ پی ثابت کرده است که مهربانی و نیکی با کارمندان، می تواند به قدرتمندتر شدن شرکت و در نهایت به یک نام تجاری قوی تر بیانجامد.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی آشنا شوید

مری فرلانگ (Mary Furlong) مؤسس و مدیرعامل «ترد ایج مدیا» (Third Age Media) در شماره ی فوریه ی ۱۹۹۹ نشریه ی «فست کامپانی» (Fast Company) چنین نوشت: «شرکت ها باید بتوانند پس از مرگ رهبرانشان، به زندگی ادامه دهند.»

یکی از بهترین مثال ها در این مورد، شیوه ی اچ پی است: کسانی که برای کار کردن به هیولت پاکارد مراجعه می کنند، می دانند که شیوه ی اچ پی چیست. ممکن است آنها نام مدیر عامل فعلی را ندانند…. ولی اچ پی از این مرحله که فقط آرمان بنیان گذارانش باشد، گذر کرده است تا بتواند یک نام تجاری ماندگار که ارزش ها و نقطه نظرهای خودش را دارد، بیافریند.»

ادغامی موفق

شرکت hp، پس از ادغام موفقش با شرکت «کامپک» (Compaq) در سال ۲۰۰۲، اکنون دارای ۱۵۰۰۰۰ نفر کارمند در بیش از ۱۶۰ کشور است. و ارزش نام تجاری اش به بیست میلیارد دلار می رسد. این تنها نتیجه ی یک بازاریابی هوشمندانه نیست، با این که آن هم عامل مهمی است. کمپین های تبلیغاتی « با حال» جدید شرکت توانسته است بازار مصرف کنندگان جوان تر را هم هدف قرار دهد چیزی که برای نام تجاری ای که روی تکنولوژی دیجیتال سرمایه گذاری می کند، ضرورت دارد.

این مقاله را حتما بخوانید : نام برند باید چه ویژگی هایی داشته باشد

با این حال، این موفقیت ها، هم چنین نتیجه ی فرهنگی است که داخل هیولت پاکارد رواج دارد. «کارلی فیورینا» (Carly Fiorina)، مدیرعامل اچ پی، در یک گردهمایی مدیران در توکیو در اکتبر ۲۰۰۰ چنین گفت: «در اصل، برندینگ قدرتمند، تنها یک پیمان با مشتریان مان، والدین مان، سهامداران مان و جامعه مان نیست و در عین همه ی اینها، یک قول و پیمان با خودمان است … برای به نمایش گذاردن یک چهره ی مثبت و الهام بخش به کارکنان مان در سرتاسر دنیا.»

روند تکامل لوگو hp

روند تکامل طراحی لوگو hp

روند تکامل طراحی لوگو hp

همانطور ملاحظه میفرمایید نماد بصری و یا همان لوگو هیولت پاکارد از ترکیب دو حرف h و p تشکیل شده است. این روش موسوم است به طراحی لوگو به روش مونوگرام. معمولا شرکت های بزرگ و هلدینگ هایی که زیر برندهای متعددی دارند از این استراتژی بهره می برند. همچنین رنگ هویتی هیولت پاکارد، همان آبی تکنولوژی است که موسسان این شرکت به عنوان جوهره اصلی این برند تعیین نموده اند.

رمز موفقیت 

تکنولوژی: تمرکز اچ پی روی تکنولوژی، آینده ی شرکت را مستحکم می کند. کارلی فیورینا می گوید: «اگر به رسته های در حال رشد، چون تصویرپردازی دیجیتال و تفریحات دیجیتال بیندیشید، می بینید که ما چیزهایی برای این ضیافت آورده ایم که هیچ کس دیگر نمی تواند بیاورد».

مدیریت باز: «شيوهی اچ پی» در بین فرهنگ شرکتها، به احتمال زیاد فرهنگی است که شرکت های دیگر بیش از بقیه به آن مراجعه کرده اند. تمرکز این شیوه روی حمایت از کارکنان و گوش دادن به حرف آنها به شیوه ی مدیریت باز است.

خلاصه پرونده

سایت اینترنتی: www.hp.com

سال تأسیس: ۱۹۳۹

کشور سازنده: ایالات متحده ی امریکا

نکته ها:

۱- یکی از اولین مشتریان شرکت hp، استودیوی والت دیزنی بود که هشت نوسانگر صدا برای تست و بهبود یک سیستم صداگذاری جدید برای فیلم «فانتژيا» (Fantasia) خرید.

۲- شرکت hp، سالیانه چهار میلیارد دلار برای تحقیق و پیشرفت کالاهایش و ارایه ی تکنولوژی های جدید، صرف می کند.

٣- اچ پی، خدمات خود را به بیش از یک میلیارد مشتری در بیش از  ۱۶۰ کشور در پنج قاره ی جهان، ارایه میدهد.

 

< بر گرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری – انتشارات سیته >

 

جانسون اند جانسون، از همان ابتدای کار، یک پیشگام بزرگ بود. یعنی از زمانی که در سال های دهه ی ۱۸۸۰ میلادی، لوازم پانسمان پزشکی آماده به مصرف ارایه می داد که در نوع خودش، اولین بود. پنبه های جاذب نرم و گازهای پانسمان ضدعفونی شده اولین وسایلی بودند که تئوری درمان از طریق ضدعفونی زخم ها را به عمل در آورد. لوگو جانسون اند جانسون از نوع لوگوتایپ و دارای ساختاری اصیل است.

 این وسایل برای این طراحی شده بودند که با آنچه جوزف ليستر (Joseph Lister) جراح انگلیسی به عنوان «قاتل نامرئی» شناسایی کرده بود، بجنگند؛ یعنی میکروب های موجود در هوا که می توانند زخم ها را در اتاق عمل آلوده سازند.

این مقاله را حتما بخوانید : با برند کلینکس، اولین تولید کننده دستمال کاغذی در دنیا آشنا شوید

قبل از اینکه این شرکت، با تولید انبوه گاز و پنبه ی استریل، راه حلی برای این مشکل بیابد، جراحان ناچار بودند برای لوازم پانسمان، از پنبه و الیاف کثیفی که از کف کارگاه های نساجی جمع آوری می شد، استفاده کنند.

نام تجاری جانسون اند جانسون، پیشگام ساخت این وسایل بود و بعد کالاهای قابل توجه دیگری مثل چسبهای زخم بندی و کرم بچه ی جانسون را در دهه ی ۱۹۲۰ میلادی ارایه داد.

نوآوری دیگری از جانسون اند جانسون 

برادارن جانسون

برادارن جانسون

شرکت جانسون اند جانسون یکی از اولین شرکت هایی بود که به مسئولیت صنفی خود پی برد. در سال ۱۹۳۵، تقریبا پنجاه سال پس از آنکه رابرت جانسون (Robert Wood Johnson) تصمیم گرفت که پروسه ی جراحی را متحول سازد، تلاش کرد که روند کاری شرکت را هم با یک «فلسفه ی صنعت جدید» دگرگون سازد.

این مطلب را در جزوه ای با نام «واقعیت را امتحان کنید» (Try Reality)، تشریح کرده بود. در این جزوه جانسون به ضرورت رفتار و عملکرد مسئولانه در قبال خریداران، کارکنان و جامعه اشاره می کرد.

مرامنامه شرکت

چند سال بعد در ۱۹۴۳، رابرت جانسون مسن تر و پخته تر، مرامنامه ی جانسون اند جانسون» را منتشر ساخت که در آن به طور خلاصه، شیوه های به کارگیری این مسئولیت پذیری، تشریح شده بود و گروه مدیریت او، آن را صمیمانه پذیرا شدند. این مرامنامه که در آن توصیه شده بود که خریداران در درجه اول اهمیت قرار بگیرند و سهامداران در مراتب بعدی، هم از طرف تجار دیگر و هم عموم مردم مورد توجه زیادی قرار گرفت. این نوع نگرش به شیوه ی کار در ۱۹۴۳، حقیقا یک رویکرد انقلابی بود.

این مقاله را حتما بخوانید: وال مارت، بزرگترین خورده فروشی جهان

جانسون اند جانسون، در گذر سال ها، هم چنان به نقطه نظرهای مؤسسانش وفادار مانده است. این وفاداری را می توان در دو نمونه از مهم ترین رخدادهایی که در تاریخ شرکت پدید آمد و امروز به «بحران تایلنول»مشهور شده است، پیگیری نمود.

بحران تایلنون جانسون اند جانسون

تایلنون معروف ترین محصول جانسون

تایلنون معروف ترین محصول جانسون

تایلنول (Tylenol)، نام تجاری قرص های مسکن متعلق به شرکت جانسون اند جانسون بود. در سال ۱۹۸۲ در شیکاگو، هفت نفر پس از خوردن قرص تایلنول، جان سپردند و در نتیجه ی آزمایشات مشخص شد که تعدادی از قرص ها به سیانور آلوده شده بودند.

می توان گفت که نحوه ی برخورد جانسون اند جانسون با این رخداد بهترین بود. این مورد به طور قطع بهترین نمونه ی مثال زدنی ای است که برای تشریح چگونگی مدیریت بحران در تاریخ شرکت های سهامی، می توان به آن مراجعه کرد. شرکت به جای اینکه خود را از دسترس رسانه ها پنهان کند یا مسئولیت این اتفاق را برعهده نگیرد، ۳۱ میلیون شیشه ی قرص تایلنول را جمع آوری کرد و به خریداران امکان داد که به طور رایگان، قرص های خود را با کپسول تعویض کنند.

این مقاله را حتما بخوانید : با جوهره برند بیشتر آشنا شوید

سپس بسته بندی های «غیرقابل دستکاری» و علامت گذاری شده ای که امروز همه ی شرکت های تولیدات دارویی از آن استفاده می کنند را، به بازار فرستاد. اگرچه به فاصله ی کوتاهی بعد از این بحران، سهم تایلنول از بازار، از ۳۵درصد به زیر ۷ درصد سقوط کرد؛ ولی ظرف ۹ ماه دوباره تا ۳۵ درصد ترقی یافت.

در سال ۱۹۸۶، برای بار دوم اتفاق مشابه ای رخ داد و جانسون اند جانسون درست به اندازه ی دفعه ی قبل، با یادآوری و به کارگیری مرامنامه ی مسئولیت، عملکرد مؤثری از خود نشان داد و به این ترتیب نام تجاری تایلنول، تا به امروز هم چنان زنده باقی مانده است.

امروز، شرکت برای ارزیابی میزان موفقیت و وفاداری اش به مرامنامه ی مسئولیت، بررسی های متفاوتی انجام می دهد و موارد خطا را تصحیح می کند. این رویکرد، موفقیت آمیز بوده است؛ چرا که جانسون اند جانسون در حال حاضر بزرگترین تولید کننده ی کالاهای مربوط به سلامتی و بهداشت در دنیاست.

طراحی لوگو شرکت جانسون

تاریخچه لوگو جانسون اند جانسون

ساختار اصلی طراحی لوگو جانسون از فرم امضای موسس شرکت یعنی وود جانسون گرفته شده است . که طی ۴ مرحله زمانی بهینه و ساده سازی شده است. نماد بصری آن نیز در ابتدا ترکیبی از مونوگرام و پیکتوگرام بوده که در نهایت برای جذابیت و اثرگذاری بیشتر، لوگو تصویری از مونوگرام دو حرف g استفاده گردید.

رمز موفقیت جانسون اند جانسون

محصولات کودکان جانسون

  • مسئولیت: تأكید بر مسئولیت، فقط راهی برای راضی کردن وجدان نیست. بلکه از نظر تجارت و کار حرفه ای هم تأثیر مثبت دارد. موفقیت نام تجاری Johnson & Johnson و نام های تجاری زیرمجموعه اش مثل تایلنول، بند اید (Bandaid)، نیوتروجنا (Neutrogena) و مسواک ریچ (Reach)، گواه این موضوع است.
  • فلسفه ی کاری: جانسون اند جانسون یکی از قوی ترین فلسفه های کاری در میان نامهای تجاری را داراست که در اصل توسط خود رابرت وود جانسون یکی از برادران جانسون) در سال ۱۹۴۳ پایه گذاری شد.
  • تمرکز بر مشتری محوری: در قلب این فلسفه ی کاری یک رویکرد مشتری مدار دیده می شود که به سازمان کمک می کند که اعتماد خریداران در تمامی نام های تجاری اش را به دست آورده و حفظ کند.
  • مدیریت بحران: امروز شرکت جانسون اند جانسون با توجه به نحوهی برخوردش در قبال دو بحران تایلنول در دهه ی هشتاد میلادی، معرف یکی از کارامدترین و بهترین شیوه های مدیریت بحران روی زمین شناخته می شود که این را مدیون رویکرد مسئولانه اش است.

 

۱- جانسون در ۵۷ کشور در سراسر جهان و در بیش از دویست شرکت، ۱۱۰۱۶۰۰ نفر کارمند و کارگر دارد و محصولاتش در بیش از ۱۵۷ کشور به فروش می رسد.

۲- جانسون یکی از بزرگترین شرکتهای بهداشتی۔ درمانی دنیاست.

۳- صلیب سرخ جهانی به جانسون اند جانسون مجوز استفاده از علامت انحصاری اش را اعطا کرده است؛ در حالی که شرکت های دیگر اجازه ی این کار را ندارند.

 

بر گرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری انتشارات سیته

 

بازاریابی عصبی در سال های اخیر توانسته است توجهات بسیاری را به خود جلب کند. همانطور که از اسمش پیداست، در بازاریابی عصبی (Neuromarketing) بازاریابی و علوم عصبی با یکدیگر ترکیب می شوند تا بتوانیم عملکرد مغز را بدون توجه به پیچیدگی های آن درک کرده و در بازاریابی موفق تر عمل کنیم.

به عبارت دیگر، بازاریابی عصبی به برندسازی کسب و کارها کمک می کند بهتر از گذشته روی مخاطبان تاثیر بگذاریم و آن ها را به سوی خرید محصولات سوق دهیم. یکی از اصلی ترین مزایای آن، صرفه جویی در بودجه بازاریابی است.

این مقاله را حتما بخوانید: پیام های مخفی و زیر آستانه در تبلیغات

یکی از مهمترین مشکلاتی که امروزه کسب و کارها با آن مواجه هستند، رقابت با اقیانوسی از پیام های تبلیغاتی است که مخاطبان در بیشتر اوقات هیچ علاقه ای به خواندن آن ها ندارند. پیامک های تبلیغاتی را در نظر بگیرید. آیا شما نیز از تعداد سرسام آور آن ها ناراضی هستید؟ تبلیغات سایت ها نیز به حدی افزایش یافته اند که کاربران برای وب گردی لذت بخش تر و صرفه جویی در حجم اینترنت از افزونه های مسدودکننده تبلیغات استفاده می کنند.

مفهوم بازاریابی عصبی با ۳ مثال

  • خرید از فروشندگان بی حوصله

به احتمال زیاد برای شما نیز پیش آمده است که گاهی فروشنده هیچ اعتنایی به شما نمی کند. یک دقیقه از ورود شما به مغازه گذشته است ولی او هنوز در حال صحبت با گوشی خود است. وقتی هم که از او می پرسید دوربین فلان موبایل چند اینچی است، او به شما می گوید که جواب سوال خود را در اینترنت پیدا کنید.

اگر در چنین موقعیتی قرار بگیرید، آیا گوشی مورد نظر خود را از آن مغازه خریداری خواهید کرد؟ مهم نیست موبایل های این مغازه چند درصد از سایر مغازه ها ارزان هستند، جواب شما منفی خواهد بود. نتیجه ای که از این مثال می گیریم این است که مغز بسیاری از ما هنگام خرید محصول به فروشنده نیز توجه می کند. اگر فروشنده رفتار خوبی ندارد، از خرید منصرف خواهیم شد.

  • خرید از برندهای متفرقه

فرض کنید وارد یک مغازه موبایل فروشی شده اید و می خواهید یک گوشی سامسونگ خریداری کنید. به مشتری درباره وضعیت مالی نامناسب خود می گویید و او موبایلی با برند متفرقه به شما معرفی می کند. در چنین شرایطی، مهم نیست فروشنده چقدر از محاسن این موبایل از جمله ارزان بودن و بهتر بودن امکانات آن بگوید، احتمال آن که شما گوشی سامسونگ را خریداری کنید بیشتر است.

دلیل این امر این است که هنگام خرید به نظرات دیگران بسیار ارزش قائل هستیم. جالب است بدانید درصد بالایی از خریدهای اینترنتی بر اساس نظرات پیشین کاربران انجام می شود. آیا خواهرم مرا به خاطر خرید موبایلی با برند متفرقه مسخره خواهد کرد؟ به احتمال زیاد، نظرات احتمالی اطرافیان در خرید ما تاثیر خواهد گذاشت.

  • خرید از سایت نامعتبر

فرض کنید می خواهید یک کتاب نایاب انگلیسی بخرید. سری به گوگل می زنید و سایت های نتایج صفحه اول، کتاب مورد نظر شما را با قیمت های مختلفی می فروشند. شما از کدام یک خرید خواهید کرد؟ ارزان ترین ولی نامعتبرترین؟ در بیشتر اوقات، ما معتبرترین سایت یا صفحه اینستاگرام را برای خرید انتخاب خواهیم کرد.

عکس های نامناسب محصولات، نامنظم بودن سایت، لوگو غیر حرفه ای یا سرعت لود آن ممکن است دلیل شما برای عدم اعتماد به سایت ناآشنا باشد. شاید سایت معتبر است و دلیل واقعی پشت ظاهر سایت، بودجه ناکافی یا عدم تخصص صاحب آن است. در این مثال، مغز شما ظاهر سایت را با ظاهر سایت های معتبر مقایسه می کند و اگر نتواند شباهت مورد نظر خود را پیدا کند، از خرید منصرف خواهد شد.

آیا می توان از بازاریابی عصبی در کسب و کارهای کوچک استفاده کرد؟

اگر چند مقاله یا کتاب درباره بازاریابی عصبی بخوانید، به احتمال زیاد نام شرکت های بزرگ را زیاد خواهید دید. این امر ممکن است باعث شود فکر کنید بازاریابی عصبی عبارتی پیچیده است و به درد کسب و کار کوچک شما نمی خورد؛ ولی شما می توانید از برخی از ایده های ساده و ارزان آن استفاده کنید.

داستان بازاریابی عصبی از کجا شروع شد؟

شرکت ها محصولات و خدمات خود را طبق نظرسنجی های انجام شده به بازار عرضه می کردند. برای مثال، از مخاطبان می پرسیدند چه رنگ و ویژگی هایی را دوست دارید؟ جالب است بدانید این محصولات نمی توانستند موفق عمل کنند. بازاریابان در نهایت نتیجه گرفتند رفتار خرید مردم با تحقیقات بازار متفاوت است و نمی توان براساس علایق آن ها، محصولی را به موفقیت رساند.

می توان به مثال های مختلفی برای این موضوع اشاره کرد. برای مثال، مردم دوست دارند تابلوهایی با موضوع کوه، جنگل و دشت در خانه خود داشته باشند؛ ولی هنگام خرید به تابلوهای دیگری توجه می کنند. همچنین اگر از مردم بپرسید چه نوع قهوه ای دوست دارند بنوشند، به احتمال زیاد پاسخ قهوه تلخ خواهد بود؛ ولی هنگام نوشیدن به آن شکر اضافه خواهند کرد!

بخش های مختلف مغز

بخش های مختلف مغز

فهم بازاریابی عصبی با مطالعه مغز انسان

برای مطالعه مغز، دانشمندان هنگام خرید از مغز انسان به وسیله دستگاه هایی مانند fMRI عکس می گیرند. هنگامی که محصولی را خریداری می کنیم، اکسیژن بیشتری به بخشی از مغز فرستاده می شود. fMRI به دانشمندان کمک می کند این مکان ها را، که به آن ها بخش های تحریک شده گفته می شود مشاهده کنند.

مقایسه تصاویر مختلف مغز انسان

در مرحله بعدی، دانشمندان اقدام به مقایسه تصاویری از مغز هنگام انجام کارهای مختلف می کنند. برای مثال، جالب است بدانید مکان های تحریک شده مغز زمانی که مبلغ محصولی را پرداخت می کنیم بسیاری شبیه زمانی است که دردی را تحمل می کنیم. این مقایسه نشان می دهد پرداخت مبلغ محصولی، کاری دردناک برای انسان هاست. هر چقدر بهتر بتوانیم مغز انسان را درک کنیم، در بازاریابی موفق تر عمل خواهیم کرد.

با بخش های جدید، میانی و قدیم مغز آشنا شویم

عملکرد این سه بخش با یکدیگر متفاوت است و دارای نقش ویژه ای هستند؛ ولی نمی توان از تاثیر آن ها بر یکدیگر غافل شد یا به عبارت دیگر، کار خاصی را به یکی از این بخش ها نسبت داد. برای درک بهتر، می توانیم انجام کارهای ارادی، منطقی و پیچیده را به مغز جدید، کارهای احساسی را به مغز میانی و کارهایی مانند تنفس و دستورات صادره برای رسیدگی به گرسنگی و تشنگی را به مغز قدیم نسبت دهیم.

بازاریابی عصبی و افزایش فروش

بازاریابی عصبی و افزایش فروش

تصمیم خرید مربوط به کدام بخش از مغز است؟

این سوال، یکی از مهمترین سوال ها در بازاریابی عصبی است. پیش از پیدایش بازاریابی عصبی، تصور می شد بخش جدید یا بخش منطقی نقشی مهم در خرید ایفا می کند؛ اما بازاریابی عصبی به ما نشان داد در بیشتر مواقع، بخش قدیم مغز برای خرید محصولی تصمیم می گیرد. دو بخش قدیم و میانی (احساسی) مغز بیشترین تاثیر را بر تصمیمات خرید می گذارند. پس برای بازاریابی موفق تر، باید عملکرد مغز قدیم را بررسی کنیم.

این مقاله را حتما بخوانید: با جوهره برند آشنا شوید

همچنین مغز قدیم همان جایی است که شنیده ها و دیده ها را به تصویر تبدیل می کند تا بتواند در کتابخانه ذهن ذخیره و بایگانی کند. از این رو هر ایده تصویری که قابلیت تبدیل شدن به کلام را داشته باشد به سرعت به ذهن سپرده می شود. به این دلیل است که طراحی لوگو برندهایی که قابلیت به کلام تبدیل شدن دارند مانند نماد بصری اپل و یا شیشه کمر باریک کوکاکولا و یا صورتک خندان پپسی و یا حتی تیک نایکی یادآوری سریعتری را دارند.

سخن آخر

اکنون می توانیم دلیل رفتارهای متناقض مردم هنگام پر کردن نظرسنجی ها و خرید را درک کنیم. آن ها هنگام پر کردن نظرسنجی ها و انتخاب تابلو مورد علاقه خود، برای دادن منطقی ترین پاسخ از مغز جدید خود استفاده می کنند. شاید دوست داریم هیچ کاری نکنیم و فقط استراحت کنیم؛ ولی هرگز چنین چیزی را در نظرسنجی ها و مصاحبه ها نخواهیم گفت؛ زیرا نمی خواهیم دیگران از ما انتقاد کنند. پس مغز جدید هنگام پر کردن نظرسنجی ها و مغز قدیم هنگام خرید محصولات تصمیم می گیرند.

 

برگرفته از کتاب بازاریابی عصبی از انتشارات مدیر سبز

وال مارت (walmart)، فروشگاه های زنجیره ای زیر قیمت امریکایی، یک شرکت موفق است که از در اختیار داشتن یک جایگاه همیشگی در صدر لیست پانصد شرکت برتر مجله ی «فورچون» و درآمد سالیانه ای حدود ۲۵۰ میلیارد دلار لذت می برد. لوگو وال مارت از نوع پیکتوگرام و حمل کننده مفاهیمی همچون کیفیت و گستردگی و وسعت برند است.

سام والتون (Sam Walton)، مؤسس وال مارت در کتابش به نام «ساخت امریکا: داستان من» (۱۹۹۲) شرح می دهد که چگونه بدون هیچ بضاعتی و کاملا فقیرانه در سال ۱۹۴۵ در ایالت آرکانزاس (زمانی که تنها ۲۷ سال داشت. این نام تجاری را پایه گذاری کرد و از آن یک نام تجاری غول آسا ساخت. تعهد به برقراری ارتباط با مشتری، هسته ی مرکزی فلسفه ی کاری او را تشکیل میدهد. قانون هشتم از «قوانین ساخت یک تجارت»سام والتون این است: «بگذارید آنها مشتریان بدانند که برایشان ارزش قائلید.»

سام والتون، موسس وال مارت

سام والتون، موسس شرکت

وال مارت از راه های گوناگون سعی می کرد این قانون را به طور کامل اجرا کند و موفق شده بود که به رغم ابعاد غول آسای سازمان، محیطی دوستانه خانگی و به تمام معنا امریکایی به وجود بیاورد، به علاوه از تکنیک های مختلف روابط بازاریابی استفاده می کرد. برای مثال در هر فروشگاه چند نفر را به عنوان «خوش آمدگو» استخدام می کرد که کار آنها این بود که به خریداران خوش آمد بگویند و به آنها در حمل چرخ خریدشان کمک کنند.

ابعاد، برگ برنده وال مارت

در کنار این عنصر انسانی، تکنولوژی های جدی تر هم به کار گرفته می شد. وال مارت یکی از اولین شرکت هایی بود که برای ثبت و تعقیب رفتار و سلیقه ی خرید مشتریان، در کنار صندوق پرداخت، مانیتورهای مخصوصی نصب کرد. امروز وال مارت در تمام فروشگاه هایش برای سنجش الگوهای مصرف و چگونگی خرید مشتریانش، از نرم افزارهای پیشرفته ی دیتاماینینگ (Datamining) استفاده می کند.

سپس این اطلاعات در اختیار تامین کنندگان و عرضه کنندگان اولیه ی کالاها قرار می گیرد یا توسط خود شرکت، برای تصمیم درباره ی اینکه از چه کالایی باید موجودی بیشتری داشته باشند، به کار گرفته می شود.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

در هر حال کلید اصلی موفقیت وال مارت، ابعاد آن است حتی دلیل اینکه وال مارت به کمک «خوش آمدگویان» می خواهد خرید را به تجربه ای شخصی و انسانی تبدیل کند، این است که ابعاد فروشگاه هایش به طرز مرعوب کننده ای بزرگ است. آنها نسبت به فروشگاه های رقیب، دو برابر و گاه تا سه برابر، بزرگترند. البته به همین دلیل، وال مارت می تواند خرید اولیه ی خود را هم به صورت فله ای و عمده انجام دهد.

پس می تواند هر قلم جنس را ارزان تر بخرد. ابعاد بزرگ فروشگاه ها، هم چنین به وال مارت امکان میدهد که اجناس «حراج روزانه»اش (everyday low prices) را هم از هر فروشگاه دیگری، ارزان تر ارایه کند.

این ابعاد هنوز هم بزرگتر می شود. هر سال فروشگاه های جدید بزرگ تری ساخته می شود. بعضی از سوپر فروشگاه های وال مارت ۲۰۰ هزار فوت مربع فضا اشغال می کند. با این حال از دهه ی نود یعنی زمانی که شرکت های کوچک تر از وال مارت کم کم از بازار بیرون رانده شدند، بهای خرید و فروش انحصاری و عمده هم رو به افزایش نهاد که این امر در نهایت می تواند برای وال مارت به شکستی در ابعاد بزرگ بینجامد.

فروشگاه های زنجیره ای وال مارت

برخی چالش های walmart

در این بین مشکلات دیگری هم وجود دارد؛ از جمله دعوی حقوقی تبعیض جنسیتی بر علیه شرکت، پیرامون این اتهام که در ساختار سازمانی وال مارت به زنان حقوق و ترفیع کمتری نسبت به مردان، تعلق می گیرد. این بحث های طولانی، حتی بدون در نظر گرفتن نتایج احتمالی بعدی آن، بدون شک به تخریب انگاره ی نام تجاری شرکت منجر خواهد شد.

با همه ی این نکته ها جای تردید نیست که اقتصاد مبتنی بر ابعاد وال مارت تا به حال نتیجه بخش بوده است با اطمینان می توان گفت که کسب سوپرمارکت های زنجیره ای انگلیس به نام اسدا (Asda) در سال ۱۹۹۹، باعث تحکیم جایگاه بین المللی شرکت شده است.

این مقاله را حتما بخوانید: تیفانی، پر افتخارترین برند جواهرآلات جهان

در عین حال، هزینه های پرداختی شرکت برای ارتقاء تکنولوژیکی و استخدام افراد بیشتر برای خوش آمدگویی در مقایسه با رشد میزان فروش آن در طول سال های اخیر، بسیار اندک است. امروز، چه دوست داشته باشیم، چه نه، همیشه فروشگاه های وال مارت با حدود ۳۰۰۰ فروشگاه ارزان فروشی «معروف به جعبه ی بزرگ» (big box)، در چشم انداز حومه شهرها در سراسر آمریکا و هشت کشور دیگر، به چشم می خورد.

رمز موفقیت

ابعاد: فروشگاه های بزرگ مساوی است با تخفیف بیشتر از جانب عرضه کنندگان اولیه ی کالا و مساوی است با قیمت ارایه شده ی پایین تر برای خریداران.

بازاریابی مبتنی بر ارتباط: وال مارت سعی می کند به رغم ابعاد عظیمش، با استفاده از خوش آمد گویان در فروشگاه و تاکتیک های دیگر، به فروشگاههایش عنصر انسانی را بیافزاید.

 

 خلاصه مطالب 

١- سه باور اصلی سام والتون که آنها را در سال ۱۹۶۲ مقررنمود، عبارتست از: احترام به تک تک افراد- سرویس دهی بالا به مشتریان و کوشش برای برتری

۲- مجله ی فورچون در سال ۲۰۰۳، وال مارت را محبوب ترین شرکت امریکا نامید.

3- در هر هفته، بیش از صد میلیون خریدار به فروشگاه های walmart | در سراسر دنیا، سر می زنند.

 

تکامل لوگو وال مارت

تاریخچه طراحی لوگو وال مارت

تاریخچه لوگو walmart

همان طور که میدانید نام تجاری وال مارت از دو کلمه وال (ابتدای نام موسس شرکت) و مارت (به معنای مرکز حراجی) می باشد. لوگو  از سال ۱۹۶۲ به صورت لوگوتایپ و بدون هیچ نماد تصویری شکل گرفت. سام والتون معتقد بود که نام برند نباید بیش از ۸ کلمه باشد چرا که به یاد سپاری آن برای مشتریان سخت می شود از این رو ایده وال مارکت به وال مارت تبدیل شد.

از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۸ نماد تصویری ستاره به لوگوتایپ اضافه شد که آن از ایده موسس شرکت در ارتباط با تخفیف های فصلی این برند شکل گرفت و پس از سال ۲۰۰۸ و با تغییری بنیادین در طراحی لوگو شرکت، نماد تصویری این برند به گل شش برگ تبدیل شد.

 

(بر گرفته از کتاب سلاطین نام های تجاری نوشته مت هیگ. انتشارات سیته)

 

نمونه طراحی لوگو فروشگاهی که توسط شرکت ایده پردازان ساخته شده است:

 

 

در دنیای ارتباط زده ی ما، نظریه ای خلاف نظریه ی عمومی وجود دارد که می گوید هیچ چیز از ارتباطات مهم تر نیست. وقتی ارتباطات به نفع شما صورت می گیرد، همه چیز امکان پذیر می شود و بدون آن، هیچ چیز ممکن نیست. اصلا هم اهمیت ندارد که تا چه اندازه با استعداد و بلند پرواز باشید. آنچه شانس تلقی می شود، معمولا نتیجه ی ارتباطات موفقیت آمیز است.

گفتن مطلبی مناسب به فرد در زمان مناسب، به قول افراد ناسا (NASA )، مانند پیدا کردن پنجره ای در فضاست. جایگاه سازی، روشی سازمان یافته برای یافتن پنجره هایی در ذهن است و بر اساس این مفهوم بنا شده در ارتباطات، تنها در زمان مناسب و در شرایط مناسب صورت می گیرد.

راهی آسان برای نفوذ به ذهن

راه آسان برای ورود به ذهن افراد این است که نخستین باشید. می توانید ارزشمند بودن این قانون را با چند پوشش ساده از خود ثابت کنید:

چارلز لیندبرگ (Charles Lindbergh )

چارلز لیندبرگ (Charles Lindbergh )

نام نخستین کسی که به تنهایی بر فراز اقیانوس اطلس شمالی پرواز کرد، چیست؟ چارلز لیندبرگ (Charles Lindbergh )، درست است؟ خوب، حالا بگویید نام دومین نفری که بر فراز اقیانوس اطلس شمالی به تنهایی پرواز کرد، چیست؟

نیل آمسترانگ (Neil Armstrong )

نیل آمسترانگ (Neil Armstrong )

نام نخستین فردی که روی کره ماه قدم گذاشت، چیست؟ البته، نیل آمسترانگ (Neil Armstrong ). نام دومین نفر چیست؟

نام بلندترین کوه جهان چیست؟کوه اورست در هیمالیا. درست است؟ نام دومین کوه بلند جهان چیست؟

نام نخستین کسی که حس عشق را با او تجربه کردید چیست؟ نام دومین نفر چیست؟

نام نخستین فرد، نخستین کوه و نخستین شرکتی را در ذهن انسان جای می گیرد، به سختی می توان خارج کرد.

کداک در عکاسی، آی بی ام در کامپیوتر، زیراکس در دستگاه های کپی، هرتز (Hertz ) در کرایه ی ماشین، کوکا در انواع نوشابه های کولادار و جی ای در لوازم برقی.

نخستین چیزی که همیشه برای «قرار دادن پیامتان در ذهن» احتیاج دارید،خود پیام نیست بلکه ذهن است، ذهنی پاک، ذهنی که توسط نام دیگری پر نشده باشد. آنچه در تجارت صادق است، در طبیعت هم صادق است.

حتما بخوانید: لوگو فدکس ‬یکی‭ ‬از‭ ‬هشت لوگو‭ ‬برتر‭ ‬۳۵‭ ‬سال‭ ‬اخیر

«نقش پذیری» واژه ای است که جانورشناسان برای توصیف نخستین رویارویی یک حیوان تازه متولد شده با مادر به کار می برد. تنها چند ثانیه طول می کشد تا هویت مادر برای همیشه در حافظه حیوان تازه به دنیا آمده نقش بندد.

به نظر شما ممکن است تمامی اردک ها مثل هم باشند، اما اگر تمامی این پرندگان را از هم جدا کنید و میان آن ها فاصله بیندازید، حتی یک جوجه اردک یک روزه هم همیشه مادرش را تشخیص خواهد داد.

البته این موضوع کاملا هم صحیح نیست. اگر فرآیند نقش پذیری با جایگزینی یک سگ، گربه و یا حتی انسان مختل شده باشد، جوجه اردک این جایگزین را به جای مادر طبیعی اش می گیرد؛ و این که این موجود چقدر متفاوت به نظر می رسد، اهمیتی ندارد.

عاشق شدن هم پدیده ای مشابه است. گرچه انسان از اردک ها مشکل پسندترند، اما آن قدر هم که فکر می کنید مشکل پسند نیستند. آنچه که بیشترین اهمیت رو دارد، پذیرا بودن است. دو نفر باید در شرایطی یکدیگر را ملاقات کنند که هر دو پذیرای موضوع باشند. هر دو باید پنجره های باز داشته باشند؛ یعنی هیچ کدامشان عاشق فرد دیگری نباشند.

ازدواج به عنوان یک نهاد انسانی. منوط به این مفهوم است که نخستین بودن، بهتر از بهترین است. این موضوع در کسب و کار نیز صدق می کند.

اگر بخواهید در عشق یا کسب و کار موفق باشید، باید برای نخستین ورود به ذهن اهمیت قائل شوید.

وفاداری به یک برند، به همان ترتیبی به وجود می آید که وفاداری به همسر در ازدواج شکل می گیرد. نخستین کسی باشید که وارد می شوید، سپس مواظب باشید که بهانه ای به دستشان ندهید تا برایتان جایگزینی انتخاب کنند.

عصر کالا

راه سخت نفوذ به ذهن

حالا اگر نام شما نیل، چالز، کلینکس یا هرتز نبود، چه؟ اگر کس دیگری ابتدا به ذهن مشتری احتمالی شما نفوذ کرده باشد، چه؟

راه سخت نفوذ به ذهن انسان، دومین بودن است؛ جایگاه دوم، ناکجا آباد است.

نام پرفروشترین کتابی که تا کنون به چاپ رسیده است، چه؟(همچنین نخستین کتابی که توسط حروف متحرک به چاپ رسیده است؟) البته انجیل است.و دومین و پرفروش ترین کتابی که تاکنون به چاپ رسیده، کدام است؟ چه کسی می داند؟

نیورک، بزرگ ترین بندر بارگیری در ایالات متحده است. اما کدام بندر دومین است؟ فکر می کنید همپتون رودز ( Hampton Roads ) در ویرجنیا باشد؟ درست است.

این مقاله را حتما بخوانید: جوهره برند در برندسازی چیست ؟

دومین نفری که به تنهایی بر فراز اقیانوس اطلس شمالی پرواز کرد، چه کسی بود؟ (نویسندگان واقعا علاقمندند که پاسخ این پرسش را بدانند. هزینه ی پست را پس انداز کنید،؛ امیلیا ایرهارت (Amelia Earhart ) دومین کسی نبود که به تنهایی بر فراز این اقیانوس پرواز کرد، بلکه نخستین زنی بود که این کار را انجام داد. خوب، پس دومین زن که بود؟)

اگر نتوانسته اید در ذهن مشتری احتمالی تان نخستین باشید (شخصی، چه سیاسی و چه گروهی)، با مشکل جایگاه سازی روبه رو هستید.

در مسابقه ها ورزشی، اعداد فرد برای سریع ترین اسب ها، قوی ترین تیم ها و بهترین بازیکنان به کار می رود. دامون رانیان (Damon Runyan ) می گوید: «مسابقه ها به نفع تندروترین ها نیست، جنگ هم همیشه به نفع قوی ترین ها تمام نمی شود؛ اما راه و رسم شرط بندی این است.»

البته در مسابقه های فکری این طور نیست. در مبارزه های فکری، اعداد فرد برای نخستین فرد، نخستین کالا و نخستین سیاستمداری که در ذهن مشتری احتمالی قرار می گیرد، به کار می رود.

در تبلیغات، نخستین کالایی که جایی برای خود باز کند، سود بیشتری می برد، که از این میان زیراکس، پولایورد (Polaroid ) و بابل یام (Bubble Yum ) را می توان نام برد.

در تبلیغات، بهترین شرایط این است که بهترین کالا را در رشته ی خاص خود داشته باشید؛ اما باز هم نخستین بودن، بهترین است.

Group 3736

ممکن است عشق برای دومین مرتبه هم شگفت انگیز باشد، اما هیچ کس اهمیت نمی دهد که چه کسی دومین نفری بود که به تنهایی بر فراز اقیانوس اطلس شمالی پرواز کرد؛ حتی اگر اون خلبان بهتری هم بوده باشد. جایگاه سازی، برای مقابله با مشکل دوم بودن یا سوم بودن و یا حتی دویستمین و سیصدومین بودن روش های را ارائه می دهد

اما ابتدا مطمئن شوید که نمی توانید چیزی را پیدا کنید که در آن نخستین باشید.

بهتر است ماهی بزرگی در برکه ای کوچک باشید (و بعد اندازه ی برکه را افزایش دهید) تا این ماهی کوچکی در برکه ای بزرگ باشید.

دومین هم می تواند موفق باشد. آن هایی که با پیشتازها به چالش پرداختند، در نظر بگیرید: کرست در مقابل کلیگیت، فوجی در مقابل کداک، اویس در مقابل هرتز، پپسی در مقابل کوکا. این رده های سوم و چهارم هستند که با مشکل واقعی روبه رو می شوند.

حتما بخوانید : هویت حسی برند چیست و چه عواملی در موفقیت آن اثرگذار است؟

امیلیا ایرهارت، سومین نفری بود که به تنهایی بر فراز اقیانوس اطلس پرواز کرد، اما این دلیل شهرتش نیست. او به این دلیل در نخستین بودن معروف شد؛ نخستین زنی بود که این کار رو کرد. اگر در یک مجموعه نمی توانید نخستین باشید، مجموعه ای درست کنید که در آن نخستین باشید. و این دومین اصل مهم در جایگاه سازی است.

این برند ها چه چیز مشترکی دارند؟ همه ی آن ها نخستین نام در ذهن مشتریان بوده اند و امروزه هم در زمره ی نخستین ها محسوب می شوند. شعار «اول بودن بهتراست از بهتر بودن »، یکی از تفکرات قوی در جایگاه سازی می باشد.

Group 3737

عصر کالا و نفوذ به ذهن مشتری

در دهه 50، تبلیغات در عصر کالا به سر می برد. از بسیاری جهات، آن روزهای خوب گذشته، زمانی بود که یک «تله موش بهتر» و کمی پول برای معرفی آن تمام چیزی بود که لازم داشتید.

زمانی بود که تبلیغاتچیان تمام توجه خود را به ویژگی های کالا و منابع خریداران معطوف می کردند. به قول راسر ریوز (Rosser Reeves )، آنان دنبال «پیشنهاد بی نظیر فروش» (Unique Selling Propostion USP ) بودند.

اما در اواخر دهه ی 50، تکنولوژی رفته رفته چهره ی زشت خود را نشان داد و فراهم کردن آن پیشنهادهای بی نظیر فروش، بیش از پیش مشکل شد.

پایان عصر کالا، با سیل کالاهای تقلیدی ای همراه بود که به بازار سراریز می شد. تله موش بهتر شما، بلافاصله با دو یا چند مدل مشابه دنبال می شد که هر دو ادعا می کردند از اولی بهتر هستند.

رقابت سخت و همیشه هم صادقانه نبود. شرایط چنان بد بود که گویا یکی از مدیران تولید گفته بود: «چطور متوجه نشدید؟ سال گذشته چیزی برای گفتن نداشتیم؛ به همین دلیل واژه های جدید و بهبود یافته را روی بسته بندی گذاشتیم.

عصر تصویر و نفوذ به ذهن مشتری

مرحله بعدی، عصر تصویر بود. شرکت های موفق یافتند که در فروش کالاها شهرت و اعتبار یا تصویر ذهنی، اهمیت بیشتری از ویژگی های آن کالا دارد.

معمار عصر تصویر، دیوید اگیلوی (David Ogilvy ) بود. او در سخنرانی مشهورش در این باره می گوید: «هر تبلیغ، یک سرمایه گذاری بلند مدت بر تصویر یک برند است» و صحت نظریه اش  را با برنامه هایی برای پیراهن های هات وی (Hathway )، رولزویس (Rolld-Royce )، شوئپس (Schweppes ) و دیگر

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

اما همان طور که کالاهای تقلیدی عصر کالا را به پایان رساندند، شرکت های تقلیدی هم عصر تصویر را از بین بردند. همچنان که تمامی شرکت ها به ایجاد شهرت و اعتبار برای خود پرداختند، میزان هیاهو به سطحی رسید که تقریبا تعداد اندکی از شرکت ها توانستند موفق شوند. شرکت هایی که توانستند این عصر را بسازند، اغلب در درجه ی اول با دستاوردهای فنی شگفت انگیز این کار را انجام دادند؛نه با تبلیغات شگفت انگیز. زیراکس و پولاروید دو نمونه از این شرکت ها هستند.

عصر جایگاه سازی

عصر جایگاه سازی و نفوذ به ذهن مشتری

امروز کاملا روشن است که تبلیغات وارد عصری نو شده؛ عصری که دیگر خلاقیت، کلید موفقیت نیست. سرگرمی ها و خوشی های دهه های 60 و 70 به واقعیت های تلخ دهه ی 80 منجر شد.در جامعه ارتباط زده ما، شرکت ها برای موفق شدن باید در ذهن مشتری احتمالی خود جایگاهی به وجود آورند؛ جایگاهی که نه تنها نقاط تفاوت و ضعف آن شرکت در نظر داشته باشد، بلکه به رقبای آن پرداخته باشد.

تبلیغات به دوره ای وارد می شود که در آن روش و استراتژی، سلطان است. در عصر جایگاه سازی، تنها اختراع یا کشف کافی نیست؛ حتی ممکن است ضروری هم نباشد. شما در هر صورت باید نخستین نفر باشید تا در ذهن قرار بگیرید.

کامپیوتر را آی بی ام اختراع نکرد. اسپری – رند (Sperry- Rand ) آن را اختراع کرد. اما آی بی ام نخستین شرکتی بود که جایگاه کامپیوتر را در ذهن مشتری ساخت.

 

 

 

با پاسخ به سه پرسش زیر به جواب سوال خود درباره ی استراتژی ترویج برند خواهیم رسید.

1 . هدف از ترویج برند چیست؟

به هدفی نیاز داریم که قابل دسترسی، قابل اندازه گیری و مشخص باشد. برای مثال، هدف از ترویج برند برای یک نام تجاری خوراکی رژیمی می تواند ایجاد آگاهی و تمایل برای نخستین امتحان باشد. پس ارائه نمونه و تشویق به چشیدن طعم و مشاهده فواید می توانند هدف برنامه ی ترویج برند باشند. نمونه هایی از اهداف ترویج برند عبارت اند از:

  • آزمایش طعم برای بار اول
  •  آزمایش بسته بندی جدید
  • افزایش مصرف کنندگان
  • افزایش فروش برند
  • تشویق به خرید مجدد و افزیش مصرف تشویق به خرید بیش از میزان احتیاج
  • جذب مشتریان رقبا و ایجاد وفاداری در مشتریان برند

2 . مخاطب برنامه ی ترویج برند کیست؟

مصرف کننده ی نهایی، کانال های توزیع مانند مغازه داران، عمده فروش ها یا وب سایت های فروش.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

3 . استراتژی برنامه ی ترویج برند چیست؟

پس از پاسخگویی به دو پرسش قبلی، حالا باید ببینیم که از چه روشی می توان به هدف تعیین شده رسید. در این جا بین دو مفهوم باید تفکیک ایجاد کرد. یکی مفهوم استراتژی های پایه است و دیگری تکنیک هایی که در راستای این استراتژی ها برای رسیدن به هدف به کار گرفته می شوند. استراتژی ها،  روش هایی مانند کشش و رانش هستند در حالی که تکنیک ها، فعالیت هایی همچون ارائه ی نمونه، دادن کوپن تخفیف، برگزاری قرعه کشی، اعاده ی مبلغ، تشویق هایی در نقطه فروش و دادن هدیه می باشند.

استراتژی های ترویج برند

استراتژی ترویج برند

الف) استراتژی رانش (push strategy)

روش هایی که برای به حرکت در آوردن اعضای کانال توزیع انجام می شود تا آن ها وظیفه ی پیشبرد برند و معرفی آن را به مصرف کننده ی نهایی به عهده بگیرند. بدیهی است باید منافع و تشویق هایی برای اعضا کانال توزیع که خود خرده فروش و یا عمده فروش هستند، در نظر گرفته شود تا آن ها در جهت ایجاد تقاضا در مصرف کننده ی نهایی تلاش کنند. از جمله ی این تکنیک ها می توان از تخفیف های پله ای (هر چه بیشتر کالا بخرید، تخفیف بیشتری می گیرید)، ارائه ی کالای رایگان بیشتر هر خرید اضافه و روش های بسیار دیگری نام برد.

ب) استراتژی کشش (pull Strategy )

در این روش، تمامی فعالیت ها برای به حرکت در آوردن مصرف کننده ی نهایی است. بدین ترتیب مصرف کننده به سراغ اعضای کانال های توزیع می رود و محصول را تقاضا می کند. این روش معمولا بیشتر شامل فعالیت های تبلیغاتی می گردد، اما تکنیک هایی مانند دادن نمونه ی رایگان به مشتری، برگزاری قرعه کشی برای مصرف کنندگانی که خرید بیشتر یا به خرید متداوم داشته اند، برگزاری مراسم مختلف برای جذب مصرف کنندگان، استفاده از پاکت های مخصوص و ارائه ی هدیه های جذاب و غیره نیز در موفقیت استراتژی کشش نقش بسزایی دارند.

تکنیک ها ترویج فروش برای برند

درباره انواع تکنیک صحبت کردیم. در این جا می خواهیم درباره ی نحوه انجام دادن آن ها در یک برنامه ی برند سازی صحبت کنیم:

1 . تکنیک ارائه ی نمونه (Sampling)

استراتژی ترویج برند فانتا

یکی از بهترین تکنیک های ایجاد دانش برند در مصرف کننده یا خرده فروش ها، ارائه نمونه است. در این تکنیک شما هم سطح آگاهی از برند را افزایش می دهید و هم تداعی مناسبی در مشتریان خلق می کنید.

مثال واقعی: تکنیک توزیع نمونه برای یک برند شامپو

اهداف

  • تشویق مصرف کنندگان احتمالی به امتحان شامپو در نقاطی که پیش بینی می شود.
  • ارائه ی پیام برند به مخاطب: فقط یک شستشو از موهای جوان دور هستند.

برنامه

توزیع شامپوهای کوچک به همراه مجله، البته در مجله یک صفحه کامل آگهی چهار رنگ داده شد که نمونه ی شامپو در داخل آگهی چسبانده می شد.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم جایگاه سازی برند بیشتر آشنا شوید

مجله تایمز به همراه یکی از محصولات جدید برند پنتین به نام اکسپرت (متعلق به شرکت پراکتراند گمیل) این پروژه را انجام دادند. بابت ه صفحه 13 هزار دلار به مجله پرداخت شد و تیراژ مجله 2 میلیون نسخه بود که به همین تعداد نمونه توزیع شد؛ یعنی برای هر نفر 5/6 دلار. این کمپین پس از ورود برند فرعی اکسپرت به بازار، سهم بازار پنتین را از 20 به 24% رساند؛ یعنی از تبلیغات رسانه ای معمولی بسیار پر سودتر بود و مخاطبان با برند آشنا شدند و تداعی مناسبی نیز در ذهنشان شکل گرفت.

 

2 . تکنیک دادن جایزه در ازای خرید

جایزه و ترویج برند

الف) جایزه روی بسته (On Pack)

معمولا در این تکنیک کالایی فرعی به عنوان جایزه که پیش بینی می شود مورد احتیاج مصرف کننده و منطبق با هویت برند و کالای اصلی باشد، بر روی کالا اصلی نصب یا چسبانده می شود. بدین ترتیب مصرف کننده با خرید یک کالای مورد احتیاج، به رایگان صاحب کالای دیگری نیز می شود.

بسیار مهم است که جایزه ارائه شده با هویت برند مرتبط باشد، زیرا در اینجا هدف معرفی و تقویت برند کالای اصلی است، نه جایزه البته لازم است کالای اصلی بدون جایزه هم در قفسه ها موجود باشد تا مشتری متوجه تفاوت باشد و حتی اگر جایزه ی داشته شده مورد علاقه اش نباشد بتواند کالای اصلی را بخرد.

ب) جایزه درون بسته (In pack)

این تکنیک در دهه ی 1980 -1990 بسیار رواج داشت، اما به خاطر بهداشتی نبودن آن در پاره ای از موارد رفته رفته دچار محدودیت در اجرا شد. همان گونه که از نامش هم پیداست، جایزه ی خرید کالای اصلی درون بسته بندی آن قرار می گیرد که بیشتر برای مواد خوراکی قابلیت اجرایی شدن را دارد.

معمولا این جایزه به گونه ای طراحی می شود که مشتری را به خریدهای بعدی تشویق سازد. برای مثال، ارائه ی مجموعه ای از عروسک های بازی یا کارت های بازی یا بازی های کامپیوتری در بسته های خوراکی که بچه ها معمولا به جمع کردن مجموعه ی آن ها علاقه نشان می دهند.

ج) دادن جایزه در لحظه (Give Away)

این تکنیک موثرترین شکل ترویج فروش است. به طوری که در ازای خرید کالای مورد نظر، بلافاصله جایزه ای از سوی کارکنان فروشگاه اهدا می شود. در برخی مواقع جایزه از پیش مشخص است و بر روی بسته بندی نیز نوشته شده است که مثلا در ازای خرید این کالا بلافاصله یک عدد کوله پشتی هدیه می گیرید. در مواردی هم انتخاب جایزه را به شانس یا خرید واگذار می کنند، بدین ترتیب که شما با خریدن کالای اصلی که ترویج برند آن مد نظر است، حق چرخاندن دستگاه چرخ و فلک را صاحب می شوید.

این مقاله را حتما بخوانید: یک لوگو حرفه ای چه ویژگی هایی دارد؟!

ایستادن عقربه چرخ وفلک روی نام یکی از جوایز نشان می دهد که چه کالایی را برنده شده اید. در ترکیه برنامه ای تلویزیونی به نام چرخ و فلک چندین سال از تلویزیون پخش شد و باعث شد تا در برخی از فروشگاه های بزرگ این روش از محبوبیت بیشتری نسبت به دادن جایزه ثابت و مشخص برخودار شود، بدین ترتیب هیجان چرخاندن چرخ و فلک و آزمودن شانس برای بسیاری از خانواده ها به تجربه ای منحصر به فرد درباره ی برند می شد.

 

 

«معلم بازنشسته به علت ندادن کرایه ی خود در حال تغییر مکان از محله ی قدیمی خود بود؛ محله ای که در آن هزاران نوجوان را تربیت کرده و به عنوان افرادی مفید به جامعه تحویل داده بود. رفتن از محله قدیمی برای معلم بازنشسته  حکم ترک وطن را داشت، اما مجبور بود به خانه ی جدید نقل مکان کند، خانه ای که هیچ گاه به آن نرسید. در روز اسباب کشی معلم لوازم آشپزخانه ی خود را فروخت و با پولشان از فروشگاه برند ایکس یخچال جدیدی خرید. شاید هرگز  فکر نمی کرد که یک یخچال و یک برند مسیر زندگی او را تغییر دهد.

او برنده ی خوشبخت جایزه ی برتر قرعه کشی فروشگاه های زنجیره ای ایکس شد و صاحب خانه ای جدید در همان محله ی قبلی!…»

3 . تکنیک قرعه کشی

قرعه کشی و ترویج برند

این تکنیک بیشتر بر اساس ایجاد تجربه ای به یاد ماندنی از برند طراحی شده است. گاهی اوقات هر خریداری می تواند در قرعه کشی شرکت کند و گاهی بنا بر سنایوری طراحی شده خریداران باید در یک مسابقه شرکت نمایند. البته باید بازی های انجام شده و جوایز در راستای هویت برند باشند.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

معمولا در هر جای دنیا که بخواهید قرعه کشی برگزار کنید، لازم است مراسمی تدارک ببینید. هر چقدر جایزه ی قرعه کشی بزرگ تر و با نیازهای واقعی مخاطبان همسو باشد، اثر بخشی آن بیشتر است. در برخی مواقع می توان خوراک خوبی برای روابط عمومی برند از میان این قرعه کشی ها فراهم نمود. نمونه های آن در خارج ایران بسیار است. که از دل برنامه ی قرعه کشی داستان هایی را برای انتشار از طریق رسانه ها و حتی تنلیغات شفاهی بیرون می آورند.

اثر چنین برنامه هایی کمتر از یاد می رود، خصوصا اگر برنده شما باشید!

4 . تکنیک استفاده از کوپن (Coupon )

کوپن و ترویج برند

این تکنیک یکی از رایج ترین تکنیک های درگیر کردن مشتری با برند است که هم برای محصولات جدید و هم برای محصولات قدیمی، هم برای تولید کننده و هم برای کانال های توزیع استفاده دارد. کوپن ها را از طریق مطبوعات، فروشگاه ها یا توسط بازاریابی مستقیم می توان توزیع کرد.

معمولا کوپن ها قول ارائه ی درصدی از تخفیف یا ارائه ی محصولی را می دهند. کوپن های تخفیف تاریخ اعتبار مشخص دارند و پیش از سر رسید باید مصرف شوند. کوپن های سریالی هم نوع دیگر آن است که باید تمامی شماره های کوپن را جمع کنید تا محصول وعده داده شده را صاحب شوید. کوپن های سریالی معمولا توسط مطبوعات ارائه می شوند؛ با این کار هم به فروش مطبوعات کمک می شود و هم مشتری با میل خود محصول را می خرد.

5 . تکنیک حفظ مشتری یا برنامه ی وفاداری (Continuity Program)

وفاداری به برند

دیگر همه می دانند که حفظ مشتریان فعلی مقرون به صرفه تر از جذب مشتریان جدید است. از طرفی برنامه ی  برند سازی با رسیدن به مشتریان دائمی و وفادار است که معنا می یابد که آن هم از تعامل صحیح با مشتریان فعلی می گذرد. بنا بر این از جمله تکنیک های مهم ترویج فروش که در برند سازی استفاده می شود، برنامه حفظ مشتری است. این برنامه علاوه بر ایجاد وفاداری در مشتریان شرکت باعث می شود آگاهی و تداعی برند نیز در مشتریان می گردد.

بدین ترتیب اگر به مدل ارزش ویژه ی برند 10 آکر توجه کنیم، این تکنیک 3 عامل اصلی برند سازی را ( از میان 5 عاملی که در شکل گیری و ارزیابی ارزش ویژه ی برند نقش دارند) با خود به همراه دارد؛ یعنی در خلق آگاهی از برند ( باعث یاد آوری برند می گردد)، کیفیت ادراک شده و وفاداری برند کمک می کند.

نمونه موفق این برنامه را در بانک ها و شرکت های هواپیمایی اکثر کشورهای دنیا دیده ایم. اساس کار بر این است که در هر بار خرید امتیازی به مشتری ارائه می شود که برای استفاده از این امتیاز یا امتیازها باید دوباره از شرکت خرید نماید. برخی از مشتریان امتیازهای خود را خرج نمی کنند و یا با افزایش میزان امتیازها به سطوح معمولی گرفته تا طلایی و ممتاز را در خود دارند که هر چه سطح مشتری و کارتش بالاتر برود، در ازای امتیازهای خود خدمات بالاتری را می گیرد.

برای نمونه، هواپیمایی کشور ترکیه (ترکیش ایرلاین) با ارائه کارت شاپ اند مایلز، به مشتریان خود به ازای میزان پرواز انجام شده امتیاز می دهد و حتی بر اساس آن مشتریان را بخش بندی می نماید و جوایز مختلفی را میان آنان توزیع می کند.

با استفاده از این تکنیک وفاداری مشتریان به برند افزایش می یابد و در درازمدت سودآوری شرکت نیز بیشتر می گردد. برای افرادی که زیاد مسافرت می کنند، این امتیازها فوایدی مانند اقامت رایگان در هتل و یا کرایه ی اتومبیل رایگان در مقاصد سفر، ویژه در کشورهای اروپایی را به همراه دارد.

لازم به ذکر است که بسیاری از شرکت ها در ایران نیز اقدام به ارائه ی این کارت های وفاداری به مشتریان خود کرده اند، اما نتیجه بخش نبوده و حتی بسیاری از مشتریان از کارت هایشان استفاده نمی کنند. به نظر شما دلیل موفق نبودن سیستم کارت های وفاداری در ایران چیست؟

 

چه قیمتی انتخاب کنیم که با هویت برند ما همسو باشد؟ چه قیمتی انتخاب کنیم که جایگاه برند ما را در بازار حمایت کند؟ در ضمن، مبحث قیمت گذاری تنها به انتخاب قیمت فروش مربوط نیست. تخفیف هایی که برای فروش محصول در نظر می گیریم نیز از اجزای قیمت گذاری محصول به شما می آیند. بنا بر این لازم است تا تحقیقات کافی در زمینه قیمت رقبا و ذهنیت ایجاد شده از قیمت را در بازار هدف انجام دهیم.

همچنین ضروری است با توجه به استراتژی کلان و اولیه ای که طراحی کرده ایم، دقت کنیم که در کدام دسته از طبقه بندی های موجود قیمتی که در ادامه به آن اشاره خواهد شد، می خواهیم قرار بگیریم.

انواع قیمت گذاری محصول برند

قیمت های بالا و ممتاز

ساعت رولکس

برای قرار گرفتن در این طبقه قیمتی، باید جزء رهبران کیفیت بازار باشیم. همچنین مبلغ تبلیغات و روابط عمومی قابل توجهی را باید برای این گروه از محصولات (محصولات با قیمت ممتاز ) هزینه کرد.

در این طبقه از قیمت گذاری باید دائما گوشه چشمی به قیمت گذاری محصول رقبا داشت، تاریخ بازاریابی سرشار از تجربیات شرکت های پیشگامی است که با یک محصول متمایز و قیمتی پرمایه و گران وارد بازار شدند، ولی در نهایت به خاطر عدم کاهش به موقع قیمت جای خود را به شرکت های تازه وارد دادند.

این مقاله را حتما بخوانید:‌ با برند لویی ویتون، بزرگترین برند پرستیژ بیشتر آشنا شوید

روش معمول رقبا در چنین مواقعی رفتن به سراغ  مشتریانی است که نسبت به قیمت حساس هستند و با کوچکترین کاهش قیمتی از سوی رقبا به سمت آن ها می روند. ویژه در بازارهای B2B، رقبا پس از تثبیت موضع خود، به سراغ مشتریان اصلی و پر سود شما می روند.

نکته: یکی از تجربیاتی که در یک بازار صنعتی داشتیم، به ما آموخت که در بازارهای حساس به قیمت لازم است خودمان گاهی قیمت ها را کاهش دهیم و با قیمت گذاری برد-برد روزنه ای برای نفوذ رقبا باقی نگذاریم.

قیمت متوسط

دستمال کاغذی سولو

برای محصولاتی است که کیفیت خوب با قیمت متوسط عرضه می کنند. نمونه موفق آن، دستمال کاغذی سولو در ترکیه است که با شعار «هم نرم،هم مقرون به صرفه» سال هاست که سهم بازار مناسبی را از آن خود کرده و به لحاظ فروش و میزان آگاهی از برند، پیوسته در حال رشد است. چنین محصولاتی به لحاظ هزینه های تبلیغات و روابط عمومی هم در حد وسط حرکت می کنند.

قیمت ارزان و نفوذی

معمولا برندهای معمولی یا محصولات بی نام از چنین قیمت گذاری محصول استفاده می کنند. کیفیت برای چنین محصولاتی مهم نیست و محرک اصلی در خرید قیمت است. این روش موقعی خطرناک است که همه رقبا با هم این کار را انجام دهند، مانند اتفاقی که چند بار در بازار فروش تورهای تابستانی برای آژانس هایی که تورهای ارزان ترکیه و دبی می فروشند، افتاده است.

وقتی معیار تصمیم مشتری قیمت است و شرکت ها برای جذب مشتری عنصر دیگری ندارند، قیمت ها به قدری پایین می آید که به ضرردهی و بازیگران و حذف برخی از رقبا منجر می شود.

این مقاله را حتما بخوانید: کلینکس، اولین نام تجاری دستمال کاغذی

فراموش نکنیم این روش قیمت گذاری برای برند سازی چندان مناسب به نظر نمی رسد، زیرا در ذهن مشتری قیمت پایین مساوی است با کیفیت پایین که در واقع ارائه ی کیفیت بالا با قیمت پایین هم چندان ممکن به نظر نمی رسد.

 

به چه عواملی هنگام قیمت گذاری محصول باید دقت کرد؟

  • رفتار مصرف کننده در مقابل کیفیت -قیمت در بازار هدف
  • هماهنگی قیمت با ویژگی های محصول جدید
  • برسی محیط بازار و قیمت های رقبا
  • بررسی هزینه های تمام شده
  • حساسیت مشتریان نسبت به قیمت

 

ارتباط میان کیفیت و قیمت 

همان طور که ناگل نیز در عوامل موثر در قیمت گذاری اشاره کرده، ارتباط میان کیفیت و قیمت و ذهنیت ایجاد شده در این باره در مشتری بسیار مهم است. معمولا مشتریان دوست دارند با قیمت کم، محصولی با کیفیت بالا را بخرند، برای مقایسه ی ارتباط قیمت – کیفیت، جدولی (ارائه شده توسط فیلیپ کاتلر) وجود دارد که نشان می دهد چند حالت ممکن است در این موضوع موجود است.

قیمت

بالا

قیمت

متوسط به

بالا

قیمت

متوسط

قیمت

متوسط به

پایین

قیمت

پایین

پایین ترین

قیمت

کیفیت بالا

 

(1) استراتژی قیمت بالا (ممتاز)(2) استراتژی ارزش بالا(3)  استراتژی قیمت

ویژه (پرفایده)

کیفیت متوسط

 

(4) استراتژی

قیمت گذاری اجحافی

(5)  استراتژی قیمت و

کیفیت معقول

(6)  استراتژی فایده ی

خوب

کیفیت پایین

 

(7) استراتژی

قیمت گذاری چپاولی

(8)  استراتژی قیمت

کاذب اقتصادی

(9)  استراتژی قیمت

اقتصادی

 

استراتژی های 4 و7 و8 در کار برند سازی، به طور اساسی اشتباه است؛ اگر چه شرکت های بسیاری در کشورمان از این استراتژی ها استفاده می کنند. چندی پیش برای مشاوره به شرکتی دعوت شدم که در کار واردات و فروش لوازم جانبی موبایل بود و قصد داشت با ساخت برند به کسب و کار خود رونق دهد. استراتژی شرکت، خرید کالای ارزان از چین و ارائه کالا در ایران با بسته بندی به ظاهر با کیفیت با قیمت متوسط به بالا بود.

نتیجه این که خرده فروش و مشتری پی یک بار استفاده به بی کیفیتی کالا پی می برد و برند را به عنوان برند بی کیفیت و با قیمت بالا شناسایی می کرد. به مرور زمان فروش کالا با برند مذکور سخت تر شد و حجم فروش کاهش یافت. چنین استراتژی هایی هیچ گاه به ساخت برند منجر نمی شوند و در واقع ضد برند هستند.

این مقاله را حتما بخوانید : با مفهوم برند و برندسازی بیشتر آشنا شوید

استراتژی های 1 و 5  و 9 در واقع همان هایی هستند که مشتری انتظارش را دارد؛ به قول قدیمی ها «هر چقدر پول بدی،آش می خوری» استراتژی های 2 و 3 و 6 استراتژی های خاصی هستند که نسبت به رقبا ایجاد تمرکز می کنند. اما باید دقت کرد که در اجرای این استراتژی ها طول زمان و چگونگی اجرا بسیار مهم است.

در سال 2010 بسیاری از شرکت ها برای فرار از عواقب بحران اقتصادی، استراتژی شماره 3 را انتخاب کردند. در زمان خود، این راهبرد مناسب به نظر می رسید؛ فقط انتظاری که مشتری از طول زمان یک تخفیف دارد، چقدر است؟ 15 تا20 روز، این طور نیست؟

حال اگر برندی زمان نخفیف خود را 4 تا 5 ماه ادامه دهد، چه اتفاقی در ذهنیت مشتری نسبت به این زمان تخفیف می افتد؟ یکی از تولید کنندگان پوشاک در ایران به خاطر همین تخیفیف های طولانی مدت خود دچار باور پذیر نبودن تبلیغاتش شده بود. تبلیغات این شرکت که دائما به بهانه های مختلف تخفیف های خود را اعلام می کردند، بی اثر شده بود و نمی دانم چرا اصرار داشت آن را ادامه دهد.

تحقیقات بازار نشان داده است چنین شرکت هایی در ذهن مشتری جایگاه قبلی خود را به لحاظ کیفیت از دست می دهند.

پس برای ایجاد ارزش ویژه برند که هدف اصلی ماست باید به دو موضوع زیر دقت کرد:

  • یافتن استراتژی مناسب قیمت گذاری محصولات فعلی
  • خط مشی هایی برای انتخاب مدت زمان و چگونگی اجرای برنامه های تخفیف و روش های پیشبرد فروش

قیمت گذاری روانی 

یکی از روش هایی که در قیمت گذاری محصول پیشبرد فروش استفاده می شود، قیمت گذاری روانی است. برای نمونه، استفاده از ۱۴،۹۹ به جای ۱۵ از ساده ترین این روش هاست که هنوز هم پاسخ می دهد. البته بعضی از صاحب نظران معتقدند که استفاده از عدد 7 در آخرین رقم تاثیر دارد بسیار بیشتر نسبت به 9 می گذارد.

اما موضوع مورد بحث ما تنها قیمت گذاری محصول نیست، بلکه قیمت گذاری برای ایجاد ارزش ویژه برند است. در چنین موضوع بالا بردن قیمت نسبت به رقبا به ایجاد تاثیر روانی برای کالاهایی که جایگاه قدرتمندی در ذهن مشتریان دارند (یعنی برندهای قدرتمند) منجر می شود. بالا بردن قیمت در ذهن مخاطبان این گونه کالاها به معنی بالا رفتن کیفیت و همچنین شخصیت برند است.

سیگار مارلبورو

نمونه ی موفق آن مربوط به مارلبورو است که با افزایش قیمت خود پس از بحران اقتصادی سال 1993 که کاهش قیمت ها را به همراه داشت، باعث شد سهم بازار خود را مدتی کوتاه 8% افزایش دهد و بسیاری از مشتریان قدیمی خود را که از دست داده بود، برگرداند.

تاثیر روانی قیمت یر ارزش ویژه برند به حدی دانسته شده که بسیاری از متخصصان برند سازی با ارائه ی تخفیف برای برندهای قدرتمند تا حد زیادی مخالف اند و اثر منفی تخفیف بر هویت برندهای با کیفیت و درجه ی یک را به حدی می دانند که از سود حاصل از تخفیف در افزایش به مراتب بیشتر است.

در نهایت مشتریان برندهای خاص و معتبر، ارتباط مستقیمی میان قیمت و ارزش کسب شده از محصول را در ذهن خود ایجاد می نمایند تا بتوانند دوباره به خرید آن محصول اقدام کنند و نسبت به برند محصول وفادار بمانند. به همین خاطر است که می گویند تخفیف گاهی به این ارتباط ذهنی صدمه می زند.

  • تناسب قیمت با جایگاه ذهنی برند:

برای نمونه، درباره ی برند که جایگاه ذهنی لوکس و ممتاز دارد، باید به قیمت و نوع تخفیف هایی که ارائه می دهد، دقت کرد تا این جایگاه ذهنی را بر هم نزند و به جای کمک به ایجاد ارزش ویژه ی برند به آنتی برندینگ منجر نشود.

  • مقدار مصرف:

برای محصولاتی که کم مصرف می باشند، روش های قیمت گذاری و تخفیف متفاوت وجود دارد و نباید از روش های قیمت گذاری و تخفیف های محصولات تولید انبوه و کالاهای زود مصرفی شدنی استفاده کرد. بنا بر این پیش از هر اقدامی باید به دوره های خرید محصول توجه نمود.

  • محصول عمر و چرخه عمر محصول:

طول عمر محصول در قیمت گذاری و نوع تخفیف هایی که می دهیم موثر است. همچنین در نظر گرفتن این که محصول در کدام مرحله از چرخه عمر محصول قرار دارد.

  • انتظار صاحبان شرکت از میزان سود و سرعت رسیدن به سوددهی.

  • قیمت گذاری بر مبنای فعالیت رقبا:

در قیمت گذاری برای برندها همواره باید نیم نگاهی به محیط بازار و روش های قیمت گذاری رقبای نزدیکمان داشته باشیم. فراموش نکنید که ما در محیط ایزوله تجارت نمی کنیم.

 

این مقاله برگرفته از کتاب برندسازی در ۷ گام نوشته فرزاد مقدم از انتشارات سیته می باشد.